در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تنها بهانهای که این روزها میتوان تماشاگران را به سالنهای سینما کشاند اما در نهایت مخاطب با اثری طنز و کمیک مواجه نمیشود. بار کمیک داستان بیشتر روی برخی شوخیهای کلامی شکل میگیرد که به تناسب زمان قصه بسیار کوتاه است و در طول فیلم فقط چند بار صدای خنده مخاطبان را میشنوی. طنز و عشق و بازیگران محبوب سه عنصری هستند که در سالهای اخیر در جذب مخاطب جواب دادهاند و کارگردان خواستگار محترم با جذب این سه عنصر در فیلم ظاهرا در پی همین هدف بوده است. خواستگار محترم در پیریزی طنز خود از سه عامل بهره میگیرد؛ یکی مساله رجوع احمد به اختر و خواستگاری از وی در این سن که به دلیل مثلا شرم ایرانی و برخی خط قرمزهای فرهنگی میتواند زمینه طنز داستان شود، یکی استفاده از موقعیت احمد که سالها در ایران نبوده و نسبت به برخی تغییرات فرهنگی بیاطلاع است و دیگری قرار دادن یوسف تیموری و قصه فرعی فیلم تا باعث نمک بیشتر آن شود. در این تمهیدات سهگانه در نهایت برخی شوخیهای کلامی است که به عنوان طنز داستان تعبیه میشود. مثلا اختر در پاسخ به سوال احمد که آیا میل (منظور ایمیل) دارد میگوید اگر میل نداشتم که نمیخوردم یا اینکه خیلیها مرادی را حاجی صدا میکردند و برخی شوخیهایی که دوستان احمد با وی داشتند. یوسف تیموری هم که مثل همیشه در کاراکتر بانمک خود بر طنز ماجرا میافزاید. یکی از عناصر مشترک دیگر این فیلم با خواستگار وجود یک شخصیت به اصطلاح غیرتی بود تا تضادی را با شخصیتهای مقابل ایجاد و اسباب خنده مخاطب را فراهم کند. محمدرضا شریفینیا با ایفای این نقش، گویا خواسته است خلاف کاراکتر همیشگی خود ظاهر شود. در خواستگار محترم شاهد یک ناهمخوانی فرهنگی در دو موقعیت هستیم؛ یکی شخصیتهای اصلی داستان یعنی احمد و اختر که فاصله فرهنگی و ظاهری زیادی با هم دارند و دیگری تفاوت میان جهانگیر و همسرش که هیچ سنخیت ظاهری به عنوان زن و شوهر با هم ندارند. در حالی که همین تفاوت به ویژه میان احمد و اختر خود میتوانست بهانهای برای شکلگیری یک طنز موقعیت باشد.
کارگردان در لایه درونیتر فیلم به ارزشهای ایرانی بودن هم میپردازد. در همان ابتدا دوست احمد در پاسخ به آنکه خارج رفته است یا نه میگوید نتوانستم تحمل کنم و هیچ جا برای من ایران نمیشود و یا لمس کردن خاک مکانی که قبلا خانه مادری احمد بوده است و اشاره تلویحی به ارزشمند بودن خاک وطن و مهمتر از همه اینکه احمد پس از 40 سال زیستن در خارج از کشور در نهایت معشوق و آرامش را در وطن بازمییابد از سوی دیگر به شکل کمرنگی به نقد اجتماعی هم میپردازد، مثل افزایش طلاق در جامعه و حتی مد شدن آن یا مثلا بیکاری و وضعیت نامطلوب اشتغال در ایران به طوری که یک لیسانس جامعهشناسی به رانندگی مشغول است.
کارگردان برای طرح مساله عشق در فیلم قصه پیمان و افسانه را هم به طور موازی با عشق احمد و اختر مطرح میکند تا از طریق این قیاس به تفاوت نسلی و تضادهای آنها نیز اشاره کند و از سوی دیگر از عنصر جاودان و همیشگی به نام عشق در میان همه نسلها سخن بگوید. در واقع قصه فرعی و اصلی فیلم در ذیل یک مفهوم مشترک به نام عشق روایت میشود تا این نتیجهگیری اخلاقی را تایید کند که برای رسیدن به آنچه که دوست داری باید جنگید.
یکی از عناصری که در فیلمهای جدید شاهد آن هستیم و انگار تبدیل به یک مد سینمایی شده انتخاب لوکیشنهای شیکی است که چندان هم تناسب مضمونی با اثر ندارد و صرفا برای چشمگیر شدن ویترین فیلم از آن استفاده میشود. در خواستگار محترم نیز از این فضاها کم نیستند! هتل و استخر و سالن بیلیارد و... از جمله عناصری است که در جهت تزیین ظاهری فضای قصه از آن استفاده شده است بدون اینکه حتی از آن در جهت طنز داستان استفاده شود، در حالی که تجربه این فضاها برای اختر میتوانست بهانهای برای خلق موقعیتهای کمیک شود.
یکی دیگر از عناصر مشترکی که این فیلم با خواستگار مهدی فخیمزاده دارد وجود یک مرد به ظاهر متعصب و غیرتی است که مخالف این ازدواج است و سعی میکند هر طوری شده از انجام آن جلوگیری کند. در خواستگار پسر خانواده این نقش را داشت و در اینجا داماد که سلطه او بر همه اعضای خانواده کمی اغراق شده است. در واقع یکی از مشکلات خواستگار محترم در فرم قصه و ساختار روایی آن است که مرز جدی و شوخی آن چندان مشخص نیست. اساسا فیلم خواستگار محترم را چندان نمیتوان به عنوان اثری طنز شناخت، به ویژه در یکسوم ابتدای فیلم نوعی رخوت و کندی در پیشبرد داستان وجود دارد که حوصله مخاطب را سر میبرد و به طور کلی فیلم بیش از اندازه لازم کشدار است. البته باید بازی خوب فرهاد آییش را از نظر دور نداشت. او به خوبی توانسته نقش یک مرد خجالتی و کمرو را که در بیان عشق ناتوان است بازی کند. نوع خوابیدنهای او روی تختخواب و افسردگی این انزوا را خیلی خوب بازنمایی کرده است.
خواستگار محترم در نهایت مثل همه فیلمهایی که از عشق پیری سخن میگویند میخواهد به این نکته اشاره کند که عشق با پیری ارتباطی ندارد و هر کس عاشق نباشد پیر است.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: