راوی اضطراب‌های انسان معاصر

اوژن یونسکو، نویسنده نمایشنامه «کرگدن» سال 1909 در رومانی به دنیا آمد و سال 1994 در فرانسه در گذشت. از میان آثار او می‌توان به نمایشنامه‌های درس، آوازه‌خوان طاس، صندلی ها، شاه می‌میرد، تابلو، مکبث، هذیان، بازی کشتار جمعی و تشنگی و گرسنگی اشاره کرد.
کد خبر: ۲۲۱۴۲۴

اگرچه بسیاری از منتقدان و نظریه‌پردازان آثار یونسکو را متعلق به تئاتر پوچی می‌دانند، اما خود او این تعلق و اصولا این تعریف را قبول ندارد.

پروفسور احمد کامیابی مسک، استاد دانشکده هنر‌های زیبا، ضمن آن‌که یونسکو را نویسنده‌ای معرفی می‌کند که ایدئولوگ نبود، می‌افزاید: اوژن یونسکو به عنوان یک نویسنده آوانگارد، سعی دارد از میان رویاها، اضطراب‌ها و امیال مبهم خود، تصویر واقعی دنیا را منعکس کند. تئاتر او به هیچ‌وجه پوچ نیست، ولی خصوصیات تئاتر کلاسیک را ندارد. او خود ضد جریان پوچی و یاس و ناامیدی بود.

وی ادامه می‌دهد: بسیاری از منتقدان بدون شناخت یونسکو و آثارش و بدون درک و تحلیل درست از آنها، بر او می‌تازند و به وی لقب پوچگرا می‌دهند. در صورتی که آثار او، جهان زنده‌ای را ترسیم می‌کنند و سعی در باوراندن زندگی به تماشاگران خود دارند.

قطب‌الدین صادقی هم در بررسی آثار یونسکو می‌گوید: خطوط اساسی تفکر و تحلیل آثار و هزل در آثار یونسکو پس از جنگ جهانی دوم شکل گرفت. جنگ ده‌ها میلیون کشته و زخمی به جا گذاشته بود و این مسأله، سرخوردگی و سرگشتگی و تعلیق و بی‌ریشگی به همراه داشت و باعث شد مردم خوشبینی خود را از دست بدهند.

همه اینها باعث به وجود آمدن پدیده‌ای شد که به آن تئاتر نو یا تئاتر آوانگارد می‌گفتند. به اعتقاد این کارگردان و مدرس تئاتر، یونسکو تئاتر و روابط را از طریق عنصر رویا در هم ریخته است. صحنه‌های نمایشنامه‌های این هنرمند، کمتر واقعی و واقعیت‌هایش کاملاً رویایی هستند و در نهایت نشانه‌هایی کاملاً شخصی و غیرواقعی در آثار او به چشم می‌آیند.

دکتر صادقی در ادامه، به مساله زبان و ارتباط در آثار یونسکو اشاره می‌کند و می‌گوید: میان شخصـیت‌های آثار یونسکو ارتباط وجود ندارد. همه از ارتباط فلسفی می‌گویند، اما مهم ارتباط اجتماعی است. در آثار یونسکو، کاراکترها به غلط رابطه برقرار می‌کنند و زبان برای آنها کافی نیست. همه آنها در آرزوی ارتباط هستند، اما نمی‌دانند چگونه رابطه برقرار کنند. در پایان این نوشتار کوتاه بد نیست به نامه‌ای اشاره کنیم که اوژن یونسکو به دوست نزدیک خود، هانری کوربن پس از مطالعه کتاب عقل سرخ نگاشته است.

در این نامه به تاریخ جولای 1976 آمده است:

آقا و دوست عزیز! من با اعجاب تمام «عقل سرخ» را خواندم. شما یکی از بزرگ‌ترین و اعجاب انگیزترین متن‌های حیات معنوی را به غرب شناسانده‌اید. بدون تردید شما آن متن را در خاطره خود ایرانیان نیز زنده کرده‌‌‌اید. متن، مشکل است و نمی‌توان آن را وقت و بی‌وقت خواند. باید منتظر لحظه‌ای ماند که دل یاری کند؛ اما وقتی راه را گم می‌کنم یادداشت‌ها و توضیحات شما بار دیگر مرا به جاده هدایت می‌کنند. در واقع شاید تا پایان زندگیم نیازمند خواندن نوشته دیگر نباشم. این اثر را خواهم خواند و باز هم خواهم خواند.

مهدی یاورمنش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها