در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
توی جاده رشت، چشمشان به یک سینه موبیل (همان مینیبوس زرد رنگی که هر جا دیدید پارک کرده، بدانید آن دور و بر گروهی مشغول فیلمبرداری هستند) میافتد. رفیق ما ماشین را کنار میزند و میبیند فیلمی با شرکت همان آقا رضای معروف در حال فیلمبرداری است. اندکی بعد راه میافتند به سمت شمال و پس از یک هفته برمیگردند. وقتی به تهران میرسند همان فیلم روی پرده بوده و داشته میفروخته.
سبک خاص آقا رضا لزوما در میان لات و لوتهای فیلمفارسی رواج نداشته و مختص آنان نبوده. امروز هم بعضی از روشنفکران سینما، برای این که خودشان را از تکوتا نیندازند، دائما از خود خبر تولید میکنند. یک روز میگویند سر این کارند، فردا میگویند با فلانی به توافق رسیدهاند و وقتی اصل ماجرا را جویا میشویم، میفهمیم که نامبرده در چند روز گذشته زیر کرسی ولو بوده و داشته تخمه میشکسته و سریالهای تلویزیون نگاه میکرده و به رفیقانش سپرده بوده که اگر کار نان و آبداری به پستشان خورد، خبرش کنند. ظاهرا یکی از این رفقا یا مشاوران، که طاقت بیکاری این یار قدیمی را نداشته، به او توصیه میکند که شیپور را از سر گشادش بنوازد. به این ترتیب که هر کی از او پرسید مشغول چه کاری هستی، خود را آدمی سخت مشغول نشان دهد که فرصت سر خاراندن هم ندارد، تا با این روش ثابت کند که آدم مهمی است و خب آدمهای مهم هم دائما سرشان شلوغ است و گرفتارند.
از طرفی ما کرور کرور نشریه و خبرگزاری و سایت داریم که خداراشکر باعث پرکاری بسیاری از آدمهای بیکار است.
مثلا همین رفیق سینماگر ما که در عرصه سینما سرش بیکلاه مانده اما پای ثابت این رسانهها است و تنها چیزی که اهمیت ندارد صحت گفتهها و ادعاهای اوست. صحت گفته کیلو چنده؟
خبرنگار صفحهپرکن: شنیدهایم که در حال پیشتولید فیلم جدیدتان هستید.
سینماگر خالیبند: درسته. ما پس از دو سالی که وقت صرف فیلمنامهمان کردیم، حالا در ماه ششم پیشتولید هستیم تا به امید خدا و یاری دوستان، کار را کلید بزنیم.
خ/ص: موضوع فیلم چیست؟
س/خ: شرمندهام که نمیتوانم بگویم. سری است. اگه بگویم ضایع میشود و لو میرود.
خ/ص: همکارانتان چه کسانی هستند؟
س/خ: صحبتهایی کردهایم با برخی از چهرههای سرشناس سینمای جهان، که امید است بزودی به ما ملحق شوند.
خ/ص: یعنی بازیگرانتان هم خارجیاند؟
س/خ: تعجب کردید؟ تعجبی نداره! هفته پیش من دیداری داشتم با براد پیت و او قول هر گونه همکاری را داد.
خ/ص: آخجون تیتر مصاحبه هم پیدا شد.
س/خ: بله آقا بزنین، تیتر بزنین فلانی براد پیت را به ایران میآورد. فقط آنها نیستند که بازیگران ما را میبرند. من هم میتوانم به تنهایی این کار را بکنم.
خبرنگار خبرگزاریایکس: شما سریالهای ماه رمضان را دیدید؟ نظرتان چیست؟
سینماگر خالیبند: متشکرم. بنده این سریالها را کامل دیدم و باید به دوستان و همکاران خسته نباشید بگویم.
راستش من در این که دوستانم زحمت زیادی برای این کارها کشیدهاند شکی ندارم اما حقیقتش این است که بعضی دیگر از کارگردانها میتوانند این سریالها را با کیفیتی مطلوبتر و در زمانی محدودتر و با سرمایهای کمتر بسازند.
خ/خ: منظورتان خودتان است؟
س/خ: ایبابا این چه حرفی است.
خ/خ: شما همه قسمتهای سریالها را هر شب دیدید؟
س/خ: خب معلومه. همه را. حتی تکرار بعضیشان را هم دیدم.
خ/خ: ولی توی آن مصاحبهای که دیروز ازتان چاپ شد گفتید که هفته پیش رفته بودید پیش براد پیت.
س/خ: سریالها را از امواج ماهوارهای دریافت کردم. اتفاقا با براد پیت نشستیم و چند قسمت از آنها را دیدیم.
مجری برنامه تلویزیونی: شما به عنوان کارشناسی که سالهاست در عرصه سینما صاحب نگاه است، حضور سینمای ایران را در جشنوارههای جهانی چگونه میبینید؟
سینماگر خالیبند: سینمای جشنوارهای محکوم به شکست است. به همان اندازه هم سینمای مبتذلی که فقط برای فروش و گیشه تن به هر کاری میدهد.
م/ب/ت: به نکته جالبی اشاره کردید. شما این ابتذال را در کجاها میبینید؟
س/خ: ببینید مثلا یارو بلد نیست فیلم بسازه، خودش را آویزان این و آن میکند تا خودش را بالا بکشد.
م/ب/ت: مثلا الان مد شده که میروند و از خارج بازیگر میآورند.
س/خ: دقیقا. (انگار که فراموش کرده خودش چنین ادعایی کرده). بازیگر خارجی چه گلی ممکن است به سر شما بزند؟
م/ب/ت: پس این خبری که درباره شما منتشر شد چی میگفت؟
س/خ: (که یکهو یکه خورده و تازه متوجه گافی که داده میشود). درسته. من رفته بودم جایی که ناخواسته این آقا را دیدم. او با اشتیاق کامل افتاد به التماس که میخوام بیام در فیلمی از شما بازی کنم. هر چی من گفتم که شما تجاریکار هستی و من معناگرا میسازم، به خرجش نرفت. تا این که الکی بهش وعده دادم تا دلش خوش باشد. این خبر را هم احتمالا خبرنگاران از منابع خبری خارج به دست آوردهاند.
م/ب/ت: شما الان مشغول چه کاری هستید؟
س/خ: درصدد هستم که آخرین ویرایشها را روی رمان پنج جلدیام انجام دهم تا بهسلامتی بزودی چاپ شود.
غضنفر هالوودیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: