در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اول از همه رفتیم سراغ بازیگر نقش اصلی. او اولش ما را محل نگذاشت و وقتی گفتیم از مجله تخصصی مزاحمتان میشویم جوری واکنش نشان داد که انگار اسم مجله هم به گوشش نخورده. البته بچهها مدتی قبل خبر داده بودند که این بازیگر این ور و آن ور نشسته و پشت مجله ما صفحه گذاشته که چرا اینها نقد منفی روی بازی من نوشتهاند. بگذریم. پرسیدیم که خانم محترم، اولا که خسته نباشین و ثانیا انشاءالله که حالتان خوب باشه.
بازیگر: شما اول صبح پا شدین اومدین این جا و میگین خسته نباشی؟ من که هنوز کارمو شروع نکردم که خسته شده باشم. بعدشم میپرسین که حالم چهطوره؟ مگه شما فضول مردمید؟ الان یک ماهه که دماغمو عمل کردم و حالم خوب نیست. خیالت راحت شد؟
خبرنگار: شما چرا این قدر عصبانی هستین؟ فکر نمیکردم کسی از شنیدن خسته نباشین این قدر به هم بریزه.
بازیگر: من اصلا اعصاب ندارم و هر لحظه ممکنه جیغ بکشم!
خبرنگار: آخه چرا؟ مگه روح دیدین؟
بازیگر: اتفاقا سوال خوبی پرسیدی. من از روح و این حرفها نمیترسم. چیزی که من ازش میترسم سوکسه.
خبرنگار: سوکس یا سوسک؟
بـازیـگر: همون دیگه. چندشم میشه.
خبرنگار: یعنی اگه یه روز یه کارگردان خیلی بزرگ که آرزو دارین تو فیلمش بازی کنین، از شما بخواد که تو یه اتاقی بازی کنین که سوسک داره.. .
بازیگر: اصلا حرفشم نزن. اگه آنتونیو باندراس هم بهم بگه این کار رو نمیکنم.
خبرنگار: باندراس که بازیگره.
بـازیـگـر: آره. «دسـپـرادو»شـو دیدی چهقدر ماهه؟
خبرنگار: نهخیر. سردبیر ما گفته که فقط فیلمهای میکلآنجلو آنتونیونی رو نگاه کنیم و درباره تارکوفسکی حرف بزنیم.
بازیگر: شما اخیرا توی مجلهتون چیزی درباره من نوشته بودین؟
خبرنگار: خوب خاطرم نیست، چیزی خوندین؟
بازیگر: نه، من که وقت این کارها رو ندارم فقط خواهرشوهرم به من گفت که از دوستاش شنیده که انگار یکی از منتقدهای مجله شما با من مشکل داره و ورداشته مزخرف نوشته.
خبرنگار: منتقد که البته مزخرف نمینویسه.
بازیگر: حالا تو اومدی این جا وقت من رو بگیری که چی بشه؟ من مصاحبه نمیکنم و اعصاب هم ندارم.
خبرنگار: دلیل عصبانیتتون رو میتونم بدونم؟
بازیگر: راستش این فیلمه رو دارن تند تند میگیرن و همه چیزش به هم ریخته است. به من گفتن خودت از خونه لباس بیار بپوش.
خـبرنگار: مگه فیلم شما طراح لباس نداره؟
بـازیـگـر: چه میدونم واالـلــه. بـریـن از خـودش بپرسین.
رفتیم سراغ طراح لباس تا از او بپرسیم که شما چرا آقای طراح لباس؟ برای چی به بازیگرتون میگین از خونه لباس بیاره؟
طراح لباس: شما میدونین بودجه این فیلم چه قدره؟ اصلا میدونین برای من چهقدر حقوق درنظر گرفتن که حالا بخوام مدلهای مختلف لباس رو سفارش بدم که طراحی کنن؟
خبرنگار: خب این که دیگه اسمش طراح لباس نیست.
در همین هنگام بازیگری که اعصابش داغون بود دوان دوان خودش را به ما رساند و گفت که همین الان یکی از سیاهلشکرها داشته چایی میخورده که نصف لیوان چاییاش ریخته روی لباس بازیگر.
بازیگر: آقای طراح لباس به جون مامانم اگه لباس منو سالم بهم برنگردونین اینجا رو میذارم رو سرم. این لباس رو تو پاتختی از مادرشوهرم کادو گرفته بودم. اگه اون بفهمه که لباسم به این روز افتاده زندگیام رو نابود میکنه.
طراح لباس: خانم عزیز! شما باید خودتون مراقب لباستون باشین. آخه به من چه ربطی داره که لباس شما این جوری شده.
بازیگر با شنیدن این حرف زد زیر گریه و رفت سمت تهیهکننده و شروع به چغولی کرد. ما هم نزدیک آنها رفتیم تا از اوضاع سر در بیاریم.
تهیهکننده: اون همچین غلطی کرد؟ مطمئنی که این توهینو به شما کرد؟
بازیگر: دروغم چیه. این آقای خبرنگار هم اونجا بود و شنید که اون چه توهینی به من کرد.
تهیهکننده: شما این حرفو شنیدین؟
خبرنگار: چی رو؟
تهیهکننده: طراح لباس ما به این خانم گفته مردهشور مادرشوهرتو ببرن؟
خبرنگار: راستش من این جمله رو نش... .
بازیگر: دیدین؟ دیدین؟ این هم همدستشه. اصلا خود همین خبرنگاره بود که این توهینو به من کرد. یه هفته قبل هم توی نقدش به من فحاشی کرده بود.
خبرنگار: شما انگار حالتون خوب نیست. من به شما گفتم این حرفها رو؟
تهیهکننده: شما خبرنگارها و مجلههای سینمایی هستین که این سینما رو نابود کردین. شمایین که بین عوامل گروه تفرقه میندازین. شمایین که با قلمهای خیانتکارتان جلوی هنر این سرزمین رو میگیرین. من شما رو آدم میکنم. (با بلندگو رو به عوامل) کار تعطیله. کار تعطیله. همکاران عزیز خودشونو به این قسمت از لوکیشن که ما ایستادهایم برسونن تا حق این خبرنگار قلم به مزد رو کف دستش بذاریم. حمله!
غضنفر هالیوودیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: