جدایی زیر سقف مشترک

کد خبر: ۲۲۰۹۸۰

آنها همدیگر را دوست نداشتند. این را همه می‌دانستند. از همان وقتی که نامزد زیبا و جوون اسد مرده بود او با خودش شرط کرده بود که کسی را دوست نداشته باشد حتی خودش را.

آنها طبق یک رسم قدیم ــ همان که می‌گفت دختر با لباس سفید وارد خانه بخت می‌شود و با لباس سفید هم از آن خارج می‌شود ــ با هم زندگی می‌کردند بی ‌این‌که با هم زندگی کنند. قلب و روح آنها از هم جدا بود.

اوایل زندگی زن تلاش زیادی کرده بود ولی وقتی دیده بود مرد، دلش جای دیگری است یواش یواش منصرف شده بود و بی‌خیال این زندگی شده بود.

حتی بچه‌دار شدن هم نتوانسته بود آنها را به هم نزدیک کند تا جایی که بچه‌ها هم با پدرشان غریبگی می‌کردند.
مرد با دوستانش نشست و برخاست می‌کرد و در محل کار غذا می‌خورد.

صبح بی‌صبحانه از خانه بیرون می‌رفت و شب شام خورده برمی‌گشت.

زن هیچ انگیزه‌ای برای زندگی نداشت. انگار آنها سال‌ها بود از هم جدا شده بودند.

این نوع زندگی گسسته زیر یک سقف را طلاق عاطفی می‌گویند. این نمونه یکی از نمونه‌هایی است که به طلاق عاطفی منجر می‌شود.

گاه وقتی که زن و شوهر مجبور باشند برای تامین زیاده‌خواهی‌هایشان زیاد کار کنند و ساعات بیشتری از یکدیگر دور باشند، لحظات خوش با هم بودن در خانواده نیز به حداقل می‌رسد و در نتیجه طلاق عاطفی به وجود می‌آید.

به اعتقاد کارشناسان پرداختن بیش از حد به تجملات و برپایی جشن‌های عروسی تجمل‌گرایانه در درازمدت می‌تواند باعث سردی روابط زناشویی شود.

طلاق عاطفی که به سردی و بی‌علاقگی زوجین به یکدیگر در خلال زندگی زناشویی اطلاق می‌شود، ناشی از تجمل‌گرایی، اسراف در هزینه‌های زندگی، چشم و همچشمی، صرف هزینه‌های غیرمنطقی و زیاده‌خواهی زوجین بوده که بتدریج زندگی مشترک افراد را دستخوش ناملایمات قرار می‌دهد.

طلاق عاطفی بین کسانی که زندگی را عاشقانه شروع کرده‌اند نیز دیده می‌شود. اگر همیشه زندگی را سرشار از عشق نسازید یک روز خواهید دید که هیچ پیوند واقعی و عاطفی با افراد خانواده ندارید.

محبت‌ها که کم‌رنگ شود کم‌کم بهانه‌جویی‌ها بالا می‌گیرد. حتی زن و مرد در نظر هم زشت و بد منظر جلوه می‌کنند و اخلاق همدیگر را نیز نمی‌توانند تحمل کنند.

پیش از این فرهنگ جامعه ما زنان و مردان را به سازگاری سوق می‌داد، اما امروزه مصرف‌گرایی و ترویج مدهای جدید و خواسته‌های روز افزون اصالت را از عشق و محبت گرفته است.

از یک‌سو مشغله زندگی موجب می‌شود که مردان برای تامین هزینه زندگی در چند نوبت و شیفت کار کنند و از دیگر سو مطالبات غیرعادی زندگی زناشویی ضمن افزودن مسوولیت زندگی وضعیت دشواری را به وجود می‌آورد که بتدریج باعث دوری زوجین از یکدیگر می‌شود.

معاون فرهنگی سازمان ملی جوانان در این باره می‌گوید: از جمله مواردی که باعث کاهش شیرینی زندگی می‌شود چند نوبت کارکردن مرد در بیرون از خانه است.

عصارنیا خاطر نشان می‌کند وقتی که زن و شوهر مجبور باشند برای تامین زیاده‌خواهی‌هایشان زیاد کار کنند و ساعات بیشتری از یکدیگر دور باشند، لحظات خوش با هم بودن در خانواده نیز به حداقل می‌رسد و در نتیجه طلاق عاطفی به وجود می‌آید.

کارشناسان می‌گویند طلاق عاطفی زمینه‌ساز جدایی زوجین از یکدیگر بوده و بتدریج آنها را  از  ادامه زندگی مشترک دلسرد می‌کند.

در سال‌های اخیر از هم‌پاشیدگی خانواده‌ها سیر صعودی داشته و جدایی، اختلاف و عناد زوجین نسبت به یکدیگر، خشونت و خصومتی که طی زندگی مشترک ایجاد شده رو به فزونی گذاشته است؛ چنانچه یافته‌ها نشان می‌دهند بین سوءرفتارهایی مانند پرخاشگری، داد و فریاد کردن طرفین، ایراد ضرب و جرح، گوشه و کنایه زدن به یکدیگر، تحقیر و عیب‌جویی و از همه مهم‌تر سکوت و طلاق عاطفی، فحش دادن و قهر کردن، تحقیر کردن و عیب یکدیگر را بی‌پروا در حضور دیگران گفتن و جدا شدن اتاق‌ها و فاصله گرفتن زن و مرد و از همه مهم‌تر، گرایش مرد به مصرف مواد مخدر و داروهای روانگردان به عنوان یک جایگزین نامطلوب و افسردگی خانم‌ها و بعضا داشتن رابطه با دیگران برای پر کردن خلاهای عاطفی رابطه معنی‌داری وجود دارد.


 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها