تئاتر به عنوان یکی از عوامل مهم در رشد شخصیت کودک همیشه مورد اشاره قرار گرفته است. کودک با تماشای نمایش رشد میکند و درک بهتری از زندگی پیدا میکند زیرا هنرمند تئاتر، گوشهای از زندگی را در چند متری وی به نمایش میگذارد. تماشای تئاتر به کودک این امکان را میدهد که قدرت بیان خود را تقویت کند و درباره پدیدههایی که تماشا کرده برای دیگران توضیح دهد و نظر خود را بیان دارد.
اما همانگونه که اشاره شد، ضعف متون نمایشی ویژه کودک و نوجوان و بخصوص مبحث آموزش نمایشنامهنویسی برای این گروه سنی در محیطهای آکادمیک ما آنچنان با بیمهری مواجه شده است که حتی بسیاری از هنرمندان و صاحبنظران، بزرگترین آسیب وارده بر بدنه تئاتر کودک و نوجوان را نبود متن مناسب برای این گونه نمایشی و مخاطبان دانا و آگاه آن میدانند.
این ضعف تا به آنجا ریشه میدواند که مصطفی رحماندوست، دبیر 3 دوره اخیر جشنواره تئاتر کودک و نوجوان مهمترین عامل بازدارنده سیر صعودی تئاتر کودک در کشور را نبود متن نمایشی مناسب بیان میکند. در همین راستا و به سبب ریشهیابی این معضل و از طریق این گزارش بر آن شدیم که با مطرح کرن این مساله میان برخی استادان دانشگاهی، به بررسی هرچند اجمالی و در حد توان این مقال، در مورد چرایی ضعف متون نمایشی کودک و نوجوان، با دقت در مساله آموزش آن در محیطهای دانشگاهی بپردازیم.
بیتوجهی به نمایشنامه نویسی کودک
منوچهر اکبرلو، نویسنده، کارگردان و مدرس دانشگاه در زمینه چرایی توجه به عناصر ساختاری نمایشنامه در تئاتر کودکان و نوجوانان در قیاس با نمایشنامههای تئاتر بزرگسال میگوید: هرچند بر کسی پوشیده نیست، اما شاید ذکر این حقیقت خالی از لطف نباشد که برخی عناصر سازنده یک متن نمایشی در تئاتر بزرگسالان، مانند داستانپردازی گاه ممکن است به عمد از سوی نویسنده مورد بیتوجهی قرار بگیرد. اما نمایشنامهنویس کودک و نوجوان باید علاوه بر بکارگیری درست همه عناصر ساختاری، موارد دیگری را هم مورد توجه قرار دهد.
رئیس هیات مدیره انجمن نمایشگران کودک و نوجوان خانه تئاتر در ادامه به این نکته اشاره میکند: از جمله این موارد میتوان به تاکیدگذاری، درشتنمایی و اغراقهای فنی، ایجاد فضای فانتزی، خیالپردازانه و بعضا رویاگونه و ایجاد ریتم و ضرباهنگ متناسب با حال و هوای مخاطب و در عین حال نگاه ساده و سرراست، به دور از حواشی و اضافات گمراهکننده و پیچیدهگیهای متداول در متون بزرگسال اشاره کرد که توجه به این نکات در نمایشنامه کودک باید صد چندان جدیتر تلقی شود.
نویسنده کتاب پژوهشی تکنیکهای نمایش خلاق برای کودکان و نوجوانان، با بیان این مطلب که برطرفسازی این قبیل آسیبها و ضعف نمایشنامهنویسی از وظایف آموزشی دانشکدههای تئاتری به حساب میآید، تاکید میکند: در بیشتر آثار نمایشی که در حوزه تئاتر کودک و نوجوان، از سوی دانشجویان تئاتری و یا فارغالتحصیلان این رشته نوشته و اجرا میشود، نهتنها شاهد رعایت موارد ذکر شده نیستیم، بلکه مشاهده میکنیم که بسیاری از این آثار حتی از عناصر اولیه و ساختار ابتدایی یک اثر نمایشی تهی است.
اکبرلو با ابراز تاسف از نبود شرح درس مناسب با توجه به نیازها و آسیبهای نمایشنامهنویسی کودک و نوجوان در دانشگاهها، این مساله را بزرگترین معضل نبود آموزش صحیح اصول اولیه برای نویسندگان این بخش در محیطهای آکادمیک میداند و میافزاید: ضعف در قصهپردازی به عنوان مهمترین عنصر ارتباط با مخاطب کودک، تناسب نداشتن موضوع و مساله نویسنده با تماشاگر، بهکارگیری شخصیتهای ناهمگون با قصه و فضا، بدون پشتوانه و شناسنامه فردی و عموما بیهویت، زبان و ادبیات نامناسب و نامفهوم، اتفاقات بیمنطق و بیآغاز و انجام و مواردی از مشکلاتی است که همواره دامنگیر متون نمایشی کودک و نوجوان بوده است که به دلایل گوناگون مانند جدی نگرفتن مساله نمایشنامهنویسی برای کودک و نوجوان و دانش کافی نداشتن استادان تاکنون برای برطرف کردن این آسیب بنیادی در محیطهای دانشگاهی به آن توجه نشده است.
نگاه سادهانگارانه به تئاتر کودک
اما از همه این موارد مهم که بگذریم، ادبیات نمایشی کودک و نوجوان ما در حال حاضر از مشکل و معضل بزرگتری آسیب میبیند که شاید سببساز بسیاری از موارد ذکر شده باشد و بدون شک در ریشهیابی این مساله باز هم سرچشمههای نضجگیری آن را در محیطهای دانشگاهی میتوانیم جستجو کنیم.
حسین مهکام، نویسنده، کارگردان و مسوول شورای نظارت بر تئاتر کودک در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در این خصوص میگوید: نگاه سادهانگارانه به مقوله تئاتر کودک و نوجوان مشکل مشترکی است که در بیشتر نمایشنامههای مربوط به این گروه سنی با آن برخورد میکنم. به گمانم اگر مساله و معضل اصلی تئاتر کودک و نوجوان این نکته نباشد، یکی از مهمترین آنهاست؛ معضلی که شاید بیشترین لطمه را به این آثار وارد کرده و در عین حال همواره از منظر توجه و عنایت نویسندگان، تماشاگران و حتی گاه منتقدان، مخفی مانده است.
نویسنده نمایشنامه آکواریوم همچنین میافزاید: به جرات میتوانم بگویم معضل سادهانگاری همچون یک بیماری پنهان، به پیکر نحیف تئاتر و ادبیات نمایشی کودک و نوجوان ما رسوخ کرده و تکتک اعضا و عناصر آن از طرح داستانی تا عناصر ساختاری و حتی پایانبندی اثر را در برگرفته است. شاید به دلیل همین نگاه سادهانگارانه است که در بیشتر آثار خلق شده عنوان تئاتر کودک و نوجوان، شاهد رویدادهای بیمنطق، داستانهای بیآغاز و انجام و حضور اشخاص و کاراکترهای بدون هویت و شناسنامه هستیم.
رئیس سابق کانون نمایشگران دینی، آبشخور اصلی به وجود آمدن این طرز نگاه و تلقی سادهانگارانه به مساله نوشتن نمایشنامه برای کودک و نوجوان را دانشگاه میداند و میافزاید: با بیتوجهی محیطهای آکادمیک تئاتری و شکل دادن این طرز تفکر میان دانشجویان که تئاتر کودک و نوجوان نیازمند آن نگاه دقیق و عمیق، همچون تئاتر بزرگسال نیست، خواه ناخواه این سوق دادن دانشجویان توسط دانشگاهها و استادان به دستکم گرفتن مخاطب کودک و نوجوان و به قولی جدی نگرفتن این گونه مهم نمایشی منتهی میشود.
بی توجهی استادان و دانشجویان به تئاتر کودک
شاید بتوان گفت تئاتر کودک و نوجوان و بویژه ادبیات نمایشی کودک در شرایط کنونی از یک سوءتفاهم بزرگ در معرض آسیب است و آن این که بسیاری از نویسندگان و دستاندرکاران فعلی این عرصه، نه تنها به ظرافت، حساسیت و در مجموع مسوولیت خطیر خود واقف نیستند، بلکه آن را دست کم گرفته و سهل و ساده میپندارند.
سیمین امیریان، نویسنده، کارگردان و مدرس دانشگاه در این باره معتقد است: شاید با ایجاد این تصور در بین هنرمندان، دانشگاهیان و متولیان تئاتر کودک و نوجوان در کشور که ذهن فرار، تنوعطلب، زودباور و خیالپرداز کودکان، متوجه خطاهای بهظاهر کوچک آنان نمیشود، پس هرگونه انحراف از خط داستانی مجاز شمرده میشود و وقوع هر اتفاق و ورود و خروج هر شخصیت، بیهیچ دلیل و منطق، دلیلمند و منطقی تصور میشود. در حالی که چنانچه از سراتفاق و یا کسب تجربه، مخاطب اثری نمایشی و یا هر اثری از این دست، همراه با کودکان باشیم، بدون شک مشاهده میکنیم که آنان عموما به نکات جزیی، خاص و ظریفی توجه میکنند که بیشتر بزرگسالان، شاید بهدلیل عادت و یا مشغلههای دوران بزرگسالی از آن غافلند.
نویسنده نمایشنامه پرنس قرباغه با تاکید بر همان نگاه سادهانگارانه که پیشتر سخن از آن رفت، بیان این مطلب که چه بسا نگاه سادهانگارانهای که از آن سخن به میان آمد، از همین غفلت بزرگسالانه ناشی شده باشد، میافزاید: بیجهت نیست که در بیشتر آثاری که با عنوان نمایشنامه کودک و نوجوان نوشته میشود، شاهد آن هستیم که در روند نمایش، داستان مدام از مسیر اصلی خود دور میشود، اتفاقات و حوادث فرعی و گاه حتی بیارتباط با روند داستان، بیهیچ دلیل و منطقی به وقوع میپیوندد، آدمها و اشخاص نمایش بدون هیچ سنخیت و هماهنگی با یکدیگر و با کلیت اثر، با هر بهانهای وارد قصه شده و بدون هیچ دلیلی خارج میشوند، از هر واژه، کلام و جمله تنها با ظاهر ساده و گاه شعرگونه، اما مملو از اشتباههای دستوری و ادبی استفاده میشود و دهها خطای کوچک و بزرگ دیگر صورت میگیرد.
امیریان در بیان دلایل این بیتوجهی اصولی و بنیادین در امر آموزش دانشگاهی نمایشنامهنویسی و تئاتر کودک و نوجوان میافزاید: در بیشتر بحثهای انتقادی و البته متداول درخصوص این آثار، معمولا کمتجربهگی و نبود دانش فنی نویسنده، که بیشتر از محیطهای دانشگاهی نیز سرچشمه میگیرد، میتواند سببساز بروز این خطاهای گسترده قلمداد شود. البته صاحبنظران این عرصه سعی میکنند با توصیه نویسندگان و هنرمندان به مطالعه و تجربه بیشتر استادان و دانشجویان همت گمارند و آنان را متوجه اشتباههای خود کنند تا از خطاهای بعدی جلوگیری شود؛ حال آن که خطا و مشکل اصلی در همان سوءتفاهمی نهفته است که از نگاه سادهانگارانه و در واقع غفلت بزرگسالانه در محیطهای آکادمیک و سپس نگاه متولیان نمایش کودک و نوجوان، به اینگونه نمایشی نشات میگیرد.
پایان سخن
آسیبهای جدیای در مسیر نمایشنامهنویسی و کلیت تئاتر کودک و نوجوان وجود دارد. از جمله این آسیبها به حاشیه کشیده شدن تئاتر کودک و نوجوان در کشور است. دلیل آن هم، همانطور که بیان شد، این است که تئاتر هنوز بدرستی در کشور ما نهادینه نشده و با تغییر مسوولان دچار نوسان میشود.
نظریههای تئاتر کودک و نوجوان هنوز برای دانشگاهیان (دانشجویان و اساتید) و هنرمندان این رشته ناشناخته است. ژانر کودک دارای بخشهای مختلفی است که نیازمند برنامه و تخصص مربوطه است که این نکته نزد هنرمندان و برنامهریزان شرح دروس دانشگاههای تئاتر برای شاخه تئاتر کودک و نوجوان لحاظ نمیشود.
هنرمند تئاتر کودک و نوجوان در مرحله نخست باید بخشهای مختلف این تئاتر را بشناسد و این شناسایی یا به طور مستقیم از دانشگاهها نشات میگیرد و یا از سوی استادان این رشته که در دانشگاهها به تدریس میپردازند در کلاسهای بیرون از محیط دانشگاه آموزش داده میشود. اما توجه نکردن به مخاطب و خواستههایش که محیطهای آکادمیک ما یکی از مهمترین سرشاخههای شکلگیری این طرز نگاه عمومی تلقی میشوند نیز عامل مهمی در نابسامانی تئاتر کودک و نوجوان و نمایشنامهنویسی آن، به شمار میآیند.
هرچند مطالعه علمی و کسب تجربه و دانش فنی درخصوص ویژگیهای خاص تئاتر کودک و نوجوان، موجب رفع بسیاری از مشکلات فعلی این عرصه خواهد شد؛ اما چنانچه دیدگاه نویسندگان و دستاندرکاران این امر نسبت به حساسیت، اهمیت و ظرایف و پیچیدگیهای خاص تئاتر کودک و نوجوان، تغییری نکرده و آنان فضای کار برای کودک و نوجوان را همچنان عرصهای سهل و ساده و به قولی علیالسویه تصور کنند، با کمال تاسف باید گفت شاهد اتفاقی خاص و جریانی رو به رشد در زمینه تئاتر کودک و نوجوان نخواهیم بود.
امین خرمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم