jamejamonline
سیاسی عمومی کد خبر: ۲۲۷۶۰۳   ۱۵ دی ۱۳۸۷  |  ۰۸:۵۵

گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز

فرعون طلبکار شد!

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «خیانت در وقت اضافه»،«سفر مالکی به ایران»،«فرعون طلبکار شد!»،«لایحه‌ای با ابهامات فراوان»،«چراغ سبز بوش به تل آویو»،«شکست آمریکا در غزه» که برخی از انها در زیر می‌آید.‌

کیهان

«خیانت در وقت اضافه» یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم حمید امیدی است که در آن می‌خوانید؛ دو روز پیش خبری روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت که از اعتراف نخست وزیر مستعفی رژیم صهیونیستی به همدستی برخی از سران کشورهای عربی و مشخصاً عربستان، مصر و اردن در حمله به غزه  حکایت می کرد. وی که این سخنان را در جمع رؤسای سازمان های امنیتی این رژیم بر زبان آورده، یادآوری می کند؛ موضوع حمله به غزه با هدف نابودی حماس  به درخواست کشورهای عربی صورت گرفته و تداوم این جنگ خواسته همین کشورها بعلاوه دولت تشکیلات خودگردان فلسطین- ابومازن- بوده است.

در شرایطی که اسرائیل جنایتکار تهاجم وحشیانه خود را علیه کودکان، زنان و غیرنظامیان نوار غزه ادامه می دهد، اظهارات محمود عباس و اطرافیانش از همان ساعات اولیه جنگ تاکنون، دلالت بر تمایل قلبی آنان به این نسل کشی آشکار دارد. تشکیلات خودگردان و خائن به آرمان های رهایی بخش فلسطین به جای آنکه در مقابل جنایت دشمن صهیونیستی اسلحه به دست بگیرند و اگر اهل مقاومت نیستند، لااقل مهاجم را برحذر داشته و به اعمال فشارهای بین المللی برای توقف کشتار مردم کشورش کمک نماید، ساکنان نوار غزه را به صبر و بردباری(!) دعوت کرده و علناً اشاره می کند که «به زمان براندازی دولت غیرقانونی (حماس) در نوار غزه نزدیک شده ایم.»اظهارات دولتی که خود را قانونی می داند(!) در شرایطی از طریق رسانه های جهان پخش شد که حملات جنگنده های اسرائیلی بر سر ساکنان نوار غزه ادامه داشت و مردم بی دفاع این سرزمین  به خاک و خون کشیده می شدند.

تأکید بر این گزینه که هدف از این حملات دامنه دار، تغییر حقایق سیاسی در منطقه و پایان بخشیدن به قدرت حماس در فلسطین است، این گمانه را تقویت می کند که حمله به مردم مظلوم و بی پناه غزه بخشی از تلاش کشورهای عربی و بین المللی علیه این جنبش مردمی است. آنان سعی دارند با تشدید وخامت اوضاع در غزه، مردم این سرزمین را علیه حماس تحریک کرده و این جنبش را در تحریم و حملات وحشیانه اشغالگران علیه مردم فلسطین سهیم کرده و به اعتباری گناه را گردن حماس بیندازند.

اظهارات مسئولان رژیم صهیونیستی مبنی بر هماهنگی با برخی از کشورهای عربی قبل از آغاز عملیات این مسئله را تأیید می کند. حتی اظهارات برخی از مسئولان و سران کشورهای عربی که حماس را مسئول حملات ددمنشانه اسرائیل معرفی و عملاً از رژیم اشغالگر به بهانه دفاع از خویش، بابت اعمال جنایتکارانه اش سلب مسئولیت کرده اند نیز دلالت بر این موضوع دارد.

اتحادیه اروپا با برگزاری نشستی در سطح وزرای امور خارجه به بررسی اوضاع اسفبار غزه پرداخت و-هرچند به ظاهر اما صراحتاً- خواستار توقف حملات به این منطقه شد. اما رهبران عربی در جنگ مصیبت باری که ریشه در کینه توزی دیرینه یهودیان علیه مسلمانان و اعراب دارد، حتی موضع صریحی  بسان غربی ها اتخاذ نکرده هنوز بر سر تشکیل نشست فوق العاده سران عرب دعوا دارند و صرفاً در پیامی غیرمستقیم اسرائیل جنایتکار را به توقف حملات دعوت کرده اند.

شاید کشورهای عربی و تشکیلات خودگردان همانطورکه وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی اظهار می دارد، حماس را یک مشکل برای خود و اسرائیل می دانند و با شروع و ادامه جنگ در غزه به دنبال نابودی حماس می باشند، اما آیا حماس نابود شدنی است؟

آنها اگر چندی از خور و خواب خود بکاهند و دست از عیش و عشرت بکشند و قدری تاریخ چند ساله اخیر را مطالعه کنند درخواهند یافت که مقاومت ملت هایی که حقوقشان پایمال شده، با اعمال خشونت از بین نمی رود؛ حتی اگر رهبرانشان را نابود کنند. طبعاً چراغ مقاومت مردم فلسطین، انتفاضه الاقصی و جنبش حماس که ریشه در ایدئولوژی دشمن ستیز «الاسلام یعلوا و لایعلی علیه» دارد، خاموش شدنی نیست. شاید ذهن علیل رژیم صهیونیستی از درک این واقعیت عاجز باشد ولی این حقیقتی است که تاریخ به ما نشان می دهد.

جالب آن که روزنامه صهیونیستی هاآرتص هم سناریوی رژیم غاصب را رویاپردازنه می خواند و می نویسد: «دولت اسرائیل تصور می کند که از طریق این حملات، غزه را با خاک یکسان کرده، هزاران سرباز اسرائیلی را وارد نوار غزه نموده، تمام رهبران حماس را نابود و سپس گلعاد شلیط- سرباز اسرائیلی اسیر شده- را در سلامت کامل آزاد می کند. این امر رویایی بیش نیست!»

در نقطه مقابل این هدف دست نیافتنی جنگ غزه باعث شده که حماس از جایگاه بالاتری نزد مردم غزه و فلسطین و حتی ملت های عرب و مسلمان برخوردار شود. این امر از تظاهرات گسترده مسلمانان خصوصاً در کشورهای عربی در اعتراض به حملات اسرائیل و در حمایت از حماس و جنبش مقاومت، بخوبی پیداست.

حماس سالهاست که در فهرست گروه های منفور آمریکا و در لیست سازمان های تروریستی جای گرفته است. غزه اوضاع خوبی ندارد و سکوت کرکننده کشورهای عربی براین واقعیت صحه گذاشته که آنان برای محو کامل حماس لحظه شماری می کنند. اما همه آنان در محاسبات خود این واقعیت مهم را نادیده می گیرند که همین حماس به عنوان یک حزب معتبر و سیاسی- مردمی در انتخابات سال 2006 فلسطین به پیروزی رسید.
اگر امروز اسرائیل غاصب و سران خائن عرب سعی دارند حماس را عامل فاجعه غزه معرفی کنند، آن مادری که براثر بمباران وحشیانه دشمن جنازه بدون سر فرزندش را در آغوش می گیرد، دیروز و در سایه شوم تحریم غذایی و دارویی شاهد مرگ تدریجی فرزندانش در تاریکی غزه بود. تحریم آن روز دست کمی از جنگ امروز نداشت. در روزهای تحریم مردم غزه لحظه ای دست از حمایت حماس و آرمان های آزادی بخش خود برنداشتند. امروز هم که زیر آتش بمب های 113 کیلویی مخصوص حمله به تأسیسات زیرزمینی و اتمی! در آتش و خون دست و پا می زنند  هم ، چنین اند.

اگر برای سران رژیم صهیونیستی اندکی هوش قائل باشیم  قاعدتاً باید پس از تجربه جنگ 33 روزه لبنان و شکست مفتضحانه از مقاومت حزب الله، قبل از ورود به جنگ غزه خود را از پیش بازنده ارزیابی می کردند ولی چنین نشد و آنها از راه هوا و دریا به باریکه غزه یورش بردند. اکنون تانک ها و نظامیان اسرائیلی پشت دروازه غزه منتظر فرمان حمله زمینی به این منطقه اند. ایهود  باراک  -وزیرجنگ رژیم صهیونیستی- که طی 8 روز جنگ هوایی، پاسخ دندان شکنی از سوی مقاومت حماس دریافت کرده و شهرک های صهیونیست نشین را  آماج موشک های حماس می بیند، برای آنکه بار دیگر از فضاحت شکست اسرائیل جلوگیری کند، علاوه بر حملات هوایی خود، کورکورانه چشم امید به حمله زمینی بسته است. اگر چنین شود طولی نخواهد کشید که نیروهای ارتش صهیونیستی در کوچه پس کوچه های غزه با رزمندگان حماس درگیر خواهند شد و این نه آغاز بلکه انتهای شکست ذلت بار دیگری برای آنان خواهد بود. از سوی دیگر قطعاً اسرائیل غاصب قصد ندارد با اشغال دوباره غزه مسئولیت 1.5 میلیون فلسطینی ساکن این منطقه را با این حجم ویرانی و تخریب برعهده گیرد و به همین علت مجبور خواهد شد با رسوایی تمام بار دیگر از نوار غزه خارج شود. حماس نیز همچون حزب الله بار دیگر پیروزی خود را بر اسرائیل جشن خواهد گرفت.

کشورهای منطقه بایستی هوشیار باشند. اگر رژیم صهیونیستی اجازه یابد به اهداف خود برسد، خاورمیانه دیگر روی آرامش نخواهد دید. مسئله امروز غزه محدود به غزه تنها نیست. مسئله خاورمیانه و جهان اسلام است. جنایات صهیونیست ها در نسل کشی غزه باعث بیداری ملت های دنیا شده و چهره واقعی و ددمنشانه این رژیم را بیش از پیش نزد افکار عمومی جهان نمایان کرده است. تحرکات مردم آزاده جهان بویژه ملت های مسلمان منطقه و برپایی تظاهرات ضدآمریکایی و ضداسرائیلی آنان ثابت کرده است که امت اسلام برخلاف برخی از دولت های سرسپرده خود، درخواب نیستند.

سیدحسن نصرالله وقت  اضافه کشورهای عربی به  اسرائیل غاصب را فرصت دادن بیشتر برای پیروزی این رژیم در جنگ غزه خواند. اما حماس، حتی با خیانت سران عرب هم شکست نمی خورد. امروز به برکت انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی بین ملت های مسلمان به وجود آمده است و مسلمانان فلسطینی راه مبارزه و نجات خود را در مقاومت و انتفاضه های پیاپی یافته اند. وحشت سراسر وجود غاصبان قدس شریف را فراگرفته و دیوانه وار غزه را در آتش ظلم و کینه خود می سوزانند. اما وعده الهی پیروزی حق بر باطل و مظلوم بر ظالم است؛ همان درسی که از عاشورا و از خون بر زمین ریخته ثارالله گرفته ایم.

اعتماد ملی

«سفر مالکی به ایران» عنوان سرمقاله روزنامه‌ی اعتماد ملی است که در آن می‌خوانید؛ نوری مالکی نخست‌وزیر عراق برای چهارمین بار به تهران سفر کرد تا موجبات ارتقای هرچه بیشتر روابط سیاسی میان دو کشور بزرگ و مهم ایران و عراق را فراهم آورد. ایران و عراق دارای وسعت و جمعیت فراوانی هستند. این دو کشور در کنار عربستان سعودی و مصر، چهار کشور بزرگ جهان اسلا‌م هستند؛ چهار کشوری که دارای ظرفیت و پتانسیل فراوان جغرافیایی، جمعیتی، سیاسی، اقتصادی و انرژیک هستند. در این مربع بزرگ دو کشور ایران و عراق با جمعیت اکثریت شیعه می‌توانند همگرایی افزون‌تری نیز درون جهان اسلا‌م برقرار کنند. تاریخ و میراث کهن و وابستگی دو ملت ایران و عراق آنقدر مستحکم و قدرتمند و دیرپا بوده که سکته‌هایی چون روی کار آمدن حزب بعث و صدام‌حسین و تحمیل جنگ 8ساله نیز نمی‌تواند به آن بنیاد رفیع و میراث ماندگار خدشه‌ای قابل ملا‌حظه وارد سازد.

اینک عراق در شرایط نوینی به سر می‌برد. با توجه به توافقنامه امنیتی آمریکا و عراق و ورود به دوران جدید سیاسی در این کشور جا دارد مقامات دو کشور به صورت روشن‌تری به ترتیبات منطقه‌ای و بین‌المللی همت گمارند. این سفر در حالی صورت می‌پذیرد که مردم مسلمان فلسطین در غزه زیر بدترین حملا‌ت ددمنشانه رژیم صهیونیستی قرار دارند.

ایران و عراق می‌توانند از ظرفیت‌های خود برای کاهش آلا‌م مردم این منطقه سود برند. از سوی دیگر با توجه به ساختار جدید استقرار دولت در عراق، ضرورت دارد ایران هر چه صریح‌تر خواهان اخراج نیروهای سازمان منافقین از خاک عراق باشد. این سازمان تروریستی که دستش به خون ملت مظلوم عراق در کنار ارتش صدام آغشته است، مستوجب تعقیب در دادگاه‌های جنایات جنگی است.

از دیگر سو وجود مراکز مذهبی در دو کشور و تمایل ساکنان دو طرف برای انجام بازدیدهای مذهبی خود بخشی از ظرفیت‌های گردشگری مذهبی را به نمایش می‌گذارد. اما جا دارد طرف عراقی زمینه‌های مناسب را جهت ارتقای سطح رفاه زائران مذهبی در شهرهای مقدس عراق و تامین امنیت آنها فراهم آورد.

از دیگر سو ایران و عراق در زمینه انرژی، خاصه نفت، می‌توانند به سیاست مشترکی در این حوزه دست یابند. در بخش تامین نیازها و مایحتاج مردم عراق، ایران می‌تواند از فرصت‌ها و مزیت‌های اقتصادی بازار عراق سود برد. با همه اینها از آنجا که ایران و عراق دارای زمینه‌ها و منافع مشترک هستند، این سفر می‌تواند ابعاد مختلف توانمندی‌های دو دولت و ملت را هویدا کند.

جمهوری اسلامی

«فرعون طلبکار شد!» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛ با اینکه همدستی سران ارتجاع عرب به ویژه رژیم قاهره با صهیونیست ها در نسل کشی در غزه کاملا مشهود است احمد ابوالغیظ وزیر امورخارجه حسنی مبارک تلاش می کند جمهوری اسلامی ایران را با اتهاماتی واهی زیر سئوال ببرد تا دولت کمپ دیویدی قاهره را از زیر فشار شدید افکار عمومی خارج کند.

ابوالغیظ ضمن متهم کردن جمهوری اسلامی ایران به تلاش برای کنترل منافع حیاتی کشورهای عربی گفت : « دولتی مثل ایران خارج از منطقه عربی به دنبال دست یافتن به بخش های بیشتری از سرزمین های عربی است ; اما این دستیابی بدان معناست که به دولت جدید آمریکا بگوید اگر مایلید درباره اوضاع ویژه مربوط به امنیت خلیج (فارس ) یا پرونده هسته ای صحبت کنید باید با ما حرف بزنید » . وی در مصاحبه با شبکه تلویزیونی العربیه افزود : ایران از نفوذ خود به عنوان ابزار فشاری در مذاکره با دولت جدید آمریکا استفاده می کند.

از طرف دیگر روزنامه الشرق الاوسط چاپ لندن نوشت : « ابوالغیظ در سخنانی در جمع دیپلمات ها در وزارت امور خارجه مصر گفته است : « مصر خود به تنهایی وارد عمل نمی شود بلکه برادران دیگر عرب هم همراه با آن بر حمایت از این منطقه می پردازند » .

مقصود ابوالغیظ از « حمایت از این منطقه » مسلط ساختن رژیم صهیونیستی بر اعراب است . وی در توضیح مطلب خود افزوده است : « حتی اگر مصر خود به تنهایی اقدام به این کار کند که البته تجربیاتی در این زمینه دارد کاملا توانا فعال وقوی است و اگر کسی به سالهای دشوار 1977 1978 1979 و 1980 مراجعه کند در می یابد که مصر قادر (به انجام آن ) است » .

تجربه مورد اشاره وزیر امورخارجه رژیم کمپ دیویدی قاهره اقداماتی است که انورسادات برای سازش با سران رژیم غاصب صهیونیستی انجام داد که از جمله آنها امضای قرارداد ننگین کمپ دیوید سفر به تل آویو و به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل است . البته سادات با پرداختن این بهای سنگین که به تعبیر « حسنین هیکل » سیاستمدار و نویسنده برجسته مصری « کمر اعراب را شکست » ظاهرا بخش هائی از سرزمین های اشغال شده سینا را پس گرفت ولی کل مصر را به آمریکا و صهیونیست ها فروخت و از آن تاریخ تاکنون دولت مصر رسما در ردیف مستعمرات آمریکا قرار دارد و رئیس رژیم قاهره نقش یک دلال را برای صهیونیسم بین الملل بازی می کند.

امام خمینی در اردیبهشت 1358 در برابر خیانتی که انورسادات با امضا قرارداد ننگین کمپ دیوید به آرمان فلسطینی کرد به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران دستور دادند رابطه سیاسی دولت موقت را با دولت مصر قطع کند. متن این فرمان چنین است :
« با در نظر گرفتن پیمان خائنانه مصر و اسرائیل و اطاعت بی چون و چرای دولت مصر از آمریکا و صهیونیست (ها) دولت موقت جمهوری اسلامی ایران قطع روابط دیپلماتیک خود را با دولت مصر بنماید ـ روح الله الموسوی الخمینی » (1358 2 11 ) .
این دقیقا واکنشی بود که رهبر انقلاب و بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی ایران در برابر خیانت بزرگ انورسادات به آرمان فلسطین و امت اسلامی نشان دادند. امضای قرارداد کمپ دیوید در جهان عرب و خود مصر نیز با واکنش شدید مواجه شد بطوری که کشورهای عربی رابطه خود را با قاهره قطع کردند و افسر رشید ارتش مصر « خالد اسلامبولی » در یک حرکت انقلابی انورسادات را در مهرماه 1360 با شلیک چند گلوله به هلاکت رساند.

اعدام انقلابی سادات موجی از شادی را در جهان عرب برانگیخت و امام خمینی با انتشار پیامی به ملت مصر توصیه کردند در برابر توطئه بعدی آمریکا که روی کار آوردن مهره ای دیگر به جای سادات معدوم است هوشیاری نشان دهند.آمریکا « حسنی مبارک » را که مدتی سفیر مصر در آمریکا بود و از مهره های دست آموز سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) محسوب می شد به جای سادات بر کرسی ریاست جمهوری مصر نشاند و اکنون بیش از 27 سال است که وی به عنوان دست نشانده آمریکا منافع نامشروع صهیونیست ها و استعمارگران را در مصر تامین می کند.

در فرمان امام خمینی به وزارت امورخارجه کشورمان برای قطع روابط سیاسی با دولت مصر دو نکته مهم وجود دارد که این پیام را تا امروز همچنان زنده نگهداشته بطوری که گوئی درباره مسائل این روزها سخن می گوید. نکته اول تصریح به عنوان « پیمان خائنانه » برای قرارداد ننگین کمپ دیوید است و نکته دوم « اطاعت بی چون و چرای دولت مصر از آمریکا و صهیونیست ها » ست.

اگر جنایت بزرگ انورسادات به آرمان فلسطین نبود امروز صهیونیست ها در فلسطین اشغالی نبودند تا این چنین بی رحمانه به غزه حمله کنند و مردم بی دفاع آنرا به خاک و خون بکشند. این خیانت راه را برای عادی شدن رابطه با رژیم صهیونیستی هموار و صهیونیست ها را آنچنان گستاخ کرد که امروز وزیرخارجه آنها نسل کشی در غزه را « دفاع از ارزش ها » می نامد و سران ارتجاع عرب از جمله رئیس جمهور و وزیرخارجه مصر نیز آشکارا با این جنایت بزرگ همراهی می کنند.

عبارت « اطاعت بی چون و چرای دولت مصر از آمریکا و صهیونیست ها » نیز در تمام 27 سالی که از امضای قرارداد خائنانه کمپ دیوید می گذرد همواره مصداق داشته و امروز که به دستور رئیس رژیم قاهره گذرگاه رفح به روی کمک های کشورها و ملت ها به مردم مظلوم غزه بسته است او فرمان آمریکا و صهیونیست ها را اجرا می کند و در کشتار هولناک مردم غزه شریک است . آنچه امروز در غزه می گذرد و همدستی ارتجاع عرب با رژیم صهیونیستی ژرف نگری امام خمینی را نشان می دهد که 30 سال قبل مسائل امروز را می دید.

از فرمان امام خمینی و مواضعی که علیه خائنان به آرمان فلسطین گرفتند کاملا فهمیده می شود مدارا با رژیم های سازشکار عرب بر مشکلات ملت فلسطین خواهد افزود و نمی توان آزادی قدس و رهائی مردم مظلوم فلسطین را بدون ریشه کن ساختن رژیم های فاسد و وابسته عرب انتظار داشت . این واقعیت تذکر مهمی را به دولتمردان کشورمان در بردارد که متاسفانه از یک دهه قبل همواره درصدد از سرگیری رابطه با رژیم کمپ دیویدی قاهره بودند و با رفت و آمدهای غیرعادی و منت کشی های نامعقول جایگاه جمهوری اسلامی را تنزل دادند و سردمداران رژیم قاهره را به این خیال واهی انداخته اند که گویا از ملت ایران طلبکارند. اینکه حسنی مبارک و ابوالغیظ در اوج همدستی با رژیم صهیونیستی و خیانت به آرمان فلسطین و مشارکت در کشتار مردم مظلوم غزه به خود اجازه می دهند جمهوری اسلامی ایران را به دخالت در کشورهای عربی متهم کنند نتیجه همین روش نامعقول است . مبارک دیروز با اظهار این مطلب که فقط با اجازه اسرائیل می توانیم گذرگاه رفح را باز کنیم مراتب سرسپردگی خود نسبت به آمریکا و رژیم صهیونیستی را بار دیگر به اثبات رساند.

عملکرد رژیم مصر نشان می دهد حسنی مبارک همان فرعون است و باتوجه به اینکه قرآن کریم درباره فرعون می فرماید : « انه کان من المفسدین » تنها راه اینست که این فرد مفسد و این رژیم مفسد و رژیم های مشابه ریشه کن شوند تا راه برای ریشه کن شدن غده سرطانی اسرائیل از قلب جهان اسلام هموار گردد.

مردم سالاری

«لایحه‌ای با ابهامات فراوان» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم شهرام صدوقی است که در آن می‌خوانید؛ لایحه هدفمند کردن یارانه ها با محوریت توزیع منابع آزاد شده از محل اصلاح قیمت حامل های انرژی هفته گذشته توسط رئیس جمهور برای بررسی بیشتر و تصویب نهایی به مجلس شورای اسلامی تحویل شد و دو فوریت آن در مجلس تصویب شد. این لایحه که به بیان رئیس جمهور و طراحان آن پیامدهای بسیاری را به دنبال خواهد داشت دارای ابهاماتی است که علیرغم تاکید تصمیم گیران وظیفه سنگینی بر دوش نمایندگان خانه ملت برای اصلاح گذاشته شده است.

لایحه مذکور که به عقیده بسیاری از کارشناسان اقتصادی یکی از ضروریات اقتصاد امروز ایران است به شکلی طراحی شده که ظرف 3 سال آینده دولت مجاز است بهای پرداختی حامل های انرژی از سوی مردم را به قیمت های جهانی برساند و 90 هزار میلیارد تومان یارانه تخصیصی دولت به مصرف کنندگان قطع شود. حذف یارانه ها ظرف همین مدت شامل کالاهای اساسی مردم هم می شود به طوری که اضافه پرداختی های مردم در قالب یک صندوق مستقل جمع آوری و براساس موارد مطروحه در متن لایحه تحت قالب 60 درصد منابع تخصیصی به مردم، 25 درصد اختصاص یافته به دولت و 15 درصد بقیه مخصوص تولید کنندگان خواهد بود.

کلیات لایحه هدفمند کردن یارانه ها در همان چند جمله فوق ذکر شده است اما بسترسازی اجرا، توزیع مناسب منابع مالی به دست آمده و کنترل بازتاب های پدید آمده از اجرای آن از مواردی است که دارای ابهامات بسیاری است. در این فرصت کوتاه به مهمترین موارد ابهامی این طرح ارایه شده از سوی دولت اشاره می کنیم.

ابتدا قابل ذکر است که ماهیت صندوق هدفمندسازی یارانه ها یک صندوق غیردولتی است اما طبق لایحه ارایه شده مدیریت این صندوق بر عهده هیات امنای متشکل از رئیس جمهور، وزرای رفاه و اقتصاد و 2 تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی به عنوان ناظر بر صندوق گذاشته شده است.

همانطور که کارشناسان اقتصادی به آن اذعان دارند طریقه اداره حساب ذخیره  ارزی امروزه از اهداف زمان تشکیل خود فاصله بسیاری پیدا کرده به طوری که دخل و صرف این حساب فقط جهت پیشبرد اهداف توسعه ای بخش خصوصی طراحی شده بوده اما اکنون حتی چند سالی است که کسری بودجه دولت نیز از منبع این حساب تامین می شود. بزرگترین نگرانی ناشی از افتتاح صندوق هدفمندسازی یارانه ها بر تخصیص منابع مالی خارج از سهم 25درصدی به دولت و نهادهای وابسته به آن است.

دومین موردی که در لایحه مذکور اصلا به آن پرداخته نشده و فقط به صورت گذرا به آن اشاره کرده اند انفجار قیمت ها در پی اجرای لایحه تحول اقتصادی است. طبق برآورد کارشناسان اقتصادی حداقل افزایش تورم 20 درصدی حاصل اجرای این طرح خواهد بود. حال نظر به شرایط کنونی که مردم از بالا بودن نرخ تورم رنج می برند احتمال رسیدن میزان رشد شاخص قیمت ها به مرز 45 تا 50 درصد هم می رود.
رئیس جمهور در توضیح این بخش از لایحه به جهش اقتصادی به جای رشد نرخ تورم اشاره کرد و افزود: قطعا اجرای طرح تحول اقتصادی دارای پیامدهایی خواهد بود که یکی از آنها افزایش سراسری قیمت ها و رشد اقتصادی کشور خواهد بود.

حال این سوال مطرح است که آیا جامعه اقتصادی ایران ظرفیت تحمل چنین فشار عظیم و ناگهانی افزایش حداقل 20 درصدی سطح قیمت ها را در یک مقطع کوتاه زمانی دارد؟ با یک مقایسه ساده متوجه خواهیم شد که بازار ایران ظرفیت ورود یک واقعه شوک آور کوچکی همچون اجرای مالیات 3 درصدی ارزش افزوده را نداشت چه رسد به افزایش ناگهانی چند برابری قیمت کالاها در اقتصاد. بازتاب این شوک اقتصادی آنقدر گسترده و فراگیر ظاهر شد که به شکست این قانون و تعلیق فعلی آن منجر شد.

حساسیت  واکنشی در اقتصاد ایران بسیار بالا ست و بنابر تجربیات متعدد سالیان گذشته با کوچکترین تلنگر حوزه های بازرگانی، انرژی، مسکن و بازار واکنش هایی  بسیار سخت و بزرگی از اقتصاد ایران دیده شده است به طوری که پیامدهای اتفاقاتی همچون اجرای مالیات بر ارزش افزوده گاه بسیار بزرگتر از خود اتفاق بوده است.

به اعتقاد نگارنده دولت باید قبل از اجرای این طرح و آزادسازی  قیمت ها نوعی ماکت اقتصادی از آن را به رویت کارشناسان و نمایندگان مجلس بگذارد تا در آن ماکت طراحی شده پیامدها، روش اجرایی طرح و راه های کاهش بازتاب های اجرای آن پیش بینی و منظور شود.

مساله دیگری که اهمیت آن بسیار برجسته و مد نظر کارشناسان قرار دارد شیوه تقسیم منابع آزاد شده از رهاسازی قیمت هاست. همانطور که قبلا  ذکر شد هدف اصلی اجرای این طرح توسط دولت نهم هدفمندسازی تخصیص یارانه هاست. طبق طراحی انجام شده قرار بر این شده که 60 درصد منابع جمع آوری شده به مردم اختصاص و تنها 15 درصد به تولید گران این مرز و بوم تخصیص یابد. با فرض اینکه تمام شیوه های اجرایی دولت های آینده در آزادسازی قیمت ها، جمع آوری منابع به طور صحیح و تخصیص آن درست طبق برنامه نوشته شده به اقشار هدف صورت گیرد آیا به نظر شما تخصیص تنها 15 درصد از منابع به تولید کنندگان داخلی کشور هدف نهایی رساندن یارانه ها به افراد محق و واجد شرایط در این طرح را ادا کرده است ؟

طبق گفته محمد جهرمی وزیر کار و امور اجتماعی تخصیص یارانه باید به تولید اختصاص یابد نه به مصرف، جوامع پیشرفته ای که از یک شیب تند رشد اقتصادی و افزایش تولید ناخالص ملی برخوردارند. در تمامی وجوه برنامه ریزی های اقتصادی خویش توجه ویژه به تولید را در  اولویت ارزش گذاری و تخصیص امکانات قرار داده اند. حال که کشور در باتلا ق واردات بی رویه گرفتار شده است پیش بینی می شود با اجرای کامل طرح تحول اقتصادی دولت توجه ویژه به مصرف گرایی شود و تولید هم از وضعیت کنونی نیز عقب بماند و به یک کشور مصرف گرا تبدیل شویم.

در صورتی که این روزها خبر از تهیه رژیم تجاری ایران برای ارائه به سازمان جهانی تجارت داده شده و دست اندرکاران بازرگانی و تجارت کشور سعی در وصل ایران به تجارت آزاد جهانی دارند حمایت از تولید داخلی اهمیت بیشتری پیدا می کند و باید کشور در زمینه تولید محصولات صنعتی، بازرگانی حرکت ورزی به مسیری هدایت شود تا توان رقابت از لحاظ کیفیت و قیمت را دارا باشد.

آخرین موردی که در بررسی اجمالی لایحه هدفمند کردن یارانه ها دیده شده وابستگی شدید این طرح که تمام ارکان جامعه اقتصادی ایران اعم از تولید، توزیع و مصرف را در برمی گیرد به دولت خواهد بود. همانطور که فرزین سخنگوی طرح تحول اقتصادی دولت متذکر شده است: دولت ابتدا تنخواهی را در اختیار این طرح قرار خواهد داد تا پرداختی های ابتدایی به مردم از محل آن تنخواه انجام شود. طبق همین برنامه ریزی وابستگی شدید به دولت از همان ابتدا در اجرای این طرح انگاشته شده است.

همین فعالیت طرح در تضاد با اجرای کامل اصل 44 و بسترسازی های لازم در جهت کاهش تصدی گری دولت در ابعاد گوناگون اداره کشور است.
افزایش متناسب دستمزد هم از موارد مبهمی است که در این لا یحه از آن سخن به میان نیامده است. اکنون که وضعیت کارگر و کارفرما از یک رابطه منطقی و درستی برخوردار نیست وتمام کارگران از فضای نابرابر کار رنج می برند با اجرای طرحی این چنین بزرگ و تمام عیار حقوق نیروی کار در کجای آن قرار دارد و آیا با رشد شدید قیمت ها و فروش محصولات کارخانجات کارگران بهره ای متناسب با آن خواهند برد؟
هنگامی که تورم به حدود 40 تا  50 درصد می رسد، نرخ رشد دستمزد کارگران هم سوار بر این  موج می شود یا خیر؟

این گوشه ای از حجم انبوه سوالاتی است که در ذهن تمام اقشار جامعه اعم از کارشناسان، روزنامه نگاران، کارگران و کارفرمایان و بازاریان جای گرفته است. امید است که طراحان ودست اندرکاران اجرای طرح تحول اقتصادی و همچنین نمایندگان محترم مردم در خانه ملت  بتوانند پاسخ ها واصلا حات روشنی را ذکر کنند تا اکنون که طبق تاکید کارشناسان اقتصادی کشور باید با تدابیر ویژه به اقتصاد جهانی وصل شود تحت قالب یک طرح تحول اقتصادی بی نقص  که حاوی حقوق تمام اقشار جامعه باشد به بهترین نحو اجرا شود.

قدس

«چراغ سبز بوش به تل آویو» عنوان یاداشت روز روزنامه‌ی قدس به قلم محمد ملازهی است که در آن می‌خوانید؛جرج بوش، رئیس جمهور آمریکا با متهم کردن «حماس» و نسبت دادن تمامی گناهان نسل کشی و قتل عام زنان و کودکان در غزه به مقاومت اسلامی، نه تنها حمایت قاطع و علنی خود را از اسرائیل اعلام نکرده بلکه مجوز حمله تمام عیار زمینی و اشغال مجدد باریکه غزه را صادر کرده است.

چراغ سبز بوش به جنگ طلبان تل آویو در شرایطی که اسرائیل خود را آماده حمله کرده و صدها تانک و هزاران نیروی ارتش را در امتداد مرز خشکی و آبی غزه به حالت آماده باش کامل درآورده، خطر اشغال غزه و بروز یک فاجعه تمام عیار انسانی را افزایش داده است.ظاهراً آمریکا، اسرائیل و سران مرتجع عرب به جمع بندی واحد رسیده اند و آن حذف مقاومت اسلامی از معادلات فلسطین و کل خاورمیانه است. این مأموریت به اسرائیل داده شده است و هر گونه آتش بس حتی موقت که بتوان مجروحان را از غزه خارج و یا حداقل امکانات دارویی برای آنان  تهیه کرد، این گمان را تقویت می کند. از این رو، اظهارات بوش را باید جدی تلقی کرد زیرا بر دامنه گستاخی های اسرائیل خواهد افزود.

سکوت «باراک اوباما» رئیس جمهور منتخب حزب دمکرات آمریکا نیز معنادار است و آن را نیز باید جدی گرفت. اسرائیل با درک مجموعه شرایط منطقه ای و بین المللی وارد بازی خطرناکی شده است که اگر ماشین جنگی اش در غزه متوقف نشود، چه بسا در جهت منطقه ای کردن جنگ حرکت کند.

با توجه به این گونه احتمالات است که چراغ سبز بوش به اولمرت می تواند وضعیت خطرناک جدیدی درخاورمیانه به وجود بیاورد. این تصور که اسرائیل به سادگی بتواند حماس را از قدرت در غزه حذف و تشکیلات خودگردان محمود عباس را جایگزین و روند سازش را تسهیل کند، تصوری نادرست است حماس از پشتوانه یک تفکر انقلابی و اسلامی برخوردار است و از آن جهت که قدرت باز تولید خود را دارد، به یک جریان متکی و وابسته نیست. به فرض اینکه حذف حماس از معادله قدرت عملی باشد، تفکر جهادی نه تنها از بین نخواهد رفت، بلکه عمق و شدت بیشتری پیدا خواهد کرد.

این واقعیت که در هیچ نقطه ای از جهان و در هیچ مقطعی از تاریخ تاکنون صلح پایدار از طریق کشتار مردم حاصل نشده، در طرح مشترک آمریکا- اسرائیل مورد غفلت قرار گرفته است. کشتار، دامنه خشم عمومی را گسترده تر خواهد کرد.

آیا جرج بوش در آخرین روزهای حضورش در مقام رئیس جمهور آمریکا در کاخ سفید می خواهد استراتژی جنگ طلبانه اش را برای «باراک اوباما» به ارث بگذارد تا او نیز همین راه نادرست را در خاورمیانه ادامه دهد؟

اگر چنین باشد، سکوت «اوباما» را نه تنها نمی توان رضایت تلقی کرد، بلکه بالاتر از آن نشانه بی تجربگی سیاسی و عقب ماندن از تحولات جهانی بویژه در خاورمیانه است، تلقی ای که بوش نو محافظه کار و اوبامای دمکرات را یک جنس به  شمار خواهد آورد.

صدای عدالت

«غزه؛ چرا حالا؟ ‏» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی صدای عدالت به قلم ‏ابوالفضل عمویی است که در آن می‌خوانید؛ یکی از سؤالات اصلی این است که اسرائیل چرا این زمان را برای حمله به غزه انتخاب کرد؟‏این سؤال وقتی جدی‌تر می‌شود که بدانیم به گزارش پایگاه خبری "نهرین‌نت" مقامات مصری مدتی پیش به حماس وعده داده بودند که بنا بر اطلاعاتی که آنها از طرف اسرائیل گرفته‌اند، به‌زودی حمله‌ای به غزه صورت نخواهد گرفت.‏پس واقعا چرا اسرائیل این زمان را برای حمله به غزه انتخاب کرد؟ با نگاهی به حوادث سیاسی پیش‌رو، اهمیت این موضوع روشن‌تر می‌شود.‏

‏1 - نزدیک به 50 روز دیگر، انتخابات کنست (پارلمان) رژیم صهیونیستی برگزار خواهد شد و حزب پیروز این انتخابات، نخست‌وزیر بعدی را هم مشخص خواهد کرد.‏
رقابت اصلی در شرایط فعلی بین 2حزب راستگرای لیکود به‌رهبری بنیامین نتانیاهو و حزب میانه کادیما به ریاست تزیپی لیونی، وزیر خارجه فعلی رژیم صهیونیستی در جریان است.‏
بنا بر نظرسنجی‌های قبلی، بخت نتانیاهو برای پیروزی بیشتر از لیونی است. اما جنایاتی که دولت فعلی رژیم صهیونیستی در غزه انجام می‌دهد می‌تواند روند فعلی را تغییر دهد.‏
دولت فعلی که با کفالت ایهود اولمرت اداره می‌شود، دولت حزب کادیماست اما این دولت حزبی به‌دلیل شکست بزرگ در جنگ 33روزه از گروه افتخارآفرین حزب‌الله لبنان، با افول محبوبیت مواجه شد.‏
در این میان دولت فعلی برای حمله به غزه، 2 هدف سیاسی در نظر گرفته است؛ این دولت سعی دارد اولا با پیروزی نمایشی بر مردم بی‌دفاع غزه، خاطره شکست از یاران سیدحسن نصرالله را به‌فراموشی بسپارد.‏
از سوی دیگر این حزب با تجویز حمله به غزه سعی می‌کند آرای تندروهای صهیونیست در جامعه اسرائیل را جلب کند. به خیال متفکران کادیما، آنها با تصرف غزه می‌توانند به پیروزی بر نتانیاهو هم دست پیدا کنند.‏

‏2 - حمله رژیم صهیونیستی به غزه، در زمان تعطیلات کریسمس صورت گرفته است؛ یعنی زمانی که افکار عمومی در غرب متوجه مراسم سال نو و تعطیلات آن است.‏
در این میان رژیم صهیونیستی پنداشته است که در سایه این تعطیلات می‌تواند افکار عمومی بین‌المللی را نادیده بگیرد و با چالش کمتری در میان ملل جهان مواجه شود.‏

‏3 - صهیونیست‌ها هدف خود از حمله به غزه را مبارزه با حماس اعلام کرده‌اند. حماس مدت‌هاست که از سوی گروه فتح و ساف که کرانه باختری را در اختیار دارد، برای پذیرش تمدید دوره ریاست محمود عباس بر حکومت خودگردان تحت فشار است.‏
حماس حاضر نیست که بدون برگزاری انتخابات در سرزمین‌های فلسطینی، رئیس حکومت خودگردان را بپذیرد. اما دوره ریاست محمود عباس که آمریکا و اسرائیل او را مناسب‌ترین فرد برای عقب‌نشینی در برابر خود می‌بینند، تا 20 دی ماه تمام می‌شود.‏
رژیم صهیونیستی چنین می‌اندیشد که اگر بتواند با حمله به غزه که با کم‌توجهی محمود عباس مواجه شده، حماس را به میز مذاکره بنشاند، یکی از خواسته‌ها باید این باشد که با ادامه ریاست محمود عباس بر حکومت خودگردان موافقت کند.‏

‏4 - دولت آمریکا در وضعیت انتقالی قرار دارد. جورج بوش به‌عنوان منفورترین رئیس‌جمهوری تاریخ ایالات متحده در این کشور قرار است ابتدای بهمن ماه دولت را تحویل باراک اوباما دهد و اوباما کسی است که سیاستش را تغییر در رویه‌های دولت بوش و نیز بازسازی وجهه آمریکا در جهان قرار داده است. مردم منطقه خاورمیانه بوش را از حامیان اصلی رژیم صهیونیستی در تجاوز به حقوق فلسطینی‌ها می‌دانند.‏
به خیال متفکران آمریکایی حمله به غزه درواقع بدنامی دیگری است که بوش با خود از کاخ سفید خواهد برد و دامن رئیس‌جمهوری بعدی آمریکا به آن آلوده نیست. چنانکه این روزها، در میانه آتشی که بر سر مظلومان غزه می‌بارد، اوباما به هاوایی رفته و تعطیلاتش را می‌گذراند؛گویی که هیچ اتفاقی نیفتاده است. اگر حمله به غزه پس از بهمن‌ماه صورت می‌گرفت برای دولت تازه بر سر کار آمده آمریکا یک افتضاح بزرگ بین‌المللی بود.‏

با نگاهی به وقایع پیش‌رو در کشورهای مختلف می‌توانیم دریابیم که چرا صهیونیست‌ها این زمان را برای حمله به غزه برگزیدند و چه اهدافی را از این حمله وحشیانه دنبال می‌کنند.اما در میدان سیاست همه چیز تغییرپذیر است، به‌خصوص آنجا که خداوند بخواهد.‏
جنگ 33روزه حزب‌الله لبنان نمونه‌ای از الطاف الهی به مستضعفان و کسانی بود که در مقابل زورگویان ایستادند. مقاومت مردم غزه، اعتراض افکار عمومی جهان و تدابیر جنگی حماس می‌تواند ورق را به‌نفع ملت فلسطین برگرداند.‏

سیاست روز

«شکست آمریکا در غزه» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی سیاست روز به قلم قاسم غفوری است که در آن می‌خوانید؛ رژیم صهیونیستی در حالی همچنان به جنایت و کشتار در غزه ادامه می‌دهد که همکاری گسترده و عملی آمریکا با این رژیم در اجرای این جنایت بزرگ به نکته‌ای قابل تامل مبدل شده است. هرچند حمایت بی‌دریغ آمریکا از رژیم صهیونیستی امر جدیدی نیست اما اجرای این سیاست در شرایط کنونی لطمات بسیاری بر پیکره آمریکا در خاورمیانه و عرصه بین‌المللی واردساخته است. در این چارچوب به چند نکته می‌توان اشاره کرد.

افشای اسناد و مدارک ارسال تجهیزات نظامی به ویژه بمب‌های هوشمند از آمریکا برای رژیم صهیونیستی و نیز همکاری اطلا‌عاتی ناو آمریکایی در دریای مدیترانه با این رژیم، بار دیگر آشکار ساخت که آمریکا همچنان اصل جنایت و کشتار را در دستور کار دارد. این تحرک یا به طور مستقیم در عراق و افغانستان یا به صورت حمایت از رژیم صهیونیستی در غزه اجرا می‌شود. این تحرکات مغرضانه سبب شده تا اولا‌ برخلا‌ف ادعای آمریکایی‌ها که تاکید دارند طرح‌هایی برای صلح در خاورمیانه دارند بار دیگر افشا شود که طرح‌‌های سازش آنها صرفا برای حمایت از رژیم صهیونیستی است که درنتیجه آن 5/1 میلیون ساکن غزه قربانی می‌شوند.

ثانیا حمایت آمریکا از صهیونیستها درشرایطی که ملتهای منطقه و حتی افکار عمومی جهان به حمایت از ملت فلسطین خواستار توقف این جنایتها هستند موجب افزایش انزجار جهانی از آمریکا می‌شود. به عبارتی دیگر این تحرکات به جهانیان اثبات کرد که آمریکا به دنبال اصلا‌ح رفتار خود برای تحقق صلح در جهان نمی‌باشد بلکه همچنان به سیاستهای گذشته ادامه می‌دهد. با این اقدام مسلما انزجار بیشتر جهان از واشنگتن را به همراه دارد که نتیجه آن انزوای بیشتر این کشور است.براین اساس می‌توان گفت که آمریکا که به ادعای خود برای سرپوش نهادن بر شکست‌هایش در خاورمیانه به دنبال حذف حماس از طریق حملا‌ت گسترده صهیونیستها به غزه بوده، همچون رژیم صهیونیستی با شکست این صحنه را ترک خواهد کرد. ادامه مقاومت ساکنان غزه در کنار اعلا‌م انزجارهای جهانی ازتحرکات صهیونیستها و متحدان آنها شکستی سنگین برای آمریکا در منطقه و عرصه جهانی است که موجب می‌شود تا در آینده بر چالشهای این کشور بیش از پیش افزوده شود چنانکه پس از جنگ 33 روزه لبنان نیز با این چالش مواجه گردیدو دیگر نتوانست وجهه تخریب شده خود را بازسازی کند.

دنیای اقتصاد

«سخنی با نمایندگان درباره هدفمندسازی یارانه‌ها» عنوان سرمقاله‌ی روزنامهِ‌ی دنیای اقتصاد به قلم دکتر الله مراد سیف است که در آن می‌خوانید؛هدفمندسازی یارانه‌ها که از سیاست‌ها و اهداف برنامه سوم بوده است، هم اکنون در قالب «لایحه» توسط دولت محترم به مجلس شورای اسلامی پیشنهاد شده است.

صرف نظر از این که برای تهیه این لایحه چه میزان کار کارشناسی شده است و میزان تاثیرپذیری مثبت و منفی اقشار مختلف مردم از یک طرف و گروه‌های مختلف تولیدی و حتی تاثیرپذیری خود دولت به عنوان بزرگترین مصرف کننده حامل‌های انرژی از طرف دیگر، چه میزان مطالعه شده است و این که برای کنترل پیآمدهای حاصله چه سیاست‌های جبرانی اندیشیده شده و عمر پرداخت‌های نقدی در این لایحه تا چند سال قرار است تداوم داشته باشد، از همه این ایرادات و ابهامات که بگذریم نکات مهم‌تری در مقطع فعلی، به شرح زیر وجود دارد که لازم است مورد توجه نمایندگان محترم در بررسی و تصمیم‌گیری پیرامون این لایحه قرار گیرد.

1 -هم اکنون یک فرصت تاریخی برای اصلاح یک ناکارآمدی مهم در اقتصاد ایران فراهم شده است که برای مجلس محترم به منزله یک آزمون تاریخی است. فراموش نکرده‌ایم که مجلس هفتم با جایگزین ساختن طرح تثبیت قیمت‌ها به جای ماده سوم برنامه چهارم توسعه، عملا به تداوم این ناکارآمدی کمک کرد و هم اکنون بسیاری از همان نمایندگان که در مجلس هشتم هم حضور دارند، حداقل از همان منظر باید خود را مدیون دانسته و مدافع اصلاح آن باشند و لذا پذیرفته نخواهد بود که به هر دلیل، اگر چه محکمه پسند، اصل این کار کنار گذاشته شده یا به زمان دیگری که معلوم نیست چه وقت خواهد بود، موکول شود.

2 - از جمله پتانسیل‌های موجود که باید آن را ارج نهاد و به دور از تحلیل‌های بدبینانه سیاسی به آن نگریست، اراده دولت نهم و بلکه اصرار آن بر اجرای لایحه هدفمندسازی یارانه‌ها می باشد. انجام چنین اصلاحاتی در زمانی دیگر‌، حتی اگر مورد خواست موکد نمایندگان محترم هم باشد‌، تنها در صورتی جامه عمل به‌خود می‌پوشد که دولت وقت هم اراده بر انجام آن داشته باشد و در غیر این صورت مانند موارد مشابه در عمل چندان به اجرا گذاشته نخواهد شد. لذا بهره‌گیری از این پتانسیل هم از جمله فرصت‌های مقطع فعلی است.

3 - از جمله مباحثی که گاه و بیگاه در اطراف هدفمند سازی یارانه‌ها مطرح شده است، جایگزینی طرح‌های غیرقیمتی به جای طرح‌های قیمتی است‌. صرف نظر از استدلال طرفداران این نظریه‌، همواره یک غفلت اساسی صورت گرفته و آن این که اساسا طرح‌های غیر قیمتی نه جانشین‌، بلکه مکمل طرح‌های قیمتی باید باشند‌، چراکه در فضای قیمت‌های به شدت غیر واقعی‌، منطق اقتصادی فرصت ظهور و بروز به حرکت‌های اصولی مطرح در طرح‌های غیر قیمتی‌، چه از جهت ایجاد منابع لازم برای اجرای آنها و چه از جهت ایجاد انگیزه برای آن اقدامات نخواهد داد یا حداقل به کندی چنین فرصتی را فراهم خواهد ساخت‌. لذا انتظار می‌رود نمایندگان محترم از تکرار آن بحث‌ها برای کنار گذاشتن اصلاح قیمت حامل‌های انرژی پرهیز کنند.

4 - از جمله مباحث دیگری که طرح شده است، این است که اجرای سیاست‌های ابلاغی اصل 44 از اولویت بالاتری برخوردار است و لذا دولت محترم بهتر است فرصت باقیمانده از عمر کابینه خود را صرف پرداختن به آن نماید و هدفمندسازی یارانه‌ها را در این چارچوب پیگیری کند‌. در این خصوص باید متذکر شد که مفهوم واقعی اجرای اصل 44 تلاش برای رقابتی کردن فضای اقتصادی است و اصلاح قیمت‌های حامل‌های انرژی از الزامات اساسی آن است، چرا که پرداخت وسیع یارانه‌های غیر هدفمند ، علاوه بر زمین‌گیر کردن دولت‌، از عوامل اصلی ایجاد پدیده انحراف قیمت‌ها است و حرکت در جهت فضای رقابتی جز از طریق برطرف کردن این پدیده امکان‌پذیر نمی‌باشد.

5 - از جمله نگرانی‌های بحق کارشناسان و نمایندگان محترم در اجرای لایحه پیشنهادی دولت، جهش قیمتی مورد انتظار آن است که در گزارش‌های رسمی نیز این پیامد با ارقام متفاوتی پیش بینی شده است‌. در این رابطه نکته مهم آن است که هر زمان دیگری نیز که چنین آزادسازی بخواهد اتفاق بیفتد، از عوارض حتمی‌آن جهش قیمتی و افزایش نرخ تورم است. حال اگر همه پذیرفته‌ایم که اقتصاد ایران نیازمند این حرکت اصلاحی است، بهتر آن است که به جای عقب انداختن این جراحی بزرگ در اجرای صحیح و در عین حال محتاطانه آن فکر کنیم. برای این منظور می‌توان با کم کردن شیب اصلاح قیمتی مورد نظر، مثلا از مدت 3 سال (پیشنهادی لایحه) به 5 یا 6 سال عوارض تورمی‌آن را قابل تحمل و قابل کنترل نمود‌. مضافا این که در شرایط فعلی قیمت‌های جهانی حامل‌های نفتی، چنین اقدامی‌ به مراتب سهل‌تر و دارای عوارض تورمی ‌کمتری است.

6 - به عنوان نکته پایانی‌، آنچه لازمه هر گونه حرکت اصلاح ساختاری در سطح ملی است، وفاق جمعی همه قوای حاکمیت‌، اعم از دولت، مجلس و مردم است. اگر وفاق ملی نباشد، هر گونه حرکت اصلاحی از قبل شکست خورده است. لذا جهت گیری بحث‌ها پیرامون یک حرکت ملی از نوع هدفمند سازی یارانه‌ها باید از هرگونه شائبه سیاسی به‌دور باشد، که در غیر این صورت بزرگ‌ترین جفا در حق ملت بزرگ ایران اسلامی‌خواهد بود. دولت محترم نیز لازم است توجه داشته باشد که هدف اصلی همانا اصلاح ناکارآمدی‌ها در اقتصاد است که خود بزرگترین فرصت را برای تخصیص بهینه منابع در سطح کلان فراهم آورده و زمینه ساز تقویت رشد اقتصادی از نوع درون زا و مبتنی بر توانایی‌های واقعی اقتصاد خواهد بود‌. از این منظر، زمینه برای بسط عدالت اقتصادی نیز بهتر فراهم خواهد شد‌.

سرمایه

«کاهش سهم عمران از بودجه» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی سرمایه به قلم محسن شمشیری است که در آن می‌خوانید؛مقایسه عملکرد بودجه عمرانی با رقم مصوب آن در سال های 85 و 86 نشان می دهد.عملکرد بودجه عمرانی بین یک تا سه هزار میلیارد تومان از رقم مصوب کمتر بوده است و چنانچه این روند برای سال 87 نیز ادامه یابد رقم عملکرد بودجه عمرانی در سال جاری حدود 16 هزار میلیارد تومان خواهد بود.

بر این اساس نتیجه می گیریم سهم عملکرد بودجه عمرانی از بودجه عمومی کشور از 11/22 درصد در سال 83 به 5/18 درصد در سال 87 کاهش یافته است. این در حالی است که در سال های 84 تا 87 از طلایی ترین فرصت ها برای کسب درآمد ارزی به خاطر رشد قیمت نفت برخوردار بوده ایم و می توانستیم زمینه های افزایش سرمایه گذاری دولتی در بخش آب، برق، گاز، بنزین، پالایشگاه ها و ... را فراهم کنیم، بخشی از طرح های نیمه تمام را به سرانجام برسانیم و نرخ بیکاری را از 11 درصد کمتر و دغدغه امروز جامعه را کم کنیم. اما ارقام بودجه عمرانی به قیمت ثابت سال 83 در سال های 84 تا 87 در حد همان سال 83 بوده و افزایش نیافته است و ثابت ماندن رقم بودجه عمرانی و سرمایه گذاری های دولتی باعث شده ما امروز با وجود آنکه دومین ذخایر گاز جهان را داریم اما محتاج به واردات گاز ترکمنستان باشیم و طرف خارجی هم از ضعف اقتصادی ما در دیپلماسی بهره ببرد و فروش هر هزار مترمکعب گاز را به جای نرخ 75 دلاری قبلی با قیمت های بالاتر تا 200 و 300 دلار مطالبه کند. در حالی که اگر از این دوره بی همتای تاریخ اقتصادی بهره می بردیم و سرمایه گذاری دولتی و عمرانی را با درآمد سرشار نفتی بالا می بردیم امروز در دیپلماسی و سیاست خارجی نیز از قدرت اقتصادی و چانه زنی بیشتری برخوردار می شدیم.
کارشناسان بارها تاکید کرده اند دیپلماسی نیز تابع قدرت اقتصادی است و اگر قدرت اقتصادی افزایش یابد در جهان امروز از جایگاه والاتری برخوردار خواهیم بود.

اما در عمل با وجود رشد جمعیت 2/1 تا 5/1 درصدی و ورود سالانه یک میلیون نفر به بازار کار، سرمایه گذاری دولتی کاهش یافته یا حداقل ثابت مانده است و در نتیجه کارشناسان نگران افزایش بیکاری به 12 تا 14 درصد در سال آینده و بیکار شدن عده ای از هموطنان هستند. این در حالی است که اگر بودجه جاری قرار بود به قیمت ثابت سال 83 ثابت باشد باید رقم 22 هزار میلیارد تومان سال 83 با احتساب تورم در سال 87 به رقم 50 هزار میلیارد تومان می رسید، نه 74 هزار میلیارد تومان فعلی. بر این اساس دولت هر روز بزرگ تر می شود و برای حفظ حجم و وضع موجود خود باید هر سال حجم بودجه جاری را بزرگ تر کند و برای این هدف پایه پولی، نقدینگی، تورم، کسری بودجه، برداشت از حساب ذخیره، افزایش وابستگی به نفت، رشد بیشتر واردات و... را دامن بزند،در حالی که اگر درآمد سرشار نفتیدر طلایی ترین سال های درآمد ارزی ایران به بودجه عمرانی اختصاص می یافت و صرف اشتغال زایی و طرح های زیربنایی می شد حالا می توانستیم به هدف نرخ بیکاری
7 درصدی برنامه پنجم و در گاز، برق، بنزین، جاده، راه آهن و... به سرمایه گذاری مورد انتظار دست یابیم. اما روند رشد بودجه عمومی نشان می دهد به جای آنکه حجم و اندازه دولت را حفظ کنیم و رقم را به قیمت سال 83 به 70 هزار میلیارد تومان محدود کنیم، تحت تاثیر رشد درآمد نفت با رقم 86 هزار میلیارد تومان رسیده ایم و سهم بودجه عمرانی را به اندازه سال 83 رشد نداده ایم بلکه سهم عمران از بودجه عمومی در طلایی ترین سال های رشد قیمت نفت از 22 درصد در سال 83 به
18 درصد در سال 87 کاهش یافته است.

 

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
عقب‌ نشینی مقابل قاطعیت

عقب‌ نشینی مقابل قاطعیت

استراتژی مقاومت و ایستادگی در برابر زورگویی‌ های غرب موجب عقب‌نشینی آنها در برابر مقاومت ملت ایران شده است.

پایبندی در برابر پایبندی

پایبندی در برابر پایبندی

تکلیف ما در برابر جلسه شورای حکام صرف‌ نظر از هر نتیجه‌ای که داشته باشد، مشخص است. ما در مجلس شورای اسلامی قانونی تحت عنوان اقدام راهبردی برای رفع تحریم‌ها و صیانت از حقوق ملت ایران تصویب کردیم.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر