موضوع توسعه پایدار به مفهوم پایداری و ماندگاری و اثربخشی اقدامات مرتبط با توسعه ، مساله بسیار مهم و قابل توجهی است ، چرا که توسعه اگر پایدار، ماندگار و اثربخش نباشد
کد خبر: ۲۲۵۸۶
، کفایت هزینه را نخواهد داشت و ممکن است به جای منال وبال گردن ملت باشد. این مساله آنچنان حساس است و به شمشیر دولبه می ماند که گاهی بحث روی آن ، همانند حرکت روی طناب لرزانی است که از روی رودخانه خروشانی می گذرد. کدام توسعه پایدار است؛ آن که : سرمایه بیشتری نصیب کند نصیب چه کسی؛ درآمد بیشتری تامین کند برای چه کسی؛ رفاه بیشتری بیافریند رفاه برای چه کسی؛ و دهها احتمال دیگری که همگی به یک سوال مشخص بعدی ختم می شود ، برای چه
کسی؛ این سوال مهم که هدف از این همه تلاش برای چیست و یا برای کیست؛ سالهای زیادی است ذهن سردمداران مدیریت جهانی را مشغول کرده است ؛ اما امروز جواب آن روشن است . اگر همه این اقدامات برای انسان باشد و انسان محور توسعه پایدار تلقی شود، توجه به انسان اهمیت ویژه ای پیدا می کند و آن وقت است که اول باید هر اقدامی به نیازهای مشخص آنان پاسخ دهد و هر توسعه ای بخشی از این نیازها را برآورده کند. طبیعی است چنین اقدامی در مسیری طبیعی است و ماندگار و اثربخش خواهد بود. اما اگر توسعه پاسخ نیاز «انسان» را ندهد و یا این که «نیاز» جدید و مشکل تازه ای برای او ایجاد کند، یقینا مفهوم درست توسعه را نخواهد داشت . با این مقدمه و این تعریف ، احداث یک کارخانه می تواند منال باشد یا وبال ، احداث یک جاده می تواند منال باشد یا وبال و همین طور اختراع و... هر آنچه منال است و پاسخی بر نیاز «انسان» با همه خصوصیاتش می تواند توسعه تلقی شود و به پایداری آن هم اطمینان داشته باشیم . اما آنچه پاسخی بر نیاز «انسان» ندارد و یا نیاز جدیدی برای او ایجاد می کند می تواند وبال تلقی شده و اطمینان به پایداری آن سست می شود.
وابستگی جهان به توسعه مشترک
سالهای پیش وقتی اسکندر از مقدونیه برای کشور گشایی حرکت کرد و زمین ها و امکانات بسیاری را ضمیمه حیطه فرماندهی خود کرد و یا وقتی نادرشاه افشار تا هند و ماچین برفت و زر و سیم فراوان گردآورد ، دو اظهارنظر متفاوت پیدا شد ؛ مقدونیه ای ها اسکندر را کبیر خواندند و او را ناجی نامیدند ، ایرانیان او را خونخوار خواندند و شرور و ضد بشریت و مدنیت نامیدند. همین قضاوت برای نادر شاه افشار در میان ایرانیان و هندیان بود. قرنها طول کشید تا توسعه تعریفی جهانی پیدا کرد، سردمداران مدیریت دنیا اعتقاد پیدا کردند که توسعه به هر شکل آنچه به صورت کشورگشایی چه اقتصادی ، چه سیاسی و فرهنگی نمی تواند در گوشه ای از جهان اتفاق افتد بدون این که از گوشه دیگری از جهان تاثیر نپذیرد. این مطلب در نشست سران در ریودوژانیرو (1992) زمزمه شد ، در سپتامبر 2000
(The Millennium Development Goals)
فریاد شد و در همان ماه در سال 2002 در آفریقای جنوبی (ژوهانسبورگ) به برنامه اجرایی تبدیل شد. البته این بدان مفهوم نیست که وقتی در این محافل عمومی واقعیت هایی مطرح می شود و پذیرفته می شود،مجریان جهانی به آن عمل کنند. بنابراین اگر خلاف آن را در دنیای امروز می بینیم ، دور از انتظار نیست . فناوری و سیاست دنیا را بیش از همه تاریخ به هم نزدیک کرده است و موضوع «جهانی شدن» حرف اول همه سردمداران است . بهره های جهانی شدن بالقوه خیلی زیاد است . به عنوان مثال ، موضوع گفتگوی تمدن ها، تبادل فرهنگ ها استفاده از فناوری برای بقا در همه دنیا و غیره . ولی واقعیت این است که همه این حرفها و اقدامات هنوز نتوانسته است ، پاسخ مناسبی برای صدها میلیون نفر انسان فقیر در سراسر جهان باشد و گاهی همان فناوری ها می تواند در قالب جنگ و تروریسم ، تخریب محیط و... به کار گرفته شود، که شاید با همان مطلب اول یعنی فقر نیز در ارتباط باشد. به هر حال در M.D.G دنیا تصمیم گرفت فقر را تا سال 2015 به حد قابل قبول در جهان برساند و این به معنی توسعه یافتگی معنی دار و مرتبط در سراسر جهان است . آیا در سال 2015 فقر در جهان کنترل می شود؛ رابطه سلامت و توسعه وابستگی سلامت به کاهش فقر و رشد طولانی مدت اقتصاد، یک واقعیت قطعی است . قبلا این پیام متخصصان سلامت بود امروز اقتصاددانان آن را می گویند و با تحقیق ثابت می کنند . مطمئنا وقتی یک بیماری فقط یک بیماری به اسم ایدز می تواند در طول 15سال یک قاره را به نابودی بکشد و با پیشرفت آلودگی از یک درصد به 36درصد موجب نابودی نظام اقتصادی ، آموزشی ، صنعتی و حتی فرهنگی این قاره شود، این وابستگی واقعیت است . طبق تخمین برنامه عمران مل متحد (U.N.D.P) در سال 2010 شاخص توسعه انسانی (Human Development Index) در آفریقای جنوبی به دلیل ایدز 15درصد کاهش خواهد داشت . در بعضی کشورهای آفریقایی تا
3/2 کل بودجه های بهداشتی درمانی فقط برای یک بیماری (ایدز) هزینه می شود. در کشور ساحل عاج 3/2 علت مرگ آموزگاران ، بیماری ایدز است . در کشور زیمبابوه بین 30تا 60درصد تولید محصولات کشاورزی فقط به دلیل بیماری ایدز نقصان داشته است . رابطه کاملا مستقیمی بین توسعه یافتگی و سلامت وجود دارد. لازم به ذکر است که در همه کشورهایی که اشاره شد با میزان توسعه یافتگی متفاوت ، وضع فقرا متفاوت است و آنها از میانه کشورها هم وضعیت بدتری دارند. فقرا در کشورهای با درآمد متوسط هم همانند کشورهای خیلی فقیر هستند. مسجل شده است که میزان مرگ کودکان زیر یک سال (IMR) با درآمد ناخالص ملی (G.D.P)
کشورها ارتباط مستقیم دارد. به گونه ای که هر چه میزان درآمد پایین تر باشد، میزان مرگ کودکان زیر یکسال و یا مرگ کودکان زیر 5سال به عنوان شاخص های سلامت بالاتر می رود.
رابطه انسان سالم و توسعه پایدار
طبیعی است که مفهوم کلی سلامت ، منتج از انسان های سالم است ؛ یعنی شاخصهای سلامت ، مرتبط با انسان های سالم است . بیماری در یک انسان حداقل به علل زیر منجر به زیان های اقتصادی و در نتیجه عدم توسعه یافتگی می شود :
1- کاهش درآمد به لحاظ بیماری به دلایل : br>
- هزینه درمان
- حذف زایش درآمد در زمان بیماری
- کاهش قدرت کار در جوانی به دلیل بیماری در کودکی
- حذف درآمد در آینده به خاطر مرگ زودرس
2- کاهش استمرار درآمد به دلیلی بیماری
3- کاهش سقوط کار به خاطر بیماری و اثرات روانی اجتماعی بیماری بعکس اگر اقدامی برای تامین سلامت مردم بشود ، وضعیت اقتصادی کلان نیز بهتر خواهد شد. اقتصاددانان می گویند: افزودن یک سال عمر سالم با درمان درست یک بیماری بیش از درآمدی است که در آن سال توسط آن فرد بیمار حاصل می شود. از طرف دیگر ثابت شده است اگر برای دریافت مراقبت های ضروری سلامت مردم فقیر سرمایه گذاری شود آنها از «فقر» هم رهایی پیدا می کنند. به زبان دیگر سرمایه گذاری در سلامت سریع ترین و آسان ترین راه کاهش فقر است . هر سال زندگی یک فرد معادل 3سال درآمد حاصله توسط آن فرد ارزش دارد که مشتمل است بر زمان تفریح ، زمان کار، اثر طولی خالص عمر و زمان درد و بیماری و این به آن معنی است که اگر به دلیل بیماری یا مرگ زودرس ، یک سال از عمر کسی کم شود معادل 3سال درآمد توسط آن فرد به نظام اقتصادی کشور لطمه می زند. کیفیت عمر انسان سالم هم عامل اقتصادی دیگری است ، سلامت مستلزم کفایت است ، طوری که تغذیه نادرست در کودکی منجر به سوئ تغذیه می شود و سوئ تغذیه عامل اساسی در افزایش مرگ و میر و همچنین بیماری است . سوء تغذیه منجر به کوتاهی قد، اشکال در رشد جسمی ، روانی و اجتماعی در بزرگسالی می شود و طبیعی است که چنین انسانی نمی تواند تولید مناسب داشته باشد و اشکال در تولید به مفهوم اشکال در توسعه است . به طور خلاصه توسعه حاصل نمی شود مگر با سلامت جسمی ، روحی ، اجتماعی انسانها.