منو ‌اندازه‌ خودت ‌دوست ‌داشته ‌باش!

کد خبر: ۲۰۷۵۵۷

آیا فکر می‌کنید شما نسبت به همسرتان قابل احترام‌ترید؟ باارزش‌ترید؟ بیش از او لایق توجه و رسیدگی هستید؟

همین فکرهاست که باعث می‌شود میان شما اختلاف بیفتد و نتوانید با همسرتان کنار بیایید. اگر می‌خواهید به اختلافات خود پایان دهید، فقط سعی کنید موقعیت طرف مقابلتان را به دور از هر گونه خودخواهی و منفعت‌طلبی درک کنید و لحظه‌ای خود را جای او بگذارید. در شماره‌های گذشته به تعدادی از دلایل ناسازگاری زوج‌های جوان اشاره کردیم. در این شماره دلایل بیشتری را می‌خوانید.

دو دنیا زیر یک سقف‌

وقتی مریم می‌خواهد بیدار بماند و فیلم نگاه کند یا بازی کامپیوتری انجام دهد، سعید می‌خواهد بخوابد.
وقتی او می‌خواهد به کوهنوردی برود، همسرش دوست دارد فوتبال نگاه کند. وقتی مریم دلش می‌خواهد به سینما برود، همسرش دوست دارد در خانه چرت بزند یا به دیدن مادرش برود. شاید دلیلش این باشد که مریم از شوهرش 18 سال کوچکتر است. مریم 22 ساله است و همسرش 40 سال دارد. او یک مهندس خوش‌تیپ با وضع مالی خوب و زندگی مرتب است که البته‌40 سال هم دارد و این را براحتی از تفاوت رفتارش با مریم می‌توان فهمید.

یکی از عوامل و انگیزه‌های مهم درگیری‌ها، عدم درک هم و در نتیجه توقع‌های بیجا از یکدیگر است که ممکن است این موضوع گاهی ناشی از تفاوت‌های سنی و حتی علمی باشد. یکی از زوجین به تناسب سن و مقتضای اندیشه‌اش در وضع و موقعیتی خاص است و آن دیگری در وضع و موقعیتی دیگر. یکی به دنبال تفریح و گشت‌وگذار است و آن دیگری به دنبال تحقیق و بررسی. نتیجه این دوگانگی در درک زمینه را برای جدایی فکری و بعد درگیری فراهم می‌کند. ازمسائل دیگر در این زمینه وجود حالت کودکانه، عدم اطمینان به زندگی، جستجوی یک زندگی اتکالی، قدرت‌طلبی، عقده‌تکانی، عدم درک ریزه‌کاری، ظرافت‌ها و... است.

خودخواهی‌ها

چه بسیارند کسانی که در اثر تربیت غلط و افراط در نازکشی، لوس و خودخواه بار آمده‌اند. آنان گمان می‌کنند که صاحب رتبه و مقامی هستند و همه افراد حتی همسر و فرزندانشان باید درخدمت بی‌چون و چرای آنها باشند، مثل حمید که با توقعات بی‌جای خود همسرش ملیحه را به ستوه می‌آورد و به محض این‌که او یا یکی از بچه‌ها با فرمایشات گاه و بی‌گاهش مخالفت می‌کنند، می‌گوید: من دارم 500 نفر را اداره می‌کنم اگر از پس شما دو سه نفر برنیایم و قرار باشد شما بگویید چه کار بکنم که خیلی بی‌عرضه هستم. او فراموش کرده است که قرار نیست بابت حرف گوش‌کردن به خانواده مزد بدهد. بنابراین باید با روش دیگری آنها را قانع یا مجذوب خود کند و در واقع باید با آنها زندگی کند نه ریاست.

غرور بیجا، این افراد را وا می‌دارد که اگر امری خلاف مصلحت و توقع خویش یافتند، در برابرش بایستند یا موضع خشونت‌بار بگیرند. طبعا طرف مقابل نیز تسلیم این جریان نمی‌شود و همین امر سبب پیدایش درگیری می‌شود.

کار می‌کنم پس هستم‌

مریم و رضا هر دو صبح ساعت 6 از خواب بیدار می‌شوند و صبحانه را خورده و نخورده، بچه‌ها را به مهدکودک و مدرسه می‌سپارند و راهی می‌شوند. عصر یا شب که از سر کار به خانه می‌آیند، خسته‌اند.  مریم گاهی وظیفه مادری و همسری را فراموش می‌کند چون خسته است و رضا هم گاهی وظیفه پدری و همسری را رها می‌کند چون دو شیفت کار کرده است و حال هیچ کس را ندارد.

فارغ از وظایفی که این زن و شوهر نسبت به فرزندان دارند، آنها با یکدیگر نیز درگیری پیدا می‌کنند، زیرا هر کدام بدین حساب که از کار روزانه خسته شده و نیاز به حمایت دارند، می‌خواهند تملقی و تحسینی از آنها مطرح شود تا میزانی از خستگی‌شان کاسته گردد، ولی هیچ واسطه‌ای وجود ندارد که زبان این دو را برای هم ترجمه کند، در نتیجه عقده یکدیگر را در دل می‌گیرند و به اندک بهانه‌ای با هم به درگیری می‌پردازند.

این‌که زن و شوهر در سایه ازدواج توقعاتی از هم دارند، جای بحث نیست و بسیار بجاست که تا حد امکان توقعات یکدیگر را در چارچوب ضوابط شرع برآورده کنند. اما آنچه مهم است رعایت این مساله است که توقعات باید به گونه‌ای باشد که طرف مقابل بتواند آن را برآورده سازد و درخواست‌های خارج از اندازه باعث می‌شود که امکان برآورده شدن آن نباشد. در نتیجه موجبات بدبینی نسبت به هم فراهم می‌شود وکار به درگیری می‌کشد و این خود علت بسیاری از مسائل و مشکلات بعدی است. توقع به میزانی خوب است که تمایلات عادی و طبیعی یکدیگر را برآورده سازند. البته زن و شوهر باید به میزانی نقش پدر و مادری را درباره یکدیگر ایفا کنند ولی مساله نباید به گونه‌ای باشد که رویاهای یکدیگر را هم کاملا محقق کنند.

محبت بی‌دریغ‌

می‌گویند هر چیز چیزهای مشابه خود را به سمت خود جذب می‌کند. شما هم می‌توانید محبت بی‌دریغ را امتحان کنید. سعی کنید توقعات را کاهش دهید و بی‌توقع همسرتان را دوست داشته باشید. مطمئن باشید محبت همسرتان را نیز جذب خواهید کرد.

این ضرورت حیات خانوادگی است که زن و شوهر به میزانی از خواسته‌ها و توقعات خویش بکاهند و حتی بر هوس‌های خود فائق آیند و عزت نفس خود را در بی‌توقعی از همسر بدانند.

اگر سطح توقعات از یکدیگر را پایین آورند مسائل و دشواری‌ها سبک‌تر شده و مشکلات از میان خواهد رفت. این امر بخصوص باید مورد توجه زنان باشد. از آن جهت که عشق مرد رمنده است و در مواردی که توان رفع دشواری‌ها و برآورده ساختن توقعات را نداشته باشد، از زندگی و شرمساری‌های آن خود را فارغ خواهد ساخت. در برابر آنچه که می‌خواهید بدان برسید، حلیم و بردبار باشید، ملایمت و احساس شما زندگی را شیرین و زندگی مشترک را محکم‌تر خواهد کرد.

ماندانا ملاعلی‌

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها