گزیده سرمقاله روزنامه‌های امروز

آینده تاریک بهشت پول های باد آورده

روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «مرگ تدریجى یک نسل»،«تاملی بر همایش اصل 44»،«میان فرافکنی و مخالفت منطقی»،«آینده تاریک بهشت پول های باد آورده»،«شعارهای یک رئیس‌جمهور از تکذیب تا تقبیح!»،«پایان ضرب الا‌جل شیخ»و... که برخی از آنها در زیر می‌آید.
کد خبر: ۲۲۲۶۱۷

کیهان

«مرگ تدریجى یک نسل» یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم حمید امیدی است که در آن می‌خوانید؛«اگر باران نیستی، عزیز دلم!. درخت باش.سرشار از باروری... درخت باش!. و اگر درخت نیستی، عزیز دلم!. سنگ باش. سرشار از رطوبت... سنگ باش!. و اگر سنگ نیستی، عزیز دلم!. ماه باش. و رویای عروسک... ماه باش!. چنین می گفت زنی. در تشییع جنازه فرزندش...»
چه فرقی می کند که محمود درویش، شاعر مبارز فلسطینی این سوگنامه را برای کدامیک از مادران سرزمینش سروده است و امروز کدامیک از مادران غزه در سوگ دردانه خود چنین مرثیه ای را بی تاب و با چشمانی که دیگر اشکی برای باریدن ندارد، می خواند. دیروز سمیه می خواند، امروز  ا م سمیر و فردا حتما حبیبه...
اینجا غزه است فرقی نمی کند چه کاره ای و چند سال داری. اینجا؛ همه مثل 51.میلیون نفر دیگر زندانی اند! در خانه و سرزمینشان زندانی یک اشغالگر! اما با یک فرق بزرگ. در همه زندانهای دنیا آب و غذا و دارو برای زندانی فراهم است. او هم به جرمی که مرتکب شده، سختی زندان را تحمل می کند. اما اینجا آب و غذا و دارو کم است، گیرت نمی آید و تو به جرم اینکه حق خود را برای زندگی در سرزمین مادری ات خواسته ای و به جرم نابودی فلسطین و شهید شدن برادران و خواهرانت در زندانی به وسعت غزه زندانی شده ای!
من خواب دیدم خانه ما مثل سنگر شد
در عکس هایت هرچه تو، یک جور دیگر شد
  دستی تکان دادی و دور و دورتر رفتی
تصویرت انگاری به خون غلتید و پرپر شد
تو مثل یک نور سپید از پیش من رفتی
مثل کسی که ناگهان شکل کبوتر شد...
غزه را که می توان نماد پایداری و سرزمین مقاومت مردم مسلمانی دانست و  برای حفظ آرمانهای 51.میلیارد مسلمان جهان، در برابر تمام سختی ها و تحریم ها ایستادگی می کند، هفته هاست در برابر یک نسل کشی آشکار نفس هایش به شماره افتاده و یک فاجعه بزرگ را از سر می گذراند. نظامیان رژیم صهیونیستی که از ژوئن 7200 (خرداد 68) تاکنون مردم غزه را تحت محاصره دارند، با بستن گذرگاهها و جلوگیری از ورود سوخت، مواد غذایی و دارو، مرگ تدریجی یک نسل را در مقابل چشم نهادهای بین المللی، سازمانهای عریض و طویل حقوق بشری و دولتهای بی غیرت منطقه، رقم زده اند.

سکوت مرگبار کشورها و مجامع جهانی، در عمل دست صهیونیست های جنایتکار را  برای جنایات بیشتر باز گذاشته است. وقتی شبکه تلویزیونی مصر از شیخ الازهر درباره محاصره اهالی نوار غزه سؤال می کند و وی خطاب به مجری تلویزیون می گوید؛ «چه محاصره ای؟ چه جنایتی؟ به ما چه؟ من اطلاعی از محاصره غزه ندارم»!! چگونه می توان انتظار داشت که جهان عرب خواستار شکستن این محاصره و پایان نسل کشی عده ای بی گناه شود؟ همان رژیم هایی که جنایت و اشغالگری رژیم صهیونیسم را نادیده گرفته و در اندیشه گفت وگو با اسرائیل به اجلاس ادیان در نیویورک رفتند.

جنایات ضد بشری رژیم غاصب فلسطین، واکنش برخی از کشورها و مجامع بین المللی را برانگیخته است. اما آیا صدور بیانیه ها، سردادن شعارها و محکومیت های لفظی، تسکین بخش آلام 51.میلیون غیرنظامی و مرد و زن و کودک بی گناه ساکن این منطقه خواهد بود؟ همانهایی که در آستانه یک فاجعه بزرگ انسانی قرار گرفته اند. مردم مظلوم غزه به دلیل تحریم اسرائیلی- عربی با خطر مرگ ناشی از گرسنگی روبه رو هستند و هیچ کس برای نجات آنها اقدام نکرده و یا خواهان اقدامی در این باره نیست! عبدالله دوم، شاه اردن به ارسال نامه به یکی از مسئولان حقوق بشر در سازمان ملل اکتفا می کند. بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل فقط به گفت وگوی تلفنی با نخست وزیر مستعفی رژیم صهیونیستی و ابراز نگرانی از تداوم محاصره غزه بسنده می کند و جان هولمز، معاون دبیرکل سازمان ملل در امور انسانی از اینکه کرامت انسانی و اوضاع ساکنان غزه برای مسئولان اشغالگر اسرائیلی مساله اصلی به شمار نمی رود(!) ابراز نگرانی می کند. آیا این همه تلاش!! برای نجات جان انسانهای غزه کافی نیست؟!

آیا پارلمان آسیایی که در نشست اخیر خود طی بیانیه ای بر ضرورت لغو محاصره تحمیلی نوار غزه تاکید کرد، نمی توانست در جایی که جمعی از نمایندگان ملت ها در آن حاضر بودند به جای سردادن شعار محکومیت، تصمیمی قاطع برای ارسال کمک های فوری و همه جانبه به این منطقه بگیرد؟ تا شاید رژیم صهیونیستی از وحدت کشورهای آسیایی- به ویژه کشورهای عربی- در قبال مساله فلسطین اندکی نگران شود! شاید هم به قول «جان کینگ» مدیر آژانس بین المللی کمک به آوارگان فلسطینی (آنروا)؛ «به رغم بحران و جنایت در غزه، سران عرب صورتشان را به سوی دیگری برمی گردانند چرا که نمی خواهند این حرفها را بشنوند و یا برای نجات فلسطینی ها اقدامی کنند مبادا که دولت اسرائیل و هم پیمان جدیدشان از آنها آزرده خاطر شود»!

سکوت کشورهای غربی به دلیل وابستگی و ائتلافی که با رژیم صهیونیستی برای رسیدن به منافعشان در خاورمیانه دارند و بی تفاوتی مجامع جهانی به واسطه عدم استقلال و وابستگی شان به قدرت های بزرگ چندان جای تعجب ندارد اما آیا 75کشور اسلامی با 51.میلیارد جمعیت، قابلیت شکستن محاصره غزه و به حرکت واداشتن سازمانهای بین المللی و حتی قدرت های بزرگ برای پایان دادن به بحران غزه را ندارند؟ غزه آزمونی بزرگ برای جهان اسلام است و اگر برای نجات آن کاری فوری صورت نگیرد، بطور حتم پیامدهایی منفی برای آینده جهان اسلام و کشورهای منطقه به دنبال خواهد داشت.همین سکوت مشوقی شده تا  اسرائیل غاصب علاوه بر محاصره کامل نوار غزه و به شهادت رساندن زنان و کودکان بی گناه، گستاخانه اعلام  کند  درصدد حمله گسترده به غزه است. روزنامه صهیونیستی هاآرتص به نقل از «تزیپی لیونی» وزیر امور خارجه رژیم اسرائیل که در کنفرانسی در دانشگاه تل آویو سخن گفته خواستار موشک باران نوار غزه شده و می نویسد «ما نباید اجازه شکل گیری این تصویر را بدهیم که قدرت بازدارندگی ما در حال کاهش است. اسرائیل باید پاسخ تمام موشک های شلیک شده را بدهد.» حملات موشکی از سوی غزه طی 5 ماه آتش بس متوقف شده بود اما این آتش بس زمانی که اسرائیل برای تخریب یک تونل در غزه به این منطقه حمله کرد، نقض شد.

هاآرتص در ادامه با اشاره به حملات موشکی انجام شده به شهرک های صهیونیست نشین در پاسخ به وحشی گری صهیونیستها در غزه، به ترس یهودیان و سران غاصب فلسطین از انتفاضه و حملات حماس اشاره می کند و می نویسد «اعدادی که در ذهن سیاست گذاران اسرائیلی درباره نوار غزه مطرح می باشد سه عدد 02، 04 و 07 است. 02 به معنای برد بیست کیلومتری موشکهای حماس بوده که با استفاده از آنها هم اکنون شهرک های یهودی نشین در تیررس را مورد هدف قرار می دهد. 04، برد موشکهای ماههای آینده آنان خواهد بود و 07به معنای مسافت07کیلومتری است که فلسطینی ها قصد دارند برد موشکهای خود را به این میزان رسانده و تل آویو را نشانه روند.»

اسرائیل درصدد است با محاصره و حمله به غزه، حماس را به زانو درآورد و با تحت فشار گذاردن مردم آنها را علیه حماس بشوراند غافل از آن که مردم امروز غزه وارث رنجها و مصایب ملت فلسطین از 06 سال پیش به این طرف اند؛ جنایت ها و کشتاری که از سال 8194 تاکنون متوقف نشده است. با این وجود، محاصره ای این چنینی در تاریخ فلسطین سابقه نداشته که ملتی اینگونه تحت تحریم و حصر قرار گیرند و در مقابل، همه جهان نظاره گر باشد. اگر امروز کاری نشود، ماجرای غزه لکه ننگی بر پیشانی بشریت باقی خواهد ماند.

بدون شک آن کودکی که از فرط گرسنگی سر بر دیوار نیمه خراب خانه شان اشک می ریزد بیشتر از  رئیس آن کشور عربی می فهمد. بیشتر از آن کسی که اگر مقاومت دیروز و امروز فلسطینی های دربند نبود و اگر از جان گذشتگی این مردم مظلوم نبود و اگر رژیم غاصب سرزمینشان، پشت سد مقاومت و خونهای بر زمین ریخته شده آنان متوقف نمی شد، سرزمین او و همه هم پیاله های خوشگذرانش، اکنون جزیی از نیل تا فرات شده بود. ای کاش آنان فقط سکوت می کردند نه آنکه به سوی قاتل کودکان غزه دست دوستی دراز کنند تا این سد را بشکنند.
این مقاومت به بار خواهد نشست و خونهای کودکان و زنان و مردان غزه و الخلیل و بیت لحم روزی بر شاخه های زیتون جوانه خواهند داد.
رهبر فرزانه انقلاب می فرمایند: «مساله فلسطین که یک مساله غم انگیز برای دنیای اسلام بود، امروز با اینکه وحشی گری صهیونیستها نسبت به فلسطینیان چند برابر شده است، در عین حال امید را شما در ناصیه ملت فلسطین مشاهده می کنید. امروز خود اشغالگران فلسطین از ادامه راه خودشان احساس و اظهار یاس کرده و اعتراف می کنند که به بن بست رسیده اند.»

اعتماد ملی

«تاملی بر همایش اصل 44» عنوان سرمقاله روزنامه‌ی اعتماد ملی است که در آن می‌خواخوانید؛همایش علمی کاربردی <اصل 44؛ موانع و راهکارها> که از سوی بسیج دانشجویی دانشگاه‌های استان تهران برگزار شد، فرصتی فراهم آورد تا با پرهیز از سیاسی‌کاری و شبهه‌های رفتار جناحی موضوع اصل 44 مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد.

اصل 44 یکی از مترقی‌ترین و منطقی‌ترین مواد قانون اساسی است و در تفسیر و فرمانی که از مقام معظم رهبری بر اساس مطالبات مجمع تشخیص مصلحت نظام صورت پذیرفت با عنوان انقلا‌ب اقتصادی از آن یاد شده است. همواره اقتصادهای جهان درگیر معضل چگونگی ایجاد تعادل میان نیروهای اقتصاد ملی و بخش خصوصی قرار دارند. انقلا‌ب‌ها که عموما در واکنش به بی‌عدالتی اقتصادی، تبعیض سیاسی و اختصاص منابع اکثریت به گروه اقلیت حاکم صورت می‌پذیرد، معمولا‌ گاهی در قرار دادن منزلت و مقام درست کارکردهای اقتصادی دچار افراط و تفریط می‌شوند.

احساسات و شور ناشی از دگرگونی‌های سریع در اکثر انقلا‌ب‌های جهان سبب تسلط و غلبه بیشتر دولت و حاکمیت به عنوان نماینده اکثریت بر بنگاه‌های اقتصادی می‌شود. این اتفاق عموما با خلع ید و ملی کردن بنگاه‌های اقتصادی قدرتمند، بانک‌ها، بیمه‌ها، کارخانه‌های صنعتی و دیگر فعالیت‌های بخش اقتصاد روی می‌دهد. نیت و هدف رهبران این جنبش‌ها توزیع بهتر ثروت، برابری در امکان دستیابی به موقعیت‌های اقتصادی و همگانی کردن فعالیت‌های بخش مالی و پولی است. اما تجربه نشان داده تنها نیت و هدف پاک برای اصلا‌ح وضع اقتصادی کافی نیست. تجربه مهم بلوک شرق نشان داده، دولت‌ها عموما متصدیان مطلوبی برای فعالیت‌های اقتصادی نیستند. ملی شدن صنایع و دولتی شدن اقتصاد به منظور ارتقای سطح رفاه و راحتی معیشت صورت می‌پذیرد اما به تخریب بیشتر موقعیت روستاییان و شهروندان منجر شده است، در مقابل دولت - ملت‌هایی که با اعتدال و خردورزی تعادلی مناسب میان بخش‌های مختلف اجتماعی - اقتصادی فراهم آورده‌اند به نتایج معقول‌تری دست یافته‌اند. در مقام مقایسه، کافی است به تفاوت اقتصاد کشورهای اروپایی با اتحاد جماهیر شوروی، اقتصاد کره‌شمالی با کره‌جنوبی، توان مالی کوبا با برزیل و نمونه‌هایی از این دست توجه شود.هر جا که اقتصاد از کنترل دستان قدرتمند حاکمیت دولت خارج و به نهادهای عمومی، مردم و تعاونی‌‌ها واگذار شده، رونق اقتصادی به کشورها بازگشته است.

انقلا‌ب اسلا‌می در تداوم تجربه درخشان خود به خوبی درک کرد همان‌گونه که به دستان قدرتمند مردم پیروز شده و تداوم یافته، نهاد اقتصاد و شکوفایی اقتصادی و پیشرفت کشور نیز تنها از دستان مردم برمی‌آید. اصل 44 تمرکز بر این مهم است. اما همانطور که هاشمی‌رفسنجانی با صراحت اعلا‌م کرد، کارنامه بخش‌های مختلف نظام در این مورد قابل قبول و مناسب نیست. شاید دعوت از بسیج به‌عنوان یک نهاد مردمی و انقلا‌بی برای مشارکت در فهم و پرسشگری در این باب حیاتی و ضرورتی مهم باشد. تا زمانی که مردم به عرصه فعالیت‌های اقتصادی وارد و دولت کوچک و محدود نشود، اقتصاد ایران شکوفا نخواهد شد؛ اقتصادی که می‌خواهد ایران را به رتبه اول منطقه در سال 1404 شمسی برساند. شاید روحیه و تفکر بسیجی یکی از عناصر موثر برای جبران عقب‌ماندگی‌ها در این بخش باشد؛ بسیجی که نشان داده قدرت انجام کارهای بزرگ را دارد.

جمهوری اسلامی

«تحلیل سیاسی هفته» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛هفته جاری با ایام شهادت پنجمین اختر سپهر ولایت جامع علوم ولایت حضرت امام محمد باقر علیه السلام آغاز شد; وجود مقدسی که با فضیلت و طراوت علمی خود بوستان علوم نبوی را عطرآگین کرد و پهنه جامعه را با انوار معارف اهل بیت روشنایی بخشید. روش ها و تلاش های امام محمدباقر علیه السلام در زمینه گسترش علوم اسلامی چنان بود که بزودی پایه های دانش علوم نبوی در جامعه استحکام یافت و مقدمات تمدن عظیم اسلامی بنیان نهاده شد. امروز هر آنچه که در حوزه های گرانسنگ دینی شیعه به عنوان معرفت ناب و حقیقی عرضه می شود حاصل تلاش فراگیری است که آن حضرت در دوران خفقان و ظلماتی حکومت جباران انجام دادند . حضرت باقرالعلوم (ع ) حافظ و نگهبان راستین مرزهای دین در برابر تهاجمات بیگانگان بوده و در 19 سال امامت خود خط صحیح فرهنگی را برای مردم روشن کردند. شاید امروز نیز بزرگترین وظیفه برای پیروان ایشان بویژه علمای آگاه و زمان شناس در زمانه هجمه های فرهنگی و آشفتگی مرزهای حق و باطل استفاده از دریای معارف و اسرار علوم باقری است تا مرزهای عقیده را پاسداری نموده و مسلمانان را از خطرات هجوم فرهنگی بیگانه صیانت نمایند.

هفته جاری همچنین با معنویت پر راز و رمز حج در صحرای عرفات مراسم برائت از مشرکین وقوف در مشعر و منا و رمی جمرات در میقات الهی و اوج عبودیت و بندگی در عید سعید قربان همراه بود. بیش از دو میلیون زائر بیت الله الحرام در بزرگترین کنگره جهانی حضور یافته و پس از انجام مناسک حج تمتع با کوله باری از تقوا و بندگی آماده بازگشت به خانه و کاشانه خویش شدند.
به همین مناسبت رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به مسلمانان جهان در کنگره عظیم حج تصریح کردند در این فریضه مهم عناصر اصلی تربیت و اجتماعی گنجانده شده و بدین ترتیب کعبه شریف و مناسک حج مایه قوام و قیام جوامع بشری و انباشته از بهره های فراوان برای انسانهاست .
حضرت آیت الله خامنه ای تاکید کردند : « مسلمانان از هر کشور و هر نژاد امروز بیش از همیشه باید این فریضه بزرگ را قدر بدانند و از آن بهره گیرند زیرا افق در پیش چشم امت اسلامی از همیشه روشن تر و امید برای رسیدن به هدفهایی که اسلام برای فرد و جامعه ترسیم کرده از همیشه بیشتر است . »
در پایان کنگره حج 1429 ایام و لحظات شعف انگیز بازگشت زائران خانه خدا به وطن یادآور صحنه به یاد ماندنی و عزت بخش واقعه غدیرخم است که پیامبر در محل غدیرخم پس از « حجه الوداع » و در بازگشت به مدینه به هنگام جدا شدن حجاج در مسیرهای زندگانی خود پیام بزرگ اتمام نبوت و اکمال دین و آغاز امامت را ابلاغ کرده و از زائران این سفر تاریخی پیمان گرفتند که پیام غدیر و تعیین ولایت امیرمومنان علی (ع ) را به دیگران و آنان هم به آیندگان منتقل کنند. به همین مناسبت ملت ولایتمدار ایران در این هفته همزمان با گرامیداشت عید قربان خود را برای برپایی عید سعید غدیر آماده می کند و از این فرصت برای بهره مندی از شجره طیبه امامت استفاده می برد.

هفته جاری رئیس جمهور اکوادور میهمان جمهوری اسلامی ایران بود. آقای « رافائل کرئا » از جمله رهبران کشورهای آمریکای لاتین است که خواستار استقلال کشور خود و خروج منطقه از سلطه آمریکای جهانخوار بوده و بر ایستادگی ملتها در مقابل باج خواهی های آمریکا تاکید دارد. سفر رئیس جمهور اکوادور به ایران که برای نخستین بار در طول تاریخ دو کشور انجام می شود با توجه به سیاستهای استقلال طلبانه و استکبارستیزانه جمهوری اسلامی ایران و اعتراض به روابط نابرابر جهانی و همزمان با بیداری کشورهای حوزه آمریکای لاتین و اهداف آنها برای خروج از سلطه نفوذ آمریکا زمینه های مشترکی را برای همگرایی دو کشور از دو قاره کهن حول بسط عدالت و مبارزه نظام سلطه پدید آورده است . از این رو سفر هیات اکوادوری بازتاب زیادی در رسانه های غربی داشت .

در حوزه مسائل داخلی دانشجویان مسلمان ایرانی در این هفته با مردم مظلوم غزه ابراز همدردی کرده و با برپایی دو تجمع در مقابل سفارت عربستان و دفتر حافظ منافع مصر در تهران انزجار عمیق خود را از جنایات رژیم صهیونیستی در محاصره غزه و همراهی رژیم های سازشکار و مرتجع عرب با نسل کشی فلسطینی ها ابراز کردند. در همین راستا فردا نیز ملت ایران با راهپیمائیهای سراسری خود وجدانهای آزاده را به حمایت فوری از مردم بیدفاع و محکومیت سران بی غیرت عرب فراخواهد خواند.
در افکار بین المللی نیز سیاست ضد انسانی صهیونیستها علیه ساکنان غزه موجی از انزجار را برانگیخته و مناطق مختلف جهان طی روزهای گذشته شاهد برگزاری تظاهرات مردمی علیه رژیم صهیونیستی بوده است . این درحالی است که کماکان هیچ حرکت موثری از مجامع بین المللی برای کمک به فلسطینی های غزه صورت نگرفته و این مجامع در کنار دولتهای پرمدعای غربی با سکوت مرگبار خود حاضر نشدند جانب صهیونیستها را رها کنند. در چنین شرایطی شورای امنیت سازمان ملل به قصد فریب افکار عمومی جهان در اقدامی نمایشی و صوری بیانیه ای را صادر کرد و طی آن از محاصره غزه ابراز نگرانی نمود! این تشکیلات که با توجه به ماهیت و عملکردش از زمان پیدایش آن به شورای تامین امنیت رژیم صهیونیستی مبدل شده است حتی برای اینکه موجب رنجش خاطر سران جنایتکار تل آویو و حامیان مستکبر آن نشود لفظ « غیرالزام آور » را به بیانیه مذکور اضافه نمود.
کشورهای اسلامی بخصوص حکام عرب نیز در همسویی آشکار با مواضع دولتهای غربی به جز چند اعتراض نیم بند لفظی اقدامی برای کمک به نجات فلسطینی ها از محاصره و تحریم رژیم صهیونیستی صورت نداده اند. در این میان عملکرد رژیم مصر نابخشودنی است و موجبات ننگ و نفرت ابدی برای سران قاهره را فراهم می آورد. رژیم کمپ دیوید قاهره اکنون دامنه خیانت خود را به همدستی آشکار با رژیم صهیونیستی در تحکیم حصار غزه و بدتر شدن وضعیت فاجعه بار برای فلسطینی های ساکن این منطقه گسترش داده است . این رژیم به طور خفت باری به ابزار رژیم صهیونیستی در سرکوب فلسطینی ها تبدیل شده و برای اینکه سرسپردگی خود را به آمریکا نشان دهد به رذیلانه ترین عمل یعنی مشارکت در جنایت تل آویو در نسل کشی فلسطینی ها در غزه تن داده است .
حاکمان مصر درحالیکه می توانستند به دلیل داشتن مرز مستقیم با غزه بخشی از رنج و مشقت فلسطینی بکاهند نه تنها از این کار خودداری کرده اند بلکه در واقع با گماشتن نیروهای امنیتی در مرز غزه بخشی از وظیفه ارتش صهیونیستی را در محاصره غزه برعهده گرفته اند. ملت مصر از این خیانت خشمگین است و علیرغم جو سرکوب طی روزهای گذشته با راه اندازی تظاهرات ضد دولتی تنفر خود از سیاست رژیم مبارک را بروز داده است.
همزمان با تنگ تر کردن محاصره غزه صهیونیستها در هفته جاری در الخلیل نیز جنایت آفریدند. صدها صهیونیست افراطی که به شهرک نشین ها موسوم هستند با چراغ سبز رژیم اوایل هفته جاری به الخلیل روستاهای اطراف حمله کرده و ضمن قتل و جرح تعدادی فلسطینی دهها خودرو و منزل فلسطینی ها را به آتش کشیدند. این حوادث پس از آن رخ داد که ایهود باراک وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به فرماندهی نظامی اسرائیل در کرانه باختری دستور داد منازل فلسطینی های مبارز و شهادت طلب را ویران کند. شهرک نشین های یهودی نیز با فرصت طلبی وحشیانه به فلسطینی ها هجوم آورده و صحنه های جدیدی از آتش و خون علیه ملت فلسطین را به وجود آوردند.

در هفته جاری همچنین شاهد بازتاب حادثه انفجارهای بمبئی هند بودیم . در این باره کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا به بهانه ابراز همدردی با هندیها به دهلی رفت . از ابتدا هم مشخص بود که رایس اهداف دیگری در پوشش این همدردی به ظاهر دلسوزانه دارد. وی ضمن تاکید بر مقابله با تروریسم مسئولان پاکستانی را مورد عتاب قرار داد و از آنها خواست در مبارزه با تروریسم جدی باشند.
این حرکت رایس هیچ مفهومی جز افزایش فشار بر پاکستان ندارد. واقعیت این است که آمریکائیها به دلیل مشکلاتی که در افغانستان به آن دچار شده اند و به اعتراف منابع غربی افغانستان هم اکنون به سمتی می رود که به باتلاقی مخوف تر از عراق برای آمریکا تبدیل شود به شدت به دولت پاکستان فشار وارد می آورند تا علیه افراطیون مذهبی به ویژه ساکنان مناطق وزیرستان و بلوچستان پاکستان وارد جنگ شود زیرا که آمریکائیها این مناطق را زادگاه طالبان و منشا تامین نیرو و مهمات شورشیان در افغانستان می دانند. آمریکائیها مدعی هستند پاکستان به اندازه کافی در سرکوب حامیان طالبان در افغانستان جدی نیست و با این بهانه از چند ماه قبل در اقدامی تجاوزکارانه مناطقی در شمال پاکستان را هدف حملات خود قرار داده اند. آمریکایی ها اکنون انفجارهای هند را مستمسکی برای فشار به پاکستان قرار داده اند.
با توجه به این مسائل می توان گفت که واشنگتن از وقوع انفجارهای بمبئی چندان هم ناراضی نیست و همین امر این ظن قوی را پدید می آورد که بعید نیست انفجارهای بمبئی کار سرویس جاسوسی آمریکا و یا سازمان های جاسوسی متحدین واشنگتن یعنی انگلیس و اسرائیل باشد. این قضیه با توجه به انتشار خبر دستگیری دو تبعه انگلیس توسط مقامات امنیتی در ساعات اولیه انفجارهای بمبئی اهمیت می یابد. گرچه خبر دستگیری دو تبعه انگلیسی پس از واکنش لندن به سانسور خبری رفت ولی قطعا می تواند قابل تامل باشد و سرنخ هایی را به دست دهد.

مطلب دیگری که در روزهای اخیر در رسانه ها منتشر شد حمله به کاروان خودروهای نظامی ناتو در پاکستان و افغانستان بود. در این حوادث آنچنانکه رسانه های خبری گزارش دادند بیش از یکصد خودروی نظامی ناتو به آتش کشیده شد که در نوع خود موضوع مهمی است و برای نخستین بار است که حمله ای با چنین حجمی به ناتو صورت می گیرد. حوادث اخیر نشان می دهد که اوضاع تا چقدر از کنترل ناتو خارج است .
از سوی دیگر این موضوع بیانگر آن است که نیروهای مخالف آمریکا و ناتو در افغانستان و پاکستان ابتکار عمل را به دست گرفته اند و این امر قطعا برای دولتهای مداخله گر غربی موضوع نگران کننده ای محسوب می شود.

کارگزاران

«میان فرافکنی و مخالفت منطقی» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی کارگزاران به قلم جلال خوش‌چهره است که در آن می‌خوانید؛ مخالفت‌ها با طرح «دولت وحدت ملی» بیش از آنکه ناشی از تحلیل موضوع باشد، شبیه رفتار فرافکنانه‌ای است که در آن دو هدف لاپوشانی ضعف‌ها و برجسته کردن ایرادها در رقیبان دنبال می‌شود. این در حالی است که معمولا مخالفت با هر ایده می‌تواند با دو شکل منطقی نارضایتی از محتوای آن و یا انتقاد به شیوه انجام ایده یاد شده باشد. بنابراین پیش از هر مخالفت با ایده «دولت وحدت ملی» خوب است به جای هو و جنجال، نخست فرآیندی را مورد توجه قرار داد که چنین ایده‌ای را لازم کرده و سپس انگیزه بانیانش را تحلیل کرد. جلسه همایش ملی 30 سال قانونگذاری که به ابتکار «علی لاریجانی» رئیس مجلس شورای اسلامی در محل مجلس برگزار شد، با اقبالی همراه بود که در آن می‌شد نمایندگان طیف‌های مختلف سیاسی- فکری را پس از سال‌ها رقابت ـ و گاه دشمنی ـ با هم یکجا دید. مهمتر آنکه این اقبال عمدتا از سوی چهره‌هایی صورت گرفت که پیش از این و یا همین حالا به طور مستقیم با اصلی‌ترین مقوله‌های امنیتی کشور سر و کار داشته و اکنون کوله‌باری از تجربه‌های سنگین و کاربردی را با خود دارند. مهم‌ترین کار ویژه چنین کسانی، داشتن افق معلوم از اوضاعی است که در آن به سر می‌بریم و لازم است برای آینده پیش رو، خود را تدارک کرد. اما آیا درک الزام ایجاد دولت وحدت ملی و یا حتی همان چیزی که مخالفان آن را عبور از دولت کنونی می‌خوانند، تنها محدود به ایرادهای فرافکنانه‌ای است که با عناوین مختلف در رسانه‌ها بازتاب یافته است؟ راه دور نرویم، موضوع را در همان دو محور بالا که به عنوان عوامل ایجابی این طرح یاد شد، دنبال کنیم. از دولت نهم که با یک همسویی گسترده میان اصولگرایان بر سر کار آمد، در بدیهی‌ترین شکل چنین تصور می‌رفت که قادر باشد چند کار ویژه مهم را محقق کند:
نخست؛ ایجاد و تقویت همسویی و یکپارچگی میان جناحی که سرانجام توانسته بود پس از هشت سال تحمل رقیبانش در دولت و مجلس اصلاحات، بار دیگر سکان امور را در دست گیرد.

دوم؛ جلوگیری از شکاف‌های بالقوه‌ای که می‌توانست در سه سطح سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میان اصولگرایان بروز کند.
سوم؛ ایجاد شکاف و ریزش در جریان رقیب و ممانعت نرم از هرگونه سازماندهی مجدد آنان.
چهارم؛ تشویق و ترغیب آحاد جامعه به همسویی با گرایش حاکم در پروسه‌ای که در آن، مقوله انتخابات همچنان اصلی‌ترین متغیر تاثیرگذار در فضای سیاسی کشور است. این هدف به ویژه در دو سطح داخلی و خارجی می‌بایست دنبال می‌شد: اصلاح اوضاع اقتصادی مردم آنهم به کمک درآمدهای بی‌بدیل نفتی و تشویق سرمایه‌گذاری‌های داخلی و خارجی و نیز ترمیم روابط خارجی با حفظ عزت و اعتبار ملی.

دولت نهم در همان ماه‌های نخست شروع کار خود نشان داد که نه‌تنها در کارویژه‌های مورد انتظار چندان موفق عمل نکرده است بلکه به مرور اقدام‌هایی کرد که می‌توان آن را چنین برشمرد.
الف ـ تشدید زمینه‌های بحران مشارکت حتی در درون صف اصولگرایان، آنهم از طریق بروز رفتارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی.
ب ـ شعارهای دولت سبب ایجاد فرمی از مطالبات سیاسی و اقتصادی شد که پاسخگویی به آن نه‌تنها در توان دولت، بلکه به دور از ظرفیت‌های واقعی کشور است.
ج ـ فضای بیرونی به ترتیبی شکل گرفت که مخالفان توانستند در یک همسویی به دور از انتظار دولتمردان، حداقل سه قطعنامه سخت را علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسانند.
د ـ مخالفان توانمندی هسته‌ای ایران بار دیگر با هدایت زمین بازی در عرصه افکار عمومی، چهره‌ای دلخواه از ایران نزد افکار جهانی ارائه دهند که به راستی چنین نیست.خلاصه اینکه سیاست‌های دولت نهم دو پیامد مهم داشت:
تضعیف صف متحد اصولگرا و ایجاد زمینه‌های روانی و عینی لازم برای آنچه که امروز از سوی چهره‌های معتدل و واقع‌گرا به عنوان طرح ایجاد «دولت وحدت ملی» اعلام شده است.

نکته دیگر اینکه طرح یاد شده به طور مشخص از سوی اشخاصی مطرح و حمایت می‌شود که در اصالت گرایش‌های ارزشی و سیاسی آنان کمترین تردید ـ حتی نزد مخالفان ایده دولت وحدت ملی ـ وجود دارد. بنابراین خوب است به جای اتهام بروز انحراف در مواضع چهره‌هایی مثل حجت‌الاسلام ناطق‌نوری، علی لاریجانی و بسیاری از این دست به متغیرها و انگیزه‌هایی تمرکز کرد که حالا بر این باورند که راه برون‌رفت کشور از مشکلات کنونی، ایجاد اتفاق دوباره میان همه آنانی است که دل در گرو منافع ملی و امنیت ملی دارند. اگرچه ایجاد دولت وحدت ملی نیازمند ساز و کارهای خود است و واقعی‌تر آن است که این ایده با نام «دولت وفاق ملی» دنبال شود اما با این حال، این گرایش را باید واقعی‌ترین واکنش به اوضاعی دانست که اکنون در محیط‌های داخل و خارج شکل گرفته است. راه مخالفت با ایده جاری نه فرافکنی که تحلیل واقعی و شناسایی نقاط قوت و ضعف آن است. فرصت را از دست ندهیم.

ابتکار

«آینده تاریک بهشت پول های باد آورده» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار است که در آن می‌خوانید؛ علیرغم این تصور اولیه که برخی مناطق جهان، بخصوص بازارهایی که در جذب سرمایه موفق بوده اند، به سلامت از ورطه بحران مالی و اعتباری بین المللی خواهند گذشت، اما مجله نیوزویک گزارش تردیدآمیزی منتشر کرده است درباره بازار همیشه پررونق دوبی. گزارش نیوزویک، که در شماره ششم دسامبر این هفته نامه منتشر شد، این گونه آغاز می شود: مجتمع تفریحی آتلانتیس در مجمع الجزایر مصنوعی نخل در دوبی با هزینه ای یک ونیم میلیارد دلاری ساخته و ماه گذشته طی مراسمی پر زرق و برق و کم نظیر افتتاح شد. فقط 20 میلیون دلار صرف آتش بازی این مراسم شده بود که تلالو آن حتی از فضا هم دیده می شد.

مقام های دوبی درباره این مراسم گفتند: «خواستیم به جهان نشان دهیم که دوبی سرزمین تحقق آرزوها و رویاها ست.» اما به نوشته نیوزویک، در همان لحظاتی که منورها به آسمان شلیک می شد و انفجار نورها زیبایی خیره کننده ای پدید می آورد، بسیاری از دارایی های متکی به وام های خارجی بر باد می رفت و تباه می شد و هیچ کس از آینده اقتصادی خود مطمئن نبود. یکی از مدیران ارشد شرکت های ساخت و ساز دوبی به مجله نیوزویک می گوید: «فاجعه ای در حال وقوع است. افراد زیادی در این بین ضرر خواهند کرد. رویاهای زیادی بر باد خواهد رفت. همین حالا هم کارگرهای خارجی زیادی از کار بیکار شده اند و باید به کشورهای خود برگردند.» کریستوفر دیکی، گزارشگر هفته نامه نیوزویک، گزارش خود را این گونه ادامه می دهد: دولت شهر امارات متحده عربی بیش از هر جای دیگری در کره زمین، پدیدآمده و برآمده از تجارت جهانی است. مکان پرجاذبه ای است برای پول های فعالی که به دنبال سریع ترین و بالاترین سودها هستند. بیشتر این پول ها از کشورهای نفت خیز عربی، و بخصوص از امیرنشین همجوار یعنی ابوظبی، می آید که 90 درصد نفت خام امارات متحده عربی را در اختیار دارد. اما میلیاردها دلار هم از ایران، هند، چین، روسیه، اروپا، آمریکا و تقریبا از سرتاسر جهان به این دولت شهر سرازیر شده است. دست کم طی یک دهه گذشته بورس بازی در بازار املاک و مستغلات به یک سرگرمی ملی در دوبی تبدیل شده است.

قیمت مسکن، که بسیاری شان هنوز حتی ساخته نشده اند، تنها در سه ماهه اول سال جاری میلادی 43 درصد افزایش پیدا کرد. وام گرفتن کاری سهل و آسان بود و بورس بازان در طول چند هفته، و گاه چند روز، با سودی سرشار ملک خریداری شده را دوباره، حتی پیش از پرداخت نخستین قسط وام اولیه، دست به دست می کردند. به نوشته نیوزویک، در تیر ماه گذشته چهار میلیون متر مربع ساختمان اداری در دوبی در حال ساخت بود; یعنی بیشتر از هر نقطه دیگری در جهان. حتی بیشتر از شهر شانگهای در چین که بیست سال پیش کویری برهوت و صاف بود، اما امروز با آسمانخراش هایی در دو طرف خیابان ها و بزرگراه ها، به یک ژرف دره شهری بدل شده است. با بالا رفتن قیمت نفت، رشد اقتصادی در دوبی شدت گرفت. همان زمان برخی از مقامات ارشد مالی در محافل خصوص هشدار می دادند که اقتصاد این دولت شهر در حال تجربه رشدی بادکنکی است. اما قیمت نفت همچنان بالا می رفت و پول های نفتی با روندی مستمر به این شهر سرازیر می شد. دیگر تصور همه آن بود که دوبی از بحران جهانی در امان مانده است. اما در چهار ماه گذشته قیمت نفت سقوط کرد و به کمتر از یک سوم قیمت تابستان گذشته رسید.

مجله نیوزویک در ادامه گزارش خود می افزاید که در اقتصاد به هم پیوسته جهانی پیامدهای ناگوار بحران جاری به همه جا تسری پیدا کرد و برخی از وجوه نامطلوب رویای دوبی را عیان ساخت. انتظار می رود که با پایان یافتن فصل تعطیلات، هزاران کارگر مهاجر مجبور به ترک این شهر شوند. این امر تاثیری مستقیم بر بازار کشورهایی دارد که کارگر به دوبی می فرستند; یعنی هند، فیلیپین، کنیا و ده ها کشور دیگر آسیایی و آفریقایی. در برخی مناطق شهر دوبی بهای خانه و آپارتمان تا 50 درصد کاهش یافته، پرداخت وام ها مسدود شده و پروژه های بزرگ به حالت تعلیق درآمده یا از آنها صرف نطر شده است. به گزارش هفته نامه نیوزویک، خبر خوب آن است که مقامات دوبی در مراحل اولیه بحران، اقداماتی اصلاحی انجام دادند و بیش از 32 میلیارد دلار را به حمایت از موسسات مالی اختصاص دادند. دو موسسه عمده وام دهنده، که منابع مالی شان به اتمام رسیده، ملی اعلام خواهند شد. سه شرکت ساخت و ساز عمده نیز، که 70 درصد پروژه های عمرانی را در اختیار دارند، در هم ادغام و زیر چتر دولت قرار خواهند گرفت. ماه گذشته شرکت عمران نخیل، شریک مجتمع تفریحی آتلانتیس، 500 تن از کارمندان خود را از کار برکنار کرد. آنتونی جریش، یکی از مشاوران شرکت های معاملات مسکن در دوبی، به نیوزویک می گوید: «دیگر دوبی دوبی خوب گذشته نیست.»

آفتاب یزد

«شعارهای یک رئیس‌جمهور از تکذیب تا تقبیح!» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی آفتاب یزد است که در آن می خوانید؛ابتدای تابستان 84 انتخاباتی در ایران برگزار شد که مراحل مختلف و حواشی آن بی‌نظیر بود. پایان انتخابات هم از دو جهت با تمامی دوره‌های گذشته، تفاوت داشت. این تفاوت، هم در منتخب انتخابات خود را به نمایش گذاشت و هم در اعتراض‌های بی‌سابقه‌ای که توسط شخصیت‌های سرشناس نظام بیان گردید.

این بار هم متاسفانه کمتر کسی به ریشه‌یابی واقعی انتخابات پرداخت و کمتر کسی حاضر به عبرت‌گیری از آن شد. طرفداران کاندیدای پیروز با فراموش کردن ناگهانی شعارهای تبلیغاتی که قطعاً بر میزان رای دکتر احمدی‌نژاد موثر بود تلاش کردند در آسمان‌ها به دنبال عوامل پیروزی او بگردند. حامیان کاندیداهای شکست خورده نیز تنها به این موضوع اکتفا نمودند که »تظلم رفسنجانی به درگاه الهی« و »تاثیر خواب کروبی بر نتایج انتخابات« را بزرگ‌نمایی کنند. در آن ایام، نه طرفداران کاندیدای پیروز به مخلوقات زمینی و امیدهای ایجاد شده در آنها نگاه می‌کردند و نه حامیان کاندیداهای حذف شده، حاضر بودند که عواملی غیر از دست‌های غیبی یا اقدامات سامان یافته و هدایت شده را بر افزایش آرای احمدی‌نژاد بپذیرند. درحالی که بدون تردید، افزایش آرای احمدی‌نژاد از کمتر از 6 میلیون رای در مرحله اول به 17 میلیون در مرحله دوم، ناشی از تفاوت وعده‌ها و شعارهای او نسبت به رقیب قدرتمند بود. عده‌ای از مردم به روزنامه کیهان و تراکت‌های توزیع شده در خیابان‌های شهر اعتماد کردند که نشان می‌داد در صورت پیروزی احمدی‌نژاد، تغییر قیمت نفت بر سر سفره‌های آنها مشاهده خواهد شد. عده‌ای دیگر نیز به احمدی‌نژاد روی آوردند زیرا او دغدغه‌ سال‌های طولانی مردم در خصوص رانت‌خواری‌ها و مافیاپروری‌ها را با زبانی ساده و عامه پسند بیان می‌کرد و حتی به مردم وعده می‌داد که در مقابله با مافیای نفت، تا پای جان خواهد ایستاد.

عده‌ای نیز با سخنان تبلیغاتی احمدی‌نژاد مطمئن شدند که در دوره ریاست جمهوری او، مدل موی جوانان و لباس آنها به هیچ‌وجه اولویت حاکمیت نخواهد بود. کسان دیگری هم بودند که دغدغه‌های سیاسی و مدیریتی داشتند و از حذف گسترده مدیران با تغییر رئیس‌جمهور- که به معنای حذف تجربه‌های پرهزینه از عرصه مدیریت کشور می‌باشد -احساس نگرانی می‌کردند. اما دیری نپایید که شعار آوردن نفت بر سر سفره‌های مردم تکذیب شد. با تکذیب این شعار، دیگر کسی حق نداشت این سخن رئیس جمهور منتخب را یادآوری کند که »چرا با افزایش قیمت نفت، تغییری در زندگی مردم ایجاد نمی‌شود؟« زیرا بنابرگفته رئیس‌جمهور، افزایش قیمت نفت، عامل تورم خارجی و داخلی بود و نه تنها مردم نمی‌بایست از این افزایش، احساس آرامش کنند، بلکه باید منتظر افزایش قیمت کالاها و خدمات و تحمیل هزینه‌های اضافی بر زندگی خود می‌بودند!

پس از تکذیب برخی وعده‌های انتخاباتی، نوبت به توجیه و تعدیل تعدادی از وعده‌ها فرا رسید. از جمله وعده معرفی مفسدان قلدر اقتصادی با این توجیه منتفی شد که »معرفی مفسدان، وظیفه و شأن دولت نیست«. یک خبرگزاری حامی دولت هم توقعات مردم در خصوص »معرفی مافیای نفتی« را با انتشار این اظهارنظر معاون وزیر نفت تعدیل کرد که »شعارهای اولیه در مورد مافیای نفتی، ناشی از کم اطلاعی احمدی‌نژاد بود«.

به هر حال، آخرین سال ریاست جمهوری احمدی‌نژاددرحالی سپری می‌شود که تکذیب، توجیه و تعدیل بعضی وعده‌های انتخاباتی تیم تبلیغاتی او، برای مردم عادی شده‌ است. اما در ماه‌های پایانی از دوره ریاست کاندیدای سال 84 و رئیس‌جمهور فعلی، یک رویه جدید در میان برخی حامیان دکتر احمدی‌نژاد رایج شده است. ‌ ‌

این رویه جدید، تقبیح بعضی وعده‌های انتخاباتی رئیس‌جمهور است! روزنامه کیهان در تاریخ 31 خرداد 84 ضمن انعکاس این شعار احمدی‌نژاد که »پول نفت باید سر سفره‌های مردم دیده شود« مشروح سخنان او در جمع140 نماینده مجلس را منعکس نمود. احمدی نژاد در این دیدار در خصوص برخورد با رقبا و حامیان آنها گفت: »اگر همه دست به دست هم دهیم و به مردم خدمت کنیم باز هم کم می‌آوریم. بنابراین، معنا ندارد در صورت رای آوردن در انتخابات، دوستانمان را زمین بزنیم.« البته معرفی کابینه اول احمدی‌نژاد، اعتراضاتی را برانگیخت که نشان داد حتی بسیاری از حامیان دولت، کابینه معرفی شده را تجلی »دست به دست دادن همه برای خدمت به مردم «‌ نمی‌دانند. پس از آن، حذف حدود نیمی از اعضای کابینه - که نسبت به برخی برنامه‌ها انتقاد داشتند- موفقیت دولت در تحقق این وعده را با تردیدهای بیشتر مواجه کرد. اما با نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری، علی اکبر ناطق نوری که از سرشناس‌ترین عناصر اصولگرا است

»وعده رای آور احمدی‌نژاد « یعنی»دست به دست دادن همه برای خدمت به مردم و خودداری از حذف نیروهای فعال کشور « را در قالب ایده »طرح دولت وحدت ملی« مطرح کرد تا بتوان با استفاده از همه نیروهای مفید، کشور را از بحران‌های داخلی و جهانی به سلامت عبور داد. قطعا کسی هم تردید ندارد که دولت موردنظرناطق نوری، تنها کسانی را با هم متحد خواهد کرد که مبانی اصولگرایی را زیر پا نخواهند گذاشت. علیرغم وجود این اطمینان، ناگهان حامیان دو آتشه احمدی‌نژاد به میدان آمده‌اند و این ایده را تقبیح می‌کنند؛ بدون آنکه شباهت غیرقابل انکار آن با وعده رئیس‌جمهور محبوب خویش را مورد توجه قرار دهند. البته نگارنده از رفتار همراه با دستپاچگی برخی حامیان ظاهری رئیس‌جمهور تعجب نمی‌کند. زیرا به نظر می‌رسد امروز محور اصلی برای آنها، احمدی‌نژاد است. پس هر ایده‌ای که بتواند موجب اقبال اصولگرایان و سایر فعالان سیاسی به شخصی غیر از احمدی‌نژاد شود را »قبیح« می‌شمارند؛ حتی اگر این ایده، موجب تقویت عرصه مدیریت کشورو افزایش سربلندی برای نظام و مردم شود. ‌ ‌

آنها می‌دانند که پذیرش ایده »دولت وحدت ملی حتی با قرائت اصولگرایانه« شانس احمدی‌نژاد را برای ریاست جمهوری بسیار پایین می‌آورد زیرا رفتار مدیریتی او در سه سال و نیم اخیر، تناسبی با این ایده نداشته است. به همین جهت به »تقبیح« ایده »دولت وحدت ملی« می‌پردازند و حتی هر نوع اهانت به طراحان آن را مجاز می‌شمارند. این گروه قبلا نیز نشان داده‌اند که محور برای آنها احمدی‌نژاد است. به همین جهت اگر او در اقدامی بی سابقه، همسر یکی از بنیان‌گذاران ملی‌گرایی را به حضور بپذیرد، چشم‌ها و زبان‌ها بسته می‌شود اما اگر یکی دو نفر از کسانی که جرم آنها ارتباط با ملی‌گرایان است به همایشی در مجلس دعوت شوند، ناگهان فریادهای فرو خفته این مدعیان بر می‌خیزد که چرا این دو نفر هم در یک جمع پانصد ششصد نفره دعوت شده‌اند؟! شیفتگی این گروه نسبت به دکتر احمدی‌نژاد و تبدیل او از »رئیس دولت« به »محور تشخیص و اقدام« باعث شده است که هر کس خود را به این محور نزدیک کند و از او تجلیل نماید، باعث ذوق‌زدگی رسانه‌های این طیف می‌شود؛ حتی اگر این فرد، یک خواننده لس‌آنجلسی باشد! همین شیفتگی باعث شده است که این مدعیان، به راحتی از کنار اهانت به پیامبر (ص) در آزمون رسمی دولتی، سبک شمردن کتاب آسمانی در یک مراسم رسمی دولتی، بی اعتنایی به مراجع تقلید توسط عالی‌ترین مقامات دولتی و ابراز دلسوزی برای »مردم بدبخت اسرائیل« عبور کنند مبادا که اعتراضات، این محور محبوب و شخصیت مظلوم مورد علاقه او - تئوری‌پرداز دوستی با مردم اسرائیل - را نگران سازد.

به هر حال دولتی‌ها حق دارند باز هم به تکذیب، تعدیل، توجیه یا تقبیح وعده‌هایی بپردازند که قطعاً بر میزان آرای رئیس جمهور فعلی تاثیرداشته است. اما آیا همین وضعیت، نشانه حقانیت‌کسانی نیست که به هر طریق به دنبال عبور از وضعیت فعلی و تغییر شرایط کشور هستند؟!

مردم سالاری

«صرفه جویی به چه قیمت» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم شهرام صدوقی است که در آن می‌خوانید؛روز گذشته شرکت ملی گاز ایران در اطلاعیه ای مردم را به صرفه جویی در مصرف گاز طی روزهای آینده دعوت کرد.اطلاعیه این شرکت همچون سال های گذشته چالش ویژه فصل زمستان دومین کشور دارای منبع انرژی جهان رابه مردم و مسئولین متذکر می کند.چالش کمبود گاز طبیعی در کشور چندین سال است که گریبان گیر مردم کشورمان شده است و متاسفانه هر سال این کسری گاز بیشتر از سال گذشته نمود پیدا می کند.  بحث گاز و مصرف آن موضوعی است که در بین تمامی اقشار جامعه از کارشناسان بخش انرژی گرفته تا مردم عادی کوچه و بازار در مورد آن نظر داده می شود.

ایران با داشتن دومین منبع بزرگ انرژی جهان بعد از روسیه می تواند زیر ساخت های بسیار مناسبی را برای مصرف بخش های خانگی و صنعتی و تولیدی فراهم آورد. حال چرا کشورمان با داشتن چنین پتانسیلی نه تنها در جهان انرژی حرفی برای گفتن ندارد بلکه در تامین مصارف داخل کشور خود نیز وامانده است نکته مبهمی است که عوامل مختلفی در پاسخ دادن به آن نقش اساسی دارند.

یکی از مواردی که از درجه اهمیت بالا تری  نسبت به سایرین برخوردار است عدم توانایی برنامه ریزی در راه اندازی زیر ساخت ها و فازهای متعدد بخش انرژی کشور است. برجسته ترین کم کاری دولتمردان در این خصوص به عدم راه اندازی فازهای پارس جنوبی در ایام برنامه ریزی شده می باشد. همانطور که قبلا  نیز به آن اشاره شده فازهای 6 و 7 و 8 پارس جنوبی مربوط به تامین گاز ترش فازهای 9 و 10 پارس جنوبی بوده اند و این دو فاز اخیر نیز با عملیاتی شدن به تولید گاز طبیعی شهری خواهند پرداخت.

متاسفانه علی رغم تبلیغات بسیار گسترده در خصوص افتتاح فازهای 6 و7 و 8 هنوز این فازها به مرحله بهره برداری نرسیده اند و تنها فاز 6 به تولید اسمی خود رسیده است. در پی این دیرکرد افتتاح، فازهای 9 و 10  هم با تعویق بهره برداری روبه رو خواهند شد.همین قضیه دیرکرد افتتاح ها در مورد سایر پروژه های بخش انرژی هم صدق می کند به طوری که در حال حاضر برداشت کشورهای حاشیه خلیج فارس به 9 برابر برداشت های ایران در بخش انرژی رسیده است.

دومین موردی که از نظر کارشناسان این بخش دور نمانده تاخیر در راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر است. علی رغم وعده های بسیار وزیر نیرو در راه اندازی این نیروگاه و رفع بسیاری از مشکلا ت بخش تامین انرژی کشور بعد از قریب به 1/5 سال تعویق هنوز زمان قطعی این بهره برداری مشخص نیست. به عقیده بسیاری از کارشناسان ضعف عمل دستگاه دیپلماسی در اعمال فشار بر کشور روسیه در تعیین تکلیف این نیروگاه از دلا یل اصلی دیرکرد افتتاح کامل نیروگاه اتمی بوشهر محسوب می شود.  توجه ویژه دولتمردان به افزایش بیش از پیش صادرات گاز طبیعی به سایر کشورها نیز مورد دیگری است که در  تقابل با کمبود گاز در داخل کشور قرار گرفته است. تلا ش برای برقراری صادرات گاز به ترکیه، امارات، پاکستان، ارمنستان و سایر کشورهای آسیایی و اروپایی از مواردی است که درچنین شرایطی هیچ توجیه سیاسی، اقتصادی و امنیتی ندارد.

مشکلی که زمستان گذشته در خصوص خط وارداتی گاز از ترکمنستان برای کشورمان پیش آمده بود نیز مزید علت کسری گاز طبیعی شده بودکه متاسفانه در این مورد نیز هیچ اقدام سریعی صورت نپذیرفت.حال با توجه به جمیع شرایط حاکم بر بخش تامین گاز مصرفی مردم  در کشور بهترین کار همان اطلا عیه صادر کردن شرکت ملی گاز ایران برای دعوت مردم به صرفه جویی در مصرف گاز است. اطلا عیه های سریالی شرکت گاز صادر می شوند و مردم را فقط به صرفه جویی دعوت می کند دریغ از اینکه یکی از این اطلا عیه های  هشدار گونه هم باید به مسئولین تامین کننده گاز صادر شود تا آنها نیز در وقت خود صرفه جویی به خرج داده و زمان افتتاح پروژه ها را به زمانبندی منطقی و واقعی خود برسانند تا هر سال میزان کسری گاز دومین کشور دارای ذخایر گازی جهان بیشتر و بیشترنشود.

صدای عدالت

«فقر؛‎ ‎بزرگترین چالش حقوق بشر در عرصه بین‌المللی» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی صدای عدالت به قلم نسرین‎ ‎مصفا است که در آن می‌خوانید؛ ده دسامبر 1945، اعلامیه جهانی حقوق بشر توسط مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب شد. در حقیقت این اعلامیه به دنبال تصویب منشور حقوق بشر که در آن حقوق بشر را به عنوان یکی از زمینه های مرتبط با صلح و امنیت بینالمللی تلقی کرده بود به تصویب رسید. ‏

از زمان تصویب این اعلامیه تا به امروز، جهان شاهد تحولاتی در زمینه تبیین موضوع حقوق بشر در عرصه بینالمللی بوده است و امروزه و زمنیههای مربوط به حقوق بشر مانند حقوق اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و سیاسی در قالب اسناد بین المللی تصویب شدهاند و در قالب کنفرانسهای بینالمللی، توسط نهادهای بینالمللی و در دهههای مختلفی که پیرامون موضوعات مختلف اعلام شدند مورد تببین قرار گرفتهاند. البته مباحث زیادی پیرامون جهان شمولی حقوق بشر و نسبیگرایی فرهنگی حقوق بشر وجود دارد، ولیکن اصل موضوع حقوق بشر تببین شده است و در حقیقت از نظر موضوعی جهان شمول است، منتها مصادیق و تفاسیر آن مورد نظر اندیشمندان مختلف از مناظر متفاوت است. بیان و تبیین موضوع به منزله حقوق بشر در وضعیت مطلوب در عرصه بین المللی نیست. چراکه ما در حال حاضر، شاهد نقض حقوق بشر در اقصا نقاط دنیا هستیم، به خصوص در کنار آن نقض حقوق بشر دوستانهای که در منازعات داخلی و منازعات بین المللی مورد نقض قرار میگیرد. از طرفی وضعیت مردمی که در کشورهای مختلف فاقد سادهترین امکانات زندگی هستند در واقع به معنای نقض واقعی حقوق بشر است به طوری که می توانیم فقر را به عنوان بزرگترین چالش حقوق بشر در عرصه بین المللی بشناسیم. این وضعیت، وضعیت چندان مطلوبی نیست، اما از طرف دیگر در شرایطی هستیم که موارد نقض حقوق بشر بیان میشود. ما از زمانی که موارد نقض حقوق بشر در جامعه بینالمللی بیان نمیشد و یا به آن توجه نمیشد عبور کردهایم. امروزه در هر کجای دنیا که حقوق بشر نقض شود، انعکاسی بین المللی پیدا میکند. کشورها و سازمان ها بین المللی این مسائل را عنوان می کنند و به آن توجه نشان می دهند. ‏

از نظر بهبود وضعیت حقوق بشر در جهان، مهمترین نکته اجرای حقوق بشر در جهان است. ما تعداد زیادی کنوانسیون و سند بینالمللی داریم که اینها به خوبی زمینهها را تببین کرده‌اند.راهکارهای اجرای این کنوانسیون ها و اسناد بین المللی چیست؟ از طرفی دولتها بخشی از این اسناد را پذیرفتهاند و این طبیعی است که این وظیفه دولتها است که در جهت اجرای این کنوانسیونها حرکت کنند. از طرف دیگر سازمان ملل متحد نهادهایی را دارد که متاسفانه طی سال ها فعالیت سازمان ملل متحد علیرغم کوششهای این سازمان برای ارتقاع حقوق بشر، برخوردهای دوگانه، مضاعف، گزینشی و سیاسی را نسبت به مسائل حقوق بشر شاهد بودیم که همه اینها جهانیان را نسبت به عملکرد واقعی سازمان ملل متحد بدبین کرده است. همان طور که پیشتر نیز اشاره شد، فقر بزرگترین عامل نقض حقوق بشر به شمار میرود و باید این مسئله در مسائل حقوق بشر مورد توجه قرار بگیرد. امروز جهان در یک سیکل مالی بدتر هم قرار دارد و احتمالا بحران مالی جهان بر روی وضعیت حقوق بشر و وضعیت بدتر شدن فقر اثرگذار خواهد بود. این بحران مالی کاهش فرصت ها وکاهش امکانات را فراهم می کند و بنابراین باید در این زمینه هم چارهاندیشی بکنیم. ‏

اگر بخواهیم در یک نگاه مسئله بهبود وضعیت حقوق بشر در جهان توجه کنیم، باید زمینه سازی برای ترویج و حمایت از حقوق بشر را در درجه اول مدنظر قرار دهیم. یک نکته مهم برای بهبود راهکارها شاید، ترویج فرهنگ حقوق بشر باشد. که این کار از طریق آموزش حقوق بشر و از طریق جامعه پذیر کردن افراد برای رعایت حقوق بشر می تواند عملی شود. ‏

سیاست روز

«پایان ضرب الا‌جل شیخ» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی سیاست روز است که در آن می‌خوانید؛ ضرب الا‌جل شیخ اصلا‌حات برای آمدن و یا نیامدن کاندیدایی از جبهه دوم خرداد در حالی پایان یافت که هنوز هیچ یک از افراد مطرح در این جبهه برای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری اعلا‌م آمادگی نکرده است.هر چند کروبی همواره شروطی را برای انصراف از نامزدی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اعلا‌م کرده است اما به نظر می‌رسد تحت هیچ شرایطی از کاندیداتوری خود صرف نظر نکند اما در این میان اظهار‌نظر برخی از اعضای جبهه اصلا‌حات نیز در خور تامل است.

محمدرضا خاتمی، عضو شورای مرکزی حزب مشارکت به صراحت گفته است < شروط کروبی برای ائتلا‌ف جبهه اصلا‌حات باید در ائتلا‌ف اصلا‌ح طلبان بحث شود و این طور نیست که هر مسئله‌ای مطرح شود، همه آن را قبول کنند.از سوی دیگر ابراهیم امینی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی نیز 20 آذر را زمانی ندانست که کروبی اعلا‌م کرده باشد، بلکه این تاریخ همان تاریخی است که کار گروه ائتلا‌ف اصلا‌ح طلبان آن را آخرین مهلت برای اعلا‌م کاندیداتوری اصلا‌ح‌طلبان نام نهاده است.

هر چند اظهارات امینی که درباره 20 آذر گفته است: اگر ابهامی درباره تاریخ 20 آذر است باید برطرف شود، در مقایسه با کروبی دارای اندکی تسامح است اما به نظر می‌رسد پایان تاریخ معرفی نهایی کاندیدای اصلا‌ح‌طلبان در این جبهه هنوز محل مناقشه است این در حالی است که کروبی بارها و بارها ازقاطعیت خود برای کاندیداتوری خبر داده است. اتفاقات اخیر در شرایطی به وقوع می‌پیوندد که اصلا‌ح طلبان از طرح دولت وحدت ملی حمایت کرده‌اند تا شاید بتوانند از بن بست کنونی خارج شوند واز انزوای سیاسی و دورافتادگی از قدرت رهایی یابند.
آنچه مسلم است 20 آذر بر اساس تصمیم کار گروه ائتلا‌ف اصلا‌ح طلبان پایان مهلت برای اعلا‌م کاندیداتوری اصلا‌ح طلبان است و طرح 22 بهمن به عنوان تاریخ جدید از سوی این جبهه بر اختلا‌فات این جبهه خواهد افزود.

دنیای اقتصاد

«تفریط در پرداخت وام مسکن» عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم محمدصادق جنان صفت است که در آن می‌خوانید؛در میان ده‌ها خبری که دیروز توسط خبرگزاری‌های داخلی از تحولات اقتصاد ایران منتشر شد، خبری که رییس یک اتحادیه داده جلب توجه می‌کرد.او یادآور شده است که «با رکود بازار مسکن، بازار فروش کالاهای تاسیساتی مثل شوفاژ و تهویه مطبوع نیز راکد شده است». واقعیت این است که بخشی از رکود فروش برخی دیگر از کالاها مثل درب و پنجره، شیشه، کاشی و سرامیک، سیمان، آهن و ده‌ها تولید صنعتی دیگر در ماه‌های اخیر را می‌توان ناشی از رکود بازار مسکن دانست.

فقدان تقاضا برای هزاران خانه ساخته شده موجب شده است تمایل به سرمایه‌گذاری در ساخت و ساز به ویژه در شهرهای بزرگ کاهش چشمگیری راتجربه کند. آمارهای در دسترس نشان می‌دهد در حالی که رشد پروانه ساخت و ساز در 3 ماه اول سال 1386 نسبت به سال 1385 معادل 86درصد بوده است، این رقم در 4 ماه اول امسال نسبت به 4 ماه سال 1386 فقط 10درصد رشد را تجربه کرده است. این کاهش تمایل به سرمایه‌گذاری در حالی رخ داده است که خریداران و فروشندگان مسکن اکنون نمی‌دانند نقطه تعادل در قیمت کجاست و بازار مسکن با پیچیدگی ناشناسی مواجه شده است. شاید در نگاه اول این رکود به دلیل منجر شدن به کاهش قیمت مسکن از نظر سیاسی مناسب و موجب خرسندی باشد، اما چنین رکودی به این دلیل که با نوسان قابل ملاحظه و ایجاد محدودیت برای خرید مسکن مواجه شده است، در آینده دردسرساز خواهد شد. درست است که افراط در پرداخت انواع وام مسکن یا دادن وعده در این باره بخشی از دلایل افزایش شدید قیمت مسکن در گذشته را توضیح می‌دهد، اما تفریط در این کار چاره‌ساز نخواهد بود.

رکود، ابهام و سردرگمی در بازار مسکن با ایجاد محدودیت برای خرید با هدف کاهش قیمت، می‌تواند رشد سرمایه‌گذاری را متوقف کند و مشکل بار دیگر به شکل حادتری در سال‌های نه چندان دور آتی خود را نشان دهد.مسوولان مرتبط باید با رفع محدودیت در اعطای وام مسکن ، راه را برای افزایش قدرت خرید متقاضیان هموار کنند و یادشان باشد که متقاضیان در شرایط کنونی هم توانایی خرید ندارند. تداوم رکود بازار مسکن، وضعیت رکودی حاکم بر چندین صنعت را تداوم خواهد داد و انبوه بیکاران شاغل در ساختمان‌سازی و صنایع مرتبط را به ارمغان می‌آورد. اگر با چشم‌هایی باز و گوش‌هایی تیز، رفتار اندوهبار کارگران ساختمانی را که این روزها در میادین بزرگ شهر گرد آمده‌اند، ببینند و سخنان غم‌انگیز آنها را بشنوند، ادامه رکود و ابهام در بازار مسکن را برنمی‌تابند و راه را هموار خواهند کرد تا خرید و فروش جریان پیدا کند.

 سرمایه

«شیب ملایم رشد تورم» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی سرمایه به قلم محمود فراهانی است که در آن می‌خوانید؛ نرخ رشد تورم با شیب بسیار ملایم در حالی روند کاهشی را در پیش گرفته است که انتظار می رفت این روند از ابتدای مهرماه آغاز شود.

قطع نظر از اینکه، تاخیر در ملایم شدن شیب رشد نرخ تورم، در چه مسائلی ریشه دارد، اکنون، آنچه اهمیت دارد و از همه مهم تر آنکه دولت باید بدان توجه کند، دلایل آرام شدن شیب رشد نرخ تورم است.دو عامل اساسی، باعث شد تا هم اکنون شاهد کاهش نرخ تورم ماهانه از 5/29 درصد به 3/28 درصد باشیم. عامل اول اجرای سیاست های انقباضی است که طهماسب مظاهری طی مدت تصدیگری خود در بانک مرکزی در دستور کار قرار داد. وی طی مدتی که ریاست کل بانک مرکزی را بر عهده گرفت، در اولین گام، با افزودن واژه جدیدی به ادبیات پولی کشور با عنوان دوقفله کردن خزانه بانک مرکزی، عملاً فرآیندی را در دولت نهم کلید زد که نظام پولی کشور، انضباط پولی را در پیش گیرد. اگرچه در نهایت، دولت نهم این انضباط را تاب نیاورد و دوره ریاست مظاهری را قبل از یک سالگی پایان داد اما، نتایج عملکرد وی بر اقتصاد کشور هم اکنون نمایان شده است اما عامل دومی که باعث آرام شدن شیب تند تورم در کشور شد بحران مالی بین المللی و کاهش قیمت ها در سطح جهانی است. در حالی که در دو سال گذشته، یکی از عوامل تشدید تورم در کشور ما، از سوی دولت و کارشناسان، تورم جهانی عنوان می شد، اما هم اکنون وضعیت کاملاً عکس شده و جهان تورمی منفی را تجربه می کند.

آخرین آمار کاهش قیمت ها نشان می دهد که متوسط قیمت کالاها در سطح جهان بیش از 3/28 درصد کاهش یافته است. در عین حال متوسط قیمت مواد غذایی حدود 6/17، کالاهای صنعتی حدود 3/41 درصد و فلزات نزدیک به 44 درصد کاهش یافته اند. بازتاب این کاهش قیمت که از اواسط مردادماه سال جاری آغاز شده است، هم اکنون در کشور ما یکی از عوامل زمینه ساز رشد ملایم تورم شده و پیش بینی می شود حداقل تا دی ماه تداوم داشته باشد. اما اینکه این تورم در بهمن و اسفند سال جاری و سال بعد همین روند را طی کند، بستگی به سیاست های پولی و مالی دولت دارد. طبعاً اگر دولت سیاست های انقباضی را در دستور کار داشته باشد و در نحوه کسری بودجه پایان سال، انضباط مالی را لحاظ کند، انتظار می رود رشد تورم تا حد بالایی کنترل شود که در غیر این صورت باید منتظر رقم تورم نزدیک به 30 درصد باشیم.

اما درسی که اعداد و ارقام تورم در آبان ماه به دولت می دهد آنکه اجرای سیاست های انضباط پولی و مالی، یک بار دیگر خود را اثبات کرد و این بدان معناست که دولت حتی در راستای تحقق اهداف عدالت گرایانه خود، ناگزیر به کنترل تورم از طریق اجرای سیاست های انضباط پولی و مالی است به خصوص آنکه دولت تجربه تلخ عدم اجرای این سیاست ها را در قالب تورم لجام گسیخته و تاثیر آن بر اقشار آسیب پذیر را به تمامی دیده و دریافته است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها