در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
محمد البرادعی 17 ژوئن 1942 در خانوادهای متوسط در قاهره، پایتخت مصر به دنیا آمد. پدرش مصطفی البرادعی، وکیلی متبحر بود. البرادعی سال 1962 از دانشکده حقوق دانشگاه قاهره موفق به اخذ لیسانس شد، 2 سال بعد به خدمت وزارت امور خارجه مصر درآمد و به عضویت هیات نمایندگی این کشور در سازمان ملل متحد منصوب شد. عزیمت او به ایالات متحده فرصتی شد تا با پشت سر گذاشتن دوره تحصیلات تکمیلی در مدرسه حقوق دانشگاه ایالتی نیویورک در سال 1974 موفق به کسب درجه دکتری حقوق بینالملل شود. آشنایی البرادعی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی از زمانی آغاز شد که 2 بار از سوی وزارت امور خارجه مصر ماموریت یافت به عنوان نماینده حقوقی و کنترل تسلیحاتی مصر در سازمان ملل متحد در نیویورک و ژنو خدمت کند. وی طی یک دوره 4 ساله دستیار ارشد وزیر خارجه مصر شد، اما آغاز به کار او در سازمان ملل بر فعالیتش در وزارت خارجه این کشور نقطه پایان نهاد.
همکاری البرادعی با نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد با پذیرفتن مسوولیت برنامه حقوق بینالملل انستیتو تحقیقات و آموزش ملل متحد در سال 1980 آغاز شد. این همکاری منجر به افزایش همکاریهای او با این سازمان شد. در سال 1984 به عضویت دبیرخانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی درآمد. مهمترین سمت او پیش از آن که در سال 1993 به عنوان دستیار دبیرکل آژانس در امور روابط خارجی منصوب شود، مشاور حقوقی آژانس بوده است. البرادعی در سال 1997 به عنوان چهارمین دبیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی انتخاب شد.
مدیرکل آژانس مسوولیت اجرای تمام مصوبههای شورای حکام و نشست عمومی را به عهده دارد، وی با نظارت مستقیم بر 6 دایره مختلف شامل انرژی هستهای، امنیت هستهای، علوم هستهای، محافظت، همکاریهای فنی و مدیریت در مجموع مجری سیاستهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی به شمار میرود.
البرادعی با انتخاب در 8 اکتبر 2005 برای بار سوم در این سمت ابقا شد و در همین سال بود که با سازمان ملل به طور مشترک جایزه صلح نوبل سال 2005 را دریافت کردند. وی این جایزه را برای تلاشهایی در جهت جلوگیری از بهکارگیری انرژی هستهای در اهداف نظامی و مراقبت از این که انرژی هستهای برای مقاصد صلحآمیز و بیخطر به کار رود، دریافت کرد، اما او این جایزه را به یتیم خانهای در شهر زادگاهش، قاهره اهدا نمود. آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز مبلغ این جایزه را صرف پاکسازی زمینهای مینگذاری شده در کشورهای در حال توسعه کرد.
اما درهمین دوره از انتخابات بود که آمریکا یک تنه با ادامه ریاست وی بر آژانس اتمی سازمان ملل مخالفت میکرد، با این حال البرادعی در گفتگو با شبکه «العربیه» اظهار کرد: من تصمیم دارم به کار ادامه دهم، چراکه برخی کشورها از من چنین درخواستی داشتهاند. این به آن معناست که آنها با سیاستهای من که براساس بیطرفی و استقلال است موافقند.
البرادعی همچنین به عضویت انجمن بینالمللی حقوق و مجمع بینالمللی حقوق آمریکا نیز درآمد. از اول دسامبر 1997 تاکنون، 3 دوره است که البرادعی ریاست آژانس بینالمللی انرژی اتمی را به عهده دارد، اما امسال اعلام کرده است قصد دارد تا بار چهارم در این مسند نباشد.
همسر ایرانی
ازدواج البرادعی با خانم آیدا الکاشف که یک مربی مهدکودک در مدرسه بینالمللی وین بود، حرفها و حدیثهای بسیاری برای البرادعی به دنبال داشت. ثمره این ازدواج 2 فرزند با نامهای لیلا و مصطفی است. لیلا حقوقدان و وکیل است و مصطفی مهندس امور صوتی است و هر دو فرزند البرادعی ساکن لندن هستند. شایعه از این قرار بود که آیدا ایرانیالاصل است و همین امر تاثیراتی بر تصمیمگیری همسرش در ارتباط با مسائل جمهوری اسلامی ایران داشته است.
اما در ژوئن سال 2005 سخنگوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، این شایعه را تکذیب کرد، گرچه درخصوص ملیت آیدا توضیح دقیقی نداد. به نقل از منابع موثق شنیده شده است که چندتن از اقوام سببی خانم الکاشف مصریانی هستند که تبار ایرانی دارند و در سالهای دور به آنجا مهاجرت کردهاند. از این رو برخی میگویند البرادعی برای حفظ موقعیت خود در خانه هم که شده، جانب میانه را میگرفت.
دور آینده
با نزدیک شدن به دور بعدی انتخابات ریاست آژانس بینالمللی انرژی اتمی، البرادعی با ارسال یادداشتی خطاب به شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرده است که در دور بعدی انتخابات، نامزد این پست نمیشود و قصد ندارد در رقابت انتخاب رئیس آینده این دیدهبان هستهای شرکت کند.
اما رایزنیها برای معرفی نامزدهای جانشینی البرادعی ادامه دارد. ژاپن و آفریقای جنوبی در تلاش برای به دستآوردن پست کلیدی ریاست بر آژانس بینالمللی انرژی هستهای هستند. آفریقای جنوبی به طور رسمی نماینده خود عبدالصمد مینتی را نامزد انتخابات ریاست آژانس بینالمللی انرژی هستهای کرده است.
ژاپن نیز رسما یوکیا آمانو را به عنوان نماینده خود برای نامزدی معرفی کرده است.
اولی هاینونن، معاون البرادعی و همچنین راجلیو فیرتر، رئیس آرژانتینی سازمان منع گسترش تسلیحات شیمیایی در لاهه هم از کاندیداهای احتمالی جانشینی البرادعی هستند. بسیاری از محافل خبری دلایل کنارهگیری مدیر کنونی آژانس از نامزدی دوره جدید را حمایت البرادعی از به رسمیت شناختن حقوق ملتها در استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای عنوان کردهاند و در ارزیابی خود از نامزدهای آفریقای جنوبی و ژاپن، آنها را هم دارای دیدگاههای مخالف آمریکا دانستند.
31 دسامبر 2008 آخرین فرصت برای نامزدی ریاست آژانس بینالمللی انرژی هستهای بوده و با انتخاب جانشین البرادعی در 6 اکتبر، شخص منتخب در ژوئن 2009 جای البرادعی را خواهد گرفت.
محمد البرادعی و آمریکا
البرادعی از زمان خلعسلاح عراق در سال 2003 یعنی زمانی که او همراه هانس بلیکس تیمی از بازرسان سازمان ملل متحد را به منظور بررسی شواهد احتمالی مبنی بر وجود سلاحهای کشتار جمعی در عراق راهی این کشور کرد دولت آمریکا را برای راهاندازی جنگ عراق مورد مواخذه قرار داده است. در ماجرای بحران عراق، البرادعی هرگز ادعاهای آمریکا درباره تسلیحات کشتار جمعی در عراق را تایید نکرد و مرور زمان نیز بر درستی آن صحه نهاد و معلوم شد در این باره بسیار اغراق صورت گرفته بود.
بعلاوه دولت آمریکا از برخورد محتاطانه و ملایم او در ارتباط با برنامه هستهای ایران خرده گرفته و اعلام کرده که او در آشکارسازی فعالیتهای اخیر ایران در ارتباط با بازسازی انرژی هستهای، کوتاهی کرده است.
طبق اظهارات روزنامه واشنگتن پست، جورج بوش به امید دستیابی به اطلاعاتی که بتواند به برکناری البرادعی از ریاست آژانس کمک کند، چندین بار مکالمات تلفنی او را در ارتباط با برنامه هستهای ایران، ضبط کرده است.
گروههای تندروی آمریکا ازجمله دیک چنی، معاون رئیسجمهور آمریکا و نیز دانیال بلتیکا، معاون رئیس انیستیتوی امریکن اینترپرایز که به روابط قوی با دولت بوش معروفند، بکرات از البرادعی انتقاد و وی را به مانعتراشی در مسیر تلاشهای آمریکا برای جلوگیری از برنامههای هستهای ایران متهم کردهاند.
دانیال بلتیکا که همچنین به حمایت و جانبداری مطلق از رژیم صهیونیستی معروف است، با اشاره به دریافت جایزه صلح نوبل از سوی محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره وی گفت: وی با دریافت این جایزه قصد دارد نقش وکیلی صلحطلب و عدالتخواه را ایفا و اینطور وانمود کند که از بازیهای سیاسی به دور است، اما البرادعی شخصی بسیار سیاسیکار است و در راستای مخدوش کردن چهره غرب و اسرائیل گام بر میدارد.
بلتیکا به همراه مایکل ران، کارشناس سیاسی موسسه تحقیقات امریکن اینترپرایز، دیگر تندروی آمریکایی وابسته به جریان نومحافظهکار در برنامهای با عنوان برنامههای واقعی البرادعی شرکت کرد و ضمن مخالفت شدید با البرادعی از اظهارات وی که در آن از کشورهای عربی خواسته بود تا در مسیری بر خلاف تلاش بوش برای تشدید اعمال فشار بر ایران گام بردارند، انتقاد کردند.
وجود چنین مخالفتهایی در آمریکا بود که روزنامه القدسالعربی با اشاره برخی از گزارشهای مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی مبنی بر افزایش همکاری ایران با آژانس نوشت: این گزارشها باعث طراحی حملاتی از سوی آمریکا علیه البرادعی میشود.
به نوشته این روزنامه فرامنطقهای، البرادعی نخستین کسی است که بهای گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی را که ایران آن را تاکیدی بر صحت اهداف صلحآمیز خود دانست، میپردازد. به همین سبب بعید نیست آمریکا همچون گذشته حملاتی را بر ضد وی به راه اندازد، زیرا آمریکا خواهان گزارشهایی است که نشان دهد ایران قوانین بینالمللی را نقض کرده و آن را زیر پاگذاشته است، اما البرادعی و بازرسان وی تن به این کار ندادهاند.
حتی محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، آمریکا را به انجام مذاکرات مستقیم با جمهوری اسلامی فراخواند. او در مصاحبهای که با روزنامه آلمانی زود دویچه تسایتونگ داشت، گفت: «وقتی ایالات متحده با کره شمالی گفتگو میکند، برای من قابل درک نیست که چرا مقامات آمریکا با جمهوری اسلامی وارد مذاکره نمیشوند.»
رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی در این رابطه خاطرنشان کرد: «اگر ما به دیپلماسی باور داریم، باید با دشمنان خود به گفتگو بنشینیم و نه با دوستانمان. این اندیشه که میتوان کشورها را به شکلی موثر به انزوا بکشاند، عملی نیست و در بیشتر موارد، حاصل تلاشها عکس آن هدفی است که دنبال شده است. به عقیده من تنها گزینه گفتگو و مذاکره است.»
البرادعی تلویحا خطاب به آمریکا و همپیمانانش اعتراضاتی نیز دارد. مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی بر این عقیده است که کشورهای دارای سلاح اتمی به منظور فرافکنی جامعه بینالملل، تلاش میکنند دیگر کشورها را متهم کنند تا افکار عمومی از زرادخانههای آنها دور شود. وی در این باره میگوید: «برخی کشورهای دارای سلاح اتمی برای گمراه کردن توجه دیگران از برنامه مدرنسازی زرادخانههای اتمی در عوض از بین بردن تاسیسات هستهای خود تلاش میکنند دیگر کشورها را متهم کنند.»
البرادعی گفت: «چگونه میتوانم با کشورهای عاری از سلاح اتمی برخورد کنم و به آنها بگویم که این تسلیحات برای شما خوب نیست، در حالی که کشورهای دارای سلاح اتمی به مدرنسازی تسلیحات اتمی خود ادامه میدهند و مدعی میشوند ما به سلاح اتمی نیاز داریم.»
روابط البرادعی با پرونده هستهای ایران
البرادعی که هر 3 ماه یکبار تازهترین تحولات مربوط به فعالیت اتمی ایران را گزارش میکند، معتقد است حل مناقشه اتمی ایران تنها در چارچوب یک ساختار امنیتی جدید برای کل منطقه خاورمیانه ممکن است. به گفته او، تحقق این موضوع مستلزم آن است که نقش جمهوری اسلامی در منطقه، نقش دیگر کشورهای خاورمیانه و نیز مساله برنامه اتمی اسرائیل مورد بحث و بررسی قرار گیرد. از منظر وی راهبرد سیاسی تنها راه حل مساله هستهای ایران است و گزارش وی میتواند نقش مهمی در این راهبرد داشته باشد.
البرادعی در مصاحبه با نشریه آلمانی زود دویچه تسایتونگ همچنین با رد گزینه نظامی برای حل مناقشه هستهای ایران تصریح کرد: «حمله نظامی به ایران میتواند برنامه غنیسازی اورانیوم را به تعویق اندازد، اما در عین حال کل خاورمیانه را به یک گوی آتشین بدل خواهد کرد.»
این رویکرد به نحوی بود که با ابراز نگرانی ایران در خصوص بازدیدهایی که امنیت ملی را تهدید میکرد، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی کنجکاوی در فعالیتهای نظامی جمهوری اسلامی را رد کرد و گفت: «ما نمیخواهیم در فعالیتهای نظامی متعارف یا مرتبط با موشک ایران کنجکاوی و موشکافی کنیم.»
بازرسان آژانس به بهانه تحقیق درباره مطالعات ادعایی مطرح شده از سوی آمریکا تلاش میکنند که وارد سایتهای نظامی ایران شوند.
البرادعی همچنین مطالعات ادعایی را در بسیاری از موارد رد کرده و در این باره گفته است که برخی از کشورهای عضو که مدرکی مرتبط با این ادعاها به آژانس ارائه کردهاند، باید مدارک ادعایی خود را به ایران نشان دهند تا این کشور بتواند درباره آن تصمیمگیری کند.
حتی اظهارات دبیرکل آژانس انرژی اتمی درباره توان هستهای ایران، سبب خشم نمایندگان کشورهایی چون آمریکا، انگلستان، ژاپن و فرانسه شد. محمد البرادعی در چند گزارش خود از فعالیتهای هستهای ایران به شورای امنیت اعلام کرد ایران هیچگونه انحرافی از مسیر صلحآمیز فعالیتهای هستهای نداشته است و جامعه بینالمللی باید نهایت تلاش خود را برای گفتگوی جامع با ایران انجام دهد. وی همچنین گفت که دانش موجود در ایران قابل بمباران نیست. اما از سوی دیگر البرادعی مطرح میکند که باید از تمام اطلاعات لازم و مرتبط استفاده کرد تا بتوان نبود انحراف در برنامه هستهای ایران را مورد تایید قرار داد و لحن آخرین گزارش وی به نحوی بود که رسانههای غربی به نقل از این گزارش بر نکاتی تمرکز کردند که از عدم اطلاعرسانی درخواستی آژانس درباره ابعاد نظامی برنامه هستهای ایران و ساخت بمب حکایت دارد. حتی خبرگزاری آسوشیتدپرس در بازتاب این گزارش به نقل از آژانس نوشت که اصرار ایران در عدم اطلاعرسانی مربوط به ابعاد نظامی برنامه هستهای به قوت خود باقی است و درخواست سازمان ملل برای تحقیق در این زمینه با بنبست روبهرو شده است.
گزینههای دوگانه البرادعی
باید در نظر داشت در بسیاری از موارد، گزارشهای البرادعی متفاوت نبوده و یک روح کلی بر همه گزارشهای البرادعی غالب است. حکایت این گزارشها در حقیقت یکی به نعل و یکی به میخ زدن است. در حقیقت یک قابلیت کلی در همه گزارشهای البرادعی دیده میشود و آن قابلیت کلی، یکی به نفع ایران و یکی به نفع غرب در گزارشکردن است. در گزارشهایی که از سوی البرادعی منتشر میشود، اطلاعات به دست آمده از بازرسیهای انجام گرفته توسط آژانس حکایت از این دارد که فعالیتهای هستهای ایران انحراف نظامی نداشته و علاوه بر آن امکان بازرسی از فعالیتهای ایران وجود دارد. با این وجود، سوالهای و ابهاماتی نیز هنوز مطرح است.
در حقیقت البرادعی در گزارشهای خود درباره ایران دچار نوعی تضاد با غرب شده است، به نحوی که اصرار بر یک بخش از گزارش، بخش دیگری را نفی میکند. بنابراین گزارش دو پهلو و تناقضآمیز ارزیابی میشود.
البرادعی در رویارویی با پرونده هستهای ایران هم میخواهد به وظیفه سازمانی خود عمل کند و هم پاسخگوی وجدان سازمانی و حرفهای خودش باشد.
مهدی مطهرنیا، استاد دانشگاه معتقد است: گزارشهای البرادعی معمولا جهتگیری مثبتی دارد، اما البرادعی سعی میکند با موضعگیری منفی این جهتگیریها را خنثی کند تا به این وسیله هم ایران را راضی کند و هم 1+5 را. این استاد دانشگاه میافزاید: تاکید البرادعی بر عدم پایبندی ایران به قطعنامههای شورای امنیت، رویکرد سیاسی و تاثیرپذیری آژانس از قدرتهای غربی را نشان میدهد.
همچنین وی تلاش میکند در مقابل کسانی که صاحب قدرت بوده و در مجامع بینالمللی دارای حق وتو نیز هستند، به نوعی وامداری سیاسی را ادعا کند.
حتی میتوان گفت در بسیاری از موارد گزارشهای البرادعی سیاستهای غرب را همپوشانی میکند.
دکتر احمد بخشایشی اردستانی نیز با اشاره به گزارش اخیر البرادعی درخصوص توان ایران در ساخت بمب هستهای، آن را یکی از سیاسیترین و منفیترین گزارشهای البرادعی در قبال ایران توصیف کرده و در این باره میگوید: با وجود اختلاف نظر کشورهای 1+5 بر سر تحریم شدید علیه ایران گزارش البرادعی در تلاش است تا در جهت رفع این اختلاف تاثیر بگذارد و از این نکته میتوان سیاسی بودن و همپوشانی سیاستهای غرب و آژانس را دریافت.
بسیاری از تحلیلگران سیاسی معتقدند در زمانی که شرایط نامناسب بر مذاکرات ایران و گروه کشورهای موسوم به 1+5 حاکم است نمیتوان انتظار چندان مثبتی از گزارشهای البرادعی داشت. هر چند وی تلاش کرده تا در این نوع گزارشهای مبهم و بعضا منفی، همچون گذشته به واقعیاتی مثبت از مساله هستهای ایران نیز اشاره کند که از آن جمله میتوان به رفع ابهامات دیدهبان هستهای سازمان ملل در خصوص فعالیتهای هستهای ایران در گزارش اخیر البرادعی اشاره کرد. این گروه اعتقاد دارد هر چند ورود آژانس به بسیاری از مسائلی که در گزارش البرادعی مطرح میشود، از نظر قانونی جایز نیست، اما نباید از یاد برد که امروزه دیگر پرونده هستهای ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی قرار ندارد، بلکه این نهاد بینالمللی در شرایط کنونی صرفا مامور ارائه گزارشهای مورد نظر شورای امنیت در این خصوص شده است.
همچنین باید در نظر داشت به رغم اذعان آژانس به عدم انحراف فعالیتهای هستهای صلحآمیز ایران، استمرار گزارشهای دو پهلوی البرادعی با هدف بهرهبرداریهای سیاسی و مختومه نشدن موضوع هستهای ایران در محافل بینالمللی و افکار عمومی صورت میگیرد و اینگونه گزارشهای مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی نقش ابزاری برای حفظ موضوع هستهای ایران در افکار عمومی و محیط بینالملل ایفامیکند.
کتایون مافی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: