در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بوش با وعده کوچک کردن دولت، کاهش تـصـدیگـری کـاخسـفـیـد و سـیـاست خارجی میانهرو قدرت را در دست گرفت اما امروز در شرایطی کاخسفید را ترک میکند که دولت به شکلی بیسابقه در بازار آزاد مداخله کرده و سیاستهای تهاجمی فرامرزی او به جنگهایی برای ملتسازی در عراق و افغانستان منجر شد. بوش رئیسجمهوری بود که وعده داد برای کشور مشکلات جدی ایجاد نخواهد کرد ولی در مقابل کوهی از مشکلات برای خلف خود به یادگار میگذارد.
با وجود همه ایراداتی که به عملکرد بوش گـرفـتـه مـیشـود بـرای رتـبـهبـنـدی عـمـلکرد او محدودیتهایی وجود دارد. تاریخ نشان میدهد بـرای قـضاوت در مورد یک رئیسجمهور و عملکردش نباید خیلی عجله نشان داد. منطقی که باعث میشود رئیس جمهور تصمیمی را اتخاذ کـنـد ممکن است سالها بعد از پایان دوران زمامداریاش کاملا متفاوت به نظر برسد.
مهم نیست تاریخ در مورد بوش چه قضاوتی داشته باشد اما مردم با توجه به شرایط زندگیشان براساس واقعیتهای روزمره قضاوت میکنند. رونـــالـــد ریـگــان، از روســای جـمـهــور پـیـشـیــن ایالاتمتحده که از چهرههای محبوب بوش پسر بود در مورد چگونگی قضاوت عمومی در مورد روسایجمهور معاصر میگوید: مردم با همان منطقی که فردی را به ریاستجمهوری انتخاب میکنند در موردش قضاوت خواهند کرد.
با چنین استانداردی گزارش کار بوش در خوشبینانهترین حالت متناقض و در بدترین حالت افــتــضــــاحآمــیــــز خــــواهــــد بــــود. دوره 8 ســــالــــه ریاستجمهوری بوش را میتوان چنین خلاصه کرد: وقوع بیسابقهترین حمله تروریستی تاریخ آمریکا در خاک اصلی کشور، بدترین سقوط و رکود اقتصادی طی 3 نسل گذشته با چاشنی دو جنگ، دو حکم دادگاه عالی آمریکا برای تعیین نـتـیـجـه انـتـخـابـات، انـتـخـاب مـجددی سخت و پـرحـاشـیـه، سـقـوط مـحـبـوبـیـتـی آرام امـا مـداوم، پیروزیها و شکستهای بزرگ در کنگره، طرحی جاهطلبانه برای مبارزه با ایدز، فروپاشی بازار مسکن، افول اعتبار و وجهه آمریکا در عرصه بینالمللی و اعطای اختیاراتی بیسابقه به دیکچنی که پیش از آن هــیـــچ مــعـــاون رئـیــسجـمـهــوری در تــاریــخ ایالاتمتحده از آن برخوردار نبوده است.
بوش در دوره اول ریاستجمهوری خود با پافشاری موفق به تصویب قانون معافیتهای مالیاتی و انجام اصلاحاتی در قانون آموزش عمومی شد و در دور دوم تغییراتی در قانون تامین اجتماعی و قوانین مهاجرت به وجود آورد. او سوار بر موج حوادث، ملتی را که به واسطه حملات تروریستی 11سپتامبر 2001 دچار تشتت و سردرگمی شده بود، متحد ساخت، اما وقتی طوفانی سخت و نابودکننده سواحل جنوبی کشور را در نوردید، عملکردی ضعیف و غیرقابل دفاع از خود نشان داد.
بسیاری از وعدههای انتخاباتی او به فراموشی سپرده شد. حملات 11 سپتامبر همه چیز را عوض کرد. بوش در روزهای شروع زمامداریاش تجلی حزبی بود که قدرت را در کاخسفید و کنگره در دسـت داشـت امـا حـالا جـمـهـوریـخواهان دیگر هیچکدام از ارکان قدرت را در اختیار ندارند. بوش متعهد شده بود لحن سخن سخت گفتن واشنگتن و نحوه اتخاذ تصمیمها در مراجع قدرت را تغییر دهد. کاری که هرگز انجام نشد اگرچه دمکراتهایی که در میانه دوران زمامداری بوش بر کنگره تسلط یافتند هم هیچگاه چنین کاری نکردند.
بوش همه محدودیتها را برای هدف قرار دادن تروریستها نادیده گرفت. او میگوید با تصمیماتی دشوار توانسته امنیت آمریکا را حفظ کند و مانع از تکرار حوادث 11 سپتامبر شود. این از آن دست مسائلی است که تاریخ باید در موردش قضاوت کند.
تا آنجا که به اقتصاد مربوط میشود آمریکا در بدترین وضعیت ممکن است. بیش از 11 میلیون آمریکایی هیچ شغلی ندارند، نرخ بیکاری به بالاترین سطح طی 16 سال گذشته رسیده است و شاخص اقتصادی داوجونز تنها در سال 2008 میلادی 8/33درصد سقوط کرد که بدترین در نوع خود پس از سال 1931 میلادی است. از هر 10 نفری که مالک خانه مسکونی خود هستند یک نفر با مشکل عقبماندن اقساط خود دست به گریبان بوده یا در میانه روند توقیف سرپناهش است.
مردم اندوختههایشان، تخممرغهایی که برای روزهای سخت کنار گذاشته بودند و رویاهای خود را از دست رفته میبینند. کشور در عراق و افغانستان درگیر جنگ است و مهمتر از آن آمریکا با خطر تروریسم که یادگار دوران بوش است و از هر طرف کشور را تهدید میکند مواجه است. اگرچه دورنمایی برای پایان جنگ عراق ترسیم شده اما هزینههای این جنگ از بعد مالی، زمانی و انسانی به مراتب بیشتر از آن چیزی است که حتی خود بوش انتظار داشت.
درست در همین زمان دولت آمریکا همچنان به خرج کردن پولهایی که ندارد، ادامه میدهد. کـسـر بـودجـه کـنـونـی کـشـور بـه رقم بیسابقه 455میلیارد دلار رسیده است. این گودال عمیقتر خواهد شد و با افزایش کمکهای دولتی به موسسات اقتصادی و صنعتی برای به تحرک واداشتن اقتصاد پیشبینی میشود مجموعه کسر بودجه دولتی به هزار میلیارد دلار بالغ شود.
سپس نوبت به سیطره ناامیدی بر جامعه رسید. بخش اعظم مردم بر این باور هستند که کشور در مسیر اشتباهی قرار گرفته است. بوش طی 47 ماه آخر زمامداری خود نرخ مقبولیتی در حال افول داشــت کــه در تـمــامـی سـالهـایـی کـه چـنـیـن نظرسنجیهایی باب شده، بیسابقه بوده است. تقریبا دوسوم کسانی که از سوی موسسه تحقیقاتی PEW مورد سوال قرار گرفتند تاکید داشتند مردم بوش را به واسطه ناکامیهایش به این سادگیها از خاطر نمیبرند.
توماس والن، استاد علوم سیاسی دانشگاه بوستون که کتابی در مورد شجاعت رئیسجمهور شدن نوشته است، میگوید: هیچ چیزی در مسیر درست قرار ندارد. بوش کشوری را تحویل گرفت که در شرایط خوبی بود چه طور حالا میتواند ادعا کند امور را در حالی واگذار میکند که کشور در شرایط بهتری قرار دارد؟!
منبع: نیوزویک
مترجم: رضا سادات

در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: