کالبدشکافی یک اتفاق تلخ

چرا خداداد آرام، ناگهان طغیانگر ‌شد؟

اتفاقی که روایت می‌شود، در یک بعد‌ از ظهر نسبتا سرد پاییزی در ورزشگاه ثامن‌الائمه شهر مشهد رخ داده است. مردی که روی زمین افتاده یک خبرنگار است. کسی که دقایقی قبل با ضربه طرفداران فردی که روزی روزگاری عزیزترین مرد فوتبال ایران بود، نقش بر زمین شد.البته خبرنگار مضروب می گوید اولین ضربه را خداداد به او زد. چند روز بعد زمانی که تصاویر تلویزیونی از یکی از پرطرفدارترین برنامه‌های ورزشی ایران پخش شد، همه با این واقعیت ملموس روبه‌رو شدند که حالا روزگار به طور کامل برگشته و دیگر خداداد عزیزی نمی‌‌تواند محبوبیتی در بین فوتبالی‌ها داشته باشد. در آن بعد‌ از ظهر کذایی، طرفدارن فوتبال در ورزشگاه ثامن‌الائمه شاهد اتفاقی بودند که بی‌شک سال‌ها بعد‌ هم روایت خواهد شد. داستان کتک خوردن خبرنگار شیرازی از خداداد عزیزی و همراهانش یکی از بی‌سابقه‌ترین اتفاقات فوتبال ایران بود. البته عزیزی روزهای این چنینی بسیاری را در زندگی فوتبالی خود پشت سر گذاشته است. او که بارها سابقه درگیری و حاشیه‌سازی را در پرونده ورزشی خود داشته، این بار با مشکلی بسیار بزرگ روبه‌روست. محرومیت یکساله به اضافه جریمه نقدی، تنها یک بعد‌ قضیه است و بعد‌ مهم‌تر داستان این است که او خیلی راحت محبوبیت خود را از دست داده است. در این سال‌ها خداداد چه به عنوان بازیکن و چه به عنوان مربی بارها با حاشیه‌سازی‌ رسانه‌ها طرفداران را علیه خود برانگیخته است. جلال طالبی، کسی که در برهه‌ای سرمربی خداداد در تیم ملی بود و اتفاقا از حاشیه‌سازی‌های او در امان نماند، در مورد پرخاشگری اخیر شاگرد اسبقش می‌گوید: خداداد بیشتر از همه به خود ضرر زد. او شخصیت ورزشی خود را نابود کرد. سابقه درگیری‌های عزیزی در فوتبال ایران، سر درازی دارد که اولین بار در اردوی تیم ملی رخ داد.
کد خبر: ۲۲۴۶۳۲

اولین بار خداداد خیلی جوان بود. او که به خاطر بازی‌های خوب خود در لیگ از سوی علی پروین به تیم ملی دعوت شده بود، از ادامه حضور در اردو خودداری کرد. خداداد آن زمان با حضور مهاجمانی چون گروسی، مدیر روستا و پیوس بخوبی دریافته بود که نیمکت‌نشین خواهد بود و علی‌رغم مخالفت علی پروین خیلی ناگهانی اردوی تیم ملی را ترک کرد. او هیچ‌کس را در جریان نگذاشت و برای اولین بار در نقش یک یاغی ظاهر شد.

از درگیری با تماشاچی تا دعوا با کاظمی

و اما دومین درگیری، نزدیک به 12 سال پیش. وقتی در جریان یکی از بازی‌های دوستانه تیم بهمن با یکی از تماشاگران به درگیری لفظی پرداخت. فرهاد کاظمی، سرمربی آن روزهای بهمن هم که از این اتفاق بدجور به خشم می‌آید. به خداداد اعتراض می‌کند که بعد‌ها همین اعتراض بسیار ریشه‌دارتر می‌شود و کمی بعد‌تر به همکاری کاظمی و عزیزی پایان می‌دهد.

مشکل جزئی با مایلی‌کهن!

پس از درخشش عزیزی در جام ملت‌ها، مایلی کهن در مقدماتی جام جهانی بیشتر به مدیر روستا بازی ‌داد که این موضوع به هیچ وجه به مذاق خداداد خوش نیامد. او که از این بابت خیلی شاکی بود، اندکی بعد‌ یک مصاحبه جنجالی علیه کادر فنی کرد تا دیگر از سوی مایلی‌کهن به تیم ملی دعوت نشود.

لگد به نیمکت و دعوا با دایی

مدت زیادی از جام جهانی فرانسه و بازی با آمریکا نگذشته بود که تیم ملی ایران برای انجام یک بازی‌دوستانه بار دیگر مقابل این کشور قرار گرفت. در آن اردو دو اتفاق مهم در تاریخ حاشیه‌سازی خداد عزیزی رخ داد. اول این‌که پس از تعویض در آن بازی دوستانه خداداد که بدجور به خشم آمده بود، اعتراض خود را با لگدی که به نیمکت تیم ملی زد به جلال طالبی نشان داد. سرمربی آن روزهای تیم ملی می‌گوید: عزیزی یک مشکل بزرگ دارد و آن این است که بدون فکر کردن همه کاری می‌کند. او از تعویضش خیلی عصبی بود و کار بدی کرد. اما خودش در رختکن آمد و عذرخواهی کرد.

طالبی معتقد است خداداد با این رفتارها خیلی راحت فوتبال خود را از بین برد و حالا دیگر تبدیل به یک چهره عصبانی شده است: او خیلی زود عصبانی می‌شود. خیلی راحت تحت تاثیر جو قرار می‌گیرد. بعضی وقت‌ها اصلا نمی‌داند دارد چه می‌گوید و چه کارمی‌کند. او آدم بد قلبی نیست، ولی نمی‌تواند عصبانیت خودش را کنترل کند. بارها این مساله را ثابت کرده و بیشتر از هر کس به خودش لطمه زده است. من فکر نمی‌کنم عزیزی با این رفتارها در مربیگری موفق باشد.

اما در اردوی آمریکا یک اتفاق دیگر هم رخ داد. یکی از بازیکنان تیم ملی می‌گوید: او در اتوبوس با دایی درگیر شد.
آن روز عزیزی که یک بار دیگر کنترلش را از دست داد کاست علی دایی را شکست. موضوع از این قرار بود که دایی یک کاست ترکی را 3 روز متوالی در اتوبوس گوش می‌داد که این مساله خشم خداداد را برانگیخت. او در نبود دایی کاست را از ضبط در آورد و شکست. پس از این‌که دایی وارد اتوبوس شد، ستار همدانی و جواد زرینچه با زبان ترکی به دایی آمار دادند و ثانیه‌هایی بعد‌ درگیری لفظی شدید بین آنها درگرفت. 2 روز بعد‌ فائقی و افتخاری دایی و عزیزی را آشتی دادند. تنها این اواخر بود که خداداد به دور از کدورت‌های گذشته از دایی و تیم ملی دفاع کرد تا نشان دهد همه چیز را فراموش کرده است. اما این حمایت هم خیلی پایدار نماند چون عزیزی پس‌ از درگیری آخرش، زمانی که از کمیته انضباطی بیرون آمد، کنایه‌های فراوانی به دایی زد. او گفت: من برخلاف بعضی‌ها که اینقدر در تیم ملی بازی کرده‌اند و گل زده‌اند، بین مردم محبوبم.

چند روز بعد‌ فاش شد که عزیزی درگیری اخیر و این رفتارها را تنها زیر سر دایی می‌دانسته تا به تیم ملی امید نرسد. دوستان نزدیک عزیزی می‌گویند که خداداد شک ندارد آن خبرنگار آدم دایی بوده و با ایجاد این جنجال تنها سعی داشت فاصله‌ای بین او و تیم ملی بیندازد!

2 بار درگیری لفظی با برند شوستر

خود خداداد بارها داستان را این‌گونه تعریف کرده است: 2 بازیکن آلمانی تیم که با من اصلا رابطه خوبی نداشتند، پیش شوستر رفتند و جوسازی کردند. گفتند او تو را قبول ندارد و از کارت کلی انتقاد کرده است. اما مشخص نیست آیا داستان شروع اختلاف خداداد و شوستر که اخیرا از تیم رئال کنار گذاشته شده واقعا این بوده است؟ به هر حال همین موضوع باعث شد رفتار شوستر با ستاره آن روزهای کلن بسیار بد شود. عزیزی که در فصل 2000 ‌ 99 با این مشکل روبه رو شد، می‌گوید: خیلی برای او توضیح دادم که این قضیه درست نیست ولی چون یک بازیکن ایرانی بودم و کسی از من حمایت نمی‌کرد، شوستر مرا سکونشین کرد.

عزیزی در این میان با شوستر درگیری لفظی پیدا کرد و راهی سکوها شد. زمانی هم که سکونشینی‌هایش تداوم یافت طاقت نیاورد و یک بار دیگر با شوستر درگیری لفظی پیدا کرد که همین مساله باعث جدایی‌اش از تیم کلن شد.

کتک‌کاری با یک بازیکن آمریکایی

پس‌ از ناکامی در آلمان، عزیزی راهی آمریکا شد تا در MLS و تیم سن‌خوزه بازی کند. او در این کشور هم دست از حاشیه‌سازی خود برنداشت. عزیزی این بار دیگر با مربی تیمش به مشکل برنخورد. او در جریان یکی از بازی‌های سن خوزه به خاطر تکل خشن بازیکن حریف از کوره در رفت و به جان بازیکن حریف افتاد. پس‌ از این اتفاق عمر حضور خداداد در آمریکا کوتاه شد و خیلی زود اخراجش را به همراه داشت.

بلاژ هم در امان نماند

پیش از جام جهانی 2002، زمانی که شماره پیراهن بازیکنان مشخص شد خداداد عزیزی تنها بازیکنی معترض بود. چون بلاژویچ سرمربی آن روزهای تیم ملی شماره 11 را به عزیزی نداد، آقای ستاره یک بار دیگر طغیان کرد و این بار علیه بلاژویچ و مرحوم رنجبر سرپرست تیم ملی مصاحبه کرد. رنجبر که از این موضوع بسیار ناراحت شده بود در جواب خداداد گفت: «او فقط نان به استرالیا گل زدن را می‌خورد.»

عزیزی هم در جواب گفته بود: «اگر من نانش را می‌خورم، شما چلو کبابش را می‌خورید.» این ماجرا کش‌دار شد و بارها مرحوم رنجبر و عزیزی علیه هم مصاحبه کردند که سرپرست آن روزهای تیم ملی همان زمان پیش‌بینی کرده بود که خداداد نمی‌تواند یک تیم محلی را هم اداره کند.

جو علیه دنیزلی

خداداد عمده دوران بازیگری خود را در پاس سپری کرد و در این تیم هم حاشیه‌های زیادی از خود به جای گذاشت. هرچند او با همایون شاهرخی، سرمربی سابق پاس هم به مشکل خورد؛ اما عمده درگیری‌اش در این تیم با مصطفی دنیزلی در سال 84 بود. عزیزی کلی خودش را نگه داشت تا در کویت یکباره شهر را به هم بریزد. آن شب سردار کارگر میهمان پاسی‌ها بود تا پیش از بازی با الزوراء عراق به بازیکنان تیم روحیه بدهد. اما دنیزلی در کمال تعجب رفتار خوبی را با وی نداشت و به گفته بازیکنان آن روزهای پاس یک بی‌احترامی کوچک به سردار کرد. عزیزی که مثل آتش زیر خاکستر بود، با مشاهده این رفتار به دنیزلی پرید و به عصبانیت نزد سردار آجرلو، مدیر عامل باشگاه رفت و گفت: «دنیزلی اجازه دارد به ما فحش بدهد؟ حالا این قضیه اشکالی ندارد، ولی چرا باید با سردار بد برخورد کند؟ عزیزی که می‌گوید همیشه برای احقاق حق، در فوتبال کلی سر و صدا به راه انداخته، آن شب هم نماینده بازیکنان بود. پس از این ماجرا دنیزلی و خداداد باهم کارد و پنیر شدند. خداداد در دوره حضور مجید جلالی در پاس هم بارها برای این مربی مشکل درست کرد.

درگیری با خودی‌ها

خداداد در فصل 84 ‌- 83 یکی از زشت‌ترین حرکات ورزشی خود را مقابل همشهریانش انجام داد. او در جریان بازی ابومسلم و پاس در مشهد که با شعارهایی علیه‌اش همراه بود، حرکتی غیر‌ورزشی را مقابل طرفداران مشهدی انجام داد که هنوز از یاد آنها نرفته. خداداد بابت این اتفاق هرگز محاکمه نشد تا هنوز هم همشهریانش از او گله داشته باشند.

تو کار برانکو

شاید این تنها باری بود که خداداد باید اعتراض می‌کرد. او که در پاس بازی‌های خوبی انجام می‌داد از سوی برانکو ایوانکوویچ به تیم ملی دعوت نمی‌شد. سرمربی آن روزهای تیم ملی معتقد بود که عزیزی از نظر فنی به درد تیمش نمی‌خورد و دلیلی ندارد که او را به تیم ملی دعوت کند. خداداد بارها علیه برانکو مصاحبه کرد، اما در نهایت به دلیل فشار مطبوعات و روسای فدراسیون نام عزیزی در فهرست تیم ملی قرار گرفت. او اتفاقا بد کار نکرد و در بازی سرنوشت‌ساز مرحله اول مقدماتی جام جهانی 2006 مقابل قطر یک پاس گل سرنوشت‌ساز داد. با این همه برانکو روی نام خداداد دوباره خط قرمز کشید و یک بار دیگر روز از نو روزی از نو.

درگیری با شفق

قبل از درگیری با خبرنگار شیرازی، خداداد آخرین شاهکار خود را در فصل 85 - 86 رقم زده بود. او در جریان بازی ابومسلم و پاس همدان در حالی که وحید عسگری را تنها 3 ‌  2 دقیقه به زمین فرستاده بود، او را از زمین بیرون کشید تا ابومسلم 10 نفره به کار ادامه بدهد. در واقع عسگری سومین تعویض تیم بود و خداداد از روی عصبانیت او را از زمین بازی بیرون کشید. این اتفاق به هیچ‌ وجه به مذاق ناصر شفق، مدیرعامل تیم خوش نیامد. به گونه‌ای که باعث شد وی ورزشگاه را ترک کند. ابومسلم در نهایت بازی را با 3 گل خورده به پایان رساند و تازه این شروع یک درگیری تازه بود. خداداد در آن روز زمانی که وارد رختکن شد، کلی عصبی بود و دنبال مدیر عامل باشگاه می‌گشت تا ببینید چه زمانی قرار است مشکلات مالی تمام شود. تماس مسوولان با شفق باعث شد که او راه رفته را یک بار دیگر بازگردد و در رختکن تیم آفتابی شود. عزیزی هم با مشاهده او مسائل مالی را پیش کشید و با عصبانیت به سمت شفق حمله‌ور شد. پس‌ از این ماجرا 2 روایت نقل شد. عده‌ای گفتند خداداد با سیلی درگوش مدیر عامل تیم زده و عده‌ای هم گفتند او تنها شفق را به دیوار کوبیده است. اما هر چه بود پس‌ از این ماجرا خداداد اخراج شد.

علت چیست؟

در این میان یک پرسش اساسی وجود دارد؛ علت این رفتارهای خداداد عزیزی در تاریخ بازیگری و مربیگری‌اش چه بوده است. قدیمی‌ها می‌گویند او زمانی که هنوز خیلی ستاره نشده بود، در اردوهای تیم ملی حتی سرش را هم بالا نمی‌گرفت. اما یکباره چه اتفاقی افتاد که آن جوان کم حرف امروز تبدیل به یکی از یاغی‌ترین فوتبالی‌های ایران شده است؟ کسی که حتی به خود اجازه می‌دهد روی مدیران و خبرنگاران دست بلند کند. دکتر روان‌شناس ناصر مهدوی در این باره می‌گوید: «به نظر من کلا فوتبال ایران فاسد شده است.» مهدوی که سابق روان‌شناس تیم ملی بوده، در این زمینه 2 تحلیل دارد. تحلیل روانی و تحلیل اجتماعی. مهدوی معتقد است اولین اشتباه بزرگی که در رابطه با درگیری اخیر خداداد رخ داد، واکنش برنامه 90 بود. «وقتی دوربین صحنه لگد زدن عزیزی را نشان می‌داد فردوسی پور لبخندی زد و گفت جریان چه بوده است. در حالی که باید خیلی جدی به این موضوع پرداخته می‌شد. به موضوعات ریز این همه پرداخته می‌شود، ولی عجیب بود که سر قضیه به این مهمی فردوسی‌پور چنین رفتاری کرد. این یک دلیل روانشناختی دارد.

او در تحلیل بحث روانی درگیری‌های خداداد توضیح می‌دهد: «اگر در کنار شهرت، تربیت روح نباشد، یقینا چنین اتفاقاتی می‌افتد. حالا ما باید از خودمان بپرسیم چرا خدادداد طغیان کرده است؟» مهدوی در پاسخ به این پرسش خود می‌گوید: «بعضی‌ها ظرفیت مشهور شدن را ندارند و بیشتر بازیکنان فوتبال ما این طوری هستند. ما خودمان این بازیکنان را مشهور می‌کنیم. در حالی که میانگین سواد آنها تا سوم متوسطه است. پس خیلی طبیعی است که بازیکنی با این سطح سواد، وقتی پول به دست می‌آورد و مشهور می‌شود؛ اما در کنارش تربیت نمی‌شود، هر کار ناهنجاری می‌کند. فضای ورزشی ایران طوری نیست که رشد فرهنگی هم در آن صورت بگیرد.»

دکتر مهدوی در ادامه توضیح می‌دهد که قبلا با تلاش اربابی عضو سابق فدراسیون فوتبال او برای فوتبالی‌ها کلاس‌های روان‌شناسی برگزار می‌کرده است که در آن کلاس‌ها همیشه خداداد آرام‌ترین فرد بود: «بله، او همیشه آرام یک گوشه می‌نشست ولی وقتی قهرمان شد، به طور کلی رفتارش تغیبر کرد و رفتارش این گونه شد که هست. او خیلی احساس بزرگی می‌کند و فکر می‌کند هر کاری دوست داشته باشد می‌تواند انجام بدهد.»

دکتر مهدوی اما جنبه اجتماعی این رفتارهای خداداد را این گونه توضیح می‌دهد: در فضای ورزش ما توجهی به مسائل فرهنگی نمی‌شود. برای مسوولان ورزش مهمتر از هر چیز دیگری مدال آوردن و قهرمانی است. برایشان سلامتی روانی ورزشکاران اصلا مهم نیست دکتر مهدوی بخوبی آن روز را در خاطر دارد که برای بحث در همین زمینه پیش محمد علی‌آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی رفت و در پاسخ چه شنید. او می‌گوید: ساور، معاون فرهنگی سازمان هم شاهد است. در آن جلسه 3 نفره علی‌آبادی گفت تربیت ورزشکاران ربطی به آنها ندارد، چون یک ورزشکار باید به وسیله معلم و پدر و مادرش تربیت شود! من گفتم در کنار ورزش، یک فرد باید تربیت هم شود که علی‌آبادی این حرف را زد. باید باور کنید که مسائل روحی و روانی برای مسوولان ورزش ایران هیچ اهمیتی ندارد. آنها به ورزشکار مثل یک ابزار نگاه می‌کنند. فکر می‌کنند یک آدم آهنی است که هیچ احساسی ندارد. همین مثال برای توضیح جنبه اجتماعی رفتار خداداد عزیزی کافی است. او البته دلایل دیگری را هم برای این رفتارها به میان می‌آورد. مهدوی می‌گوید: روزنامه‌ها هم در این میان نقش پررنگی دارند. ورزشکار را این‌قدر بزرگ می‌کنند که او به خودش اجازه می‌دهد هر رفتار زشتی انجام دهد و هر چه از دهانش در می‌آید، بگوید. این گونه است که بازیکنان گستاخ و بی‌پروا می‌شوند.

سعید اکبری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها