در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
مهران رجبی، چطور کشف شد؟
کسی که در این زمینه خیلی تاثیر داشت و به قول خودش کشف من به دست او بوده است، سیدرضا میرکریمی بود. با بازی در سریال مدرسه همت و بعد هم بازی در فیلمهای زیر نور ماه و کودک و سرباز پایم به دنیای هنر باز شد. البته این را هم بگویم که اگر تو چیزی برای ارائه نداشته باشی، ناخودآگاه حذف میشوی برای همین هست که میگویند سینما بیرحم است بههر حال سهم رضا میرکریمی در کشف من چیزی حدود 85 درصد است.
بیرحمی سینما شامل حال شما شده است؟
خیر. گمان نمیکنم. چون سعی کردهام صادقانه رفتار کنم که این صداقت هم برگرفته از یک دانش است.
نقش روحانی در فیلم زیر نور ماه، خیلی خوب دیده شد در واقع این نقش برگ برندهای برای شما بود. در این مورد توضیح دهید.
بله این نقش، نقطه عطفی در پرونده هنریام است. اساسا در این فیلم همه چیز سر جای خودش بود. برای همین هم مورد توجه قرار گرفت و البته مهمترین دلیل دیده شدن نقشها این بود که به دور از هرگونه اغراق بودند.
میان این همه نقشی که تا به حال ایفا کردهاید، نقش خود مهران رجبی کجاست؟
در همه نقشهایم، به گونهای خودم حضور داشتهام و ردپایی از مهران رجبی در آنها بوده است.
در جایی گفتهاید که اگر تحصیلاتتان در رشته بازیگری بود، حتما بازیهایتان مصنوعی به نظر میرسیدند.چرا؟
علاقهمند هستم که سواد بازیگریام زیاد شود ولی تا به حال به دنبال آن نبودم که به طور اختصاصی تحصیلات بازیگری داشته باشم. به نظر من برای بازیگر شدن نیازی به کلاس نیست و استعداد کافی است. بعضی از چیزها ذاتی است و نیاز به آموزش ندارد.
خود من خوشنویسی تدریس میکنم، ولی تا به حال کلاس خوشنویسی نرفتهام. ولی خب برای خلبان شدن حتما باید آموزش دید. نمیشود به داشتن استعداد اکتفا کرد.
نقشها به دنبال شما میآیند یا شما به دنبال نقشها میروید؟
نقشها به دنبالم میآیند و به واسطه آنها من در جایگاه فرد دیگری قرار میگیرم.
خب این مساله چقدر برایتان لذتبخش است؟ منظورم به جای دیگری بودن است؟
قطعا لذتبخش است. اما میخواهم بگویم که من سعی میکنم جای خودم باشم منتها در قالب فیلمنامه و سختی نقش از جایی شروع میشود که ما نخواهیم خودمان باشیم. بسیار آسان است که نقش خودمان را بازی کنیم و اگر جایی گفتند میخواهیم خودت نباشی، آن وقت است که باید زمین خدمت را ببوسی و کنار بروی. این است که دوست دارم همیشه به مخاطبم راست بگویم و او را خوشحال کنم.
شما با نقشهایتان زندگی هم میکنید یا نه؟
خیر. هیچ وقت دچار این توهمات نشدهام. وقتی نقشم تمام میشود، زندگی شخصیام آغاز میشود.
شما فرصتی هم برای استراحت و اساسا خوابیدن دارید؟
خیلی کم، البته دوست ندارم زیاد استراحت کنم چون بعدها فرصت برای خوابیدن زیاد داریم.
تعدد کارهایتان، خستهتان نمیکند؟
چرا برای همین هم سعی کردهام کمتر کار کنم. مثلا از یک ماه گذشته پیشنهاد بازی در چهار فیلم را رد کردهام. گرچه میدانم، نمیتوانم مقاومت کنم.
چرا؟
چون جوری تماس میگیرند و انتظار دارند که نمیتوانی نه بگویی. مدیون میشوی و از طرفی هم احساس میکنم که کمک نکردهام. به هر حال دوستان به امید کرم تماس میگیرند.
چند درصد کارهایتان را رفاقتی قبول میکنید؟
چیزی حدود 40 درصد. البته این را هم بگویم که از رفیق نمیتوانی پول بگیری. مثلا از رضا جودی نمیشود پول گرفت، چون رفیق است.
برویم سراغ مجموعه مثل هیچکس و نقش آمیرزا. از حضورتان در این مجموعه بگویید؟
آقای برزیده را از قبل خیلی کم میشناختم، اما آدم دوستداشتنی بود. در ابتدا نمیخواستم این نقش را بازی کنم چون پیش از این در سریال راه بیپایان نقش پیشخدمت را بازی کرده بودم، اما چون دلایل آقای برزیده منطقی بود، قبول کردم. ضمن این که بازی در کارهای ماه رمضان لطف خاص خودش را دارد.
نقشتان در این مجموعه، نسبت به کارهای دیگرتان کمرنگتر بود، چرا؟
چون خود نقش جای کار زیادی نداشت و در همین حد هم کفایت میکرد.
چقدر مهران رجبی در طی این سالها، مخاطبانش را شناخته است؟
هنوز به درک درستی در مورد این موضوع نرسیدهام. چون به اندازه آدمهای روی کره زمین ما جهانبینی داریم. پس نمیشود شناخت کلیای پیدا کرد. اما سعی میکنم کارم را درست انجام بدهم و حق مطلب را ادا کنم. اگر درست کار کنیم، درست هم دیده میشویم.
فکر میکنید در نقشهای طنز بیشتر دیده میشوید یا نقشهای جدی؟
ببینید من حتی وقتی نقش جدی هم بازی کردهام، باز رگههایی از طنز داشته است. از طرفی نقشهای طنزم را هم به گونهای بازی کردهام که به سمت هجو و لودگی نرود. چون ادا درآوردن خطرناک است، به هر حال امیدوارم در هر دو مورد رضایت مخاطب را جذب کرده باشم.
تعدد کارهایتان این ذهنیت را ایجاد کرده است که شما برای انتخاب کارهایتان آنقدرها هم سختگیر نیستید. درست است؟
اتفاقا برعکس. خیلی هم سختگیر هستم و حساسیت زیادی روی انتخاب نقشهایم دارم.
حساسیتهایتان شامل چه مواردی میشوند؟
از کارگردان بگیرید تا فیلمنامه و حتی خود نقش. البته پول هم برایم مهم است. (میخندد)
خب بهتر است کمی هم در دنیای شخصی مهران رجبی قدم بگذاریم. چطور میشود به وجوه پنهانی شما دست پیدا کرد؟
کسی نمیتواند این کار را در حق فرد دیگری بکند. چون این نهان است به غایت درون، اما تنها یک راه دارد و آن هم رفاقت است.
اولین شغل مهران رجبی؟
چمن آب دادن.
حقوق هم میگرفتید؟
بله، 1500 تومان.
اولین حقوقتان را چگونه خرج کردید؟
میلگرد خریدم برای نرده خانهیمان.
همه شغلهای قبلی شما؟
چمن آب دادن، گارسونی در رستوران، گوسفندداری، زنبورداری، چوپانی، معلمی بازیگری و تدریس در دانشگاه.
آدمها را با چه چیزی میسنجید؟
رفتار و تقوایشان.
روحشان را چطور میسنجید؟
سخته. ولی اگر یک روز با آنها زندگی کنیم، همه چیز رو میتوان فهمید.
چقدر اعتقاد دارید که قلب آدمها از چشمهایشان میزند بیرون؟
بسیار زیاد. جالب است بدانید سلولهای چهره با سلولهای دیگر بدن فرق میکنند که این مساله خود از اعجایب خلقت است.
کودک درونتان بدجوری زنده است. قبول دارید؟
بله. الان هم 10 سالشه و گاهی هم، همبازی پسر 4 سالهام علیرضا میشود.
لذتبخشترین کار دنیا برای شما؟
این که طاق باز بخوابم و ساعتها به سقف اتاق نگاه کنم. این کار لذت خاصی برایم دارد چون آدم از بالا به خودش نگاه میکند.
ارتباطتان با گریه؟
در حد تیم ملی برزیل. البته جوری که بچههایم متوجه نشوند. بیشتر در خلوت خودم گریه میکنم.
گفتید که در دانشگاه تدریس هم میکنید، بچهها از شما حساب میبرند یا ...؟
غلط میکنند حساب نبرند. لطفا همینجوری بنویسید.
تنبیهشان هم میکنید؟
بله. کمترینش هم ایستادن ته کلاس است.
وقتی برای اولین بار عکس خودتان را روی بیلبورد دیدید، چه فکر کردید؟ آن مهران رجبی با این مهران رجبی، احساس غریبگی میکرد یا نه؟
زیاد فرقی با هم نداشتند. البته یک چشمکی به او زدم ولی جوابم را نداد شاید میخواست بگوید زیاد هم مهم نیستی.
حاصل تمام زندگیتان روی بوم نقاشی؟
یک دسته گل، که آب دارد آن را با خود میبرد
به قول شهریار: از عشق جوانیام چه پرسی، من دسته گلی بر آب دیدم
دل بدرقه با نگاه حسرت
مهران رجبی...
سه نفر بهش میگن، بابا پول بده!
چه تیتری برایتان بزنیم؟
من دسته گلی بر آب دیدم.
محبوبه ریاستی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: