معنای زیرساخت حتی از نخستین واژه هم دشوار است. همه این واژه را بهکار میبرند، اما کسی نمیداند که معنای دقیق آن چیست. بیشتر مواقع دیده شده است که از زیرساخت بهعنوان مسیر و پلارتباطی، ذخیره منبع و همچنین لولهها و مسیردهندههای اصلی نام برده شده است. اما جالب است بدانیم که در کتابفروشی عظیم آمازون، تنها 12 مورد کتاب با عنوان زیرساخت وجود دارد.
در دانشنامه آزاد ویکیپدیا، مدخل زیرساخت بهزحمت از 900 کلمه تجاوز میکند و دایرهالمعارف بریتانیکا حتی برای زیرساخت مدخل هم ندارد! شاید بتوان در حوزه فناوری اطلاعات، زیرساخت را بنیاد زیرین یا بستره اصلی یک سیستم یا سازمان نام برد، یا شاید بتوان از آن بهعنوان مجموعه تجهیزاتی که برای هدفی دایم نصب میشوند، یاد کرد.
اما بهنظر میرسد، چیزی که اینترنت را از بسترهای سختافزاری دیگر جدا کرده و به نیاز بدل ساخته، نه روشهای ارتباط و نه سختافزار زیرین آن باشد. اینکه بهعقیدهبسیاری، انفجار اینترنت بعد از جنگ جهانی دوم، مهمترین رویداد بشریت بهشمار میرود، بهطور یقین، به گسترش ارتباطات بینالملل و استفاده بیشتر از امواج رادیویی و شبکههای مبتنی بر فیبرنوری ربطی ندارد. بهنظر میرسد اینترنت زیرساختی نرمافزاری است. اینترنت از امواج رادیویی و اتصالات کابلی بهعنوان وسیله استفاده میکند. اینترنت مجموعهای از پروتکلها و قوانین است و این قوانین و پروتکلها همان زیرساختبهحساب میآیند.
اکثر این پروتکلها، تحت اختیار شرکتهای بازرگانی نرمافزاری نیستند و همین باعث دوام آنها شده است. چیزی که بایستی مدیران نرمافزاری ما را نسبت به آن هشیار کند، استفاده و یا ایجاد پروتکلهایی است که مطابق با شرایط بومی ما و همچنین واگذاری این پروتکلها به نهادهای فناوری اطلاعات و ارتباطات کشوری است. ایجاد زیرساخت، چه در مقیاس بزرگ و چه در مقیاس کوچک، به سختافزار محدود نمیشود و کمبود بسترهای نرمافزاری لازم در کشور احساس میشود.
محمدرضا قربانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم