اما تا اینجا نمیشود از نارضایتی آشکار در چهره هیلاری کلینتون در سخنرانی کنوانسیون ملی دموکراتها در دنور براحتی گذشت. کلینتون که با جمعآوری بالاترین میزان اعانات و کمکهای مردمی توانسته بود حس فمینیستی 18 میلیون زن در ایالات متحده را برانگیخته و عملا آنها را به نفع خود بسیج عمومی کند و اکنون که وی از بازی کنار گذاشته شده است میبایست تکلیف این رای تا حدی سرنوشت ساز آن هم در سیستم الکترا کالج آمریکایی روشن شود.
هوشمندی مک کین پیر اینجا نمود پیدا میکند که به مانند رقیب دموکراتش در یک کیش غافلگیر کننده <سارا پیلن> را بعنوان معاون اول خود معرفی میکند. مککین در توجیه این اقدام متهورانه که تاکنون در تاریخ انتخابات ایالات متحده سابقه نداشته، اعلام میکند که وی پیلن را فوریه سال جاری در واشنگتن ملاقات کرده و بشدت تحت تاثیر وی قرار گرفته است، طوری که پس از این دیدار و چندین بار به طور کوتاه با یکدیگر ملاقات و تا این اواخر از هر دری صحبت کردهاند جز معاون شدن پیلن برای مک کین در انتخابات ریاست جمهوری.
البته انتخاب پیلن به نوعی انتخاب بایدن را نیز توجیه میکند، چرا که هر قدر بایدن چهرهای سرشناس و کاریزما در عرصه سیاست خارجی است و تزهایش خصوصا در نوع برخورد با ایران در ادامه راهبرد تغییر و تعقیب اوباماست، پیلن به همان اندازه و بیشتر بیاطلاع و ناآگاه و بیخبر از واقعیتی به نام ایران است، طوری که خودش میگوید من هنوز نمیدانم یک معاون رئیس جمهور هر روز چه کارهایی انجام میدهد.
وقتی هم مک کین در گردهمایی ملی جمهوریخواهان که متاثر از توفان گوستاو و تجمع اعتراضآمیز مخالفان ضد جنگ، در سایههای مملو از تردید و ناامیدی برگزار میشود به جمهوریخواهان توصیه میکند که سعی کنند پیلن را بشناسند.
هرمونتیکشناسی گذشته انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده نشان میدهد که توجه جمهوریخواهان بیشتر بر روی مسائلی همچون امنیت ملی متمرکز است و در مقابل دموکراتها از توانمندی بیشتری در بازسازی روابط خارجی ایالات متحده برخوردارند و این مسائل نیز در اعلانهای انتخابات ریاست جمهوری سال جاری نقشی محوری ایفا میکند.
مضاف بر این، جمهوریخواهان وجود یک فاکتور کلیدی به نام دغدغههای مذهبی، اجتماعی و خانوادگی را به راهبردهای خود افزودهاند. با این همه جمهوریخواهان عموما و مک کین پیر خصوصا از پایین بودن محبوبیت بوش که بخش عمدهای از آن ناشی از بحران جنگ با ترور است رنج میبرند. بویژه آنکه دموکراتها سعی میکنند همه تخم مرغهای بوش در عرصه سیاست خارجی را در سبد مک کین بگذارند.
اقدامات ضعیف صورت گرفته از سوی دوستان مک کین که وی همواره دوری از آنها را ترجیح میدهد در قبال آسیبها و لطمات توفان کاترینا و همچنین چندین رسوایی، سبب شده اکنون تنها سنگر باقیمانده برای جمهوریخواهان کاخ سفید باشد.
علاوه بر جنگ عراق و افغانستان، افزایش فساد اداری و مالی و اخلاقی اعضای جمهوریخواه همچون مارک فولی، دنیس هسترت، تام دیلی و پل ولفوویتز رئیس بانک جهانی و معاون سابق وزیر دفاع باعث سلب اعتماد و اطمینان شهروندان آمریکا به جمهوریخواهانی شده که همواره یکی از دغدغههای خود را توجه به باورهای دینی و رفتن به کلیسا در آخر هفته عنوان میکنند.
این در حالی است که با نگاهی به 8 سال گذشته میتوان دریافت کمتر رئیس جمهوری در آمریکا به مانند دوره ریاست جمهوری بوش با این تنوع و گسترهای از بحران در معادلات بینالمللی رو به رو بوده است.
فهرستی بلند بالا از بحرانهایی که فقط نگاهی به عناوین آن نمایانگر عمق فاجعه و به بن بست رسیدن دیپلماسی جنگ و جبر نومحافظهکاران است؛ فرو رفتن در باتلاق عراق و وخیمتر شدن نابسامانیهای امنیتی در این کشور، تنش در بحران هستهای کره شمالی، اوضاع متشنج شبه جزیره کره و قفقاز، جنگ بیسرانجام و ناآرامیهای وسیع در افغانستان، تشدید بحران سازش فلسطین و اسرائیل، شکلگیری کانونهای متعدد قدرت سیاسی، اختلاف وسیع و گسست در پیوند استراتژیکی محور فراآتلانتیکی، چالش پرهزینه بر سر پرونده هستهای ایران، شکلگیری زمینههای تنش در روابط با روسیه و چین،کاهش محبوبیت و از دست رفتن جایگاه واشنگتن نزد افکار عمومی جهان و دهها عنوان مناقشه و بحران و تنش، تنها گوشهای از میراث و دیپلماسی جنگطلبانه بوش برای مک کینی است که با انتخاب سارا پیلن در گردهمایی ملی جمهوریخواهان در مینهسوتا سعی دارد تجربه مهار بحران در عرصه سیاست خارجی را بیازماید.
انتخابی که از نگاه بسیاری خطرناک و در عین حال پرهزینه است، چرا که پیلن در حوزه امنیت ملی و سیاست خارجی اصلا تجربهای ندارد. البته مککین هم بخوبی از بی تجربگی پیلن در سیاست خارجی آگاه است، اما میگوید، پیلن زن با استعدادی است که میتواند بسرعت همه چیز را یاد بگیرد.
سارا لوئیز هیث پیلن در 11 فوریه 1964 در آیاداهوی ایالات متحده به دنیا آمد و پس از تولدش خانواده وی به آلاسکا مهاجرت کردند. فعالیتهای سیاسی سارا پیلن از سال 1992 آغاز شد و در این سال در شهر واسیلا به عنوان نماینده شورای شهر انتخاب شد و پس از آن در سال 1996 شهردار شهر واسیلا شد.
وی در سال 1999 برای بار دوم به عنوان شهردار انتخاب و در سال 2002 نامزد معاون فرماندار آلاسکا شد. در سال 2006 توانست به عنوان نماینده جمهوریخواهان انتخاب شود. پس از آن هم با شکست کاندیدای دموکراتها در 42 سالگی اولین زن و جوانترین فرماندار تاریخ آلاسکا شد.
این همه، تجربه و اندوخته کسی است که داعیه معاونت رئیس جمهور آتی ایالات متحده را دارد. از این زاویه است که منتقدان مک کین بر این باورند که پیلنی که 4 سال عضو شورای شهر بوده و 10 سال به عنوان شهردار یک شهر 6000 نفری فعالیت کرده، نمیتواند معاون مناسبی برای رئیس جمهور آینده آمریکا باشد.
هر چند از زاویه دیگر، انتخاب پیلن که با سقط جنین مخالف است و چهره خوبی در میان پروتستانها و سایر چپهای محافظه کار دارد، تنها امتیازهای مثبت انتخاب تاکتیکی مک کین است.
مککین سالخورده که چند روز پیش 72 سالگی خود را جشن گرفت و امیدوار است بتواند به عنوان پیرترین رئیس جمهور تاریخ آمریکا سوگند یاد کند و همواره از سرطان پوست رنج میبرد، اگر چه تدوین و تبیین دکترینهای سیاست خارجی حتی در مواجهه با ایران را به ایدهپرداز همسن و سال و یار غار بوش یعنی کیسینجر واگذارده است، اما از هم اکنون نوید جهشی را در سیاست خارجی ایالات متحده با پیلنی داده که بی تجربگی وی در عرصه سیاست خارجی حتی انتقاد طیفی از همراهان وی را نیز برانگیخته است.
سکانداری دولت آتی جمهوریخواهان با انتخاب احتمالی مک کین بهعنوان رئیس جمهور از آن سارا پیلن شده است که بندرت از آمریکا خارج شده و سفر خارجی داشته است. این نقطه ضعفی است که بسیاری از آن به عنوان آسیبی جدی در بدنه دولت از آن یاد میکنند، چرا که پیلن دارای درکی پایین و ضعیف از تحولات و بحرانهای بینالمللی است.
پیلن تنها در جولای 2007 پیش از ملاقات با گارد ملی آلاسکا که در کویت مستقر بود پاسپورت خود را گرفت و پس از آن هم یک سفر کوتاه به آلمان داشت. شاید این تنها باری بوده که وی پا به منطقه خاورمیانه نهاده است.
سارا پیلن اندکی پس از انتخاب شوکآورش در سمت معاون مککین، میگوید که تاکنون از ایران زیاد شنیده است ولی اطلاعات و دانستههای او در مورد موضوعی که به پای ثابت نطقها و اعلانهای انتخاباتی نوامبر 2008 تبدیل شده به مانند دیگر سرفصلهای بینالمللی اندک و ناچیز است.
پیلن با ادبیاتی که آشکارا مشخص است دیکتهای و وارداتی است، حق استفاده ایران از فناوری هستهای را در چارچوب رژیمهای بینالمللی منطبق بر موازین تعریف شده ایالات متحده مجاز میشمارد، تا آنجا که پدیدهای به نام اسرائیل در معرض تهدید و آسیب قرار نگیرد. تاملی کوتاه در همین چند جمله کوتاه از معاون آتی و البته احتمالی ریاست جمهوری آمریکا، خود بخویی گویای این واقعیت است که مک کین بر خلاف رقیب دموکراتش با انتخاب پیلن نه انتظار و نه توانایی هیچ گونه تغییر و تحول در عرصه حساس سیاست خارجی و روابط بینالمللی با دیگر کشورها از جمله ایران را ندارد و مانند گذشته قطار دیپلماسی ایالات متحده را حداقل در مواجهه با ایران بر روی ریل تهاجم خواهی پیش خواهد برد.
از این دیدگاه است که دوستان جمهوریخواه پیلن با ناامیدی و از سر ناچاری تنها به انتخاب تاکتیکی وی اشاره میکنند و میگویند که این انتخاب به آنها نیروی تازهای بخشیده و حمایت گروه فعال بزرگی را بر انگیخته است که در هر 2دوره سبب پیروزی بوش شدند.
با این همه توجه و دغدغه تکراری و از سر تقدیر نومحافظه کاران به فاکتور مذهب با این امیدواری که پیلن آخرین فرزند خود را که سندروم داون داشت، سقط نکرده با انتشار خبر بارداری پیش از ازدواج دختر 17 ساله اش نیز رنگ باخت.
از این رو به نظر میرسد تنها امیدواری مک کین در ادامه بازی شطرنج انتخابات 44 با رقیب زیرک دموکراتش ادامه پایاپای بازی در چارچوب تغییر تاکتیک بر خلاف اوبامایی که ساختار شکنانه به سمت تغییر راهبرد گام برمیدارد، باشد و از سوی دیگر امیدوار باشد که حافظه تاریخیاش کمکش کند، چرا که وی هنوز هم تجربه انتخابات پیشین ریاست جمهوری را در ذهن دارد.
نباید فراموش کرد که مک کین مدت مدیدی کمک آشپز بوش در مطبخ کاخ سفید بوده است و اگر چه اکنون سعی دارد طعم دست پختهایش را تغییر دهد، اما هنوز هم همان غذا را سرو میکند. پیروزی جمهوریخواهان در 2 دوره اخیر انتخابات ریاست جمهوری جدا از اشتباهات و خطاهای فاحش دموکراتها ناشی از این واقعیت ساده بود که «ملتها در میانه جنگ، فرماندهان خود را عوض نمیکنند.»
جمهوریخواهان خطاب به مردم میگفتند چگونه دموکراتی مخالف جنگ میتواند نبردی را که حتی به اشتباه هم آغاز شده به نفع آمریکا پایان دهد. اما اکنون که دیگر این راهبری هیچکس را قانع نمیکند، با تاکید بر تلاش برای بزرگنمایی تهدید ایران علیه آمریکا با هدف توجیه تداوم اوضاع نامساعد عراق و افغانستان و همزمان القای در راه بودن نبردی دیگر، در راه جنگ جهانی با ترور میخواهند همان فضای تب آلود و ملتهب گذشته را تکرار کنند. جمهوریخواهان امیدوارند در این شرایط این بار هم اعتماد و حمایت اجباری شهروندان به فرماندهان خود در میانه جنگ را به عنوان برگی برنده همراه داشته باشند.
از این نگاه است که با پیچیدهتر کردن معادله بحران هستهای ایران از یک سو و ورود به چالش ناخواسته تنش گرجستان و دمیدن در تنور جنگ فروخفته سرد و تعمیم خطرات و تهدیدات فرضی به سایر عرصهها حل بحران خود را میجویند.
تشدید بحران در پرونده هستهای ایران در این میان با وارد ساختن مجهولات بیشمار میتواند به فروکش کردن بحران فراروی آنها منجر شود، امری که به نظر میرسد طی هفتههای آتی با مهیا ساختن پیلن در قامت یک معاون رئیس جمهور و ملکه جنگی دیگر در کنار ایدههای کیسینجر، روندی تهاجمیتر به خود گیرد.
اما باید در نظر داشت در شرایط فعلی با توجه به تاثیرات منفی که اتخاذ سیاستهای مقطعی و نادرست نومحافظه کاران را برای آمریکا درپی داشته است، واشنگتن ازاعمال نوعی تغییر هم درگفتمان و هم در سیاستهای اصولی خود حداقل در قبال ایران ناگزیر است.
تغییری که با کیشهای مکرر اوباما به مک کین در میز بازی ایران حکایت از عدم درک صحیح و شناخت اصولی این سازوکارها از سوی مک کین دارد.
ارسلان مرشدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم