تا چند روز دیگر آواها و نواهای محمدرضا درویشی و حسین علیزاده درهم می‌آمیزند

آهسته برانید، به صحنه نزدیک می‌شویم

روزهای خوبی است. روزهای پر از موسیقی و کنسرت. تازه بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر را پشت سر گذاشته‌ایم و حالا یکی از بهترین کنسرت‌های سال را در پیش‌رو داریم. اجرایی که در آن آثاری از محمدرضا درویشی و حسین علیزاده اجرا می‌شوند. دو موسیقیدان بزرگی که معمولا خبر چندانی آنها نیست، اما وقتی که هستند و می‌آیند، رد پاهایی عمیق از خود به جا می‌گذارند. محمدرضا درویشی که با تحقیقات خود درباره موسیقی نواحی ایران مشغول است و دو جلد از دایره‌المعارف سازهای ایرانی را منتشر کرده که حاصل حدود 20 سال پژوهش و سفر است و حسین علیزاده که سال گذشته با گروه هم آوایان به روی صحنه آمد و اجرایی در خور تحسین از خود به یادگار گذاشت.
کد خبر: ۲۲۵۴۳۲

این دو حالا کنار هم قرار گرفته‌اند و بخش سازهای زهی ارکستر ناسیونال اوکراین آثار آنها را در کنسرتی که ششم و هفتم دیماه در تالار کشور برگزار می‌شود، اجرا می‌کند.

محمدرضا درویشی با تازه‌ترین اثرش در این کنسرت حضور دارد. کلیدر که روایتی موسیقایی از رمان معروف و 10 جلدی محمود دولت‌آبادی است. بخش اول کنسرت در حقیقت به اجرای این اثر اختصاص دارد که در 7 موومان برای سازهای زهی نوشته شده است و 52 دقیقه اجرای آن به طول می‌انجامد.

در کلیدر البته از آواز و دکلمه خبری نیست. یک اثر موسیقایی صرف است که در آن فقط سازها، شخصیت‌های رمان را روایت می‌کنند. احتمالا باید کلیدر را خوانده باشی تا بفهمی حرف سازها چیست و هر ساز به کدام شخصیت رمان برمی‌گردد. گل محمد یا مارال.

ساخت این اثر 3 سال پیش از سوی موسسه انتشاراتی فرهنگ معاصر به درویشی پیشنهاد شد. ابتدا قرار بود بخش‌هایی از رمان به موسیقی دربیاید ولی با تغییراتی نسخه نهایی برای ساخت این قطعه آماده شد. در ادامه درویشی این بخش‌ها را با صدای آقای دولت‌آبادی در استودیو ضبط و براساس این بخش‌ها از زمستان سال 85 شروع به نوشتن قطعه در 8 قسمت کردم. اما چیزی که در کنسرت می‌شنویم بدون صدای دولت‌آبادی است. ظاهرا مشکلاتی بوجود آمده که دولت‌آبادی نمی‌تواند گروه را برای اجرای کلیدر همراهی کند وگرنه قرار بود هر قسمت تصویری باشد از بخشی از رمان که پس از موسیقی با صدای خود آقای دولت‌آبادی شنیده می‌شود. یعنی ابتدا موسیقی شنیده می‌شود و بعد آن قسمت از رمان که موسیقی براساس آن ساخته شده.

 کار نگارش کلیدر بهار سال 86 به پایان رسید و در تیر همان سال درویشی برای ضبط قطعه توسط بخش ساز‌های زهی ارکستر سمفونیک ناسیونال اکراین، راهی این کشور شد. بعد در تهران صدای دولت‌آبادی بین قطعات قرار گرفت. در نهایت 8‌‌‌قسمت موسیقی برای هفت قسمت از کتاب طراحی شد که قسمت هشتم در حکم قسمت فینال قطعه است.

کلیدر را 40 نوازنده سازهای زهی اجرا می‌کنند. تالار بزرگ و 4 هزار نفری کشور از حجم موسیقی پر می‌شود و دیگر دیوارهای سیمانی و دکور سرد آن به چشم نمی‌آید. اثری که به گفته درویشی یکی از تلخ‌ترین و سیاه‌ترین کارهایی است که در زندگی هنری خود نوشته است: نوشتن این قطعه مثل سیاه چاله‌‌ای بود که هر چه در آن جلوتر می‌رفتم تلخ‌تر می‌شد. من تاکنون قطعه‌ای به این تلخی ننوشته‌ام. این موسیقی برایم عزیز است و آن را با همه جانم نوشته‌ام. این درست که معمولا هنرمند روی همه آثار خود با همه جان وجودش کار می‌کند، اما این قطعه با همه کار‌های دیگرم متفاوت بود. اول پارتیتور نوشته‌ام: موسیقی کلیدر سوگنامه عشق است و غمنامه فراق و تنهایی.

داستان کلیدر در خراسان و نزدیکی سبزوار می‌گذرد. طبعا انتظار داریم که درویشی با توجه به شناختی که از سازهای نواحی دارد، صدای چند ساز از منطقه خراسان را هم در این قطعه بگنجاند. اما او می‌گوید: رمان کلیدر یک ظاهر دارد و یک باطن. در ظاهر اتفاق‌ها در یک روستا در شمال خراسان و سبزوار رخ می‌دهد و مردم همه از اهالی روستا هستند، اما اثر باطنی هم دارد که فراتر از ظاهر آن است. باطن این اثر مربوط به همه اعصار و همه مردم ستمدیده جهان می‌شود. باطن رمان ارتباطی با شمال خراسان ندارد و من می‌خواستم باطن این اثر را با موسیقی بازگو کنم. این باطن برای بیان شدن نیاز به یک محمل داشته که در رمان مارال، گل‌محمد، بلقیس و مکان رخداد شمال خراسان است. نمی‌خواستم به صرف این‌که قصه در آن منطقه رخ می‌دهد از موسیقی شمال خراسان استفاده کنم. اثر من مجرد از زمان و مکان است و یک موسیقی مدرن محسوب می‌شود. فکر می‌کنم اگر فقط به سراغ تم‌های محلی می‌رفتم، موسیقی شکست می‌خورد.

با این وجود درویشی در قسمت هفتم با عنوان «نعش کشتگان» که مربوط به لحظه بعد از اعدام گل‌محمد و خاکسپاری اوست از دو صدای لالایی که مربوط به شمال خراسان است و با صدای خود زنان شمال خراسان ضبط شده استفاده کرده است.

البته این دو لالایی در اجرای دی در تالار بزرگ کشور اجرا نخواهد شد. استفاده از سیستم پلی‌‌بک در کنار اجرای زنده منطقی به نظر نمی‌آید. از سویی این امکان هم وجود ندارد که یک زن روستایی در کنار ارکستر قرار بگیرد و بتواند در این فرصت کوتاه با گروه هماهنگ شود.

اجرای قطعه بلند کلیدر ساخته درویشی که پایان گیرد، گروه برای استراحت چند دقیقه‌ای صحنه اجرا را ترک خواهند کرد. اگر بخت با ما یار باشد و بتوانیم بلیت بخریم و به دیدن این کنسرت بنشینیم، می‌توانیم دقایقی توی سالن بچرخیم و درباره موسیقی درویشی گپ بزنیم و برگردیم به سالن تا بخش دوم اجرا شروع شود که به اجرای آثاری از حسین علیزاده اختصاص دارد. آثاری پر از خاطره و شور، حتی برای مایی که در زمان اولین اجرایشان نبوده‌ایم و چیزی از دهه پنجاه به یاد نداریم. اما مگر می‌شود از اجرای زنده نی‌نوا که همیشه این طرف و آن طرف نصفه نیمه شنیده‌ایم، گذشت، نمی‌شود. بنابراین می‌رویم توی سالن، منتظر می‌مانیم تا گروه دوباره روی صحنه بیاید.

قطعه مشهور «عصیان» برای پیانو، ارکستر سازهای زهی و کوبه‌ای، اثر جاودان «نی‌نوا» برای نی و ارکستر زهی و همچنین قطعه معروف «ترکمن» برای تریوی سه‌تار و ارکستر زهی از ساخته‌های حسین علیزاده از جمله قطعاتی است که در بخش دوم اجرا می‌شوند.

حسین علیزاده قطعه «عصیان» را در سال 63 برای هارپ و ارکستر زهی نوشت و در سال 70 توسط ارکستر سمفونیک استراسبورگ به رهبری «ایرج صهبایی» ضبط و نهایتا در بخشی از کاست آوای مهر منتشر کرد. به غیر از این ضبط هیچ اجرای دیگری از این قطعه تاکنون انجام نشده است. حسین علیزاده درباره این قطعه و تنظیم جدید آن می‌گوید: «اولین اتودهای عصیان را زمانی زدم که به اجبار در آلمان ساکن بودم و از آن زمان تا یکی دو سال پیش همواره به دنبال فرصتی می‌گشتم تا بازنگری بر این کار داشته باشم. در این مدت به این نتیجه رسیدم که آن کوبندگی که در نظر من بوده با ساز هارپ به وجود نمی‌آید. برای همین تصمیم گرفتم که قطعه را برای پیانو و ارکستر دوباره تنظیم کنم. با پیانیست‌های مختلفی صحبت کردم که نهایتا در حاشیه برگزاری کنسرت نی‌نوا در سال 1385 با «هوشیار خیام» آشنا شدم و پیشنهاد همکاری را به او دادم. او هم با شوق و علاقه بسیار در این بازنگری در کنار من بود تا نهایتا پس از چند جلسه، در کلیت کار به نتیجه رسیدیم و هوشیار با نگاهی پیانیستی قطعه را نهایی کرد.»

 به این ترتیب این کنسرت نخستین اجرای نسخه کامل شده‌ قطعه‌ «عصیان» به حساب می‌آید. قطعه نی‌نوا و ترکمن دیگر بخش‌های رپرتوار کنسرت را تشکیل می‌دهند. قطعه نی‌نوا یکی از ماندگارترین و محبوب‌ترین آثار حسین علیزاده محسوب می‌شود. این اثر برای نی و ارکستر زهی در دستگاه نوا نوشته شده و یکی از خاطره‌انگیزترین قطعات موسیقی برای ایرانیان به حساب می‌آید. از این اثر  علی‌رغم شهرت و محبوبیت آن  تنها یک نمونه ضبط مربوط به سال 1362 در دسترس است و اجراهای زنده معدودی از این قطعه انجام شده است.

در اجرای نی‌نوا، پاشا هنجی نی می‌نوازد و ما توی دلمان می‌گوییم جای جمشید عندلیبی خالی.
سال گذشته هم ارکستر زهی پارسیان نی‌نوا را اجرا کرد. علیزاده در جایگاه تماشاگران در کاخ نیاوران نشسته بود و پاشا هنجنی نی می‌زد.

ترکمن اثری است که سال 1367 برای سه‌تار ساخته و اجرا شده که در آن تکنیک‌ها، صدادهی و رویکرد بدیعی به موسیقی ایرانی ارائه شده است. حسین علیزاده پس از گذشت 20 سال از تاریخ ضبط، ترکمن را با همکاری هوشیار خیام برای ارکستر زهی و 3  سه‌تار تنظیم کرده است. نخستین اجرای قطعه ارکسترال ترکمن در کنسرت یاد شده رونمایی می‌شود که در این اجرا حسین علیزاده به عنوان نوازنده نیز حضور خواهد کرد: من در ترکمن آن تجربه خاصی در نوازندگی ‌سه‌تار داشتم. این قطعه الهامی از آوازهای ترکمن است که خاطراتی را پشت سر خودش دارد و از نظر تکنیک سه‌تار برجسته است.

«مسعود شعاری» و «بهداد بابایی» در اجرای تازه قطعه ترکمن اثر حسین علیزاده که با همکاری هوشیار خیام  برای ارکستر ساز‌های زهی، 2 ساز سه‌تار و شورانگیز تنظیم شده است، حسین علیزاده را همراهی خواهند کرد. حسین علیزاده هم شورانگیز به دست می‌گیرد و برایمان ساز می‌زند.

خدا کند که بتوانیم درست و حسابی سن اجرا را ببینیم. یعنی صندلی‌های ته سالن که قشنگ یک کیلومتر از صحنه دور هستند به ما نیفتد یا جاهایی در بالکن که هیچ دیدی به صحنه ندارند و نقطه کور محسوب می‌شوند. حالا اگر شما رفتید، برای ما هم یک جای خوب نگه دارید.

لیلا‌ بهبودی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها