در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بدیهی است برنامههای ثابت و همیشگی تلویزیون، همواره در معرض این تهدید قرار دارند که تکراری، کسلکننده و بیمحتوا شوند؛ لذا بیش از برنامههای متغیر ممکن است با بحران مخاطب یا نارضایتی تماشاگران مواجهه شده و حیات رسانهای آنها با چالشهای بیشتری روبهرو شود لذا اینگونه برنامهها به نوآوری، خلاقیت و تازگی بیشتری محتاجند و به اصطلاح باید بهروز شوند... مقتضیات زمان، تغییر ذائقه مخاطبان و خلق نیازهای جدید، ضرورت بازنگری و بازسازی برنامهها را ایجاب کرده است.
چه بسیار برنامههای خوب و پرمخاطبی که بعد از مدتی به دلیل عدم خلاقیت و تکراری شدن، بتدریج مخاطبان خود را از دست داده و حذف شدهاند. برنامه کودک در این میان از شرایط دشوارتری به لحاظ جذب مخاطب برخوردار است؛ چراکه طیف بینندگان آن را گروه سنی در حال رشدی تشکیل میدهند که از پویایی، طراوت و تنوعطلبی بیشتری برخوردارند. انصافا داریوش فرضیایی در این مورد نمونه موفقی از چگونگی ساخت برنامه کودک را ارائه کرده که الگوی خوبی برای تولیدکنندگان رسانهای است. هم اینکه پس از 7 سال از شروع برنامه عمو پورنگ، همچنان این برنامه سرپاست و طرفداران زیادی دارد؛ دلیل محکمی بر این مدعاست.
در 2 دهه اخیر، آیتمهای مختلفی ذیل برنامه کودک و نوجوان تهیه و تولید شد که به دلیل عدم توجه مستمر به نیازهای مخاطبش و اسیر شدن در دایره تکرار، از عرصه نمایش خارج و حتی نام برنامه نیز از حافظه مخاطبان پاک شد؛ جالب اینکه عمو پورنگ توانست از مرز مخاطبان کودک نیز بگذرد و پای بزرگترها را نیز به برنامه خود باز کند. دیگر این کودکان نیستند که عمو پورنگ را دوست دارند، پدر و مادرهایشان نیز علاقهمند به تماشای آن هستند. قطعا مهمترین رمز موفقیت این برنامه و داریوش فرضیایی در نوآوری و خلاقیتی است که در تولید آن به خرج میدهد.
موفقیت برنامه عمو پورنگ را دستکم به 2 علت مهم میتوان نسبت داد؛ اول اینکه وی برخلاف برنامههای مجریمحور کودک و تلویزیون، صرفا به حرف زدن با مخاطبانش اکتفا نمیکند؛ بلکه خود نیز در جایگاه یک کودک ظاهر میشود و از طریق همانندی با آنها به دنیای کودکانهشان نزدیک میشود.
در واقع او صرفا یک گوینده و مجری نیست؛ بلکه به بازیگری میپردازد. شعرخوانی، نمایش بازی کردن و کنشهای کودکانه او را از رسمیت و خشکی متداول مجریان کودک دور کرده و جذابیتهای بیشتری به برنامهاش بخشیده است. در واقع مهمترین عامل موفقیت عمو پورنگ این است که وی با مخاطبان کودک برنامه خود به زبان مشترکی رسیده است و مصداق این شعر مولوی شده که چون سروکار تو با کودک فتاد پس زبان کودکی باید گشاد.
به عبارت دیگر داریوش فرضیایی برخلاف بسیاری از مجریان کودک، برای آنها برنامه اجرا نمیکند؛ بلکه با درونی کردن کنشهای کودکانه در شخصیت خود، با آنها همبازی و همراه میشود؛ گویی که بچهها او را نه یک فرد بزرگسال که مثل خود میبینند.
دومین عامل موفقیت عمو پورنگ که بحث اصلی این یادداشت هم است، خلاقیت و نوآوری در برنامههای عمو پورنگ است؛ به طوری که هرازگاهی شاهد تغییر و تحولاتی در برنامه وی هستیم.
تغییر دکوراسیون، تنوع در پوشش و استفاده از لباسهای شاد، بهرهگیری از لهجههای مختلف محلی و قومی، تغییر چهره خود و تقلید صدا و آوازخوانی، برخی از این عواملی هستند که فرضیایی برای تنوع دادن به برنامهاش، از آنها استفاده میکند اما مهمتر از همه اینها، توجه عمو پورنگ به نقشآفرینی و بازیگری است که کمتر در مجریان کودک سابقه داشته است، در واقع او یک مجری بازیگر است که به معنای واقعی به اجرای برنامه میپردازد.
او از طریق خلق موقعیتهای نمایشی، بسیاری از مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و آموزشی را به مخاطبانش انتقال میدهد و سرگرمی و آموزش را توامان پیش میبرد.
یکی از کارهای خلاقانه و زیبایی که اخیرا از عمو پورنگ شاهد بودیم، حضور سرزده و ناگهانی وی در یکی از مدارس محروم در منطقه جنوب و خوزستان بود که بچهها را ذوقزده کرده بود.
این حرکتهای نمادین، ضمن جذابیت و تنوع برنامه، ترویج رفتارهای انساندوستانه در حمایت از کودکان طبقات محروم جامعه است که ضمن ایجاد شادی و نشاط برای کودکان، به تبلیغ و یادگیری رفتارهای نوعدوستانه و انسانی میان آنها نیز میپردازد. خلاقیت، آفرینش و جذابیت، عناصر درهمتنیدهای هستند که وقتی در یک راستا قرار بگیرند، از رکود و تکرار یک برنامه جلوگیری میکنند. راز ماندگاری هر برنامه رسانهای، عبور خلاقانه از آن است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: