زن ایرانی، شاداب و پرتوان
علی کاوه را بیشتر با عکسهای خبریاش از دنیای ورزش میشناسند؛ عکاسی که سالها در حوزه ورزش به موفقیتهای زیادی دست یافته است. عکس او که در نمایشگاه عکس بانو در نگارخانه خانه عکاسان به نمایش درآمده است از چند جهت قابل تحلیل است. این عکس 2 زن محجبه ایرانی را در بازی ایران آمریکا در جامجهانی به تصویر کشیده است که در قلب تصویر در حالی که پرچم جمهوری اسلامی ایران را به دست دارند تیم ایران را تشویق میکنند.
کاوه درباره این عکس خاطرهای دارد که در جای خود قابل توجه است. او میگوید این عکس متعلق به بازی ایران آمریکا در جام جهانی 98 فرانسه است. به گفته کاوه، این دو بانوی ایرانی در حاشیه این بازی مرکز توجه بسیاری از عکاسان داخلی و خارجی بودند که میخواستند از این دو ایرانی عکس بگیرند. او ادامه میدهد: پوشش اسلامی این دو بانوی ایرانی نکتهای بود که مورد توجه عکاسان قرار گرفته بود.
استفاده از رنگهای پرچم ایران به عنوان عناصر رنگی در این عکس بیش از پیش به چشم میخورد، این در حالی است که کانون توجه مخاطب در این عکس به شادی این دو زن ایرانی برمیگردد که به تشویق تیم ایران میپردازند. در عکسهای خبری شاید نکته مهم سرعت عمل در گرفتن عکس باشد، در حالی که این عکس علاوه بر داشتن نکات مثبت یک عکس خبری، نشاندهنده عمق نگاه عکاس در به تصویر کشیدن چهره واقعی زنان ایرانی است؛ موضوعی که گاهی در ذهن مخاطبان خارج از ایران به واسطه برخی عکسهای سیاه که در این زمینه منتشر میشود به فراموشی سپرده شده است.
زن ایرانی نماد اقتدار
مهمترین شاخصه آثار آلفرد یعقوبزاده، این است که وی مطالعه زیادی درباره آداب و رسوم مردمان هر سرزمین دارد.
شاید او را باید از معدود عکاسان موفق ایرانی خارج از ایران دانست که برای شهرت از دست آویز سیاهنمایی زن ایرانی استفاده نکرده است. ویژگی بارز آثارش که وی را از دیگر عکاسان خبری دنیا جدا کرده، این است که در بسیاری از اتفاقات و رویدادهای مهم دنیا حضور مستقیم داشته و از این رو به ثبت وقایع با دوربین خویش پرداخته است.
عکسی که از وی در نمایشگاه بانو به نمایش درآمده، از دوران جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است. زنی را نشان میدهد که در کنار حجله شهادت یک جوان ایستاده است. زن به عکس خیره شده است. شاید کسانی که از نظر سنی جنگ و روزهای جنگ را تجربه کردهاند بیشتر با این عکس ارتباط برقرار کنند. المانهای آشنایی آن روزها همچون حجله شهادت و میزی که روی آن دستهگلی گذاشته شده است به همراه عکسی از امام و جملهای آشناتر: حمیدجان شهادتت مبارک. عبارتی که روی حجله به چشم میخورد، گویای مقاومت و حقانیت راهی است که شهید به خاطر آن جانش را فدا کرده است.
آلفرد یعقوبزاده در این عکس علاوه بر ثبت یک اتفاق که همانا شهادت هموطنش در جنگی ناخواسته بوده، یک رسم و شاید بهتر است بگوییم یک آیین قومی ایرانیان را به تصویر کشیده است. حضور حجلهای با چراغهای فراوان و روشن در کنار جملهای که روی آن تبریک گفتن شهادت فردی جوان را ندا میدهد موضوعی است که شاید در هیچ قومی در جهان نتوان آن را سراغ گرفت؛ تفکری که پشت آن فدا شدن در مقابل آرمانها و صیانت از سرزمین مادری امری نیکو شمرده میشود، اما عنصر زن در این عکس چه کارکردی دارد؟ شاید اگر نگاه زن ایستاده نبود یا به نقطهای دیگر غیر از تصویر خیره بود این عکس کارکرد اصلی خویش را پیدا نمیکرد، اما زنی ایستاده، که به تصویر مردی که دیگر نیست خیره شده است نشاندهنده مقاومت و شاید اطمینان به او برای ادامه راهش باشد. این عکس از معدود عکسهای یعقوبزاده به شمار میرود که توانسته است روایتگر جریانی کامل از ابتدا تا انتها باشد. به یقین این عکس در ردیف عکسهای خبری وی قرار نمیگیرد و به طور کامل عکسی غیرخبری است که کارکردی فراتر از انتظارات یک عکس در حوزه آثار خبری به خود گرفته است.
مقاومت در آینه تصویر
جاسم غضبانپور هنرمندی است که به واسطه نوع نگاه متفاوتش به مفهوم عکسها همیشه مورد توجه بوده است. او متولد خرمشهر است و بیشتر با عکسهایش که از زندگی جنگزدگان یا کسانی که به نحوی با جنگ دست به گریبان بودهاند، شناخته میشود. اما او که در این نمایشگاه تنها با یک عکس حضور یافته است در عکس خود در حالی خیره شدن زنی به آینه را به تصویر کشیده است که در کنار این آینه دو قطعه عکس از کودکانی که همراه یک زن جوان در بیمارستان به سر میبرند، آویخته شده است. شاید در ذهن بیننده اولین نکتهای که خطور میکند این نکته باشد که این زن کیست؟ اصل ماجرای این عکس چیست؟ غضبانپور داستان عکس را چنین شرح میدهد: او زنی است که در حمله شیمیایی عراق به سردشت، خود همراه 2 فرزند و همسرش شیمیایی میشود. او این عکس را 2 سال پیش گرفته و مکان گرفته شدن عکس شهر ارومیه است که این زن و خانوادهاش اکنون به واسطه تاثیرات ناشی از بمب شیمیایی مجبورند در ارومیه زندگی کنند. او میگوید: این زن در زمان جنگ پس از شیمیایی شدن از کودکانش جدا میشود و پس از آن به دنبال 2 کودک نوزادش به تهران میآید و هنگامی که آنها را مییابد، یکی از کودکانش شهید شده بود.
غضبانپور میگوید: حق زنهای جنگ آنطور که باید و شاید ادا نشده است.
او راست میگوید، چرا که این زن ایرانی به طور قطع زن متفاوتی است و با آنکه یکی از فرزندان خردسالش که در عکس دیده میشود شهید شده و خود نیز هنوز آثار مواد شیمیایی بر تنش مانده، اما استوار با نگاهی به آینده به دوربین چشم دوخته است.
استفاده از عنصر آینه در ساختن و پرداختن این عکس از سوی عکاس، یکی از مواردی است که نشاندهنده هوش بالای غضبانپور در گرفتن این عکس است؛ زنی که به عمق آینه چشم دوخته تا خود را و در کنارش هر روز کودکانش را ببیند. اگر در این عکس، قاب عکس را به 2 قسمت نامساوی تقسیم کنیم در هریک گذشته و اکنون زنی به تصویر کشیده میشود که آن زن خواسته در هر دو حضور داشته باشد. در یکی جوانتر، در کنار کودکان خویش و در دیگری تنها. باید توجه داشت حضور کودکان در عکسهایی اینچنین که روایتگر رنج و در مقابلش استقامت هستند، امری ظریف به شمار میرود که عکاسان اگر با دقت به این مساله نگاه نکنند آثاری سطحی را خلق خواهند کرد. غضبانپور در این اثر بخوبی از عهده این کار برآمده است و حضور تصویر کودکان نه به عنوان عنصر فرعی برای همراهی، بلکه به عنوان عنصری اصلی در عکس کارکرد خویش را دارد.
غضبانپور روحیه مقاومت این زن ایرانی را از جمله مواردی میداند که باعث شده است وی از این عکس بهعنوان عکسی متفاوت در آثارش یاد کند. او عقیده دارد این عکس تکعکسی از یک مجموعه عکس درباره زنان شیمیایی است که در نمایشگاه بانو به نمایش درآمده است.
معصوم از نگاه معصومیت
مرضیه خرسند پیش از هر چیز عکاس مستند اجتماعی است. او که در حوزه پژوهش عکس، تالیفاتی را نیز در کارنامه هنری خویش دارد یکی دیگر از هنرمندانی است که یکی از آثارش در نمایشگاه بزرگ بانو به نمایش درآمده است.
او در این عکس سیاه و سفید چهره زنی را به تصویر کشیده که بخشی از آن زیر دانههای یک تسبیح پنهان شده است. استفاده از فیلتر سیاه و سفید برای خلق این اثر به ذهنیات این هنرمند در به تصویر کشیدن مفهومیخاص برمیگردد، اما شاید سطحیترین برداشتی که بتوان از این اثر داشت همان معصومیت پنهان زنانه و زن ایرانی از سوژه عکس باشد که از پشت دانههای کوچک حبابی به لنز دوربین خیره شده است.
این عکس را میتوان یکی از مفهومیترین آثاری دانست که در این نمایشگاه عرضه شده است و تکنگاه زن از دریچه دوربین که در نقطه عطف بصری در قاب این تصویر وجود دارد، نشاندهنده دقت بالای هنرمند در بیان منظور خویش است. شاید اگر این عکس با فیلتر رنگی گرفته میشد عکسی تاثیرگذارتر از آن چیزی بود که اکنون به شمار میرود، اما این امر هیچ چیزی از ظرافت کار عکاس در خلق این اثر کم نمیکند.
معصومیت نگاه این زن ایرانی نکته تمرکز عکاس به شمار میرود که بیننده را خواسته یا ناخواسته به سمت پاکی و معصومیت زن ایرانی سوق میدهد.
باید توجه داشت عکاسی هنری در ایران یکی از حوزههایی است که مورد توجه بسیاری از عکاسان کشورمان قرار گرفته است و باید قبول داشت که اگر قرار باشد در این حوزه اثری ماندگار خلق شود تلاشهای فراوانی از سوی هنرمند عکاس صورت پذیرد؛ موضوعی که خرسند بخوبی از عهده آن برآمده و توانسته است در این عکس به آن دست یابد.
نکته قابل توجه دیگری که در این اثر مورد توجه است، این که عکاس خود از جامعه زنان ایرانی موفق است و شاید نگاه اینچنین لطیف او به موضوع بانوی ایرانی از همین مساله نشات میگیرد که وی نخواسته با خلاسازی تعمدی برای نداشتههای زن ایرانی نسخهای از روی ترحم بپیچد؛ امری که متاسفانه در میان برخی از زنان عکاس ایرانی دیده میشود و باعث شده است چهره نادرستی از زن ایرانی در جهان به تصویر کشیده شود.
مهدی نورعلیشاهی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم