بررسی چرایی بروز خشم‌های ناگهانی و راه‌های پیشگیری

مجرمان بی‌انگیزه

خشونت ناگهانی معضلی است که این روزها بشدت در شهر و میان آدم‌های عصبی شهرنشین یا مهاجرت کرده به شهر دیده می‌شود. جامعه‌شناسان می‌گویند: «متاسفانه زندگی مدرن شهری می‌تواند آدم‌ها را عصبی کند. اصولا طبع بشری علاقه‌مند به بودن در طبیعت و آرامش بوده است، اما این روزها آدم‌ها در کنار تکنولوژی و دنیای صنعتی از اصلیت‌شان بشدت دور می‌شوند.» بررسی اخبار حوادث در چند ماه اخیر، به طور مثال در 6 ماهه اول 1387 نشان می‌دهد که رفتارهای خشونتی ناگهانی افزایش چشمگیری داشته است. هر چند این موضوع نتیجه معضلات اقتصادی موجود، فشارهای جامعه صنعتی، تعارض‌های فرهنگی موجود در کشورها و ... می‌تواند باشد، اما خیلی از دلایل بروز این رفتار قابل پیشگیری است. مصاحبه ما با علی‌اکبر اسحاق‌نژاد، کارشناس ارشد جامعه‌شناسی در این باره است؛ خشونتی که ناگهانی بروز می‌کند و می‌تواند عامل خیلی از بزه‌های اجتماعی و رفتاری و حتی قتل باشد.
کد خبر: ۲۱۸۱۲۹

 آقای اسحاق‌نژاد! تعریف خشونت ناگهانی چیست؟

خشونت به شکل کلی ظلم فرد قدرتمند‌تر به فرد ضعیف‌تر است. ظلمی که می‌‌تواند در طی پروسه‌اش ضربه و آسیب  اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی، رفتاری، جسمی و... ایجاد کند. اما خشم و خشونت هیجانی زمانی به واژه عمومی خشونت اطلاق می‌شود که فرد کنترل کامل و کافی بر اعمال و رفتارش نداشته باشد. کسی که خشونت هیجانی از خود بروز می‌دهد، در یک لحظه کنترل بر اعمالش‌ ندارد‌ یا اتفاق یا این رفتار کلی‌تر است.

خشونت ناگهانی در لحظه اتفاق می‌افتد. من نوعی و شمای نوعی با هم درگیری لفظی پیدا می‌کنیم. بگذارید این پروسه را از ابتدا تعریف کنم. ما هر دو به یک جای پارک می‌رسیم. خیابان بشدت شلوغ است. هر دو به سمت جای پارک می‌رویم. مثلا شما زودتر می‌رسید. من عصبانی می‌شوم.

نمی‌توانم خودم را کنترل کنم، فریاد می‌زنم، حتی امکان دارد بخواهم که شما را کتک بزنم یا شیشه ماشین‌تان را بشکنم. می‌بینید، ناگهانی است.

بدون تفکر و تعقل صورت می‌‌گیرد.

یعنی اگر تعقل بود انجام نمی‌شد؟

دقیقا. اگر من نوعی چند لحظه فکر می‌کردم به این نتیجه می‌رسیدم که شما را آزار ندهم. بروم دنبال یک جای پارک دیگر بگردم.

حالا اگر من‌نوعی هم خشونت ناگهانی بروز دهم؟

فاجعه شدید‌تر می‌شود. امکان دارد چاقوکشی شود، امکان دارد به جراحت‌ یا حتی به قتل ختم شود.

این خشونت ناگهانی همین طور خودش را در جاها و مواقع مختلف بروز نمی‌دهد که نشانه‌ای از این اختلال رفتاری باشد؟

قطعا هست. افرادی که از کودکی سر هر ماجرایی جدل راه می‌اندازند‌ آنهایی که با هر اتفاق ساده‌ای جو را افروخته و ملتهب می‌کنند‌ کسانی که در کودکی‌شان بشدت با همسالان‌شان دعوا می‌کردند‌‌هم کلاسی‌هایشان را کتک می‌زدند، احساس حسادت شدید داشتند، اعتماد به ‌نفس در آنها به دلایل مختلف رشد کافی نداشته است و نیازهایشان در خانواده تامین نشده است و همچنین آنهایی که در خانواده پدر یا مادر پرخاشگر و آزارنده داشتند، افراد مستعد بروز خشونت ناگهانی هستند.

‌در مورد انواعی از خشونت‌ها ما با انگیزه‌های افراد خاطی مواجه هستیم، این جا چطور، یعنی خشونت ناگهانی هم با انگیزه قبلی است؟

نه. اصلا ذات خشونت ناگهانی، بدون انگیزه بودن است. فرد عصبی می‌شود و خشونت بروز می‌دهد. این خشونت می‌تواند نتیجه بدی داشته باشد. به طور کلی 2 دسته هیجان وجود دارد. هیجانات مثبت و منفی عاطفی.

و هیجانات منفی افراد را عصبی می‌کند؟

بله. از جمله هیجانات عصبی منفی می‌توان به عصبانیت، اضطراب، غم و غصه و... اشاره کرد که هر کدام می‌تواند منشا خاص خودش را داشته باشد و عمدتا متاثر از وضعیت فیزیولوژیک، عوامل شناختی یا عوامل یادگیری و محیطی هستند. عصبانیت هیجانی نیرومند است که با وقوع آن نیروی شگفت‌‌انگیزی در انسان به وجود می‌آید که برای کنترل آن باید به علل وقوع آن پرداخت.

این عصبیت هیجانی که به خشونت هم می‌‌انجامد، به تغییر و تحولات درونی هم مربوط می‌شود؟

بله. در زمان عصبانیت، بدن در حالت انگیختگی قرار می‌گیرد. در واقع سیستم عصبی به طور خودکار شروع به فعالیت می‌کند. نشانه‌هایی مثل تپش قلب، تغییر رنگ پوست، تغییر دمای بدن و... بروز می‌کند. اما این که تغییرات که به هورمون‌ها مربوط می‌شود، چه‌طور در رفتار آدم‌ها تاثیر می‌گذارد ماجرای دیگری است که جای بحث دارد.
البته این قضیه نمود و پروسه روحی هم دارد.

پروسه روحی  روانی؟

البته. وقتی فرد مثلا شمای نوعی دچار خشم و عصبانیت می‌شوید که احساس کنید ظلمی به شما شده است.
درواقع زمانی این حس را دارید که به نظرتان برسد حقی که از آن شما بوده، به شما داده نشده است. آن وقت عصبی می‌شوید. اما خب افراد باید یاد بگیرند که در زمان و هنگام وقوع هر حادثه‌ای حتی اگر واقعا حقی از آنها ضایع شده است، خود را کنترل کنند. به شکل منطقی وارد عمل شوند و در تمام شرایط خونسردی‌ شان را حفظ کنند.

شرایط اجتماعی چه قدر در این موضوع دخیل است؟

دقت کنید شرایط محیطی به شکل کلی و جامع روی این مساله تاثیر گذارند. این شرایط محیطی از یک وضعیت محله‌ای ساده شروع می‌شود. به شرایط و طبقه اجتماعی افراد مربوط می‌شود. ارتباطاتی با شرایط مالی و اقتصادی کشور، شهر و خانواده پیدا می‌کند. تحصیلات را شامل می‌شود و در کل باید نگاه کرد و دید که اجتماع چه وضعیتی دارد. معمولا در دوره‌های بحرانی و شرایطی که فشارهای اجتماعی بیشتر می‌شود، این عصبیت‌ها هم نمود شدیدتری پیدا می‌کنند. یعنی آدم‌ها عصبی‌تر می‌شوند. همچنین بلوغ اجتماعی در آنها کمرنگ‌تر می‌شود. همین باعث می‌شود ما خشونت‌های بسیاری را ببینیم.

می‌توانید از نمونه حوادث 6 ماهه اخیر در خشم ناگهانی منجر به بزه مثال بزنید.

البته. تقریبا 2 ماه قبل مردی همسرش را با پیچیدن روسری دور گردنش خفه کرد. این طور که بعدتر مجرم قضیه را تعریف می‌کرد شب حادثه در خانه مادرزنش بودند. خانواده زن اصرار می‌کنند که شب آنجا بمانند، زن هم همین طور، اما مرد مخالفت می‌کند و زنش را می‌آورد خانه. در خانه وقتی زن از رفتار مرد شکایت می‌کند، مرد عصبی می‌شود و آنچه نباید اتفاق می‌افتد.

یعنی یک قتل به همین سادگی رخ می‌دهد؟

متاسفانه بله. هیچ انگیزه‌ای نیست. برنامه‌ریزی قبلی وجود ندارد. کسی تصمیم نداشته جرم کند یا قتل کند.
ناگهان موضوعی کسی را عصبی می‌کند، فرد احساس می‌کند مستحق این رفتار یا عکس‌العمل نیست. در نتیجه بشدت برخورد می‌کند و اتفاق این طور که می‌بینید یا به قول شما به همین سادگی می‌افتد.

آقای اسحاق‌نژاد در این ماجرا و برای پیشگیری از اتفاق‌هایی از این قبیل، جواب «چه باید کرد» ما چیست؟

این خیلی خوب است که ما دائم بخواهیم ببینیم با این مجرم چه کار کنیم دنبال راهی باشیم که عصبیت اجتماع را کاهش دهیم. عصبیت که نتیجه‌اش رشد قتل و بزه و جراحات است. به نظرم ما نیاز به کار کارشناسی خیلی زیادی داریم. باید کمبودهای اجتماعی را بشناسیم. بتوانیم پاسخگویشان باشیم. نیاز اقتصادی، فرهنگی، تفریحی و... آدم‌ها را برطرف کنیم تا احساس آرامش داشته باشند.

خانواده چه فعالیتی می‌تواند داشته باشد؟

خانواده رکن اصلی تربیت و انسان‌پروری در هر جامعه‌ای است. کاملا مشخص است که این خانواده چقدر می‌تواند تاثیرگذار باشد. خانواده‌های آرام معمولا آدم‌های آرام‌تری را پرورش می‌دهند.

 پدر و مادرها وظیفه دارند این آرامش را حداقل در حد رفع نیاز عاطفی و روانی تامین کنند. از سوی دیگر آرامش به همراه عزت نفس و اعتماد به نفس مانع بروز خشم هیجانی می‌شود. چراکه این فرد به بلوغ اجتماعی رسیده و کمتر دچار تنش رفتاری می‌شود.

 البته به این نکته هم توجه کنید که آدم‌های حسود، شکاک و... بیشتر دچار خشم هیجانی‌اند و در نتیجه مستعد انجام بزه. به هر حال تربیت درست و الگوی رفتاری مناسب به وضعیت کمک می‌کند.

حدیث ضابطی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها