اما سوال جدی اینجا مطرح میشود که این تاثیرگذاری توسط چند اثر سینمایی یا چند کارگردان بهنام تعقیب میشود و آیا همه آثاری که در طول یکسال اکران میشوند دارای چنین فاکتوری هستند. برای رسیدن به جواب چنین سوالی باید حتما سری به سینماها زد و کمی با فیلمهایی که این روزها در حال اکران است آشنا شد. اکران برخی آثار سینمایی که متاسفانه تبدیل به یک عرف کلی در سینمای ما شده است برای بسیاری از علاقهمندان سینما قابل هضم نیست و برای رسیدن به چنین واقعیتی که آثار سینمایی کشورمان با نوسان همراه است، باید ابتدا به سراغ مضامین و موضوعات برخی از آثار برویم. تعدادی از آثار و موضوعاتی که این روزها در حال پخش هستند، خیلی به سراغ محتوا نمیروند و همه چیز را فدای گیشه و پول مینمایند. اگرچه خود گیشه فاکتوری مهم برای پابرجایی یک سینمای موفق است، اما هر چیزی دارای بها و ارزشی است. نمیتوان به سادگی مضمون و محتوا را فدای بلیتهای پشت گیشه کرد و در پس پرده داستانهای تکراری، نگاههای کاملا عامی و غیرتاثیرگذار را بر روی پرده برد! این مسئله حتی به اقتصاد سینما نیز کمک نمیکند بلکه بشدت، مخاطب را از چنین سینمایی دور میکند و دور شدن مخاطب از سینما و عدم اعتماد به آن یعنی مشکلی مضاعف و البته خطرناک برای سینما و سینماداری!! حضور و وجود بازیگران مطرح و استفاده ابزاری از آنان نیز از دیگر موضوعات پردردسر سینمای کشورمان شده، چند المان ساده در یک فیلم مثل عشق یک دختر و پسر و حضور چند عنصر شاخص در سینمای کشورمان، در یک اثر سینمایی هم پتانسیل و توانایی یک اثر سینمایی را به زیر سوال میبرد. اثر سینمایی که بخواهد معطوف به بازیگر صرف باشد، اثری یک بار مصرف و غیرقابل بازخوانی است! نکته دیگر که این روزها از ضعف سینمای کشورمان محسوب میشود، نوع ژانرهایی است که طرح موضوع میگردند. بیشترین ژانرهایی که حتی این روزها در سینماها وجود دارد، یک درام عشقی است. این که طنز صرف است، آن هم نه از مدل طنز کاملا فنی و صحیح که مخاطب با دیدن آن خندهای از سر درد داشته باشد، بلکه طنز سراسر با لودگی و هجو که تماشاچی در آن میخندد و سپس همه چیز و همه کس را از یک اثر سینمایی فراموش میکند. واقعا این موارد چرا شکل میگیرد؟ آیا نگرانی از اوضاع مالی چنین وضعیتی را پدیدار کرده یا این که موارد و مباحث دیگر بسترسازی شدهاند؟ به هر حال سینمای ایران که میتواند سینمایی شاخص، تاثیرگذار، پرمحتوا و مخاطب پسند باشد، به ناگهان آنچنان متلاطم و پرنوسان میگردد که برای مخاطب هضمش سخت است. البته نباید از وجود آثار برتری که همواره توسط چند کارگردان بزرگ کشورمان ساخته میشود غافل شد اما چنین آثاری باید در کشور ما که مهد فرهنگ و هنر و همچنین داستانها و نمایشهای پرمحتوا بوده بیشتر گردد.
مجتبی شهریان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم