در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در اواخر دهه 40 خورشیدی که او در سفرهای متعدد به مشرقزمین، در جستجوی گونههای نمایشی ناشناخته بود، دست تقدیر او را به روستایی در حوالی مشهد کشاند. بروک در میدانگاهی روستا، برای اولینبار شاهد نمایش تعزیه شد و این تجربه تا به امروز همچنان همراه او در آفرینش هنری بوده است. برای نظریهپردازی که سالها از ضرورت ارتباط تنگاتنگ تماشاگر و نمایش نوشته بود و در کارهایش به صحنه خالی و پرهیز از دکور اعتقاد داشت، باورکردنی نبود که گونهای نمایشی برای قرنهاست این نظریهپردازیها را عملی ساخته است.
پیتر بروک مشعوف از تجربهای که پشت سر گذاشته بود، اهمیت تعزیه را با مسوولان و مدیران فرهنگی وقت کشور در پیش از انقلاب در میان گذاشت و آنها تازه به صرافت توجه به این گونه نمایشی ایرانی افتادند. اما نتیجه این رویکرد سطحی آن بود که چند نمایش تعزیه در جشن فرهنگ و هنر شیراز اجرا شد که به هیچ وجه موفقیتی پیدا نکرد. پیتر بروک آن زمان این اتفاق را چنین توضیح داد: وقتی تعزیه را بدون تماشاگران خاص آن در محیطی نامتجانس اجرا کردند، تازه فهمیدم چگونه میتوان یک هنر اصیل را از هویت خالی کرد.
چند سال پیش که کیارستمی تعزیه را در اروپا اجرا کرد، برای پرهیز از قرار گرفتن در چنین ورطه و فضایی بود که دورتادور میدان نمایش را با پرده پوشاند و با استفاده از ویدئو پروجکشن، تصاویر تماشاگران همان تعزیه در ایران را پخش کرد تا نشان دهد در چنین نمایشی، نمیتوان به هیچوجه تماشاگر را حذف کرد.
اگرچه غربیها در طول4 دهه گذشته، از قالب و فرم نمایشی تعزیه بهرههای فراوان گرفتهاند، در تئاتر امروز خودمان کمتر شاهد این تاثیر بودهایم. بجز تعداد انگشتشماری از کارگردانان ایرانی و تجربههای اندک، هیچگاه تئاتر کشور به تعزیه به عنوان منبع الهام نگاه نکرده است.
از سوی دیگر، خود نمایش تعزیه هم چندان مورد حمایت نهادها و مراکز فرهنگی قرار نگرفته است. بعد از تخریب تکیه دولت در اوایل حکومت پهلوی، هیچ مکان اختصاصی دیگری برای اجرای تعزیه در تهران ساخته نشده است. در حال حاضر هیچ مرکز و بنیادی برای جمعآوری نسخ خطی باارزش شبیهخوانی وجود ندارد و اسناد و مدارک این نمایش سنتی در جایی گردآوری نشده است. بیتوجهی به هنر تعزیه در تمام ابعاد به موضوعی عادی تبدیل شده است و معدود مراکز و انجمنهایی هم که برای حفظ این میراث کهن به وجود آمدهاند، با کمبود بودجه روبهرو هستند.
تعزیه در کشور خاستگاهش، تبدیل به هنری شده که قدر آن را نمیدانند و تنها فعالیتهایی ظاهری و کوتاهمدت در حفظ آن انجام میشود. باید دید بعد از ثبت ملی و جهانی تعزیه، اوضاع چگونه خواهد بود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: