وقتی قرار باشد از یزد بنویسی، اول یاد مردمش میافتی که خوی سرکش کویر، مهربان و مومن و قانع و صبورشان کرده است، بعد آسمانش را به خاطر میآوری که رام و اهلی است و شبها تا پشتبام خانهها پایین میآید و اگر روی پشتبام خوابیده باشی آن وقت میتوانی دستت را دراز کنی و ستارهای درشت را، بین خواب و بیداری، توی مشتت بگیری، بعد یاد طاقهای بازار مسگری میافتی و بادگیرهای مغروری که میتوانند بلندپروازترین بادهای دیوانه کویر را هم شکار کنند، لابد یاد بقعههای یزد میافتید، یاد برجها، امامزادهها، مسجدها، نیایشگاههای زرتشتیان، آب انبارها، آسیابها و کاروانسراهایش؛ اما چارهای نیست و ما این هفته فقط به شرح کوتاهی از مجموعه امیرچخماق که یزدیها به آن میرچماق یا میرچخماق هم میگویند، بسنده کردهایم و آن را با میدان امیرچخماق آغاز میکنیم که به دستور امیرجلالالدین شامی، از سرداران تیموری و حاکم یزد، در قرن نهم هجری ساخته شده است و در واقع، تکیهای است که یزدیها در محرم، در آن عزاداری میکردهاند. تکیه دو مناره کاشیکاری رفیع دارد که از بناهای قرن سیزدهم ه . ق است که با آجرهای لعابدار و کاشی تزئین شده و پایین آنها به خط کوفی تزئین شده است.در سمت راست تکیه، سازهای چوبی قرار دارد که به آن نخل میگویند، این نخل به ابعاد8/55/8x5/8x متر، در ضلع شرقی میدان قرار گرفته است و یکی از بزرگترین نخلهای موجود در استان یزد است که حتما همه شما چرخش باشکوهش را در روزهای عاشورا از تلویزیون دیدهاید. از دیگر اجزای مجموعه امیرچخماق، مسجد آن است که در ضلع جنوبی میدان واقع شده و بنایش در سال 841 ه . ق به اتمام رسیده است. آب انبار تکیه هم در حد فاصل تکیه و بازارچه حاجی قنبر قرار دارد و قدمت آن احتمالاً به دوران صفویه میرسد. آب انبار پیشتر دارای چهار بادگیر بود که دو بادگیر آن نابود شده و ساقه دو بادگیر دیگر که چسبیده به بازار هستند، به بلندی یک قامت از پشت بام باقی مانده است.
بقعه ستیفاطمه هم بخشی از مجموعه امیرچخماق است که در شمال میدان است و مدفن ستیفاطمه خاتون (متوفی در قرن نهم ه . ق) است. او، همان زنی است که به همراه همسرش «امیرچقماق» مسجد جامع امیرچخماق را بنیان نهادند. آب انبار ستیفاطمه هم متعلق به دوره صفوی است که 5 بادگیر خشتی و یک مخزن بزرگ دارد.
علی یوشیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم