«جام‌جم» گزارش می‌کند

جدال با آتش برای نجات مادر و فرزند

به یکباره شعله‌های سرکش آتش، خانه کوچک یک خانواده را به کام کشید، صدای فریاد کمک‌خواهی زن صاحبخانه غروب اواخر یکی از روزهای آذر ماه ساکنان محله را به یاری خواست، مادر سراسیمه در میان دود و آتش تنها به نجات فرزند خود فکر می‌کرد و گویی عشق مادری، آتش را نمی‌فهمید. او مدام فرزندش را صدا می‌زد و هنگامی که دیگر رمقی برایش نمانده بود، به یکباره صدای مردانه‌ای را شنید که به یاری‌شان آمده بود بارقه‌ای از امید در قلب مادر جرقه زد، مرد ناجی فقط به حکم انسانی و نجات همنوع خود، جانش را در دست گرفته بود و از همان ابتدا که در میان انفجارهای پیاپی وارد خانه مملو از آتش شد، او تنها به وظیفه‌ای که از درون به او نهیب می‌زد فکر می‌کرد، وقتی با رشادت و شجاعت مثال‌زدنی، مادر و فرزند را که در یک قدمی مرگ قرار داشتند، از محل حادثه خارج کرد به یکباره انفجار مهیب از خانه چیزی باقی نگذاشت. اگرچه مرد ناجی بشدت مجروح شد، اما خوشحال بود که به وظیفه انسانی خود عمل کرده است.
کد خبر: ۲۲۶۴۹۰

گروه حوادث: مرد همسایه وقتی 2 عضو یک خانواده را میان شعله‌های آتش گرفتار دید، در یک اقدام انسانی، مادر و فرزندی را که در یک قدمی مرگ بودند، نجات داد.

به گزارش «جام‌جم» حادثه عصر روز 24 آذرماه اتفاق افتاد و یکی از اهالی روستای ریحان‌آباد شهرستان ورامین با مرکز 125 آتش‌نشانی تماس گرفت و ماجرای آتش‌سوزی منزل همسایه‌اش را اطلاع داد.

پس از این تماس، ماموران آتش‌نشانی به محل حادثه عزیمت کردند و با حضور در محل پی بردند  دقایقی قبل اهالی محل، آتش را خاموش کرده‌اند و یکی از همسایه‌ها با ورود به محل موفق به نجات زن صاحبخانه و پسر 12 ساله وی شده و هر 3 نفر برای درمان به بیمارستان 15 خرداد ورامین منتقل شده‌اند.

ماموران انتظامی برای ادامه تحقیقات به بیمارستان مراجعه و از مصدومان حادثه تحقیق کردند که معلوم شد، آتش‌سوزی براثر انفجار گاز پیک‌نیکی اتفاق افتاده و باعث تخریب منزل شده است.

به این ترتیب، سلیم کریمی (35 ساله) که این مادر و فرزند را نجات داده، به دلیل شدت جراحات و برای ادامه درمان به بیمارستان شهید مطهری تهران انتقال یافت و 2 مصدوم دیگر به خاطر این‌که نمی‌توانستند هزینه درمانی را به بیمارستان پرداخت کنند، به منزل یکی از اقوام خود انتقال یافتند.

به دنبال این حادثه گفتگویی با 3 مصدوم حادثه انجام شده است که در پی می‌آید. در این گفتگو ابتدا زن صاحبخانه به پرسش‌های ما پاسخ گفت.

آتش‌سوزی چگونه اتفاق افتاد؟

نیاز به گاز پیک‌نیکی داشتم و آن را از منزل  مادرم آوردم. دقایقی از بازگشتم به منزل نگذشته بود که برای استفاده از گاز پیک‌نیکی به آشپزخانه رفتم اما ناگهان متوجه نشت گاز آن شدم و گاز پیک‌نیک را برداشتم تا از منزل خارج کنم و مانع آتش‌سوزی شوم که در یک لحظه گاز داخل پیک‌نیک تمام فضای آشپزخانه را گرفت و به دنبال آن آبگرمکن نیز آتش گرفت.

در این هنگام چه عکس‌العملی نشان دادی؟

پسرم حامد که از مدرسه برگشته بود، متوجه ماجرا شد و به سمت آشپزخانه آمد، تا مرا نجات دهد که او هم میان شعله‌های آتش گرفتار شد. آتش از همه‌جا زبانه می‌کشید و دود همه اتاق‌ها را گرفته بود. به سمت در اتاق رفتم که متوجه شدم در اتاق قفل است و به هیچ طریقی باز نمی‌شود. فقط صدای ناله‌های فرزندم را می‌شنیدم که تقاضای کمک می‌کرد. در میان دود و آتش سراغ فرزندم رفتم تا او را نجات دهم که آتش مرا دربرگرفت، بسختی خودم را به سمت در منزل کشاندم و از همسایه‌ها درخواست کمک کردم.

اهالی محل با شنیدن صدای فریادهای من به سمت منزلم آمدند و با شکستن شیشه وارد منزلم شدند و پس از خاموش کردن آتش مرا به بیمارستان انتقال دادند.

پس از آن دیگر چیزی نفهمیدم تا این‌که روی تخت بیمارستان به هوش آمدم و پس از پرس و جو از پرستاران، متوجه شدم یکی از اهالی محل جان من و فرزندم را نجات داده، اما خودش دچار حادثه شده است. من و فرزندم از او سپاسگزاریم و تا آخر عمر مدیونش هستیم، چرا که او با از خودگذشتگی به من و فرزندم، زندگی دوباره بخشید. وی ادامه داد: منزلی که هزینه ساخت آن را با قرض کردن از اقوام و خانواده‌ام تهیه کرده بودیم، خاکستر شد و حالا هم هیچ پولی برای هزینه درمان خود و فرزندم ندارم و مبلغی را هم که برای اولین شب به بیمارستان پرداخت کردیم، از اقوام و همسایه‌ها قرض گرفتیم و ... .

فرشته نجات مادر و فرزند از شب حادثه گفت

سلیم کریمی (35 ساله) نجات‌دهنده این مادر و فرزند هم درباره حادثه گفت: عصر روز حادثه، وقتی به منزلم آمدم، همسر و فرزندانم برای خرید از منزل خارج شده و من تنها بودم که صدای داد و فریاد و کمک‌خواهی شنیدم.

هراسان از منزل خارج شدم و دیدم اهالی محل برای نجات اعضای خانواده یکی از همسایگانمان به سمت منزل آنها می‌دوند.

طاقت نیاوردم و من هم به کمک آنها شتافتم. وقتی به محل حادثه رسیدم، مشاهده کردم زن صاحبخانه و فرزندش در محاصره شعله‌های آتش گرفتار شده‌اند.

با مشاهده صحنه آتش‌سوزی چه اقدامی انجام دادی؟

فقط نجات آنها برایم مهم بود و به چیز دیگری فکر نمی‌کردم. ابتدا به سختی زن صاحبخانه را از منزل خارج کردیم که در این هنگام صدای انفجارهای مهیب از آشپزخانه به گوش رسید.

پس از نجات زن صاحبخانه، بار دیگر وارد منزل شدم و فرزندش را از میان شعله‌های آتش بیرون کشیدم و دقایقی بعد از خروج از آن منزل، انفجارهای دیگری رخ داد و منزل آنها کاملا تخریب شد.

از این که جان این مادر و فرزند را نجات دادید، چه احساسی دارید؟

خیلی خوشحالم، من شناختی از خانواده آنها نداشتم، اما وظیفه انسانی‌ام حکم می‌کرد که برای نجات آنها اقدام کنم، شاید هر فرد دیگری جای من بود، همین کار را انجام می‌داد.

امیدوارم این دو مصدوم سلامت خود را به دست آورند. از این که چنین واقعه تلخی برای این خانواده اتفاق افتاد، ناراحتم، اما خوشحالم که وسیله‌ای شدم برای این که خداوند، جان دوباره‌ای به آنها هدیه کند.

بنابراین گزارش، وضعیت جسمی هر سه مصدوم رضایت‌بخش اعلام شده است و کارشناسان آتش‌نشانی، تحقیقات ویژه‌ای را برای مشخص شدن علت حادثه و میزان خسارت به این منزل آغاز کرده‌اند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها