کانونهای شعری
جشنوارهها و مسابقات ادبی دانشآموزی در آن زمان به برگزاری یک مسابقه چند روزه محدود نبود. در امور تربیتی آموزش و پرورش سراسر کشور بخشی به نام کانون شاعران و نویسندگان وجود داشت که در طول سال معلمان شاعر و داستاننویسان در این کانونها با برگزاری نشستهای نقد و بررسی و پاسخ به نامههای دانشآموزان آنها را راهنمایی میکردند و کانونهای یاد شده به پاتوقی برای شاعران و داستاننویسان جوان در آمده بود.
از سوی دیگر مرحله کشوری مسابقات شعر و داستان نویسی با حضور برگزیدگان همه استانها در اردوهای چند روزهای برگزار میشد که در آن برخی چهرههای ادبی آثار دانشآموزان را میشنیدند و آنها را نقد و بررسی میکردند. برگزیدگان دختر و پسر مسابقات کشوری در جشنوارهای که در طول سال تحصیلی بعد در یکی از شهرهای کشور برگزار میشد فرصت تبادل تجربیات و شنیدن تازهترین آثار همسالان خود را داشتند.این روند باعث شده بود نسلی از شاعران و نویسندگان در آموزش و پرورش تربیت شوند که هنوز هم در فضای ادبیات جدی کشور تاثیرگذارند. مروری بر اسامی شرکتکنندگان در دورههای مختلف مسابقات آن سالها نشان میدهد از دل اردوهای دانشآموزی چندین شاعر، داستاننویس، مترجم و روزنامهنگار بیرون آمدهاند که از آن جمله میتوان به این نامها اشاره کرد: محمدرمضانی فرخانی، سعید آرمات، سیدعبدالجواد موسوی، سیدعبدالرضا موسوی، عباس چشامی، علیرضا سپاهیلایین، فاطمه سالاروند، محمدسعید میرزایی، مریم رزاقی، شهریار وقفیپور، راضیه بهرامی، محسن عمادی، محسن احمدی، قاسم رفیعا، محسن وطنی، حمید هنرجو، علی داوودی، سیدمحمدضیا قاسمی، محمدحسین محمدی، سیدرضا محمدی، سعید طباطبایی، فرشید فرهمندنیا، ساراحیدری، حسین لعل بذری، نیرهالسادات هاشمی، محبوبه بزم آرا و... .
شعر دانشآموزی بر شعر جوان کشور تاثیر میگذاشت
مصطفی محدثی خراسانی در خصوص این مسابفات میگوید: در آن سالها شعر دانشآموزی جریان شعر جوان کشور را ترسیم میکرد و جوانان شاعر سراسر کشور به دنبال فضاهایی که از شعر دانشآموزی بیرون میآمد کشیده میشدند، اما در حال حاضر شعر دانشآموزی هم از لحاظ کمیت و هم از نظر کیفیت تاثیرگذاری پیشین را از دست داده است.وی تعطیلی امور تربیتی در دولت گذشته را مهمترین دلیل به حاشیه کشیده شدن جریان ادبی در آموزش و پرورش میداند و میافزاید: هنوز هم پس از احیای این نهاد، مسوولان آموزش و پرورش به اهمیت فعالیتهای ادبی در این وزارتخانه پی نبردهاند و اگرچه در فضای ادبی سراسر کشور نوعی رکود احساس میشود، به نظر میرسد در این وزارتخانه تنها هدف برگزاری یک مسابقه سالانه است و برنامهریزان خود وزارت هم دچار مشکل هستند.
قصه تکراری نابود کردن ساختارهای فرهنگی
سیداکبر میرجعفری شاعر دیگری است که سالها در برگزاری این جشنوارهها همکاری داشته است. او به هم ریختن ساختار اداره کل فرهنگی هنری آموزش و پرورش در دولت گذشته را مهمترین دلیل بی تاثیر شدن جریان ادبی در این وزارتخانه میداند.
وی میگوید: کسانی که این اداره را میگرداندند و اردوهای دانشآموزی را برگزار میکردند آدمهای علاقهمندی بودند که بدون انگیزههای شخصی و با استفاده از آزمون و خطاهایی که در طول برگزاری اردوها به دست آمده بود ساختاری را ایجاد کرده بودند که با یک تصمیم به هم ریخت و آن جمع متفرق شدند و جمع جدیدی هم که سرکار میآیند بندرت به دنبال جمع گذشته میروند.وی با انتقاد از تاثیر مخرب تصمیمگیریهای اینگونه در نهادهای دولتی تاکید میکند: باید مکانیسمی ایجاد کنیم که در آن نهادهای دولتی در تغییر ساختارهای فرهنگی با تامل رفتار کنند چرا که معمولا بناهای فرهنگی پس از تخریب به راحتی بازسازی نمیشوند. اگرهمه آن آدمها را در این ساخت فرهنگی دوباره دور هم جمع کنیم اولین سوالی که پیش میآید این است که چرا اصلا ساختاری را که جواب داده بود خراب کردید؟
میرجعفری با رد این نظریه که زیاد شدن تریبونها و رسانهها باعث کم تاثیر شدن جریان ادبی دانشآموزی شده است، میگوید: چیزی که اتفاق افتاد این نبود که برای یک تریبون موجود رقیبانی ایجاد شود و بعد بر اثر رقابت دریابیم که تاثیرگذاری تریبونهای قبلی کم شده است بلکه آنچه اتفاق افتاد، این بود که تریبونی را خاموش و جمعی را قلع و قمع کردند. در نتیجه ساختاری که شکل گرفته بود به یک باره به هم ریخت و در نتیجه استعدادها از جاهای دیگری نظیر فرهنگسراها سر درآوردند.