تئاتر، هنری ناب به شمار میرود که در 100 سال گذشته تغذیهکننده سینما و سپس تلویزیون بوده است. فیلمنامهنویسان، بازیگران و کارگردانان موفق عرصه فیلم و سریال، بیشتر سابقه کار در تئاتر را داشته و بسیاری از متون نمایشی و سبکهای تئاتری، الهامبخش سینماگران و برنامهسازان تلویزیونی بودهاند. از سوی دیگر، تماشای آثار نمایشی باعث ارتقای سطح ذائقه و توقع مخاطبان میشود که نتیجه طبیعی آن بهبود کیفی فیلمهای سینمایی و سریالهای تلویزیونی خواهد بود.
به دلیل اهمیت تلهتئاترهای سیما که البته تنها 2 ساعت از آنتن شبکههای مختلف را اشغال میکند پای صحبت هنرمندان تئاتر و تلویزیون نشستهایم تا موفقیتها، ضعفها و کمبودها را بررسی کنیم.
تئاتر، هنری چندهزار ساله است که در مقایسه با عمر تقریبی 110 ساله سینما و سابقه 60 ساله تلویزیون، ریشههای عمیق در فرهنگ و تمدن بشری دارد؛ اما همین هنر کهنسال طی چند دهه گذشته در سایه 2 رقیب جوان خود قرار گرفته و روزهای اوج و رونق گذشته را از دست داده است. اگرچه تئاتر و هنرمندان فعالش همیشه باعث پربارتر شدن سینما و تلویزیون بودهاند، اما از این رهگذر تنها تالارهای خلوت نمایشی نصیب آنها شده است.
سالهاست سینما و تلویزیون، مخاطبان تئاتر را بلعیدهاند و چراغ این هنر را در تمام جهان کمفروغ کردهاند. در چنین شرایطی، البته سینما و بویژه تلویزیون گاهی دست یاری به سوی تئاتر دراز کرده و باعث آشنایی مخاطبان با آن شدهاند و ساخت و تولید تلهتئاترها را مهمترین اقدام در این مسیر باید ارزیابی کرد.
نمایشهای تلویزیونی باعث معرفی متون فاخر تئاتری به مخاطبان و آشتی دوباره مردم با تالارهای نمایشی میشوند؛ اما پرسشی اساسی در این میان مطرح میشود که تئاتر از صحنه نمایش تا صفحه تلویزیون چه مسیری را میپیماید و دستخوش چه تغییراتی میشود؟
تفاوتهای اجرای صحنه و نمایش تلویزیونی
هادی مرزبان اگرچه جایگاه تلهتئاتر را در میانه هنر نمایشی و رسانه تلویزیون میداند، اما تاکید میکند: نمایشهای تلویزیونی را نباید در زمره هنر تئاتر محسوب کرد. به دلیل حضور دوربینها و استفاده از قطع و مونتاژ، تلهتئاترها بیشتر به سینما و فیلمهای تلویزیونی نزدیک هستند تا هنرهای نمایشی.
این کارگردان تئاتر ادامه میدهد: مهمترین ویژگی اجرای صحنهای، زنده بودن آن است. در واقع هر شب تجربهای متفاوت روی صحنه شکل میگیرد که منحصر بهفرد است و تلهتئاتر از این ویژگی بیبهره است.
در این میان، فرهاد آئیش که 3 هفته پیش تلهتئاتر خرده جنایتهای زن و شوهری به کارگردانی او از شبکه 4 سیما پخش شد، کمی صریحتر درباره تفاوتهای اجرای صحنهای و تلویزیونی صحبت میکند: دوربین برای هنر نمایش، مثل چاپ کردن آثار نقاشی میماند. دیدن یک تابلوی نقاشی از نزدیک، به یقین با دیدن آن در قالب یک کارتپستال برابری نمیکند.
البته بلافاصله وی میافزاید: با وجود این هیچ دلیلی وجود ندارد که ما کارتپستال چاپ نکنیم. همانطور که همه نمیتوانند به موزهها بروند و اصل آثار نقاشی را ببینند، بسیاری از مخاطبان تلویزیون هم نمیتوانند یا وقت آن را ندارند که در تالارهای نمایشی حاضر شوند.
آئیش درباره تفاوتهای تئاتر زنده و تلهتئاتر توضیح میدهد: وقتی شما تئاتر را روی صحنه تماشا میکنید، در آن هم جزء را میبینید، هم کل را. در واقع خودتان مونتاژ کننده کار هستید؛ اما در تلهتئاتر تدوین از سوی کارگردان تلویزیونی صورت میگیرد که این اتفاق، ماهیت تئاتر را دگرگون و قلب میکند.
وقتی صحبت از کارگردان تلویزیونی تلهتئاتر به میان میآید، بهتر است به سراغ کسی برویم که کارگردانی نزدیک به 150 نمایش را در کارنامه خود دارد. مسعود فروتن که این روزها نمایش ملودی شهر بارانی با کارگردانی تلویزیونی او در حال پخش است، در اینباره میگوید: کارگردان تلویزیونی در واقع چشم میلیونها تماشاگری است که دارند آن تئاتر را میبینند. اوست که تصمیم میگیرد بر چه چیزی متمرکز شود و چه حرکت و دیالوگی را مورد توجه قرار دهد. کارگردان تلویزیونی به نمایندگی مخاطبان دست به انتخاب میزند و از این رو نقشی اساسی به عهده دارد.
فروتن در توضیح نقش کارگردان تلویزیونی تاکید میکند: کار ما در ساخت و تولید تلهتئاتر باید به گونهای باشد که حرکت دوربینها و قطعها به هیچوجه دیده نشود. به عبارت دیگر، تماشاگر نباید حس کند که عامل مزاحمی بین او و بازیگر قرار دارد و یکنواختی نمایش را از بین برده است.
انتخاب متن نمایشی
اگر بیشتر هنرمندان بر استقلال ماهیت تله تئاتر از نمایشهای صحنهای صحه میگذارند، آیا آنگاه متن انتخابی برای نمایشهای تلویزیونی هم باید متفاوت با نمایشنامههایی باشد که جهت اجرا در تالارها نوشته شدهاند. داریوش مودبیان، نمایشنامهنویس و کارگردانی است که بر تفاوتهای متون مورد استفاده در تلهتئاترها تاکید میکند و میگوید: نگارش متن نمایشی برای تلهتئاتر از یک سو باید مبتنی بر اصول کلی درامنویسی باشد و از طرف دیگر ویژگیهای دیداری، شنیداری و زیباشناختی رسانه تلویزیون را هم در نظر بگیرد.
اما آیا نظر مودبیان به این معناست که برای نمایشهای تلویزیونی باید متون ویژهای نوشت یا میتوان نمایشنامههای صحنهای را برای تلهتئاترها بازنویسی و تنظیم مجدد کرد. هادی مرزبان، صحبتهای مودبیان را چنین تکمیل میکند: وقتی ما نمایشنامهای را برای کار در تلویزیون به دست میگیریم، بیشک باید آن را برای این رسانه دوباره تنظیم کنیم. تلویزیون رسانهای است که زبان، مزیتها، ویژگیها و البته محدودیتهای خاص خود را دارد و کار در آن با کارگردانی اجرای صحنهای یک نمایشنامه بسیار متفاوت است.
کارگردان ملودی شهربارانی ادامه میدهد: برای مثال فکر میکنم در تلهتئاتر میتوانیم از استودیو و پلاتو خارج شویم و صحنهها را در فضای بیرونی و واقعی تصویربرداری کنیم. در این صورت حتما نیاز داریم در نمایشنامه تغییراتی بدهیم و آن را مجدد تنظیم کنیم.
در سالهای گذشته، متنهای خارجی اقبال و شانس بیشتری داشتهاند تا در قالب تلهتئاتر روی آنتن بروند. آیا این جریان به دلیل برتری هنری و ادبی آنها بوده یا ریشه درواقعیتهای دیگری دارد. محمد یعقوبی در این باره میگوید: این رویکرد از اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 خورشیدی پررنگتر شد والبته باید اذعان کرد در یکی دو سال اخیر کمتر شده است. با این حال باز هم به نظرم فضای کافی برای ساخت تلهتئاتر از روی متون نمایشی ایرانی بخوبی فراهم نشده است.
مهرداد رایانی مخصوص هم درباره بیمهری نسبت به متون ایرانی میگوید: بارها شنیدهایم که نمایشنامههای ایرانی از متون خارجی ضعیفتر هستند؛ اما فراموش میکنیم که در این مقایسه، ایران را در ترازویی گذشتهایم که در کفه دیگر آن بیش از 100 کشور دیگر قرار دارند. چنین قیاسی ناعادلانه است.
قائم مقام گروه فیلم و تئاتر شبکه 4 سیما ادامه میدهد: در تولید تلهتئاتر دست ما مانند اجرای صحنهای باز نیست و این ربطی به ایرانی و خارجی بودن متن ندارد. نمایشنامهای که دارای خط سیر داستانی خوب، پرسوناژهای کم و از سوی دیگر برای تولید و پخش از سیمای جمهوری اسلامی مناسب باشد، چندان راحت پیدا نمیشود. این نویسنده و کارگردان تئاتر البته تاکید میکند: با این حال من موافق استفاده بیشتر از متنهای داخلی هستم. هر چه به سمت فرهنگ خودی حرکت کنیم، با تماشاگران انبوه تلویزیون ارتباط بهتری برقرار خواهیم کرد.
گسترش دامنه تماشاگران
وقتی درهای تلویزیون به روی عرصهای هنری باز میشود، این فرصت پیش میآید که از مخاطبانی چند میلیونی صحبت کنیم. آیا این گستره وسیع تماشاگران برای نمایشهای تلویزیونی نیز وجود دارد؟چگونه تلهتئاترها میتوانند مخاطبان تلویزیون را راغب به نشستن در پای گیرندههای خود کنند؟ محمد یعقوبی در این ارتباط بر قصهگویی انگشت گذاشته و میگوید: قابلیت قصهگویی متنی که برای نمایش تلویزیونی انتخاب میکنیم، در جذب مخاطب بسیار تاثیرگذار است. بیننده تلویزیون مثل تماشاگر نشسته در تالار نمایش نیست که به هر قیمتی کار را تا پایان دنبال کند. او میتواند براحتی شبکه تلویزیون را عوض و برنامه دیگری را برای تماشا انتخاب کند.
فرهاد آئیش هم ضمن آنکه مثل رایانی مخصوص بر اجرای نمایشنامههای ایرانی تاکید میکند، میافزاید: وقتی ما متنی خارجی را دستمایه کار قرار میدهیم، شخصیتها و اسامی بیگانه، دکور، نوع پوشش، لباس و خیلی چیزهای دیگر بین مخاطب و تلهتئاتر فاصله ایجاد میکند که همه اینها بر جذب مخاطب تاثیر منفی میگذارد.
وی در ادامه توضیح میدهد: فکر میکنم مدیران و برنامهریزان شبکه 4 سیما به دنبال آن هستند که مخاطبان بیشتری برای تلهتئاترهای خود جلب کنند و برای همین هم به سراغ متنها و کارهایی میروند که برای مردم ملموستر باشند.
مسعود فروتن با اشاره به اینکه به عنوان کارگردان تلویزیون به دنبال آن است که تا با طیفهای مختلف تماشاگران فارغ از سن، تحصیلات، جنس و موقعیت اجتماعی ارتباط برقرار کند، میگوید: من باید به گونهای کار کنم که نه تنها مخاطب فرهیخته، بلکه تماشاگر عادی هم جلب نمایش شود. از این رو تلویزیون بویژه در عرصه تلهتئاتر، جای تجربه کردن و آزمون و خطا نیست این کارگردان تلویزیونی اضافه میکند: ما هنوز برای تلهتئاتر چندان تماشاگری جذب نکردهایم که حالا بخواهیم به سمت تجربهگرایی و کارهای به اصطلاح آوانگاردی برویم. چنین رویکردی باعث گریزان شدن بینندگان انبوه تلویزیون از تلهتئاترها میشود. هادی مرزبان هم با تایید این نظر ادامه میدهد: درست است که شبکه 4 سیما، شبکه فرهیختگان نام گرفته، اما نباید جوری حرکت کنیم که از آن طرف بام بیفتیم. وقتی ما داریم با استفاده از آنتن شبکه 4، تئاتر را به خانهها میبریم، چه بهتر از ذائقه مردم استفاده کنیم و بدون افتادن به ورطه ابتذال، چیزی را عرضه کنیم که مورد پسند آنان واقع شود.
این کارگردان تئاتر در توضیح حرفهایش میگوید: فراموش نکنیم که در تلویزیون مخاطبان ما تنها اساتید و دانشجویان تئاتر نیستند که هر کاری را تماشا کنند. برای مثال تجربه به من ثابت کرده است متنهای واقعگرا بهتر و بیشتر با اقبال بینندگان تلویزیون روبهرو میشوند و مخاطبان بیشتری دارند.
هزینه پایین تولید تلهتئاتر
در حالی که همه نگاهها متوجه امور هنری و فنی نمایشهای تلویزیونی است، اما تولید تلهتئاتر با مانعی به اسم بودجه اندک نیز روبهروست. مهرداد رایانی مخصوص در این باره توضیح میدهد: در حال حاضر در شبکه 4 نرخ تولید هر دقیقه تلهتئاتر از 350 تا 450 هزار تومان است. به عبارت دیگر تولید یک نمایش تلویزیونی تکقسمتی که زمان آن بین 60 تا 90 دقیقه است، بین 20 تا 40 میلیون تومان هزینه دارد.
این کارگردان که ناظر کیفی ساخت چندین تلهتئاتر شبکه 4 بوده است، میافزاید: با این حساب، سقف هزینههای ساخت یک تلهتئاتر کمتر از کف بودجه تولید یک تلهفیلم است. در حالی که اگر بخواهیم نمایشهای تلویزیونی را جذابتر و دیدنیتر تولید کنیم، نیاز به بودجهای بیشتر داریم.
اصغر همت از زاویهای دیگر به بحث بودجه تولید نمایشهای تلویزیونی نگاه میکند و میگوید: به دلیل قراردادهایی که تلویزیون براساس دقیقه میبندد، تهیهکنندگان بعضی از تلهتئاترها، داستان را بیش از حد لزوم کش میدهند و به کار لطمه میزنند.
این بازیگر تئاتر میافزاید: از سوی دیگر مبالغ ناچیزی که برای تولید تلهتئاتر در نظر گرفته میشود، به هیچوجه کافی نیست. از اینرو نمایشهای تلویزیونی با تمرین کم جلوی دوربین میروند و از نظر هنری و جذب مخاطب چندان موفق نمیشوند.
دکتر علی رفیعی هم که تنها ساخت یک تلهتئاتر را در کارنامه خود دارد، در خاتمه بحث چنین میگوید: فرآیند تولید نمایشهای تلویزیونی باعث میشود که تهیهکنندگان به سمت افزایش مدت زمان پخش یک اثر بروند تا بتوانند پول بیشتری گرفته و از پس هزینهها برآیند. به همین سبب کیفیت در پارهای موارد فدای مسائل مالی میشود که بیش و پیش از هر چیز به خود تلهتئاتر ضربه میزند.
اجرای زنده نمایشهای تلویزیونی
امروز در حالی درباره کیفیت تلهتئاترها بحث میکنیم که عوامل تولید فرصت دارند پس از روزها تمرین دست به ضبط برنامه بزنند و پس از دیدن تصاویر در صورت لزوم بعضی از صحنهها را تکرار کنند،؛ اما در دهه 40 و اوائل دهه 50 خورشیدی، تولید و پخش نمایشهای تلویزیونی داستان دیگری داشت. در آن زمان به دلیل کمبود امکانات فنی ضبط و پخش تلویزیونی، تلهتئاترها به مانند بسیاری دیگر از برنامهها به صورت زنده و مستقیم تولید و پخش میشدند.
جمشید مشایخی درباره شرایط کار در آن روزها میگوید: آن زمان نمایشهای تلویزیونی به صورت زنده اجرا میشد و تماشاگران به صورت مستقیم شاهد هنرنمایی بازیگران بودند. ما صبح به استودیوی تلویزیون میرفتیم و مقابل دوربین تمرین میکردیم و همان شب نمایش را اجرا میکردیم.
وی ادامه میدهد: میزانسنی که کارگردان در این نوع اجرا در نظر میگرفت، میزانسن صحنهای بود که البته ممکن بود از تمرین تا اجرا نهایی کمی دستخوش تغییر شود.
این چهره پیشکسوت تئاتر که بیش از 5 دهه سابقهکار در صحنه، سینما و تلویزیون دارد، میافزاید: این اجراهای زنده با 3 دوربین تصویربرداری و به طور مستقیم از تلویزیون پخش میشد. در این شرایط کار بسیار سخت بود، چرا که اگر هر اشتباهی رخ میداد، امکان جبران آن وجود نداشت.
با این حال جمشید مشایخی اعتقاد دارد: اگرچه تئاتر را باید روی صحنه دید، اما بد نیست در پارهای از مواقع تلویزیون دوباره به همان روش قدیمی روی آورد و برخی از کارها را به صورت مستقیم پخش کند.
مهدی یاورمنش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم