در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
لازمه پیادهسازی هر کار آیتی ایجاد تحول در ساختار سنتی و ایجاد شکلی جدید از سازمان برای بهرهبرداری از کارهاست که تغییر ساختار در سطح وزارت این یکی از اقدامات است، برای دیگر ارگانها و دانشگاههای زیرمجموعه وزارت هم این تغییر را پیشبینی کردهاید؟
این مرکز کار سیاستگذاریهای فناوری اطلاعات را در وزارت به عهده دارد که در راس آن طرحهای ملی مطرح است، از طرف دیگر بحث سیاستگذاری در سطح دانشگاههای علوم پزشکی هم مطرح است که برای ذکر نمونه، بعد از ادغام آمار به این حوزه بسیاری از دانشگاههای علوم پزشکی نیز ساختار مرکز فناوری اطلاعات خود را تغییر دادند. در آنجا هیات امنا تصمیمگیر است. برحسب نیاز و حجم فعالیتهایشان در دانشگاه مراکز فناوری تشکیل دادند و یا واحدهای آمار و آیتی خود را تلفیق کردند و زیر نظر ریاست دانشگاه و یا معاونتهای اجرایی این مدیریت واحد را اجرایی کردند.
نمونه این دانشگاهها را میتوانید برای ما نام ببرید؟
دانشگاه علوم پزشکی شیراز یا دانشگاههایی که در تهران هستند؛ مثل دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، دانشگاه ایران و تعداد زیادی از دانشگاههای دیگری این روند را پیش گرفتهاند.
آیا مراکز بزرگ درمانی که تحت نظارت وزارت بهداشت هستند هم شامل این تغییر شدهاند؟
این تذکر را بدهم که من فقط درباره پرونده الکترونیک سلامت میتوانم صحبت کنم.
قطعا برای پیادهسازی این پرونده در مراکز درمانی به این تغییر ساختار نیاز است. چه بسا مراکز زیادی اصلا خدمات الکترونیک را نشناسند یا آیتی را صرفا به عنوان یک کار فنی میبینند و طبق گفته شما این معاونت کار سیاستگذاری در این زمینه را به عهده دارد. آیا استاندارد این کار را پیشبینی کردهاید؟
نیازهایی که در این باره دیده میشد، با مرکز توسعه و تحول اداری مطرح شده است که آن هم زیرمجموعه معاونت توسعه مدیریت و منابع وزارت است، جلساتی داشتیم، و از آنجا که این تغییر ساختار و تحولات اینچنین در سطح وزارت و دانشگاهها در اختیار آن معاونت است، برنامههای این تغییرات در دستور کار آنهاست.
وارد موضوع اصلی بشویم، اصولا این پرونده الکترونیک سلامت چیست؟ تعریف جامع آن چیست؟
تعریفی که ما از این پرونده ارائه کردیم، با مطالعه روی کارهای انجام شده در دیگر کشورها بوده که ما آن را برای کشور بومی کردهایم. با این عنوان که کلیه اطلاعات سلامت شهروندان از قبل تولد تا بعد از مرگ بتدریج به صورت الکترونیک ثبت شده و بدون محدودیت زمانی و مکانی در اختیار افراد مجاز قرار خواهد گرفت. این افراد مجاز میتوانند پزشکان معالج باشند که برای ارائه بهترین شیوه درمانی نیاز به دانستن این اطلاعات دارند و یا مدیران وزارت بهداشت باشند تا بتوانند با گزارشگیریهای دقیق از اتفاقاتی که در سطح حوزه سلامت کشور رخ میدهد، تصمیمات دقیق و برنامهریزیهای جامع این حوزه را انجام دهند.
از مراحل و فازهای کار برایمان بگویید.
برنامهای برای کل مراحل کار پرونده الکترونیک سلامت طراحی و تصویب شده است. این را بگویم که این پرونده صرفا مجموعهای از یک یا چند سیستم اطلاعاتی و نرمافزاری نیست. در کنار این مراحل، ما توسعه سختافزاری و نرمافزاری و شبکه ارتباطی را هم باید در نظر داشته باشیم. ارتباط دانشگاههای علوم پزشکی با مراکز سلامت و ارتباط دانشگاهها با ستاد وزارت بهداشت و شبکه سلامت و حتی دیگر سازمانهای داخل شبکه سلامت با هم و تمامی اطلاعاتی که میان این مراکز تبادل خواهد شد. در کنار این موارد مسائلی مانند فرهنگسازی و آموزش و فعالیتهای پژوهشی که از مهمترین کارهای ما خواهد بود. اگر بخواهیم طبق سند چشمانداز که برای حوزه سلامت رتبه اول را در منطقه پیشبینی کرده است، پیش برویم و در منطقه اول شویم و در این رتبه نیز بمانیم، باید فعالیتهای پژوهشی را در کشور دنبال کنیم و از دستاوردهای آن در فعالیتهای اجرایی بهره بگیریم تا همواره با علم و فناوری روز همگام شویم.
از آنجا که نیروی انسانی متخصص بسیار کم است، نیاز داریم در مرحلهای از کار تربیت نیروی کار متخصص را نیز در برنامه داشته باشیم. برای این که رشتههای دانشگاهی در دانشگاههای کشور در حوزه انفورماتیک پزشکی و سلامت به صورت تخصصی کار کنند، لازم است جهت توسعه پرونده ظرفیتسازی در استانها و همچنین گسترش توان بخش خصوصی در این حوزه برنامه داشته باشیم. در کنار همه اینها برای اینکه مدیریت خوبی در وزارتخانه داشته باشیم هم باید جنبههای مدیریتی قضیه و ساختار سازمانی قضیه را در نظر بگیریم و ساختار مناسبی را برای این طرح عظیم در داخل وزارت پیشبینی و اجرا کنیم.
به 2 نکته اشاره کردید؛ یکی اینکه رشتههای دانشگاهیای که قرار است ایجاد شود و دوم خصوصیسازی و وارد کردن بخش خصوصی به یک طرح ملی که در جای خود اقدامات بسیار خوبی است، درباره اینها بیشتر بگویید.
همان طور که گفتم، ما رشته مدیکال اینفورمتیک یا فناوری اطلاعات پزشکی را در کشور نداشتیم. در بهمن گذشته مصوبه خوبی را در وزارت بهداشت داشیم تا این رشته در مقطع کارشناسی ارشد ایجاد شود که این فعالیتها را معاونت آموزشی وزارت بهداشت پیگیری میکند و هماکنون تعداد زیادی از دانشگاهها درخواست ایجاد این رشته را دادهاند و در کنار آن ایجاد رشتهای مشابه در مقطع دکترای Phd در دستور کار وزارت قرار گرفته که مراحل ابتدایی آن نیز در حال انجام است.
اما دلیل استفاده از بخش خصوصی برای اجرای کار این است که برای پیشبرد کار به صورت سریع نیاز به نیروهایی است که استانداردها و مفاهیم را بشناسند و بتوانند این استانداردها را در نرمافزارها پیادهسازی کنند و حتی در کنار آن سازمانی داشته باشیم برای ارائه گواهینامه رعایت این استانداردها، سپس با تلفیق این استانداردها با توان بخش خصوصی به گسترش این پرونده در کشور برسیم.
برای جلوگیری از موازیکاری در اجرای این پرونده به تعامل نیاز است. یکی تعامل فرهنگی و مهمتر از آن تعامل فنی و تخصصی. چه تعاملی بین شما و دیگر دستگاهها بوده است که بتوانید استانداردها را به استانداردهای جهانی نزدیک کنید؟
این قضیه بعد فنی دارد. در کارهای مطالعاتی انجام شده استانداردهایی به صورت بومی برای کشور پیشنهاد شده است. برای این که این استانداردها همهگیر شود راهی را انتخاب کردیم تا نظر سایر ذینفعان را بگیریم. خصوصا در پرونده الکترونیک سلامت کمیتهای تشکیل شد که در این کمیته نمایندگانی از سازمانهای بیمهگر دعوت شدند و ما از نظراتشان استفاده کردیم و قرار است شورایی در این راستا تشکیل شود به عنوان شورای پرونده الکترونیک سلامت هم در حوزه فرهنگسازی و هم در حوزه تبادل اطلاعات سلامت که به اتفاق این سازمانها به یک جمعبندی و یک استاندارد واحدی برسیم و براساس آن بتوانیم این کار را در کشور محقق کنیم.
اتحادیه اروپایی یکی از طرحهای خدماتی که در حوزه سلامت در دست اجرا دارد،e-health است. یک بخش عمده آن شامل پرونده الکترونیک سلامت میشود (البته با تعاریف خاص آنها) که نمایندگان چندین کشور از بخشهای دولتی و خصوصی مشاورههایی را به اتحادیه اروپایی دادند برای تعریف استانداردها، تعامل شما با شرکتهای خارجی که در این کارها سابقه طولانی دارند چگونه بوده است؟
کاری که ما کردیم، جمعآوری نتایج کارهای این مراکز در سراسر دنیا بوده است و 74 کشور که برنامه منتشر شده در اینترنت داشتند را به صورت اجمالی بررسی کردیم و 4 تا از این کشورها که در این حوزه پیشرو بودهاند یا از نظر اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی مشابهتی با کشور ما داشتند، به صورت تفصیل مورد مطالعه قرار گرفتند که نتیجه آن در اواخر سال 85 و اوایل سال 86 در قالب کتابی با عنوان <مطالعه تطبیقی سلامت الکترونیک در جهان> به چاپ رسید. نتیجه مطالعه این بود که در بیشتر کشورها عمده هزینه و انرژی در زمینهe-health به پرونده الکترونیک سلامت بازمیگردد و بیشتر استانداردها بر این پرونده متمرکز است. اساس تعریف طرح ملی پرونده الکترونیک سلامت را همین مطالعه قرار دادیم و خوب چرخ را نمیتوان دوباره اختراع کرد؛ حتما کشورهای اروپایی در این زمینه کار کردهاند و مراکز علمی تحقیقاتی زیادی در این باره دارند و ما برای اینکه دوبارهکاری انجام ندهیم، به صورت تفصیلی برخی کشورها را مورد مطالعه قرار دادیم که نمونه این طرحها عبارتند از:
health infoway مربوط به کشور کانادا
ELGA مربوط به اتریش
Nationalhealth information Network ایالات متحده
Connectedhealth framework ایالات متحده
طرحهای Open EHR استرالیا
healthconnect استرالیا
و پروژههای کشورهای انگلستان، آلمان و فرانسه
اینها همگی شباهتهایی با پروژه کشور ما دارند. اما نکته اینجاست که همگی سعی کردند نیاز کشور خودشان را مدنظر قرار دهند و آنها را حل و فصل کنند. کار ما هم این بود که دانش بومی و مستقل ایجاد کنیم تا با پیاده کردن این دانش در کشور بتوانیم آن را توسعه دهیم.
زمانبندی کار را به صورت فشرده برایمان توضیح بدهید.
مصوبه شورای عالی سلامت را داریم که در آن وزارت بهداشت را موظف کرده است این پرونده را در یک بازه زمانی 10 ساله در کشور توسعه دهد.
تاریخ این مصوبه چه زمانی بوده است؟
دوم مهرماه 1387.
از آنجا که برنامههای بلند مدت کشور در قالب برنامه 5 ساله تهیه و به مجلس شورای اسلامی ارائه میشود، ما در پیشبینیها برنامه 5 سالهای را برای برنامه پنجم توسعه در نظر گرفتیم و براساس آن مراحل ابتدایی کار را انجام میدهیم که ادامه کار هم در برنامه ششم توسعه اجرا و پیگیری شود، اما نکتهای که باید به آن اشاره کنیم، این است که ما در چشمانداز 1404 باید در منطقه اول باشیم و این رتبه را حفظ کنیم. باقیماندن در این رتبه، مستلزم این است که ما کار را پایان یافته ندانیم؛ یعنی باید نیازهای آینده در طرح پوشش داده شوند و اقداماتی که کشورهای منطقه انجام میدهند نیز مورد بررسی قرار گیرند و متناسب با آنها طرح را توسعه دهیم. برای همین ما نقشه راهی را تا سال 1404 برای خودمان تنظیم کردیم که همیشه این نقشه در نظرمان باشد تا در 1404به آن نقطه برسیم و نقشه، صرف نظر از تغییر دولتها و مدیریتها بر اساس همین برنامه پیشرفت کند.
در کشورهای خارجی از طریق اینترنت امکان دسترسی به پرونده الکترونیک سلامت برای شهروندان و پزشک آنها فراهم است. آیا این امکان را فراهم میکنید تا شهروندان بتوانند از بستر اینترنت استفاده کنند؟
ما خیلی موافق اینترنت نیستیم، یعنی خط ارتباطی بین المللی را به دلایل مسائل امنیتی نمیپسندیم. اما برای دسترسی شهروندان به پرونده الکترونیکی سلامت اینترانت کشور یا شبکه ملی اینترنت کشور را استفاده کرده و خدمات را روی آن ارائه خواهیم کرد. نکته دیگر اینکه بیشتر مصارف این پرونده داخل کشور است و نیازی نیست تا نمود بینالمللی به آن بدهیم. مگر موارد خاصی که افراد برای مشاورههای خارجی یا دریافت تسهیلات بهداشتی مراجعه خارجی دارند که آن هم فرد میتواند بخشی از پرونده خود را کپی کرده و به جایی که تمایل دارد ارسال کند.
از آنجا که بسیاری بانکها از اینترنت برای امور بانکی استفاده میکنند، پس اینترنت میتواند بستر امنی باشد. مساله عدم امنیت را ناشی از چه میدانید؟ آیا سواد اطلاعاتی شهروندان در این خصوص موثر است؟
دوباره این نکته را یادآوری میکنم که بیشتر نیازهای اطلاعاتی این سیستم در داخل کشور است و با همان بستر شبکه داخلی، بیشتر بهرهبرداریها انجام میشود و تنها در موارد علمی و پژوهشی به اینترنت مراجعه میکنیم. بر این اساس اگر شبکهای داخل کشور داشته باشیم، میتوانیم نیازهای خودمان را در این حوزه پوشش بدهیم. در حوزههای دیگر هم همین وضع است و ما ترجیح میدهیم پایه کار را بر اساس اینترانت ملی قرار دهیم و موارد خاص و اندک را هم جداگانه روی اینترنت قرار میدهیم.
پس شما بحث زیرساخت را مطرح میکنید که از اصلیترین مسائل در کشورهاست. در دولت قبل برای مراکز بهداشتی مصوبهای بود که طبق آن مراکز درمانی باید یک لینک ارتباطی با پهنای باند 64 KB و مراکز بزرگ و اصلی پهنای باندهای 2 MB را داشته باشند، آیا چنین چیزی مهیا شده است؟
من چنین مصوبهای را ندیدم و اگر شما دارید، برای ما هم بفرستید تا ببینیم. به گمانم سوال شما این است که آیا بستر موجود کافی است یا نه؟ نکتهای که در اینجا وجود دارد این است که توسعه سیستمهای اطلاعاتی بتدریج صورت میگیرد. در نتیجه نیازی نیست ما الان تمام نیازهای ارتباطی خود را فراهم کنیم. نکته این است که در کنار گسترش سیستمهای اطلاعاتی، نرمافزاری، سختافزاری و فرهنگی، اجتماعی باید بستر ارتباطی را نیز فراهم کنیم و با کارهایی که وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات صورت داده به نظر نمیرسد مشکل خاصی نداشته باشیم. به عنوان مثال بیشتر دانشگاههای علوم پزشکی با سرعت خوبی بهاین شبکه متصل هستند و امکان تبادل اطلاعات نیز وجود دارد، اما برای توسعه در روستاها و مراکز استانها میتوان از فناوریهایی استفاده کرد که سرعت پایینتری دارند؛ گر چه در آینده که نیازهای اطلاعاتی ما زیاد میشود، باید آن زیر ساختها هم تقویت شده باشند و به نظر میرسد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برنامههایی هم برای آن مراکز دارد. نکته مهم هزینههای ارتباطی است که هزینه سنگینی است و اگر به سمت کم شدن هزینه برود، دغدغهای برای گسترش سیستمها نخواهیم داشت. اما در حال حاضر هزینه ارتباط بسیار سنگین است.
مگر برای یک طرح بزرگ سلامت ملی این اعتبارات دیده نشده است یا وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برای ایجاد این بستر که برای اجرای یک مصوبه دولتی است همچنان هزینهها را مانند مشتریهای عادی محاسبه و ادارات را در بروکراسی اداری خود گرفتار میکند؟
وزارت ارتباطات یک سازمان تنظیم مقررات دارد که هزینهها را آنجا محاسبه میکند. این هزینهها هم هزینههای ثابتی است. از آنجا که متولی این مساله خود مخابرات است، این مشکل به وجود میآید که استفاده از اینترانت و اینترنت را برای وزارتخانهای مثل بهداشت که در تعامل با حدود 45 هزار مرکز سلامت است تامل برانگیز میکند! ما نمیتوانیم پهنای باند زیادی را برای مراکز سلامت به خاطر هزینهای که برایمان دارد بگیریم.
پس مخابرات را اصلی ترین مشکل زیر ساخت ارتباطی میدانید؟
حرف من این است که از نظر تجهیزات فنی مشکلیوجود ندارد.
وقتی وزارتی را برای اجرای مصوبه دولتی و پیاده سازی یک طرح ملی مانند یک مشتری خصوصی ببینید، این کار عملا ترمزی برای هر حرکتی است. بخصوص حرکتهای فناوری اطلاعات که سرعت بالا را برای اجرا میطلبد و بویژه وقتی با اموری مثل پزشکی ادغام میشود که به سبب سرعت تغییر دانشها عمر آن به 6 ماه هم نمیرسد. با این توضیحات ممکن است تا وقتی بخواهد بستر تامین شود چه بسا نیازها تغییر کرده باشد و بستر دیگری نیاز شود کهاین یک حرکت معکوس خواهد بود؟
ظاهر قضیه این است که اینها خودشان 2 وزارتخانه و 2 سازمان دولتی هستند، اما وقتی مساله را با کارشناسان وزارت ارتباطات مطرح میکنیم، اعلام میکنند شرکتهای خصوصی زیرمجموعه وزارت ارتباطات هستند که آنها این خدمات ارتباطی را فراهم میکنند و ما نمیتوانیم شرکتها را وادار کنیم از سازمانهای دولتی پول نگیرند. راه حل این موضوع را خود وزارت ارتباطات باید پیدا کند یا در سطح دولت مطرح شود که راهکار مناسبی برای این قضیه دیده شود.
پس مشکلات اعتباری یکی دیگر از مشکلات اجرایی شماست؟
در سایر محورها در شورای عالی سلامت اعتبارات دیده شده است، اما زیر ساخت ارتباطی در دست وزارت بهداشت نیست و این مشکل باید با راهکار مناسبی حل شود. یعنی یا این مشکل را برای وزارت بهداشت تعدیل کنند یا از فناوریهایی استفاده شود که هزینه کمتری داشته باشد.
آیا قانونگذاری کهاین پرونده الکترونیک سلامت را تصویب کرده است، آیا الزاماتی را تدارک میدیده است؟ اگر وزارت بهداشت و وزارت ارتباطات هر کدام به نوعی خود را از قضیه دور کنند، مشکل جدیدی ایجاد میشود که کسی هم مسوولیتی در قبالش ندارد. در این میان آیا قانونگذار تعلل داشته و ضمانت اجرایی کافی نداشته یا بر حسب نیاز روز قانونگذاری نشده است؟
معمولا وقتی قانونی برای طرحی تصویب میشود، آیین نامه اجرایی آن را نیز وزارتخانه مسوول تدارک میبیند.در این باره هم ما باید این آیین نامه را تدارک ببینیم که برای آن نیز حتما این ملزومات را خواهیم دید. چه بسا این موضوع آنجا به صورت واضح مطرح شود.
پس همچنان مشکل این میان بلاتکلیف است و به قولی نه اعتباراتش مصوب شده و نه راهکاری برای حل آن وجود دارد؟
نکته این است که اعتباراتمان تا قبل از برنامه پنجم توسعه از اعتبارات همین معاونت در وزارت بهداشت پرداخت میشود و بحثهای اعتباری بیشتر مربوط به برنامه پنجم توسعه است. که در آنجا برای این کار بودجه مشخص دیده خواهد شد. برنامه پنجم هم از سال 89 شروع میشود و تا پایان 88 از بودجه خودمان استفاده میکنیم که در این مدت بیشتر بحثهای گسترش نرمافزاری را در نظر داریم. دلیل مطرح شدن این بحثها، این است که شبکهای برای الزامات اجرایی به وجود نیاید.
شما فکر میکنید اولین محصولی که به دست گروههای مختلف مردم اعم از پزشکان و عموم مردم میرسد، چه زمانی خواهد بود؟
جامعه تخصصی انفورماتیک پزشکی بزودی در جریان استانداردسازیها و اقدامات انجام شده در رابطه با نرمافزارها قرار میگیرند. مدیران و متخصصان حوزه سلامت نیز میتوانند از مزایای طرح بر خوردار شوند. همچنین شهروندان با استفاده از <درگاه واحد> وزارت میتوانند پرونده الکترونیک سلامت خود را ببینند.
زمان مشخصی به ما اعلام میکنید تا بدانیم هر گروه چه تا زمانی منتظر باشد که بتوانند پرونده خود را در یک شبکه سراسری ببینند؟
جامعه تخصصی انفورماتیک پزشکی برای سال آینده، میزان و متخصصان برای 89 و 90 و شهروندان برای بعد از آن. نکته مهم، توسعه جغرافیای طرح است، یعنی اینطور نیست تا ما یکباره تمام روستاها را پوشش دهیم. بتدریج دانشگاهها و بعد مراکز، ولی اگر بخواهیم بگوییم چه زمانی تمام کشور زیر پوشش این طرح خواهند رفت، زمان پایان طرح بلند مدت خواهد بود.
در اینکه این یک کار زمانبر است، شکی نیست. به عنوان مثال در ایالت کالیفرنیا که تقریبا همه مردم کارت سلامت دارند دولت هنوز نتوانسته تمام بیمارستانها را مجاب به استفاده از آن طرح کند. اما به نظر شما طولانی شدن زمان، طرح را دچار فرسودگی نمیکند؟
کار را دچار فرسودگی نمیکند، اما ممکن است این خطر را به وجود بیاورد که تغییرات مدیریتی به توسعه طرح آسیب بزند. پیشبینی ما هم برای جلوگیری از این اتفاق همان گنجاندن در اسناد بالا دستی است.
برخی محافل تخصصی و عمومی و حتی رسانهای این طرح را بسیار کند و به نوعی عقیم میبینند. جواب شما برای آنها چیست؟
برخی طرحها زود بازده هستند که خروجی قابل قبولشان را میتوان در مدت چند ماه یا یکی دو سال دید. ولی برخی پروژهها بلندمدت هستند، مانند ساخت یک سد که تا وقتی آخرین قطعه سد را تکمیل نکنید، امکان بهرهبرداری از سد وجود ندارد. پرونده الکترونیک سلامت یک طرح بلندمدت با بازدههای مشخص در زمانهای مشخصی است. این پروژه در تمام دنیا همینطور است. به عنوان مثال کشور استونی برنامه 13ساله و انگلستان برنامه10 ساله برای این طرح داشته است. خود ایالات متحده برنامه بلندمدتی برای این طرح داشته است که بیش از 10 سال بوده است و چارهای هم جز طی این زمان نیست. اگر کسی با بلند مدت بودن این طرح مخالفت کند، نظرش مردود است، ولی برای اینکه مردم دلگرم شوند و تستهای دورهای نیز انجام شود، در بازههای زمانی کوتاهتری خروجیهایی از کار را خواهیم داشت.
مشکل اصلی کار چیست؟
همان مشکلاتی است که برایشان برنامهریزی کردیم؛ مانند نیروی متخصص، فرهنگسازیها و مشکلات فنی که ما در زمان طراحی، فهرستی از مخاطرات را هم آماده کردیم تا در برنامهریزیها از آن استفاده کنیم و با همدلیای که در تمام وزارت برای اجرای این طرح میبینم انشاءالله مشکلات بسیار کمی خواهیم داشت.
سوال آخر اینکه آیا اخبار مراحل انجام کار را در رسانهها شاهد خواهیم بود؟
انشاءالله
صورتجلسه شورایعالی سلامت و امنیت غذایی کشور
ششمین جلسه شورایعالی سلامت و امینت غذایی کشور با حضور معاون اول محترم رئیسجمهوری اسلامی ایران و اعضای شورایعالی در تاریخهای 15/5/87 و 2/7/87 در نهاد ریاستجمهوری تشکیل شد و موارد ذیل به تصویب رسانید.
در اجرای ماده 88 قانون برنامه توسعه چهارم وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با همکاری وزارتخانههای رفاه و تامین اجتماعی، ارتباطات و فناوری اطلاعات، شوایعالی فناوری و اطلاعات کشور، شورایعالی انفورماتیک و سازمان پزشکی قانونی موظفند برنامه عملیاتی و آییننامه اجرایی ایجاد و توسعه پرونده الکترونیکی سلامت (نظام جامع اطلاعات سلامت شهروندان) را ظرف یک سال تهیه و تدوین کنند تا در یک دوره 10 ساله بسترهای اطلاعاتی مناسب برای ارائه خدمات نوین به شهروندان ایجاد شود. معاون برنامهریزی و نظارت راهبردی ریاستجمهوری اعتبارات لازم این برنامه را در بودجه سنواتی لحاظ مینماید.
سعید نوریآزاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: