در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ایراد طرح را میپذیرد و توضیحاتی میدهد. خبرنگار کنار دستیام سوال دیگری میکند. خبرنگاری آن سوی میز به جای معاون وزیر پاسخ میدهد. جوری پاسخ میدهد که انگار نباید با این سوالات، خاطر معاون وزیر را مکدر کرد. معاون وزیر دنبال جواب خبرنگار را میگیرد، بحث منحرف میشود. به همکارانم که آن سوی میز نشستهاند، نگاه میکنم، قلمها تندتند روی کاغذها راست و چپ میشوند، سرها به نشانه تایید بالا و پایین میرود. معاون وزیر خرسند ادامه میدهد.
حالا سوالات آن سوی میز شروع میشود، سوالهایی که سوال نیست، تایید گفتههاست، سوالهایی که جوابشان معلوم است، سوالهایی که این روزها بارها و بارها در همین اندک نشستهای خبری مسوولان تکرار میشود؛ سوالهای تاییدی.
خدا نکند این وسط خبرنگار منتقدی باشی، کمی تحلیل داشته باشی، حافظهات به صحبتهای قبلی همان مسوول برسد، چند تا آمار بلد باشی... اول از همه از نگاه همکارانت محکومی.
میخواهم این بار به خودمان سوزنی بزنم، به خودمان که گاهی در طول نشستی خبری نگاهمان به پاکتهای توزیع شده وسط نشست است، به خودمان که خودنویسی با نام حک شده وزارتخانه یا سازمانی لبخند رضایت رئیس روابط عمومی را به دنبال دارد، به خودمان که ارزان مینویسیم، ارزان میفروشیم. میدانم اگر سر تکان دهی، اگر فقط بنویسی و بنویسی و به قول استادان «خبرنویس» و «خبر بیار» باشی، هر لحظه و هر جا که بخواهی میتوانی با مسوول مربوطه مبسوط مصاحبه کنی.
میتوانی روز خبرنگار دست پر به تحریریه بیایی... میدانم که لازم نیست منتظر جلسات ناتمام مسوولان باشی و با مسوول دفتر یکی به دو کنی.
میدانم که با سوالات تاییدی در نشستهای خبری احترامت زیاد است، صندلی کنار دست مسوول مربوطه برایت خالی میشود... اما میدانم که دست کم با شاخص حوزههای خبری، خبرنگار خوب باید خبرنگار مرده باشد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: