در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به نظر او پس از پایان جنگ سرد، نهدولتها بلکه تمدنها به عنوان مولفههای تاثیرگذار در تعیین روابط بینالملل مطرح میشوند، تمدنهایی مثل تمدن غربی، کنفوسیوسی، ژاپنی، اسلامی، هندو، ارتدوکس، آمریکای لاتین، بودایی و هندوئیسم و آفریقایی.
نظریه هانتینگتون از این حیث نیز قابل تامل است که بر اساس آن پس از جنگ سرد، شاهد مدعیان بسیاری در عرصه روابط بینالملل خواهیم بود.
پیشتر در جهان 2 مدعی ابرقدرت وجود داشت که هر دو مولود نگرش مدرن غربی بودند: شوروی سابق مولود نگرش مارکسیستی و آمریکا مولود نگرش لیبرالدموکرات. جنگها و برخوردهای مهم پیش از جنگ سرد در طول قرن 20 و اواخر قرن 19 (مثل دو جنگ جهانی)، نیز برخوردهایی بین روایتهای مختلف نگرش مدرن غربی بودند (مثل روایتهای فاشیستی، نازیستی، سوسیالیستی و لیبرال از دموکراسی غربی.)
اما نظریه هانتینگتون در واقع نظریه پایان عصر فراروایت غربی و ظهور خرده روایتهای فیلسوف پستمدرن؛ لیوتار، را وارد عرصه روابط بینالملل کرد.
دیگر تمدن غربی تنها تمدن حاکم نخواهد بود. موفقیت اقتصادی چین و ژاپن، افزایش گرایش مردم جهان به عرفانها و ادیان شرقی، به قدرت رسیدن اسلام سیاسی از مسیر دموکراتیک در ایران، گرایش مردم به احزاب اسلامگرا در کشوری مثل ترکیه و موارد بسیار دیگر موید این است که دیگر نگرش مدرن غربی پاسخگوی موفق بسیاری از مسائل جهان نیست، بلکه به واسطه این مسائل عرصهای گشوده خواهد شد که تمدنهای مختلف با نگرشهای متفاوت به ارائه پاسخ و درمانگری برای بشر میپردازند و به واسطه رقابت بین این پاسخها صحنه نزاعی بین این تمدنها ایجاد میشود، اما به نظر هانتینگتون هیچ تمدنی در این عرصه غالب نخواهد شد و این مویدی است بر نظریه لیوتار؛ یعنی فرارسیدن عصر پایان فرا روایت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: