در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فیلم محمدرسولاللهص (اثر مصطفی عقاد، محصول 1977) از آن دست آثاری است که در طول 30 سال گذشته بارها و به مناسبتهای گوناگون از شبکههای مختلف به نمایش درآمده و از حیث تعدد پخش، رکورددار است. همین موضوع باعث شده که طیف بالایی از مخاطبان این فیلم را ببینند و لحظه لحظه آن را در ذهنشان ثبت کنند. البته از زمان ساخت تا به حال، این فیلم خاطرهانگیز مباحث بسیاری را چه از لحاظ موضوعی یا ساختاری پیرامون خود دیده، اما طی همین چند ماه گذشته نام فیلم محمدرسولاللهص در سطح رسانههای جهان دوباره مطرح شد وقتی که اسکار زغبی (همکار مصطفی عقاد در پروژههای مختلف سینمایی) در نیویورک تایمز اعلام کرد بزودی تولید فیلمی به نام «پیامبر صلح» را آغاز میکند که ساختارش نوعی بازسازی از اثر مشهور عقاد است.
بعد از درج این خبر، مالک عقاد، فرزند فیلمساز فقید سوری بلافاصله در بیانیهای اعلام کرد که فیلم جدید درباره پیامبر بزرگوار اسلام بازسازی فیلم سال 1977 پدرش نیست و هیچ مجوزی برای بازسازی محمدرسول الله صادر نشده است. این اخبار زمانی منتشر شد که مقارن بود با سومین سال درگذشت مصطفی عقاد (وی در جریان انفجار بمبی در نوامبر سال 2005، به همراه دختر 34 سالهاش در هتلی واقع در شهر امان اردن کشته شد.)
زنده یاد عقاد در سال 1976 به هنگام پیش تولید محمدرسولالله در گفتگویی اظهار کرد: ساخت این فیلم به لحاظ شخصی، برایم اهمیت بسیاری دارد. از آنجا که خودم یک مسلمان هستم که در غرب زندگی میکند، همیشه این احساس را داشتم که باید حقایق دین اسلام را بیان کنم و این فیلم میتواند تبدیل به پلی میان دنیای غرب و اسلام شود. وی در یکم جولای 1930 در حلب به دنیا آمد و در سال 1954 برای تحصیل در رشته سینما به آمریکا رفت و در دانشگاه UCLA کالیفرنیا ثبتنام کرد. از فیلم محمدرسولاللهص میتوان به عنوان شریفترین اثر که به زندگی یکی از پیامبران الهی در تاریخ سینما میپردازد، نام برد و حضور عقاد در مقام فیلمسازی حرفهای و فهیم در این عرصه، بسیار درخشان است.
ساخت چنین آثاری همواره با جبههگیریها و در پارهای از اوقات با تحریم فیلمها از سوی انجمنها و تشکلهای مذهبی در نقاط مختلف جهان روبهرو بوده است. مصطفی عقاد هنگام ساخت فیلم محمدرسولالله (با عنوان اصلی «رسالت)» با اینچنین میراثی از فیلمسازان پیشین مواجه بود. نمونههای مشهور از این قبیل آثار عبارتند از: داوود و بتسابه (اثر هنری کینگ، محصول 1951)، 10 فرمان (سیسل ب. دومیل، 1956)، سلیمان و ملکه سبا (کینگ ویدور، 1958)، داوود وگولیات (ریشارپوتیه، فردیناند بالدی1959)، کتاب آفرینش (جان هیوستن، 1966) و مجموعه آثاری با محوریت زندگی حضرت مسیح (ع).
برای اینگونه تصویرسازی نادرست از زندگی پیامبران، سازندگان آثار مورد ذکر این بهانه را میآوردند که برای ساخت درامهای این چنینی حضور شخصیت اصلی با پیرنگی از جنبههای خیالی، امری ضروری و گریزناپذیر است. (اما در این میان ویلیام وایلر در شاهکارش بن هور نشان داد که بدون تصویر کشیدن چهره مسیح میتوان تاثیرگذاری بیشتری را از لحاظ جنبه روحانی شخصیت به تماشاگر القاء کرد.) انتشار خبر ساخت فیلمی براساس زندگی پیامبرص در جوامع اسلامی غوغایی برپا کرد.
خاطره ناخوشایند از فیلمهای پیامبران، آغازی شد برای مخالفتها و جبههگیریها نسبت به فیلم محمدرسولالله (ص)، حتی کار به تهدید و سوءقصد جانی رسید. ساخت این فیلم، نخستین تجربه کارگردانی عقاد بود. او قصد داشت فیلم را در هالیوود تولید کند، اما به سبب مخالفت تهیهکنندگان هالیوودی ناچار شد فیلم خود را خارج از آمریکا بسازد. از آنجا که تهیهکنندهای حاضر به سرمایهگذاری روی پروژه نبود، فیلم در آستانه تعطیلی قرار گرفت، تا این که عقاد توانست نظر معمر قذافی، رهبر لیبی را برای ساخت فیلم جلب کند و او بودجهای برابر با 10 میلیون دلار را تامین کرد آن هم به یک شرط که عقاد بعد از ساخت محمدرسولاللهص، اثری را با محوریت زندگی و مبارزات قهرمان لیبی برضد استعمار ایتالیا یعنی عمرمختار بسازد که وی نیز این پروژه را به سامان رساند.
اما هنوز مشکلات عقاد پایانی نداشت چرا که بسیاری از کشورهای عربی مانع از حضور گروه فیلمسازی وی در کشورشان شدند. پس از بحثها و جلسات زیادی که عقاد درباره فیلم پیامبرص برگزار کرد، توانست نظر دو کشور را جلب کند. او صحنههای مربوط به دو شهر مکه و مدینه و نیز صحنههای داخلی را در کشور مراکش تصویربرداری نمود و بیابانهای لیبی را به صحنه نبردهای عظیم اختصاص داد. عقاد همواره در گفتگوهایش از سبک استادانه دیویدلین و اثر درخشانش «لورنس عربستان» به نیکی یاد میکرد و منتقدان این تاثیرپذیری عقاد از لین را در نقدهایی که بر فیلم محمدرسول الله نوشتند، اشاره کردند.
عقاد با تیزهوشی گروهی را برای ساخت فیلمش برگزید که سابقه درخشانی در زمینه تولید آثار عظیم و کار در محیطی چون بیابان داشتند، برای همین از گروه فیلمسازی انگلیسی (که تجربه همکاری در آثار دیوید لین داشتند) استفاده کرد. انتخاب آنتونی کوئین برای ایفای نقش حمزهع نیز این تاثیرپذیری را بیش از پیش نشان داد؛ همچنین جک هیلدیارد در مقام مدیرفیلمبرداری (که در کارنامهاش فیلمبرداری آثاری چون هنری پنجم و پل رودخانه کوای دیده میشد)، جان بلوم به عنوان تدوینگر (باسابقه کار در فیلم شیر در زمستان)، موریس فامر (طراح صحنه توپهای ناوارن)، فیلیس دالتون (طراح لباس و مدیرهنری فیلمهای دکتر ژیواگو و لورنس عربستان) و نقطه قوت و خاطرهانگیز فیلم، یعنی موسیقی جاودان محمدرسولالله که توسط موریس ژار ساخته شد.
عقاد برای پرهیز از هرگونه نشان دادن چهره پیامبر و بزرگان دین، در مشورت با همکارانش تصمیم گرفت که از تکنیک دوربین سوبژکتیو (که دوربین در حکم شخصیت قرار میگیرد) بهره ببرد و در این میان با درایت از قابلیت فیلمنامهنویس ایرلندی به نام هری.ا.ل. کریگ و گروه مورخان صدراسلام دانشگاه الازهر مصر (به نامهای توفیق الحکیم، ابوجودات السحر، ابورحمنالشکاوی و محمدعلی ماهر) استفاده شایانی کرد که در زمینه شخصیتپردازی فیلمنامه بسیار موفق عمل کردند.
برای مثال دیالوگهای طلایی فیلم را در دهان شخصیت منفور و جاهطلبی چون ابوسفیان قرار دادند. (مانند: من آتشهایتان را دیدم و مردان دور آتش را یا محمد از قلب ها وارد میشود نه از دیوارها) که نشانگر تحول شخصیتی او بود. رویکردی که در آثار مذهبی ساخته شده در سینمای ایران کمتر قابل قیاس است، که در سینمای ما شخصیتهای منفی تاریخی به شکل خبیث و سیاه بدون هیچ تفکری نشان داده میشوند.) تحریمها و عصبانیتها پس از ساخته شدن فیلم نیز ادامه پیدا کرد و عقاد را واداشت که در دانشگاه الازهر قاهره نسخهای از محمدرسولالله را برای مدعوین به نمایش درآورد و در آنجا بود که با تحسین بزرگان مجامع اسلامی روبهرو شد و عقاد با فراغبال رو به اکران جهانی فیلم در سال 1977 آورد.
در مراسم اسکار 1978 (که یکی از پربارترین مراسم تاریخچه برگزاری آکادمی بود)، فیلم عقاد تنها در رشته موسیقی فیلم، نامزد اسکار شد که اعضای آکادمی با بیسلیقگی تمام، اسکار این رشته را به جان ویلیامز (آهنگساز فیلم جنگ ستارگان) دادند و از هنر بینظیر موریس ژار در موسیقی محمدرسولاللهص با بیتفاوتی گذشتند. مابقی جوایز نیز در بین آثار دیگری چون آنیهال(وودی آلن)، جولیا (فردزینهمان) و جنگ ستارگان (جورج لوکاس) تقسیم شد. دیده شدن و تاثیرگذاری فیلم مصطفی عقاد در کشورهای اسلامی به حدی چشمگیر بود که برای نمونه تیم ملی فوتبال کویت در مسابقههای جام جهانی 1982 در اسپانیا، شتر سفید موی فیلم را به عنوان نماد تیمشان برگزیدند و در مسابقهها حضور پیدا کردند.
در اینجا لازم است که از شاهکار دوبله فارسی این فیلم نیز یادی کنیم چرا که در توفیق استقبال مخاطب ایرانی از اثر عقاد سهم انکارناپذیری دارد و منوچهر اسماعیلی در مقام مدیردوبلاژ (و همچنین گویندگی نقش حمزه) با جمعی از بهترین گویندگان، گنجینهای از بهترین صداها را در دوبله فیلم ذکر شده به یادگار گذاشت به طوری که تماشای نسخههای اصلی محمدرسولاللهص (با زبانهای انگلیسی و عربی) بدون هنر دوبلورهای ما هیچ لطفی ندارد.
در انتها، یادآوری این نکته ضروری است که اثر مصطفی عقاد از زندگی یکی از پیامبران الهی، همچنان شریفترین فیلم ساخته شده در تاریخ سینماست.
نیروان غنیپور
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: