براستی صرف تعیین مدت زمان برای عملی کردن آرمانی با این اهمیت، گرهی از مشکلات پرشمار باشگاههای فوتبال ما میگشاید؟ چه تضمینی وجود دارد که خصوصیسازی باشگاهها عاقبت به توسعه و پیشرفت ورزش منجر شود و اگر اینچنین نشود اصلاح اشتباهات ممکن خواهد بود؟
دستکم در فوتبال که هیچگونه ثبات مدیریتی وجود ندارد و دخل و خرج باشگاهها به هیچ عنوان تناسبی با یکدیگر ندارند، آینده را نمیتوان تضمین کرد. به یاد آوردن تجربه ناموفق تیمهایی مثل ابومسلم، پاس، صباباتری و پیام و مشکلاتی که امروز پس از انتقال به بخش خصوصی با آن دست به گریبان هستند، میتواند نمای روشنی از آینده را ترسیم کند. به نظر میرسد خصوصیسازی باشگاهها و انجام این انتقال علاوه بر نیاز به زمان برای فراهم کردن مقدمات کار دوراندیشی و تدبیر میخواهد. آنچه مشخص است این که ثبت نام باشگاهها به صورت شرکتهای سهامی خاص کافی نیست و عاقبت به نابودی آنها میانجامد.
افراط و تفریط و دور شدن از هدف خصوصیسازی
کاظم اولیایی، مدیرعامل باشگاه پاس همدان در گفتگو با جامجم میگوید: بر هیچ کس پوشیده نیست که ما چارهای جز خصوصیسازی نداریم. کشور ما در خوشبینانهترین حالت، کشوری در حال توسعه است. در کشورهای توسعهیافته دولتها به عنوان برنامهریز و ناظر حضور دارند و در هر بعدی در حداقل قرار میگیرند و این راه درست است، اما متاسفانه در کشور ما گاهی شاهد افراط و تفریط هستیم و همین ما را از هدف دور میکند.
وی میافزاید: درباره انتقال باشگاهها به بخش خصوصی هم همینطور است؛ یا میگوییم همه چیز را دولت تامین کند یا این که باشگاه را به طور کل رها کند و این سبب میشود ما نتوانیم درست به سمت آنچه میخواهیم حرکت کنیم.
اولیایی در ادامه با اشاره به انقلاب شکوهمند اسلامی میافزاید: افتخار ما این است که انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی است، حتی در مجلس ورزش زیرمجموعه کمیسیون فرهنگی است و این دو مقوله از هم جدا نیستند. در تمام دنیا هم به مقولات فرهنگی یارانه تعلق میگیرد. به این معنا که ورزش با اقتصاد تفاوت دارد و خودش به تنهایی نمیتواند درآمدزا باشد، بخصوص در ایران که درست نیست دولت به یکباره از صحنه ورزش خارج شود. به نظر من اگر سهم فرهنگ و ورزش به طور کلی حذف شود ضایعهای بزرگ و غیرقابل جبران پیش میآید.
مدیرعامل باشگاه پاس همدان با اشاره به این که باید پول دولت در ورزش با حساب و کتاب هزینه شود، ادامه میدهد: این درست نیست که یک باشگاه با هزار حیله و فریب به 10 میلیارد پول از خزانه دولت برسد، اما حق طبیعی یک باشگاه دیگر که مثلا 500 میلیون تومان است، نادیده گرفته شود. به نظر من درک درستی از بند «پ» برنامه چهارم توسعه نزد برخی مسوولان ورزش وجود ندارد، چون به بهانه اختصاص یک درصد از اعتبارات عمرانی به باشگاهها، یک باشگاه به صفر و باشگاهی دیگر به صددرصد منفعت میرسد.
اولیایی میگوید: برای رسیدن به خصوصیسازی ابتدا باید طرز تفکرهای نادرست اصلاح شود. این کار و عملی کردن آن علاوه بر این که زمان میخواهد احتیاج به تجربه افراد پیشکسوت و مشاوره و کارشناسی بسیار دارد وگرنه نهتنها پیشرفت نمیکنیم، بلکه چیزی را که داریم هم از دست میدهیم.
این شیوه رهاسازی است نه خصوصیسازی
بنیاسد، مدیرعامل باشگاه ابومسلم مشهد درباره طرح خصوصیسازی باشگاهها میگوید، آنچه مهم است این که باید شرایط چنین کاری فراهم شود. آنچه در حال حاضر از خصوصیسازی در ورزش کشور میبینیم بیشتر رهاسازی است تا خصوصیسازی.
وی میافزاید: الان به عنوان انتقال به بخش خصوصی تیمهایی مثل ابومسلم، پیام، استقلال اهواز، داماش و صباباتری به حال خودشان رها شدند، فقط به خاطر این که توسط بخش خصوصی اداره شوند، در این زمینه تنها نبود حمایتهای مالی مشکلساز نیست، بلکه حمایتهای دیگری هم از این باشگاهها دریغ میشود که مشکلات زیادی را پیشروی ما قرار میدهد.
بنیاسد تصریح میکند: در شرایطی که برخی باشگاهها هزینههای گزافی را میپردازند، باشگاههای دیگر به بهانه خصوصی شدن از حل مشکلات ناچیز عاجز میمانند و این نابرابری ایجاد میکند. در حال حاضر بالغ بر 150 میلیارد تومان در طول یک فصل توسط تیمهای دولتی هزینه میشود که به نظر نمیرسد تمام آن لازم باشد.
مدیرعامل باشگاه ابومسلم در مورد فرصت یک ساله تعیین شده برای انتقال کلیه باشگاهها به بخش خصوصی به جامجم میگوید: ما الگوهای دیگری هم داریم که به معنای صحیح ما را به هدف برسانند. در کشورهایی که این طرح را به درستی عملی کردند به باشگاهها وامهایی بلندمدت با بهره کم تعلق میگیرد. دولت به عنوان مثال به فلان باشگاه 10 میلیارد وام میدهد به شرط آن که باشگاه با استفاده از این پول طرح اقتصادی تعریف و ضمن آن تیمش را اداره کند. پس از 2 سال توقف، این وام بازپرداخت میشود و در حقیقت با کمکی اصولی، باشگاه راه رسیدن به خصوصی اداره شدن را طی میکند.
من این مشکلات را در ابومسلم تجربه کردم و میدانم عملی کردن این طرح بدون کار کارشناسی فقط نابودی باشگاهها را به دنبال دارد. ما نمیگوییم تیمهای دولتی را مثل تیمهایی که با مشکل اداره میشوند دچار دردسر کنند. حرف ما این است که حالا که 4 سال از برنامه توسعه عقب هستیم و تنها یک سال فرصت داریم با نگاهی درست خصوصیسازی را به معنای واقعی عملیکنیم.
پیشنهاد بنیاسد این است که دولت با اعطای وام و تسهیلات به باشگاهها به حرفهایتر شدن آنها هم کمک کند و میافزاید: مثل خدماتی که برای مسکن 99 ساله به مردم داده میشود، میتوان برای ساخت ورزشگاه و مجموعههای ورزشی اختصاصی باشگاهها اقدام کرد. در آن صورت اداره باشگاه در بخش خصوصی ممکن میشود و هیچگونه چشمداشتی هم از دولت وجود نخواهد داشت.
بهره بردن از الگوهای بینالمللی
سعید آذری، مدیرعامل باشگاه ذوبآهن اصفهان در این خصوص میگوید: تصور میکنم اولین گام در این راستا برداشته شده است. همین که نام باشگاهها به صورت شرکتهای سهامی خاص ثبت شده نشان میدهد بستر خصوصیسازی در حال فراهم شدن است، اما نباید فراموش کرد که در کشور، تفاوتی با کشورهای دنیا در مقوله ورزش وجود دارد. در ایران تعالی روح انسان هدف اصلی ورزش است، در حالی که در دنیا فقط به سلامت و مسائل مادی نگریسته میشود، بنابراین ما باید هدف را مشخص کنیم. اگر به طور مطلق به سمت و سوی مسائل مالی و خصوصیسازی ورزش برویم ممکن است بخشی از هدفهای ما تامین نشود.
آذری در ادامه میگوید: از نظر اقتصادی هم میتوان موضوع را بررسی کرد. اختصاص 30 میلیارد تومان به پخش مسابقههای ورزشی فوتبال گام مهمی در این خصوص بود، اما اگر بخواهیم تا یک سال آینده تمام باشگاهها را به بخش خصوصی منتقل کنیم باید شرایط و قوانین را هم فراهم کنیم، مثل حق کپیرایت البسه ورزش، حق رایت پخش تلویزیونی، اسپانسر و مسائل اینچنینی، در حقیقت اگر میخواهیم گام بزرگی برداریم باید پیش از آن گامهای کوچک را برداشته باشیم و نمیتوانیم یکباره این کار را انجام دهیم.
پیشنهاد مدیرعامل باشگاه ذوبآهن اصفهان این است که برای رسیدن به چنین هدفی از الگوهای بینالمللی بهره ببریم و از کشورهایی که در این مقوله تجارب زیاد دارند، مشاوره بگیریم. وی در ادامه میگوید: عملی کردن این طرح به نظر من، زمانبر است و با یک سال انجام نمیشود.
اعطای وام و تسهیلات برای حمایت باشگاهها
صلاحی، مدیرعامل باشگاه پیام خراسان نیز نظری مشابه بنیاسد دارد. وی در این خصوص میگوید: بین خصوصیسازی و آنچه ما تاکنون از آن تعریف کردهایم تفاوت زیادی وجود دارد. در کشورهای دیگر برای رسیدن به بخش خصوصی، دولت بهای فراهم شدن این امکان را در قالب اعطای وام و تسهیلات میپردازد و باشگاه موظف میشود آن را طبق اقساط بلندمدت بپردازد و به این ترتیب روی پای خود بایستد. آنچه تا به حال در فوتبال ما رخ داده این است که یک برگه کاغذ، حکم به خصوصیشدن باشگاه میکند و مجوز حضور در لیگ برتر هم داده میشود تا در واقع باشگاه رها شود نه این که خصوصی شود.
صلاحی ادامه میدهد: پیرو دستور رهبر معظم انقلاب و تحقق اصل 44 قانون اساسی همه ما خواهان انتقال باشگاهها به بخش خصوصی هستیم، اما معتقدم باید ساز و کار این بخش تعریف شود تا در آینده با مشکل مواجه نشویم. با این شیوه که بخواهیم فقط به حکم ثبت شرکتها به عنوان سهامی خاص باشگاهها را به بخش خصوصی منتقل کنیم به ضرر فوتبال است و در نهایت ما را از پیشرفت دور میکند. حالا که رقابت با حضور تیمهای دولتی و صنعتی نابرابر است، اما اگر قرار باشد تمام تیمها به چنین سرنوشتی مبتلا شوند، کیفیت لیگ فوتبال ما و در نهایت تیم ملی ایران پایین میآید و ما فقط به نابودی باشگاهها و فوتبال میرسیم.
سارا احمدیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم