در پشت صحنه فیلم سینمایی «عقرب» چه می‌گذرد؟

دور دنیا با «عقرب»

مجید جوانمرد، کارگردان نام آشنای سینمای ایران این روزها مشغول ساخت فیلم سینمایی جدید خود «عقرب» برای شبکه جهانی سحر است. آن‌طور که خودش می‌گوید دعوت شبکه جهانی سحر برای ساخت این فیلم، اولین تجربه عملی او پس از سال‌ها دوری از سینما است و او و گروهش ‌باید انرژی زیادی را برای به تصویر کشیدن یک اکشن پلیسی جاسوسی صرف کنند. این گزارش، ترسیم‌ کننده تلاش این گروه برای چند ساعت در یک روز گرم تابستانی در تهران است. تلاش و تکاپویی که در تهران آغاز شد، در ارمنستان ادامه یافت و مجددا در ایران و در شهر نصف‌جهان اصفهان پی‌گرفته ‌شد و همچنین تصویرگر تعلیق، هیجان و پیچیدگی‌هایی است که از همان ابتدای فیلم با اسم عجیب عقرب در ذهن بیننده نقش می‌بندد:
کد خبر: ۲۲۱۶۳۰

چند روز قبل از عزیمت گروه سازنده عقرب به لوکیشنی که محل استقرار نهایی گروه سازنده این فیلم سینمایی برای فیلمبرداری است، یعنی شرکت بهره برداری برق نیروگاه طرشت واقع در خیابان ستارخان، مراجعه می‌کنم. طبق هماهنگی‌های به عمل آمده با مدیر تولید و برنامه‌ریز پروژه، حدود ساعت 30/10 در محل حاضر می‌شوم. مقابل در ورودی از یکی از نگهبانان سیار نیروگاه در حالی که سوار بر موتور است، محل استقرار گروه را جویا می‌شوم: «مستقیم، دست چپ» با راهنمایی او وارد محوطه می‌شوم و پس از پشت سر گذاردن چند خیابان فرعی به محل مورد نظر می‌رسم. منظره چنان جذاب و دیدنی است که برای چند ثانیه مرا به این فکر می‌اندازد که شاید مکان را اشتباه آمده باشم؛ درختان کاج یکدستی که همگی در یک ردیف مشخص قرار گرفته‌اند در دو طرف حوضچه‌های قد و نیم قدی که با اتصال به یکدیگر به حوضچه بزرگ‌تری منتهی شده و از هریک از آنها، فواره‌هایی رو به آسمان قد کشیده، خودنمایی می‌کنند و آلاچیق‌های قهوه‌ای رنگ چوبی که هر کدام به فواصل مشخص بنا شده‌اند در کنار دریاچه بزرگی چشم را نوازش می‌دهد و مرا چنان مجذوب خود می‌کند که مجبور می‌شوم چند دقیقه‌ای مکث کنم و به مشاهده منظره بایستم.

پس از پرس و جوی مجدد متوجه می‌شوم گروه در ساختمان کوچک هلالی شکلی که ظاهرا اتاق دکور نیز در آنجا قرار دارد، مستقر است. برای رسیدن به ساختمان ناچار پله‌های زیادی را طی می‌کنم و وقتی به پایین پله‌ها می‌رسم، صدای چند نفر که به نظر می‌رسد جزو گروه باشند، توجهم را به خود جلب می‌کند، نزدیک‌تر می‌روم و از آنها درباره گروه می‌پرسم و با شنیدن این پاسخ که بچه‌ها در حال حاضر برای گرفتن سکانس فینال فیلم در پشت دریاچه مستقر شده‌اند، به ناچار راه آمده را به سمت دریاچه باز می‌گردم. در راه پانته‌آ حسینی، منشی صحنه گروه که عقرب اولین تجربه کاری او با مجید جوانمرد است، مرا همراهی می‌کند. با اطلاعاتی که او در اختیارم می‌گذارد، متوجه می‌شوم که امروز قرار است سکانس‌های پایانی و اکشن فیلم عقرب با حضور بازیگران اصلی فیلم یعنی دانیال حکیمی، فرهاد قائمیان و ملیسا مهربان  البته به استثنای سام درخشانی که ظاهرا در سکانس‌های پایانی نقشی ندارد  گرفته شود و دیگر این‌که گروه از ساعت 9 در نیروگاه مستقر شده و قرار است ضبط تا ساعت 19 ادامه داشته باشد به این دلیل که سکانس‌های فینال در روز اتفاق می‌افتد و گروه مجبور است تا وقتی که آخرین آثار نور در فضا باقی است به فیلمبرداری ادامه دهد.

به سمت یکی از آلاچیق‌های کنار دریاچه که جوانمرد در خلوت و سکوت آن مشغول به کار است و دکوپاژ سکانس‌های امروز را  که شامل چندین پلان مختلف است  مشخص و تنظیم می‌کند، می‌روم.

از کار خوشم آمد

از جوانمرد درباره پروسه جایگزینی او با امیر قویدل که قبلا قرار بود کارگردانی این کار به او سپرده شود می‌پرسم، پاسخ می‌دهد: من به هیچ‌وجه در جریان این پروژه نبودم و در واقع به دنبال گرفتن پروانه ساخت برای فیلم سینمایی خودم با نام «یک چکه باران» بودم که موفق هم شدم و درصدد بودم که پیش تولید آن را شروع کنم که از طریق سید محسن جاهد، تهیه کننده پروژه عقرب، این کار به من پیشنهاد شد. با مطالعه فیلمنامه فهمیدم نشانه‌هایی از ژانر مورد علاقه من در آن به چشم می‌خورد و پس از آن با صحبت‌هایی که با تهیه‌کننده و مسوولان شبکه سحر داشتم، پیشنهادهایی را برای بهبود فیلمنامه هم از نظر محتوایی و هم از نظر اجرایی ارائه کردم که خوشبختانه مورد موافقت شبکه نیز قرار گرفت و کار را شروع کردم. در وهله اول هم فیلمنامه را براساس کدهایی که مدیران شبکه مدنظرشان بود و البته با زاویه دید خودم برای کار بازنویسی مجدد کردم و حدود 25 روز پس از آن، پروژه وارد مرحله پیش تولید شد تا الان که حدود 30 تا 40درصد فیلمبرداری سکانس‌های مربوط به تهران به پایان رسیده و 15 10 درصد باقیمانده از صحنه‌های تهران نیز تا آخر شهریور در این مکان( نیروگاه طرشت) و حومه شهر تهران ضبط خواهد شد و پس از آن گروه برای برداشت بقیه کار راهی ارمنستان خواهد شد.

در مورد صحنه‌های مربوط به اصفهان و این‌که آیا امکان گرفتن این سکانس‌ها در تهران نبود، سوال می‌کنم که می‌گوید: هم شخصیت‌های اصلی کار به نوعی اهل اصفهان هستند و هم این‌که بخش‌هایی از سناریو برای ضبط در فضاهای تاریخی و اماکن توریستی اصفهان نگاشته شده بود که ایجاب می‌کرد این سکانس‌ها را حتما در اصفهان بگیرم. لذا امکان‌پذیر نبود آنها را در تهران بازسازی کنیم و از آنجا که برنامه‌ریزی اولیه عملا بر روند کار منطبق نشد، پس از بازگشت از ارمنستان  که احتمالا حدود 20 تا 25 روز طول خواهد کشید  برای گرفتن صحنه‌های مورد نظر راهی اصفهان خواهیم شد.

جوانمرد از چینش گروه و انتخاب بازیگران راضی است و می‌گوید: زمانی که من وارد پروژه شدم، با چند نفر از بچه‌ها قرارداد بسته شده بود که با انتخاب آنها مشکلی نداشتم. می‌ماند انتخاب بقیه عوامل که زیرنظر خودم و تهیه کننده انجام شد. اما آنچه در این میان برایم از همه مهم‌تر بود، خود فیلمنامه بود یعنی خود فیلمنامه باید از نظر قصه و شخصیت‌ها و سیر دراماتیک فیلمنامه به صورتی می‌بود که هم مورد پسند خودم واقع می‌شد و هم موردپسند شبکه.

تجربه کارهای اکشن

وقتی از جوانمرد که در کارنامه کاری‌اش تجربه کارهای اکشن هم دارد، می‌پرسم «عقرب» چه وجه تمایزی با دیگر آثار شما در ژانر اکشن دارد، او جواب می‌دهد: اکثر فیلم‌های سینمایی که تاکنون ساخته‌ام  آخرین آن هم فیلم «عروسی خون» محصول سال 1372 بود  در قالب حادثه‌ای بوده و به عبارتی می‌شود آنها را در ژانر اجتماعی  حادثه‌ای به شمار آورد. ولی قصه «عقرب» به نوعی در ژانر سیاسی  حادثه‌ای اتفاق می‌افتد و از این نظر با دیگر کارهای من متفاوت است و سعی دارم با رعایت تمام الگوها و المان‌های یک فیلم سینمایی در چنین ژانری فیلمی‌ ارائه کنم که برای مخاطب امروز سینما باورپذیر و قابل قبول باشد.

با خلوت شدن کامل صحنه از افراد گروه و تجهیزات، همراه جاهد به سمت مکان ضبط پلان اولیه فیلم که ظاهرا یک زمین فوتبال است، حرکت می‌کنیم. حضور ملیسا مهربان در صحنه البته با پوشش و گریم کاملا متفاوت که نشان دهنده اکشن بودن این بخش از سکانس‌های فیلم است، توجه مرا به خود جلب می‌کند. ابتدا با این تصور که او بخوبی زبان فارسی را نمی‌داند، از گفتگو با او پرهیز می‌کنم اما با خوش و بش کوتاهی که میان ما رد و بدل می‌شود، متوجه می‌شوم او نه تنها با زبان فارسی کاملا آشناست که به چند زبان دیگر دنیا مثل انگلیسی، دانمارکی، آلمانی و اسپانیولی و مهارت‌هایی همچون موتور سواری، تیراندازی، رانندگی و فنون رزمی‌نیز کاملا مسلط است.

فیلمنامه به زبان فینگلیش!

«ورونیکا» کاراکتر اصلی‌ای است که ملیسا مهربان به ایفای نقش او می‌پردازد؛ دختری که خود را یک دورگه ایرانی  انگلیسی معرفی می‌کند و با ورودش به زندگی سهراب (با بازی سام درخشانی) که یک دانشمند ایرانی است، ماجراهای زیادی می‌آفریند که در این میان جادوی گریم و دستان هنرمند مهین نویدی طراح گریم پروژه، زمینه مناسبی را برای ملیسا فراهم کرده تا بتواند قدرت بازیگری‌اش را به بوته قضاوت و سنجش حرفه ای بسپارد.

او در سفری که به ایران داشته از طریق یکی از دوستانش به علیرضا امینیان کارگردان تله فیلم «همان روز» معرفی شده و در یک نقش کوچک بازی کرده است. خودش می‌گوید: پس از «همان روز» که از شبکه یک سیما پخش خواهد شد، پروژه عقرب به من پیشنهاد شد و از آنجا که من با فنونی مثل کاراته، تیراندازی، موتورسواری، رانندگی و ... آشنا هستم و نقش ورونیکا یا سلین در عقرب هم چنین ویژگی‌هایی را می‌طلبید، فکر کردم از پس اجرای نقش برمی‌آیم و قبول کردم.

از او می‌پرسم: آیا اجازه داشتی سناریو را برای خودت به زبان ساده تر و قابل فهم‌تر تبدیل کنی، او جواب می‌دهد: کارگردان این پیشنهاد را به من دادند که بخش‌هایی از سناریو را که به نقش من مربوط می‌شود، به زبان ساده قابل فهم برای خودم تبدیل کنم اما از آنجا که من اساسا موفقیت در کارهای سخت را دوست دارم تمام سناریو را بدون هیچ‌گونه تغییر در متن اجرا کردم. به او می‌گویم حالا باید منتظر ماند و دید حاصل کار او در کنار دیگر بازیگران ایرانی و خارجی مثل دانیال حکیمی، سام درخشانی، فرهاد قائمیان، پوراندخت مهیمن، سیمون باغداساریان، واروژ خاچاطوریان، حامد آقایی و ... چه نمره‌ای را درکارنامه او ثبت خواهد کرد که با صدای یکی از عوامل که ملیسا مهربان را به جمع عوامل فرا می‌خواند، گفتگوی ما به پایان می‌رسد و گروه آماده می‌شود برای ضبط پلان اولیه.

یک کوله‌پشتی برای ورونیکا

همه چیز آماده است و جوانمرد با تکیه بر صندلی خود، ناظر بر جمیع جوانب است و مدام نکاتی را درباره صحنه و چگونگی ورود ورونیکا به داخل محوطه به او گوشزد می‌کند. از طرفی مهرداد امینی دستیار 2 کارگردان نیز کوله پشتی بزرگی را که سنگین هم به نظر می‌رسد و باید در این پلان همراه ورونیکا باشد، بر دوش او قرار می‌دهد ولی ظاهرا کوله پشتی سنگین‌تر از آن است که تصورش را می‌کرد. لذا با درخواست او کوله پشتی پایین آورده می‌شود و پس از رفع مشکل، مجددا بر دوش او قرار داده می‌شود.

حالا دیگر صحنه برای برداشت آماده است و صدای افشین رضایی، دستیار یک کارگردان را می‌شنوم که بلند فریاد می‌زند: همگی آماده/ بریم/ صدا/ دوربین/ حرکت.

برداشت اول: ورونیکا بسرعت با یک یونیفورم کماندویی شکلاتی رنگ و عینک دودی بر چشم از پله‌ها بالا می‌آید و با دیدن خودرویی که در حال عبور از محوطه است، پشت درختی که همان نزدیکی است، مخفی می‌شود و بعد از مطمئن شدن از اطرافش از پشت درخت بیرون آمده از کادر خارج می‌شود و کات.

ظاهرا پلان گرفته شده زیاد مورد توجه کارگردان واقع نشده. به همین خاطر می‌گوید: «یک‌بار دیگه می‌گیریم. ورود  ورونیکا باید با عبور ماشین در صحنه کاملا سینک باشد.»

آخرین نفری که محوطه را ترک می‌کند، رضا اردلان معروف، مدیر صدابرداری گروه است. او به قول خودش از 10 سالگی در سینمای ایران حضور داشته و صدابرداری و بعضا آهنگسازی کارهای معروفی مثل محاکمه، کارآگاه علوی، آژانس دوستی و ... بخشی از کارنامه شلوغ کاری اوست. اردلان علت حضورش در پروژه عقرب را، آشنایی او با جوامع بلوک شرق و لوکیشن‌‌های فیلم در ایران و ارمنستان می‌داند که به نظر خود او فاکتور مهمی‌به حساب می‌آید اما مشکلاتی که اردلان در خصوص صدابرداری کار با آن مواجه است، بسیار است که از زبان خودش خواندنی‌تر است: همان‌طور که می‌دانید صدابرداری سر صحنه و همزمان با فیلم گرفته می‌شود اما با توجه به آن‌که اتمسفر تهران به لحاظ پارازیت‌های صوتی و ... بشدت آلوده است، این موضوع مشکلات ما را دو چندان کرده است.
مثلا در همین پلانی که لحظاتی قبل گرفتیم، آمبیانس محیط و صدای کارخانه آنقدر نزدیک و بالاست که من مجبور شدم برای حفظ کیفیت و وضوح، صدای قدم‌های ملیسا مهربان را خودم شبیه‌سازی و با نفس‌های او سینک کنم تا کار با شارپ و کیفیت بالا ضبط شود، سپس در مرحله صداگذاری و میکس و... مشکل را به حداقل برسانم و افکت‌های مدنظرم را بر کار حاکم کنم.

با این‌که مدت زمان زیادی از حضورم در صحنه فیلمبرداری «عقرب» می‌گذرد، ظاهرا از پیوستن دانیال حکیمی‌ و فرهاد قائمیان به گروه که در سکانس‌های برنامه‌ریزی شده برای امروز حضور خواهند داشت، خبری نیست. اما درست در لحظات خداحافظی با عوامل کار، صدای رسای فرهاد قائمیان که از دور شنیده می‌شود، حکایت از حضور او در صحنه دارد و ظاهرا حالا نوبت اوست که توانایی حرفه‌ای‌اش را با بازی در نقش حمیدرضا کمالی که یک مامور امنیتی ایرانی و دوست خانوادگی علی (دانیال حکیمی) و سهراب آزاد (سام درخشانی) است و پایان پیروزمندانه فیلم در گرو زیرکی و ذکاوت اوست، به رخ دوربین بکشد.

جنب و جوش و تکاپوی گروه تولید یک‌بار دیگر و این‌بار برای آماده کردن صحنه‌های بازی قائمیان، حکیمی ‌(که بزودی خواهد آمد) و ملیسا مهربان آغاز می‌شود؛ تکاپو برای جان بخشیدن به داستانی که جاری و پیچیده است؛ به پیچیدگی زندگی در جریان لحظه‌ها. داستان «عقرب» و ماجرای باور نکردنی پایان زندگی او وقتی از همه جا ناامید می‌شود.

لیلا حسینی‌اروچان

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها