رای اکثریت مردم آمریکا به شعار «تغییر» باراک اوباما، به منزله رویگردانی از سیاستهای هشت سال گذشته جورج بوش بوده است.
جورج بوش با اتخاذ سیاست یکجانبه و نظامیگرایانه به عنوان دو سرفصل اصلی سیاست خارجی آمریکا پس از حوادث یازدهم سپتامبر سال 2001، دولت آمریکا را به منفورترین دولت جهان تبدیل کرد.
جورج بوش در داخل آمریکا نیز مقام نامحبوبترین رئیسجمهوری تاریخ آمریکا را به نام خود ثبت کرده است. مردم آمریکا و جامعه جهانی از باراک اوباما انتظار تغییر اساسی در سیاست خارجی آمریکا را دارند.
برای بررسی اینکه رئیسجمهوری منتخب آمریکا تا چه میزان قدرت و اراده لازم را برای ایجاد این تغییرات دارد، عوامل متعددی را باید مدنظر قرار داد، زیرا در تبیین سیاست خارجی آمریکا، نهادهای مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی تاثیرگذار هستند و رئیسجمهوری با ملاحظه خواست این نهادها، سیاست خارجی آمریکا را پیش میبرد.
بسیاری از صاحبنظران مسایل آمریکا معتقدند که نمیتوان شاهد تغییرات بنیادین در سیاست خارجی آمریکا به خصوص در منطقه استراتژیک خاورمیانه و خلیجفارس بود. عراق و افغانستان مهمترین مسائل سیاست خارجی باراک اوباما خواهد بود. باراک اوباما در مبارزات انتخاباتیاش وعده خروج نیروهای آمریکایی از عراق را داد، شعاری که مورد توجه زیاد افکار عمومی آمریکا و ملتهای مسلمان خاورمیانه به ویژه مردم عراق قرار گرفت.
در عین حال هر چه زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نزدیکتر شد، رئیسجمهوری منتخب آمریکا کمتر از خروج نظامیان آمریکایی از عراق سخن گفت. باراک اوباما پس از اعلام پیروزی وی در انتخابات، خطاب به مردم آمریکا گفت انتظار تغییرات سریع نداشته باشید. باراک اوباما وعده خروج نظامیان آمریکایی از عراق را طی یک دوره 16 ماهه داده است. اما بعید به نظر میرسد نامزد دموکرات پیروز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به وعدههای خود عمل کند. سلطه بر یکی از بزرگترین ذخایر نفتی جهان، از محورهای استراتژیک سیاست جهانی و خاورمیانهای امریکا است. از این جهت تنها میتوان تغییرات سطحی را در سیاست آمریکا در عراق در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما شاهد بود.
باراک اوباما در افغانستان نیز با مشکلات پیچیدهای روبهرو است. دولت بوش در سال 2001 به بهانه از بین بردن القاعده و طالبان و مبارزه با تروریسم، دستور حمله به افغانستان را صادر کرد. گرچه نتیجه این حمله، سقوط حکومت طالبان و آغاز روند سیاسی جدیدی در افغانستان بود، اما گروه طالبان نه تنها از بین نرفت، بلکه چندی است که با سازماندهی نیروهایش، بار دیگر در عرصه افغانستان ظاهر شده است. گروه طالبان هم اکنون نزدیک به نیمی از خاک افغانستان را تحت کنترل دارد.
در همین حال به دلیل ناکامی آمریکا و متحدانش در جنگ با طالبان، دولت مرکزی افغانستان موقعیت ضعیف و شکنندهای دارد. اکنون بر همه آشکار شده است که سیاست آمریکا در افغانستان، شکست خورده است و متحدان اروپایی آمریکا حاضر به پیروی از سیاستهای آمریکا در افغانستان و اعزام سربازانشان به مناطق ناامن این کشور نیستند. این در حالی است که باراک اوباما بر مبارزه جدیتر با طالبان تاکید دارد.
همانطور که انتظار نمیرود باراک اوباما نظامیان آمریکایی را به طور کامل از عراق خارج کند، در افغانستان نیز انتظار نمیرود رئیسجمهوری جدید آمریکا، سیاست سرکوب طالبان را به شکل گذشته ادامه دهد. در حال حاضر دولت افغانستان و کشورهایی که نیروی نظامی به افغانستان اعزام کردهاند، بعد از هفت سال جنگ، از ضرورت مذاکره با طالبان سخن میگویند.
دولت افغانستان با چراغ سبز آمریکا و اروپا، به دنبال مصالحه با طالبان و دادن نقش به این گروه در معادلات سیاسی افغانستان است. رویکرد مذاکره با طالبان با اهداف آمریکا در حمله به افغانستان در سال 2001،به گونهای بنیادی تفاوت دارد. آمریکا در جریان حمله به افغانستان، شعار مبارزه با تروریسم و استقرار دولت قوی در این کشور بحرانزده را مطرح کرد. اما نه تنها استقرار دولت قوی در کابل تحقق نیافت، بلکه شرایط اقتصادی و امنیتی این کشور دشوارتر از هفت سال گذشته شده است و از میلیاردها دلار کمکهای بینالمللی وعده داده شده برای بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی مردم فقیر افغانستان نیز خبری نیست.
بنبست روند مذاکرات سازش خاورمیانه، از دیگر مشکلات به جای مانده از دولت بوش برای باراک اوباما است. دولت بوش پس از حمله به عراق، طرح خاورمیانه بزرگ را برای تحرک بخشیدن به روند مذاکرات سازش در خاورمیانه مطرح کرد. محور اصلی این طرح، گسترش نفوذ سیاسی آمریکا در منطقه خاورمیانه تحت پوشش برقراری آزادی و دموکراسی در کشورهای این منطقه بود. آمریکا با طرح خاورمیانه بزرگ به دنبال ایجاد حاشیه امنیتی برای رژیم صهیونیستی و وادار کردن کشورهای منطقه خاورمیانه به پذیرش خواستههای توسعهطلبانه این رژیم در روند مذاکرات سازش خاورمیانه بوده است. اما پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی در سرزمینهای اشغالی فلسطین موجب شد آمریکا شعار دموکراسی را کنار بگذارد. پیروزی حزبالله لبنان در جنگ 33 روزه نیز هیمنه رژیم صهیونیستی را در هم شکست و با تقویت موج بیداری اسلامی در کشورهای مسلمان منطقه، طرح خاورمیانه بزرگ آمریکا را در نطفه عقیم گذاشت. از این رو بعید به نظر میرسد که اوباما بتواند روند مذاکرات خاورمیانه را از بن بست خارج کند. در مورد حمایت همهجانبه از رژیم صهیونیستی هیچ اختلافی میان دو حزب دموکرات و جمهوریخواه نیست. سیاستمداران هر دو حزب، خود را متعهد به حمایت از سیاستهای تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی میدانند و باراک اوباما نیز از این قاعده مستثنی نیست. یکی دیگر از مشکلات پیش روی باراک اوباما، روابط آمریکا با روسیه است. بحران گرجستان موجب تنش جدی در روابط واشنگتن – مسکو شد. دولت آمریکا در حمایت از دولت غربگرای گرجستان ناوهای جنگی خود را تحت پوشش ارسال محمولههای کمک بشردوستانه به مردم گرجستان، راهی دریای سیاه کرد. دولت بوش همچنین خواستار عضویت سریع گرجستان و اوکراین در پیمان ناتو شد.
دولت بوش با استقرار سپر موشکی در لهستان و جمهوری چک و توسعه ناتو به جمهوریهای شوروی سابق، به دنبال محاصره روسیه و محدود کردن نفوذ کرملین در کشورهای پیرامون فدراسیون روسیه است.
این سیاست دولت بوش، مخالفت متحدان اروپایی آمریکا را به دنبال داشته و آنان حاضر به پیروی از آمریکا نشدهاند. اتحادیه اروپا پس از گذشت سه ماه از بحران گرجستان، تصمیم به ازسرگیری مذاکرات راهبردی با روسیه برای امضای توافقنامه همکاری و مشارکت جدید گرفته است. استقبال دولتهای اروپایی از پیروزی باراک اوباما به این دلیل است که امیدوارند دموکراتها برخلاف جمهوریخواهان سیاست چندجانبهگرایی را در پیش بگیرند و در پیشبرد سیاست خارجی آمریکا، ملاحظات و منافع اقتصادی، سیاسی و امنیتی اروپاییها را نیز مدنظر قرار دهند.
نویسنده: مرتضی مکی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم