عصر روز دهم
مجتبی راعی همراه با گروه سازنده فیلم «عصر روز دهم» مدتی است در کربلا بسر میبرند. آنها مشغول گرفتن سکانسهایی هستند که مربوط به عزاداری روز عاشوراست. عصر روز دهم فیلمی است که پیش از ساخت با اتفاقی نادر روبهرو شد. فیلمنامه این فیلم را زندهیاد رسول ملاقلیپور نوشته بود و میخواست آن را پس از موفقیتی که فیلم «میم مثل مادر» برایش به ارمغان آورد مقابل دوربین ببرد، اما اجل به او مهلت نداد و او بدون این که عصر روز دهم را تصویری کند به دیار باقی شتافت. فیلمنامه عصر روز دهم که به سفارش منوچهر محمدی نوشته شده بود مدتی بعد از فوت ملاقلیپور مسکوت ماند. در این مدت منوچهر محمدی نوع کار و سبک کارگردانان زیادی را بررسی و با برخی از آنها مشورت هم کرد تا این که قرعه به نام مجتبی راعی افتاد و او عهدهدار کارگردانی عصر روز دهم شد. مجتبی راعی که در پرونده کاری خود فیلمهایی چون غزال، تولد یک پروانه، جنگجوی پیروز، سال سخت در خمین و سفر به هیدالو را دارد شاید در ظاهر سبک و نوع کارش با سبک زندهیاد ملاقلیپور شباهتی نداشته باشد، اما او با آثارش نشان داده است که میتواند در تصویرسازی از «معنا» که در فیلمنامه عصر روز دهم مهم است، موفق عمل کند. داستان این فیلم از خرمشهر و در دوران جنگ ایران و عراق آغاز میشود و زندگی یک خانواده را به تصویر میکشد که جنگ باعث جدایی آنها میشود و بعد از وقایع دیگری ازجمله سقوط صدام و جنگ آمریکا و عراق آنها همدیگر را پیدا میکنند. هانیه توسلی، آفرین عبیسی، سلیمه رنگزن، الهام حمیدی و احمد مهرانفر بازیگران اصلی این فیلم هستند.گروه سازنده عصر روز دهم ظرف چند روز آینده به ایران برمیگردند تا ادامه کار را در جنوب و تهران فیلمبرداری کنند. فیلمبردار عصر روز دهم شاپور پورامین است که با فیلمبرداری تحسینبرانگیز خود فیلم میم مثل مادر را زیباتر کرد.
آناهیتا به روایت حمیدنژاد
نام عزیزالله حمیدنژاد با نام فیلمهایی چون هور در آتش، ستارگان خاک، قله دنیا و اشک سرما معنا پیدا میکند. حمیدنژاد اولین کارگردانی بود که با ساخت هور در آتش ثابت کرد که در سینمای جنگی هم میتوان گونه سینمای معناگرا را تجربه کرد. حمیدنژاد با ساخت هور در آتش نشان داد که علاقهمند است داستان خود را در طبیعت سخت و خشن روایت کند و قهرمانان خود را به مبارزه با آن وادار کند و بعد پیروزی آنها را به تماشا بنشیند. این طبیعت خشن در فیلم اشک سرما قوت بیشتری گرفت و بعد از آن حمیدنژاد فیلمی نساخت تا امسال که نوبت به آناهیتا رسید و موضوعی علمی توجه حمیدنژاد را به خود جلب کرد. 2 هفتهای هست که حمیدنژاد آناهیتا را مقابل دوربین برده است؛ فیلمی که به احتمال زیاد خبر از تغییر نگرش حمیدنژاد به موضوعاتی میدهد که این کارگردان علاقهمند است آنها را در سینما روایت کند. میترا حجار، پوریا پورسرخ، نرگس محمدی، مریم سلطانی و... بازیگران این فیلم هستند که داستان آن درباره آب و ارتباط معنوی انسان با این مایه حیات است. یک دانشمند ژاپنی اطلاعاتی را که در رابطه با این موضوع سالها جمعآوری کرده است در اختیار حمیدنژاد قرار داده است.
شب واقعه
شهرام اسدی با ساخت فیلم «روز واقعه» نام خود را در فهرست کارگردانان خوب سینمای ایران جای داد. هرچند این کارگردان که درس سینما را در آمریکا خوانده است و سالها در آنجا به فیلم و سریالسازی مشغول بوده است قبل ازکارگردانی روز واقعه با ساخت فیلم «اوینار» دین خود را به جنگ ادا کرده بود. شهرام اسدی که این روزها سریال «شیخ بهایی» را از شبکه 2 سیما در حال پخش دارد، هفته گذشته فیلم «شب واقعه» را مقابل دوربین برد. در این فیلم لادن مستوفی، باران کوثری و حمید فرخنژاد ایفای نقش میکنند. شب واقعه روایتی است از زندگی شهید دریاقلی سورانی. تمام سکانسهای این فیلم در آبادن فیلمبرداری خواهد شد. طبق پیشبینی فیلمبرداری این فیلم 3 ماه طول خواهد کشید. البته شهرام اسدی را نمیتوان زیاد مقید این زمانبندی کرد او تا زمانی که پلانهای مورد نظرش را آنچنان که مدنظرش است فیلمبرداری نکند کار را به پایان نمیرساند. این حساسیت را اسدی درباره تدوین و موسیقی آثارش هم دارد. حساسیتهای خاص شهرام اسدی باعث شد تا فیلم به من نگاه کن او با مشکلات زیادی روبهرو شود چون تهیهکننده این کار تمایلی نداشت که به حساسیتهای اسدی بیش از اندازه توجه کند. این فیلم در انتها با پادرمیانی بنیاد سینمایی فارابی به پایان رسید و اکران شد. البته شنیدهها حاکی است که اسدی در زمان ساخت سریال شیخ بهایی نیز همین حساسیتها را رعایت کرده است. حال باید منتظر ماند و دید او در فیلم جنگی شب واقعه چگونه با گروه تولید و تهیهکننده کنار میآید.
شکارچی
رفیع پیتز در ایران پیش از آن که با نام فیلمهایی که ساخته است معروف باشد به این شهرت دارد که پسر ملکجهان خزایی طراح صحنه و لباس سینمای ایران است. رفیع پیتز درس سینما را در لندن خوانده و تاکنون فیلمهای فصل پنجم، صنم و زمستان است را در ایران ساخته است. شکارچی آخرین ساخته پیتز است که فیلمنامه آن را با برداشتی از داستان بزرگ علوی نوشته است. در این فیلم میترا حجار نقش اصلی را بازی میکند. پیتز پیش از این فیلم زمستان است را براساس داستانی از محمود دولتآبادی کارگردانی کرد که شعر زمستان است اخوان ثالث با صدای محمدرضا شجریان روی فیلم گذاشته شده بود. زمستان است اکران مهجوری داشت و نتوانست در گیشه موفق شود، اما پیتز از کار در سینمای ایران ناامید نشده است و بار دیگر با استفاده از ادبیات معاصر ایران فیلم شکارچی را مقابل دوربین برده است.
طلا و مس
به شهادت سریالهایی که همایون اسعدیان برای تلویزیون کارگردانی کرده است برخی معتقدند که این کارگردان در سیما موفقتر از سینماست. او سال گذشته با ساخت فیلم ده رقمی نشان داد که کمدیساز موفقی است و میتواند گیشه موفقی را برای تهیهکننده رقم بزند هرچند سالها پیش اسعدیان با ساخت فیلم مرد آفتابی نشان داد که سینمای کمدی کلاسیک را هم خوب میشناسد. اسعدیان که فعالیت در سینما را با عکاسی شروع کرد با کارگردانی فیلم نیش علاقهمندی خود را به سینمای اکشن نشان داد، اما این علاقهمندی زیاد به طول نینجامید و او در سینما موضوعات مختلف را تجربه کرد. اسعدیان در فیلم جدید خود که طلا و مس نام دارد داستانی متفاوت و اجتماعی را روایت میکند. نقش اصلی این فیلم را نگار جواهریان بازی میکند. داستان این فیلم درباره سیدرضاست که از شهرستان به تهران مهاجرت میکند، اما خیلی زود متوجه بیماری خاص همسرش زهرا میشود. او برای تامین مخارج درمان مجبور میشود شیوه زندگیش را تغییر دهد. این فیلم را منوچهر محمدی تهیه میکند.
چهل سالگی
در کنار فیلمهایی که ذکر شد و فیلمبرداری آنها آغاز شده و ادامه دارد علیرضا رئیسیان ظرف چند روز آینده فیلم چهل سالگی را مقابل دوربین میبرد. فیلمنامه این فیلم را رئیسیان براساس داستان چهل سالگی نوشته ناهید طباطبایی کارگردانی میکند. این فیلم قرار است داستان زنی را روایت کند که به سن چهل سالگی رسیده و با همسر و دخترش زندگی خوبی را سپری میکند. زن در جوانی موزیسین بوده، اما به دلایلی این حرفه را کنار میگذارد. اکنون در آستانه چهل سالگی اتفاقی باعث میشود او دوباره ساز خود را کوک کند. نقش این زن را لیلا حاتمی در کنار محمدرضا فروتن و عزتالله انتظامی بازی خواهد کرد.
با ساخت فیلمهای چهل سالگی و شکارچی میتوان امید داشت که سینمای اقتباسی در ایران بار دیگر نفس کشیدن را آغاز کند.
میخواهم زنده بمانم
هفته گذشته فیلم «میخواهم زنده بمانم» ساخته ایرج قادری از برنامه صد فیلم به نمایش در آمد.این فیلم را میتوان یکی از خوشساختترین فیلمهای دهههای اخیر سینمای ایران دانست که داستان مبهم و پرفراز و نشیب قتل پسربچهای را به دست نامادریاش روایت میکند. پدر بچه و همسر زن که وکیل است تلاش خود را آغاز میکند تا ثابت کند که مرگ پسرش قتل نبوده و خودکشی بوده است. سالها پیش رسول صدرعاملی همین داستان را که در زمان قبل از انقلاب اتفاق افتاده بود و شکل واقعی داشت در فیلم قربانی روایت کرده بود و ایرج قادری در سال 1373 بار دیگر این داستان را در قالب فیلم روایت کرد. قادری تلاش کرده بود سکانسهای دادگاه این فیلم را شبیه فیلم خارجی «میخواهم زنده بمانم» درآورد که تا حدودی هم موفق شده بود. داستانی که در فیلم میخواهم زنده بمانم روایت شده بود در سینمای قبل از انقلاب بارها و بارها تکرار شده بود و طرفداران زیادی داشت، اما در سینمای بعد از انقلاب پرونده این گونه فیلمها با ساخت فیلم مترسک به پایان رسید و کارگردانان و سینماگران هرگز به موضوع «نامادری» نزدیک نشدند؛ انگار این موضوع با پیروزی انقلاب از کشور ما کاملا زدوده شد و اصلا در میهن ما زنی به نام نامادری بد وجود ندارد! با رفتن نامادری از سینمای ایران برخی از آسیبهایی که این موضوع در جامعه هرچند بندرت به وجود میآورد هم مثل آتش زیر خاکستر به کار خود ادامه داد شاید به همین دلیل آسیب وحشتناک «کودکآزاری» متاسفانه روز به روز بیشتر میشود. سینما آیینه جامعه است. مسلما وقتی معضلات پنهان جامعه در سینما بازگو شوند مدیران و مسوولان جامعه جدیتر درباره حل آن اقدام میکنند.
ایرج قادری فیلم تاراج را هم در پرونده کاری خود دارد. این فیلم با موضوع اعتیاد و معضل قاچاق مواد مخدر در سالهای گذشته چند بار از تلویزیون پخش شده است. موضوع اعتیاد هم از موضوعات مغفول سینمای ایران است که اگر فیلمهای مناسبی در این زمینه ساخته شود میتواند در حل این آسیب اجتماعی مفید باشد.
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم