از ابتدای دهه 1380 انتظار میرفت با رشد جمعیت زنان دانشآموخته دانشگاهی بر میزان حضور زنان در مشاغل مهم و کلیدی جامعه نیز افزوده شود بخصوص وقتی آمارها از متوسط رشد نرخ دانشآموختگی زنان تا حدود 12 درصد در برابر رشد 7/5 درصدی مردان خبر دادهاند، به نظر میرسید با رشد تخصصگرایی و مهارتآموزی، زنان بیشتر در مشاغل موردنیاز جامعه جذب شوند، در حالی که حضور زنان در بازار کار بیشازحد در سطح مشاغل غیررسمی و کاذب و حتی خدماتی محدود ماند. کارشناسان بر این باورند که مشاغل خدماتی هم میتواند به روند توسعه اقتصادی و اجتماعی کمک کند. در بسیاری از کشورها، سهم بخش خدمات در ایجاد ارزش افزوده و اختصاص منابع و فعالیتها به خود و نیز سهم امور خدماتی در تولید ناخالص داخلی، اشتغال و توسعه افزایش یافته و حتی این بخش قادر است هم بر توانمندیهای بخش تولید و صنعت بیفزاید و هم برای صاحبان سرمایه و کارآفرینان، سودآور باشد.
این در حالی است که در ایران با گذشت سالها از حضور زنان در مشاغل خدماتی، این قشر از مزایا و فرصتهای فعالیتهای خدماتی بینصیب مانده و بیشتر به نیروهای جایگزین مردان به صرف دریافت دستمزد کمتر تبدیل شدهاند.
مجبورم سر کار بیایم
22 ساله است و در کارگاهی زیرزمینی لوازم تزئینی میسازد. ساعت کارش 8 صبح تا 4 بعدازظهر است. خودش میگوید: نه رنگ آفتاب را میبینیم و نه هوای تازه میخوریم، فقط برای ماهی 200 هزار تومان. او و 8 همکار دختر همسن و سالش دیپلم یا فوقدیپلماند. میگوید: مجبورم سرکار بیایم، شوهرم از پس مخارج برنمیآید. در جواب این سوال که بیمه هستید یا نه، فقط میخندد. گویا حرف غریبی زدهام.
بیکاری بد دردیه
26 ساله است اما ظاهر ریزنقشش کمتر نشان میدهد، با آرایشی غلیظ و زبانی چرب از زنانی که مانتوهای روی رگال را ورانداز میکنند، استقبال میکند: «بفرمایید درخدمتم» ماهی 250 هزار تومان، از 9 صبح تا 9 شب. میگوید لیسانس دارد، البته اضافه میکند: «که باید بگذارم در کوزه....» خودش معتقد است پسرها از چنین فضایی فراریاند، حاضر نیستند با این حقوق و با این صاحب مغازه بدعنق کنار بیایند، آه میکشد که: «بیکاری بد دردیه.»!
کارم شبانه روزیه
داخل واگنهای مترو میچرخد. 20 ساله و دانشجوی دانشگاه آزاد است. «کرم پودر، مداد چشم، ریمل ... هر چیزی بخواهید 2000 تومان» برای یک فروشگاه بزرگ در مرکز شهر کار میکند: « ضامنم پدرم است» روزی 10 تا 20 هزار تومان میفروشد، اما درآمد ماهانهاش به سختی به 150 هزار تومان میرسد: «هرچند که از بیکاری بهتره»! چارهای ندارد چون هزینه درس و دانشگاه سنگین است. «یک سال است که برای این فروشگاه کار میکنم» بیمه؟ «اصلا حرفش را نزنید.»
مطب دکتر ... بفرمایید
جدی و سرد حرف میزند، حوصله بیماران را ندارد، گاهی هم با همراه بیماران به تندی صحبت میکند. در سکوت سنگین مطب حاضر به گفتگو نیست. لیسانس دارد و 29 ساله است. «مجبورم، اگر کار بهتری باشد میروم، چون این شغل هیچ مزایایی برایم ندارد.» پزشک متخصص مطب با درآمد میلیونیاش در ماه حاضر نیست او را بیمه کند.
بیشتر از این چیزی نمیگوید. با زنگ تلفن با بیحوصلگی و صدایی کشدار میگوید: «بفرمایید...»
زنان جایگزین مردان
با توجه به حضور زنان در مشاغل خدماتی که گفته میشود، تنها 23 درصد از زنان شاغل در ادارات دولتی مشغول به کارند و بیش از 75 درصد آنها در بخش خصوصی فعالیت میکنند، ضرورت بازبینی و نظارت بر وضعیت زنان شاغل احساس میشود. حضور زنان در مشاغلی مثل فروشنده، منشی، حسابدار، مسوول بایگانی، نظافتگر، تایپیست و ...
از یک طرف نشان میدهد که بهرغم افزایش سطح تحصیلات، زنان هنوز فرصتهای شغلی کمتری دارند و از طرف دیگر افزایش چشمگیر به کارگیری این افراد در مشاغلی خاص بتدریج منجر به زنانه شدن این مشاغل شده و کارفرمایان با دستمزد کمتر، قراردادهای موقت و بیتوجهی به بیمه این نیروها، زنان را جایگزین مردان کردهاند. در حالی که وزارت کار و امور اجتماعی و سازمان تامین اجتماعی موظف به بازتعریف فضاهای کاری و نظارت بیشتر بر عملکرد کارفرمایان هستند.
اما اسماعیل ظریف، معاون اداره کل نظارت بر روابط کار در وزارت کار میگوید: وزارت کار تنها منحصر به نیروهای شاغل مرد نیست و هر فردی که مشمول قانون کار باشد تحت نظارت ما قرار میگیرد. گواه استدلال آقای معاون، ممنوعیت به کارگیری زنان در مشاغل سخت و زیانآور و ارائه فرصتهای ویژه مثل مرخصی زایمان، شیردهی و تاسیس مهدکودک است. به گفته ظریف وزارت کار فقط از 2 راه بر رابطه کارگر و کارفرما نظارت میکند: «یک ابزار ما مراجع حل اختلاف است که در آن نیروی کار از کارفرمایش شکایت میکند و دیگر نظارت کلی بر واحدهای صنفی.»
البته او اضافه میکند که در برابر صدها هزار واحد صنفی، وزارت کار، تنها حدود 800 واحد بازرسی دارد و این، یعنی نادیده گرفته شدن هزاران واحد صنفی و حقوق دهها هزار نیروی شاغل که اتفاقا بخش عمدهای از نیروهای آن را زنان تشکیل میدهند. به هر حال، زنان در بازار کار ایران موقعیت مطلوبی ندارند، از یک طرف جایگزین نیروی کار مردان شدهاند و از سوی دیگر با نبود بیمه و قرارداد و دستمزد پایینتر از حد استاندارد کشوری، موقعیت با ثبات و پایداری ندارند، عمر کار اینگونه نیروها به طور مسلم زیاد نیست و چهبسا منجر به نبود تعادل و رشد مشاغل کاذب و غیررسمی در بازار کار شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم