jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۲۲۷۲۶۵   ۱۱ دی ۱۳۸۷  |  ۰۰:۱۲

علی مظاهری: مثل این همه زلال اشک‌های ما... فرات، هنوز هم جاری است. فرات می‌گرید؛ در خودش می‌گرید، بر خودش می‌گرید. فرات چرا آن عزت را در روشنی‌اش نیافت و درخشش آن عنایت را در تلالوهایش احساس نکرد که بر لب‌های تو بوسه زند.

فرات هنوز می‌گرید که چرا توفیق نداشت، از پیشانی بلند و درخشان خاندان وحیانی رسالت(ع)‌ غبار و عرق را -‌ به تبرک‌- برگیرد تا روحش صفا یابد و صافی‌تر و زلال‌تر شود.

فرات بر خودش می‌گرید در خودش می‌گرید که چرا روح روشنش از توجه عاشقان بزرگ خدا در کربلا دور ماند. فرات همچنان سر به سنگ می‌کوبد، فرات هنوز هم سر به بیابان گذاشته، حیران است که چرا از «گوارایی عطش» عاشوراییان چیزی درنیافت و قطره‌ای نصیبش نشد.

فرات هنوز هم می‌گرید...

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر