دوست خیانتکار

مرد جوانی که با خوراندن شیرینی مسموم به دوستش اموال او را به سرقت برده بود، تحت تعقیب پلیس قرار گرفت. به گزارش خبرنگار ما، گزارش این سرقت عجیب توسط صاحب یک نانوایی به دادسرای ناحیه 11 تهران گزارش شد. مرد نانوا در شکایت خود گفت: من با مردی به نام مراد دوست بودم. او را از کودکی می‌شناختم و هم‌ولایتی بودیم. وقتی به تهران آمدیم با هم در یک نانوایی مشغول به کار شدیم. بعد از مدتی مراد کارش را رها کرد و رفت، اما من همچنان پرتلاش به کارم ادامه دادم. مرد شاکی ادامه داد: چند سالی گذشت و من موفق شدم با پولی که پس‌انداز کرده و وامی که از بانک گرفته بودم، مغازه کوچکی بخرم و آن مغازه را تبدیل به نانوایی کنم.
کد خبر: ۲۲۵۶۹۵

درآمدم خوب بود و می‌توانستم علاوه بر این‌که قسط نانوایی را بدهم، دستمزد کارگران را هم پرداخت کنم و سود خالصی هم برای خودم باقی بماند.

سال‌ها گذشت و من همچنان از مراد، دوستم بی‌خبر بودم تا این‌که روز حادثه در مغازه نانوایی‌ام مشغول به کار بودم که مراد سر رسید. من از این‌که یک دوست قدیمی را دیده بودم، خیلی خوشحال شدم.

مرد نانوا گفت: مراد برای ما یک جعبه شیرینی هم آورده بود، من و کارگرانم مشغول خوردن شیرینی شدیم و من و مراد صحبت می‌کردیم. مراد از شرایط بد مالی‌اش گفت و مشکلاتی که به خاطر بی‌پولی برایش به وجود آمده است. مراد می‌گفت، ای کاش من هم مثل تو به کارم ادامه می‌دادم. حالا برای خودم کسی شده بودم و برو بیایی داشتم. بعد به من پیشنهاد کرد که به عنوان کارگر او را استخدام کنم. چون به کارگر احتیاج داشتم و از طرفی مراد هم دوست من بود، پذیرفتم. قرار شد از فردای آن روز مراد به نانوایی بیاید و مشغول به کار شود. من هم قول دادم به او کمک کنم تا خودش یک نانوایی تاسیس کند.

وی ادامه داد: همین‌طور که داشتم با مراد صحبت می‌کردم احساس کردم حال خوبی ندارم و همه چیز جلوی چشمم تار می‌شد. دیگر متوجه چیزی نشدم، وقتی چشمانم را باز کردم در بیمارستان بودم و کارگران نانوایی‌ام هم در تخت‌های مجاور خوابیده بودند. از پرستاری که بالای سرم حاضر شد  پرسیدم چه اتفاقی برای ما افتاده است و زن پرستار به من گفت که خوراکی آلوده به ماده بیهوش کننده خورده‌اید و همه با هم از حال رفته‌اید.

آنجا بود که متوجه شدم مراد شیرینی آلوده برای ما آورده است. چون زمانی که ما داشتیم شیرینی می‌‌خوردیم، مراد شیرینی نخورد و به بهانه این‌که گلو درد دارد از خوردن شیرینی سرباز زد. چند روز بعد وقتی از بیمارستان مرخص شدم و به خانه رفتم، متوجه شدم 2 میلیون تومان پول نقد که در گاوصندوق نانوایی بود به علاوه جواز کسب نانوایی به سرقت رفته است و از آنجایی که شیرینی آلوده را هم مراد برای ما آورده بود، متوجه شدم سرقت‌ها کار او بوده است.

مرد شاکی ادامه داد: با این‌که سال‌هاست با مراد دوست هستم و او هم‌ولایتی من نیز هست، تاکنون آدرسی از او نداشتم و حالا هم نمی‌دانم کجا زندگی می‌کند.

بازپرس شعبه 4 دادسرای ناحیه 11 تهران با شکایت این مرد دستور آغاز تحقیقات پلیسی را صادر کرد. وی دستور داد، ماموران تحقیقات خود را درخصوص سوابق کیفری مراد و محل زندگی‌اش آغاز کنند. همچنین دستور داد از خانواده مراد بازجویی شده و در مورد مخفیگاه مراد بررسی‌های لازم را انجام دهند.

با توجه به این‌که از متهم آدرسی در دست نیست، پلیس با کمک شاکی عکس چهره‌نگاری  شده او را نیز به دست آورده و در اختیار گشت پلیس قرار داده است.

تحقیقات برای دستگیری این مرد ادامه دارد. 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها