علی درویش‌

دوباره باید شد

کد خبر: ۲۱۱۰۷۲
  «حساب جاری» بازکن ... زندگی «جاریست» ...

چرا هر چه روزگار به او «یاد داد» ... به «باد داد»!؟

چون از «چشم به خود» نزدیکتریم ... معایبمان را «نمی‌بینیم»!

فرضا که فرزند «کار خطایی» کرده ... «خطارکار» نیست!

دست از سر یتیم «نکش» ... دست به سرش «بکش».

«خیس‌ترین» لذت ... «اشک» شوق...

در «قبر قبل» ... «زندگی» نکنیم!

آفتابی شدن خورشید ... «شبیخون» به «شب» بود.

«پزشک معالج» تشخیص داد ... بیمار «نیاز مبرم» به مرگ دارد!

«ساز زندگی» ... «سازندگی»‌ است.

اگر «اراده کنی» ... فرصت‌ها را «اداره کنی».

در زندگی ... «بازیگر» نقش «خودمان» باشیم.

بپا، وقتی اراده «برپا» می‌دهد ... «برجا» نباشی.

«کتاب خوب» ‌را ... باید «خوب خواند».

پرنده را از «قفس» ... و کتاب را از «قفسه» آزاد کنیم.

اگر توانستی، نعمت‌های «بیشمار»‌ را ... «بشمار»!

با دیگران «گره بخوریم» ... «گره نزنیم»!

«اموال اموات» ... هیچگاه «فراموش» نمی‌شوند!

«مشقت» دیگران ... بهترین «سرمشق».

وقتی کسی را «آزار» نکرد ... خود را «آزاد» کرد.

با کسی «دست بدهیم» ... که همه چیز را از «دست ندهیم»!

در جامعه، جوانانمان را در «متن» قرار دهیم ... و «پیرامون» را احترام کنیم...

تصمیم داشت تا «شنا» یاد نگرفته ... «داخل آب» نشود!

مرگ، هر روز زندگی را «راهنمایی می‌کند» ... لطفا از «این طرف»!

تا «سنگ قبر» به سرش نخورد ... فکر می‌کرد از مرگ‌«فرسنگ‌ها» دور است!

ستاره با «آفتابی» شدن خود ... «تکلیف شب» ‌را روشن کرد.

عده‌ای استعدادشان ... در «غیب گفتن» و «عیب گفتن» است!

حرف را «خرج»‌کسی کن ... که به «خرجش» برود.

رژیم گرفتن یعنی، چیزی که «می‌خوری»... غافل نشو از «باز خورد» آن!

غیر از افراد «موثر» ... وقتی کسی می‌میرد «اثری» از او نمی‌ماند.

از علت‌های «بی‌کار» بودن ... «بی‌کس و کار» بودن است!

«مالک» چیزهایی هستیم که ... «مالکیت» آنها را فراموش کرده‌ایم!

زندگی مرگ را باور نداشت ... مرگ گفت: «تو بمیری» « من می‌آیم»!

زندگی را از «دست ندهیم» ... مرگ از «دست نمی‌رود»!

«آجل» آنقدر «عجله» دارد ... که کسی آن را نمی‌بیند!

چیزی را که «دزد، دیده» ... «دزدیده»!

از «چشم و هم چشمی» ... «چشم‌پوشی» کنیم.

به جای «کوچک کردن»‌ دیگران ... «بزرگ شویم.»

«سخن دانی» ... مقدمه «سخنرانی»...

چون «هیچکاری» نمی‌کرد ... «هیچکاری» را دشوار نمی‌‌دانست!!

«یکی بود» «یکی نبود» ... چند تا میشه!؟

ما در «دنیا» هستیم ... و «دنیایی» درماست!

«اجازه» نمی‌دهم ... بالاخانه‌ام را «اجاره» نمی‌دهم!

از خدا «دور افتاده‌ام» ... خود را «دور انداخته‌ام»!

با «دست دست» کردن ... همه چیز را «از دست»‌ داد!

قریب به «اتفاق» «اتفاقات» ... انتخابی است!
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها