در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در آن روز بحث از فیلم پلیسی بود و من دیدگاه خود را مطرح کردم، اینکه «اغلب فیلمهای پلیسی به دنبال ترسیم اقتدار پلیس و کارآمدی هستند، ولی سازگاری کمتری با فرهنگ دینی و ملی ما دارند و اگر هدف این فیلمها آموزشهای اجتماعی و پیشیگری از وقوع جرم باشد، بعضا نتیجه معکوس حاصل میشود، چرا که بدآموزیهای فراوانی نیز در خلال آن به نمایش در میآید. ما باید فیلمهایی بسازیم که راههای نفوذ شیطان و همچنین روشهای دفاع و مقابله با آن را یاد بدهیم و به عبارت دیگر به زبان هنر و روشهای جدید و نافذ، امر به معروف و نهی از منکر کنیم و اگر مطلوب پلیس یک جامعه پاک است، باید آن را در نهاد انسانها مستقر کرد نه اینکه آنان را از قدرت پلیس و هزینههای جرم مرعوب نماییم.»
در فیلم آواز گنجشکها با زبانی ساده و همهفهم و به زیبایی، مضامین قرآنی و دینی و ملی ما بهتصویر درآمده است.
اینکه تلاش زیاد در جهت مالاندوزی بدون توجه به حلال بودن کسب، موجب افزایش روزی نمیشود، همان کلام خداست که در آیه 52 سوره زمر آمده است: «آیا ندیدید خداوند روزی را برای هر کس بخواهد گسترده یا تنگ میسازد؟( »قرآن کریم، سوره زمر، آیه 25) یا تعبیر همان مثل ایرانی است که «بادآورده را باد میبرد.» آنجا که گوجه سبز از مال شبههناک در راه میریزد و به خانه نمیرسد یا آنجا که کریم از فروش یخچال امانتی صرفنظر کرده و به وسوسه شیطان غلبه میکند و پس از آن شترمرغ و کار از دست رفته به او بازگردانده میشود که همان تعبیر: «هر کس کار نیکی بهجا آورد، 10 برابر آن پاداش دارد»، است. (قرآن کریم، سوره انعام، آیه 160.)
مالاندوزی و طمع، عقل و دل و چشم انسان را کور میکند و رابطه او را با خود و جامعه تضعیف و او را منزوی میکند. در بیشتر جاهایی که عقل به خاک افکنده میشود، زیر برق طمعهاست. (نهجالبلاغه، خطبه 219.)
در کل میتوان گفت؛ به خوبی دستاوردهای تمدن جدید ناشی از غرب که منجر به تشکیل جوامع بیهویت و پرزرق و برق شده و اولین قربانی آن انسان و معنویت اوست، در این فیلم به نمایش گذاشته شده است. اومانیسم با تاکید بر اصالت دنیاگرایی و تردید نسبت به حیات اخروی موجب گسترش خودپرستی، لذتجویی افراطی، مالاندوزی، حرص و طمع، اسراف، مصرف بیرویه، فردگرایی و انزوای از «نوعدوستی» و «دیگردوستی» گردیده است.
در آنجا انسانها به ظاهر در جوامعی متراکم زندگی میکنند، ولی دلهایشان فرسنگها از هم دور است؛ با عجله و شتاب به سوی مقصدی نامعلوم یا به عبارت دیگر به سوی ناکجاآباد میدوند و اصلا فرصت اندیشیدن به راه و اطراف خود را ندارند. در این جوامع انسان موجودی است سرگردان، گیج، گمگشته و بیهدف.
اگر هدف امنیت اجتماعی ایجاد جامعهای به دور از ظلم و تجاوز و جرم و گناه باشد، باید گفت که نمیتوان حقیقت آن را در وجود «پلیسی قدرتمند» و «قوانینی سختگیر» یافت، بلکه باید این پلیس در درون نهاد انسانها مستقر شود و همانگونه که در این فیلم، کریم در کشمکش بین وسوسههای دنیایی و وجدان انسانیاش یا به عبارت دیگر در جدال بین نفس اماره و لوامه، موفق و سربلند بیرون آمد، باید به مردم آموخت که چگونه با شیطان نفس مبارزه کنند و با رجوع به فطرت خدایی خود از مسیر صلاح خارج نشوند، چرا که تعالیم دینی نهفقط ضامن رستگاری در آخرت، بلکه موجب رفاه حقیقی در دنیای ما خواهد بود.
آری حقیقت امنیت اجتماعی بازگشت به خویشتن و توجه به پیامدهای دنیوی و اخروی گناه است که در این صورت امنیت و آرامش حقیقی به فرد، خانواده و جامعه باز میگردد.
دکتر اسماعیل احمدیمقدم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: