بررسی وضعیت تئاتر دینی در ایران (1)‌

سرگشتگی هویت در تئاتر دینی

هنرها برای تحقق مبانی دینی در میان جوامع، جایگاه ویژه و برجسته‌ای دارند و هنر تئاتر به دلیل زنده بودن و شریک بودن با تماشاگر از خصوصیات منحصر به فردی برخوردار است. تئاتر دینی یکی از همان گونه‌هایی است که با استفاده از همین ویژگی‌های هنر نمایش می‌تواند با دغدغه قرار دادن مسائل اعتقادی، مذهبی، دینی و شریعتی به شکلی از نمایش دست یابد که علاوه بر حس سرگرمی و همراهی مخاطب، در بطن و پیام مورد انتقالش به کاتارسیس یا همان تزکیه نفس در مخاطب برسد. اما این که چرا با وجود ممزوج بودن مسائل دینی در لحظه لحظه زندگی اجتماعی‌مان نتوانسته‌ایم آن طور که بایسته و در شان هنر دینی است در تئاتر دینی به توفیقی مثال‌زدنی و حرکتی جریان‌ساز دست پیدا کنیم خود مدلول شرایط گوناگونی است. شاید دلیل اصلی این مساله به روشن نشدن تکلیفمان با کلیت تئاتر در کشور مرتبط است یا این که آیا اصلا مسوولان به وجود تئاتر اعتقاد دارند؟ آیا تئاتر دغدغه و مساله برای متولیان فرهنگی است؟ و پرسش‌هایی از این دست که برای رسیدن به پاسخی کامل نیازمند صرف هزینه و انجام تحقیقات و پژوهش‌های دامنه‌داری هستیم که در این مقال نمی‌گنجد، اما برای دریافت صحیح از روند تئاتر دینی در کشور و رسیدن به پاسخ‌ پرسش‌های مطرح شده به میان هنرمندان این عرصه رفتیم و پای حرف‌هایشان نشستیم که حاصل آن را در ادامه از نظر می‌گذرانید.
کد خبر: ۲۲۸۷۷۳

نمایش دینی زمانی موفق خواهد بود که بدون شعار انسان را به تفکر وادار کند و او را به کمال رساند. برای این مهم ابتدا باید ذهنیت و نوع نگاهی که در تئاتر دینی وجود دارد را اصلاح کنیم و بعد از آن با در نظرگرفتن افقی گسترده‌تر مساله توفیق در امر انتقال پیام در تئاتر دینی را هدفمندتر دنبال نماییم.

در این زمینه دکتر شهرام گیل‌آبادی، مدرس دانشکده سینما و تئاتر و مدیر رادیو نمایش معتقد است: اگر دیدگاه و نوع تلقی تغییر پیدا کند، بسیاری از موضوعات را می‌توانیم در اجراهای دینی به کار ببریم که پیش از این به آنها توجه نشده است. به معنی دیگر می‌توان گفت یکی از مولفه‌هایی که در پذیرش آثار نمایشی دینی می‌تواند مدنظر قرار گیرد این است که آثار ارائه‌شده نگاهی خلاق به موضوع دین داشته باشند. به طور مثال آثاری که با به کار بردن مفاهیمی خاص مخاطب را هر چه بیشتر با باورهای مذهبی آشنا می‌کنند، در برنامه‌های تئاتری ما با محوریت دین در اولویت قرار گیرد.

گیل‌آبادی درخصوص نقاط ضعف تئاتر دینی در کشورمان به نکات ساده ولی قابل تاملی اشاره می‌کند و می‌گوید: آسیب‌شناسی این حوزه بسیار وسیع و گسترده است و تا امروز خیلی محدود به آن پرداخته شده، اما به طور کلی می‌شود گفت تئاتر دینی خیلی مناسبتی شده است و فقط در زمان‌های معینی به آن پرداخته می‌شود. از طرفی برخی از دوستان تعاریفی را از تئاتر دینی ارائه می‌کنند که مطابق با ذهنیات آنهاست و ربطی به حقیقت این مساله ندارد.

رادیو نمایش با تاکید بر ویژگی‌های تئاتر به عنوان یک هنر مستقل می‌گوید: توجه به روح تئاتر و عجین کردن آن با مفاهیم دینی یک ضرورت بدیهی و قطعی به نظر می‌رسد و حاکم کردن نگاه سفارشی و هدایتی به آن لطمه و آسیب می‌رساند. ممکن است در کوتاه‌مدت با این سیاست کارهایی تولید و اجرا شود، اما در درازمدت شاهد کارهایی تکراری و بدون مفاهیم درست و اساسی خواهیم‌بود.

در جستجوی هویت گم‌شده

متاسفانه از سوی دیگر تلاش‌هایی در حال شکل‌گیری است که هدف آنها جداسازی هویت تئاتر دینی و مسائل مذهبی پیرامون آن از سایر گونه‌های تئاتری است که با نگاهی به ارتباط بنیادین اصول نمایشی و گونه‌های متفاوت تئاتری با هم بوضوح این نکته عیان است که این جداسازی نمی‌تواند درست باشد، چرا که طبق گفته بزرگان هنر تئاتر کم و بیش دارای مضمونی انسانی و معنایی است و نمی‌توان با این جداسازی بگوییم برخی تئاترها دینی و برخی دیگر غیر دینی هستند.

امیر دژاکام، مدرس، نویسنده و کارگردان تئاتر در این زمینه با تاکید بر این نکته که برای دستیابی به یک تئاتر هدفمند و ارزشمند دینی راه دشواری در پیش داریم، می‌گوید: تئاتر دینی ما زمانی موفق است که به یک زبان جهانی دست یابد. آنقدر در عرصه تئاتر دینی، خودمان را محصور و مقید به جداسازی ژانر تئاتر دینی از سایر گونه‌های تئاتری کرده‌ایم که نتوانسته‌ایم فراتر از این حصارها گامی برداریم. تئاتر معاصر در سراسر دنیا دارای زبانی واحد است. این زبان واحد و همه‌فهم در سراسر جهان باید با امکانات صحنه‌ای مناسب همراه شود تا به برقراری ارتباط بهتر مخاطب با اثر منجر شود. مخاطب امروز نیاز دارد نکته و مساله جدیدی را روی صحنه تئاتر ببیند که قبلا آن را در جای دیگری ندیده است.

نویسنده نمایشنامه غزل کفر با اشاره به این اصل که حرف‌های مهم و انسان‌شناسانه را باید در قالب و فرم‌های جدید به مخاطب عرضه کرد و باعث شگفت‌زدگی مخاطب شد و فطرت و جستجوگری او را در باب دین تحریک کرد تا به دنبال عرصه‌های جدید گام بردارد، می‌افزاید: این مساله درباره هنرمندان نیز صادق است. وقتی هنرمندی به صورت مدام در حال کار کردن باشد نیاز به مطالعه و ارتقای سطح کاری‌اش را احساس می‌کند و به سمت تحقیق، پژوهش و مطالعه می‌رود که به خودی خود همین امر باعث بروز خلاقیت و نوآوری در کارش می‌شود، در حالی‌که وقتی اصلا فرصت اجرا پیدا نمی‌کند، این احساس نیاز نیز در او شکل نمی‌گیرد.

این صحبت‌ها موید این نکته است که برای تثبیت ژانر تئاتر دینی باید سال‌ها برنامه‌ریزی شود تا مانند ژانر‌های دیگر از جمله کمدی، تراژدی و ملودرام برای مخاطب پذیرفتنی شود. همچنین ایمان قلبی هنرمند، پژوهش و تحقیق در زمینه دین و قرآن و شناخت اصول درام از عناصر مهم در ساخت ژانر تئاتر دینی به شمار می‌رود.

درک تماشاگر و پیام تئاتر دینی

زبان و ادبیات تئاتر دینی بر اجرا ارجحیت دارد و این امری بدیهی است، اما اگر کارگردانی نمایش موفقی را به صحنه ببرد و در عین حال به اجرا توجه کند، با مخاطبان بیشتری روبه‌رو خواهد شد. اصلی که اکثرا مورد غفلت واقع می‌شود، این است که هنرمندان در اجرای تئاتر دینی نباید این هدف را داشته باشند که این نوع تئاتر صرفا مبلغ دین باشد، چرا که در این صورت این نمایش تاریخ مصرف پیدا می‌کند و شعاری، سفارشی و تبلیغی می‌شود.

تئاتر دینی، مردمی‌ترین تئاتر است ‌و با بررسی تاریخ تئاتر می‌بینیم این نکته در فرهنگ باستان هم وجود ‌‌داشته‌ است

کوروش زارعی، بازیگر و کارگردان نمایش‌های دینی در این باره می‌گوید: باید تعریف درستی از نمایش و تئاتر داشته باشیم. تئاتر فعال گروهی است، عده‌ای دور هم جمع می‌شوند و کاری را که زمانی برای آن وقت گذاشته‌اند به نمایش می‌گذارند که به اعتقاد من اگر این نمایش تماشاگر نداشته باشد، کامل نیست و فرقی نمی‌کند تئاتر دینی، سیاسی، اجتماعی یا معناگرا باشد. همچنین پژوهشگران و نمایشنامه‌نویسان باید سمینار برگزار کنند و به این مقوله که تئاتر دینی چیست و نمایش مبلغ و شعاری کدام است بپردازند. باید تئاتر دینی از نظر عملی و نظری آسیب‌شناسی شود و بدانیم از این نوع تئاتر چه نوع انتظاری داریم.

کارگردان نمایش کانال کمیل با اظهار تاسف از برخوردهای نادرست با نمایش‌های دینی می‌افزاید: برخی مدیران فرهنگی نسبت به تئاتر دینی کم‌لطف هستند و حمایت‌های لازم را از این نوع تئاتر انجام نمی‌دهند و از سوی دیگر، هنرمندی که به سراغ مضامین دینی می‌رود باید دقت و نکته‌بینی زیادی داشته باشد. استدلال‌هایش باید محکم باشد تا واقعیت‌های اساسی دین بد به تصویر درنیاید و در بین مردم عادی ایجاد شائبه نکند.

اگر متولیان و هنرمندان تئاتر نکته‌سنج باشند و از این امکان برای روبه‌رو شدن با مردم استفاده کنند، قطعا به نتایج خوبی دست خواهیم یافت. تئاتر دینی مردمی‌ترین تئاتر است و با بررسی تاریخ تئاتر می‌بینیم این نکته در فرهنگ باستان هم وجود داشته است. اگر ما نیز به سمت این نکته برویم، خواهیم دید همدلی و همراهی مردم بیشتر و بیشتر هم خواهد شد.

اهداف شخصی در نمایش‌های دینی

هنر و کلیه شاخه‌های آن مانند تئاتر هدیه‌ای آسمانی از سوی خداوند است و به همین دلیل باید به این هدیه الهی احترام گذاریم و اجازه رشد آزادانه به آن بدهیم، چرا که هنر و خلاقیت همزادش هیچ‌گاه با چارچوب‌های از پیش تعیین شده همخوانی ندارد که اگر این‌گونه باشد دیگر خلاقیت با خلق آنی و ناب از سوی هنرمند مترادف نخواهد بود.

هنر، بویژه هنر تئاتر با روح و روان آدمی در ارتباط تنگاتنگ قرار دارد و می‌تواند انسان را به سوی خالقش هدایت کند. مفهوم و معنی ذاتی هنر تئاتر را در یک جمله می‌توان اینگونه بیان کرد که تئاتر مولود ماورایی و الهی خالق خود است، زیرا هنر تئاتر و به خصوص تئاتر دینی هرگز نمی‌تواند وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف شخصی یک فرد و یا گروه خاصی تعبیر شود.

نکته‌ای که نباید فراموش شود، این است که کسی باید یک اثر هنری مذهبی را به صحنه ببرد که پیش از هر چیز سواد آن کار را دارا و به آن اشراف داشته باشد.

امین خرمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها