کارگردان: چشم.
جشنواره: چشمت بیبلا.
درباب مستندی درباره یک آدم معروف و حواشی
آدم معروف: این چه مستندیه که ساختین؟
مستندساز: چشه مگه؟
آدم معروف: چش نیس گوشه! آخه شما مگه نمیدونین که با کی طرفین؟
مستندساز: با کی طرفیم؟
آدم معروف: هر کی میآد از من مستند بسازه باید کلی پاچهخواری کنه و برام نوشابه باز کنه. شما مفت و مسلم اومدین مستند ساختین و توش به من انتقاد کردین؟ نمیشه که...
مستندساز: ما خوشحالیم که شما این قدر صریح نظرتان را راجعبه مستند ما میگین.
آدم معروف: خوشحالی تو به چه درد من میخوره؟ اگه گذاشتم فیلمی پخش بشه مرد نیستم. شما جوجهفکلیها رو چه به فیلم ساختن درباره آدمهای معروف. نبینم دیگه دوروبر من آفتابی بشینها.
درباب سخن یک فیلمساز که گفته: سینما مرده است
فیلمساز: سینما مرده است.
غضنفر: آخه مگه نشنیدی وقتی آدم میخواد خبر مرگ کسی رو بده اولش مزهمزه میکنه و یه جوری میگه که دوروبریها پس نیفتن؟ یه خورده آرومتر و باظرافتتر هم میشه گفت.
فیلمساز: به هر حال سینما مرده و منم الان از مجلس ختمش میآم.
غضنفر: چرا ما دعوت نبودیم؟
فیلمساز: خبر مرگش رو فقط برای من فرستادن. کس دیگهای اطلاع نداشت.
غضنفر: کی فهمیدی که سینما مرده؟
فیلمساز: آخه داشتم رو چند تا پروژه کار میکردم و دیدم که هیچ کدومش به سرانجام نمیرسه. کلی دمغ شدم و گشتم دنبال دلیلش و این که چه جوری شد که این جوری شد. بعدش فکر کردم حتما سینما مرده که من نمیتونم کار کنم.
غضنفر: یعنی اگه فیلمت آماده بشه و نمایش بدن، سینما دوباره زنده میشه؟
فیلمساز: دقیقا.
درباب نمایشگاه عکاسی فلان بازیگر
عکاس: طرف انگار خیلی امر بهش مشتبه شده که هیچی از عکاسی نمیدونه نمایشگاه گذاشته.
رهگذر: مگه حق نداره این کار رو بکنه؟
عکاس: حق که داره اما باید قبلش میاومد با ما صلاح و مشورت میکرد و بهش میگفتیم چی کار کنه و چی کار نکنه.
رهگذر: اما اونایی که عکسها رو دیدن میگن کارای بدی از آب درنیومده.
عکاس: ببین این نظر عوامالناسه. نظر اونا نباید مهم باشه. نظر من مهمه که واسه خودم کسی هستم.
رهگذر: خب چرا این رو تبدیل به یه نقد نمیکنی و ایراد و اشکالاشو نمیگی؟
عکاس: ای بابا این چه فرمایشیه که میکنین؟ یعنی من بیام رو نمایشگاه عکسهای این بابا نقد بنویسم، قباحت داره واالله. بذار دلش خوش باشه که واسه خودش عکاسی کرده و نمایشگاه گذاشته. چی کار به کارش داری؟
رهگذر: آخرین کار خودت کی بود؟
عکاس: راستش از آخرین سفر مظفرالدینشاه به فرنگ چند تایی عکس گرفتم و دادم میرزا ابراهیم خان عکاسباشی. از اون موقع تا حالا وقتش رو پیدا نکردم.
غضنفر هالیوودیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم