شنبه 22بهمن 1362 (ادامه)
: نزدیک ظهر ، خبر دادند که عراقی ها دو موشک دیگر در ساعت یازده صبح به دزفول زده اند. مجموعا حدود 8شهید و 100مجروح داشته ایم .
کد خبر: ۲۰۴۶۵
عجیب است که پنج موشک را به یک شهر زده اند؛ با این که یازده شهر را تهدید کرده اند. عصر آقای عبدالمجید معادیخواه آمد و راجع به فعال شدن بنیاد تدوین تاریخ انقلاب کمک می خواست . عفت و فاطی برای تماشای نمایشگاه آثار هنری خانم های حزب جمهوری اسلامی رفتند و با خانم مطهری و خانم عراقی برگشتند. سپس به هتل استقلال برای شرکت در مراسم پایانی برنامه مهمانان خارجی دهه فجر رفتند. امشب ، خبر انجام عملیات نفوذ به خاک عراق در نزدیکی سد دربندی خان پخش شد. اگر سد را بگیریم ، مشکل اقتصادی و روانی عظیمی به عراق وارد خواهد شد. لابد عراق عکس العمل وحشیانه ای ابراز خواهد کرد. 15کیلومتر بدون برخورد با موانع پیش رفته ایم و به شرق دریاچه سد رسیده ایم . هلی برد عراقی ها را خنثی کرده ایم و چند نفر از آنها را به اسارت گرفته ایم .
یکشنبه 23بهمن 1362
: به جلسه علنی رفتم . قبل از دستور، درباره مقابله به مثل در زدن شهرهای عراق صحبت کردم . لحظه صحبت من مصادف بود با آغاز شروع گلوله باران سه شهر بصره ، مندلی و خانقین که با اخطارهای قبلی از ساعت هفت صبح امروز شروع شد. اکثریت نمایندگان در تایید این تلافی ، بیانیه ای امضا کردند. مقابله به مثل در مردم شور عظیمی برپا کرده است . مردم از این که ما در گذشته ، مقابله به مثل نمی کردیم ، ناراحت بودند، ولی چون تصمیم امام بود، اعتراضی نمی کردند. ظهر در دفترم ، مطابق معمول چند ملاقات داشتم . آقای مطهری امام جمعه ساوه آمد و هدیه هایی برای جنگ و کتابهای خودش را برای من آورد و از حرکتها و برخوردهای آقای موحدی ساوجی نماینده مجلس شکایت داشت . آقای علی بابا بابایی نماینده اسفراین هم آمد و از مخالفت آقای واعظ طبسی و حزب جمهوری اسلامی مشهد با امام جمعه اسفراین به اتهام هواداری از آقای آیت الله حاج سیدابوالقاسم خویی ، گله داشت . آقای شریفی هم مباحثه دوران تحصیلم آمد و از مدیریت کارخانه چوکا انتقاد داشت . آقایان سیدرضا زواره ای و منوچهر متکی که عازم کنفرانس کنترل موالید در هند بودند، آمدند و درباره مطالبی که در آن کنفرانس باید مطرح کنند و موضع اسلامی ما مشورت کردند؛ نظراتی دادم . عصر در جلسه شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی شرکت کردم . بحث در مورد کیفیت برخورد با انتخابات بعد از نهی امام از کاندیدا کردن سراسری و حوزه ای برای حوزه دیگر بود. قرار شد از امام بپرسیم که آیا حزب جمهوری اسلامی هم مشمول این دستور است یا خیر؛ بعد از جلسه ، آقای ربانی املشی از من خواست که با امام مذاکره کنم ؛ از این که امام جلو حرکت مرکز و کاندیدا کردن سراسری را گرفته اند، ناراحت بود. بعد از ظهر آقای ادریس بارزانی آمد و گزارشی از وضع کردهای عراق داد و مشکلاتش را مطرح کرد و اظهار وفاداری نمود. می گفت چند ماه است ، مقرری ایرانیان به آنها تاخیر افتاده و خواستار تحویل اسلحه های اهدایی سوریه به آنها بود. با احتیاط با آنها برخورد می شود که طوری قوی نشوند که در آینده مشکلی برای عراق بعد از صدام باشند.