در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
38 سال پیش در بوئنوس آیرس پسری چشم به جهان گشود که در تاریخ جام جهانی تاثیرگذار بود. او در 14 سالگی توسط مربیاش با لقب چولو شناخته میشد. دلیل این لقب، شباهت بازی دیگو سیمهئونه با بازیکن سالهای دور بوکاجونیورز، کارملو سیمهئونه بود که البته هیچ نسبتی هم با هم ندارند در واقع تنها وجه تشابه بازی این دو، جنگندگی بیامان تا آخرین نفس بود.
دیگو سیمهئونه در ولز سارسفیلد کارش را شروع کرد و آنقدر بااستعداد بود که در 20 سالگی راهی اروپا شد، حال آنکه در آن سالها کمتر بازیکنی در آن سن و سال به تیمهای اروپایی منتقل میشد. پیزا نخستین تیم اروپایی سیمهئونه بود که در 18 سالگی پیراهن تیم ملی آرژانتین را به تن کرده بود. او سپس به تیمهای اسپانیایی سویا و اتلتیکومادرید پیوست و در سال 1997 به ایتالیا بازگشت تا برای اینتر بازی کند. لاتزیو و اتلتیکومادرید تیمهای بعدی او بودند و سرانجام در سال 2005 در 35 سالگی، سیمهئونه به کشورش بازگشت و در تیم راسینگ کلاب بازی کرد و از همانجا وارد عرصه مربیگری شد.
نسخه قدیمی ماتراتزی
اگر کمی به عقب برگردیم، به یاد میآوریم که سیمهئونه چگونه در جامجهانی 1998 همچون ماتراتزی 2006 تاثیرگذار بود. سیمهئونه که استاد انجام بازیهای خشن و راهرفتن روی اعصاب بازیکنان سرشناس و ستاره تیمهای مقابل بود، در بازی حساس مرحله یک هشتم نهایی برابر انگلیس در درگیری با دیوید بکام او را وادار به انجام واکنش کرد و در پی این حرکت کیم میلتون نیلسن، داور سرشناس آن مسابقه دیوید بکام را از زمین اخراج کرد و در نهایت آرژانتین توانست در ضربات پنالتی انگلیس را شکست دهد و به مرحله بعدی راه یابد. البته این تنها حرکت تحریکآمیز سیمهئونه نبود؛ اما مهمترین آنها بود.
دوران شیرین
سیمهئونه را روزنامهنگاران آمریکای جنوبی به تیغه چاقو بین دندانها تشبیه کردهاند. کاپیتان سابق آرژانتین که 106 بازی ملی انجام داده است، در دوران مربیگری هم شخصیتی مشابه داشته است. البته رقبای او خیلی خوشحال میشدند که او به جای این که در زمین باشد، روی نیمکت نشسته است!
وی پس از دوران کوتاهی که در راسینگ کلاب داشت، به استودیانتس رفت و بعد از 23سال این تیم را قهرمان لیگ آپرتورا کرد. نقطه اوج کار استودیانتس پیروزی 2 بر یک برابر بوکاجونیورز بود.
در شروع سال 2007 سیمهئونه برای اولین بار در تاریخ زندگی ورزشیاش به یکی از دو قدرت بزرگ فوتبال آرژانتین پیوست و مربیگری ریورپلاته را پذیرفت. او در ریور هم موفق بود و در رقابتهای کلاسورای فصل 2008 2007 همراه با ریورپلاته قهرمان شد. این قهرمانی بعد از 8 تلاش ناموفق ریورپلاته در 4 سال گذشته، طعمی بسیار شیرین برای هواداران این تیم داشت.
شروع مصائب
برای ریورپلاته، اوضاع در رقابتهای آپرتورای فصل 2008 2007 برخلاف گذشته اصلا خوب پیش نرفت. آنها چند بازیکن کلیدی خود را در شروع رقابتها، تابستان گذشته از دست دادند. پابلو کاریزو، دروازهبان این تیم به لاتزیو رفت و از آنجا ملیپوش شد. آریل اورتگا، ستاره سابق تیم ملی آرژانتین به دلیل رعایت نکردن نظم تیمی به تیم دوم ریورپلاته فرستاده شد. آلکسیس سانچز، گلزن شیلیایی به اودنیزه پیوست و... ریور تقاص آن را داد.
در مقطعی از فصل، ریورپلاته در 12 بازی بدون پیروزی ماند و از همه بدتر سوپرکلاسیکوی بوئنوس آیرس را در حالی که در اغلب لحظات نیمه دوم 10 نفره بود، یک بر صفر به بوکاجونیورز باخت.
بعد از تساوی ناامیدکننده یک یک برابر نیوولز اولدبویز، سیمهئونه از کوره در رفت و نیمکت ذخیرهها را مورد حمله قرار داد و دستش را شکست! تنها خاصیت این ماجرا این بود که او مجبور نبود در کنفرانس خبری بعد از بازی شرکت کند و به صورت تکراری بگوید: ما خیلی خوب بازی کردیم، فقط از موقعیتهای گلزنی خود استفاده نکردیم. باید با این شرایط بجنگیم و دوباره به روزهای خوبمان برگردیم. من تنها شخصیام که مسوول این قضیه هستم. رسانههای آرژانتین مشابه چنین صحبتهایی را بارها از قول سیمهئونه مخابره کرده بودند.
آخرین ناامیدی وقتی فرا رسید که ریور در مرحله یکچهارم نهایی جام سود آمریکانا مجبور بود برای صعود به نیمه نهایی در خانه تیم مکزیکی گوادالاخارا به پیروزی برسد، اما آنها در حالی که با 2 گل از حریف پیش بودند، تن به تساوی 2 - 2 دادند و از دور مسابقات کنار رفتند. در پی این بازی سیمهئونه از سمت خود استعفا کرد و در فاصله 6 هفته به پایان مسابقات لیگ تیمش را تنها گذاشت. در آن زمان بود که او را ازجمله کاندیداهای جانشینی آلفیو باسیله در تیم ملی آرژانتین میدانستند، ولی با انتصاب دیهگو مارادونا، سیمهئونه بدون تیم ماند.
هماکنون سیمهئونه باید شانساش را روی نیمکت تیمهای متوسطی چون ایندیپندنته، سن لورنزو یا ولز سارسفیلد جستجو کند؛ البته رویای واقعی او این است که در یک تیم اروپایی مربیگری کند، شاید در آن صورت مثل اسوالدو آردیلس، بیشتر به چشم بیاید.
مزدک میرزایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: