حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
در همین راستا و با فرارسیدن ماه مبارک رمضان با همکاری آقای ساعد معظمیگودرزی گفتگویی ترتیب دادیم با حضور احمد نادمی (از سردبیران گروه فرهنگ و اندیشه رادیو فرهنگ) - زهره سادات هاشمی (مجری و گوینده رادیو جوان) امیر دبیریمهر (سردبیر و کارشناس مجری رادیو گفتگو) - یاسر دعاگو (گوینده و مدیر تولید و پخش رادیو قرآن) و با طرح سوالاتی در خصوص کم و کیف برنامههای مناسبتی رادیو (خاصه مناسبتهای مذهبی) نظراتشان را جویا شدیم. این که آیا برنامههای مناسبتی رادیو در حد استانداردهای تعریف شده ساخته میشوند و آیا محتوا و فرم و قالب این برنامهها میتواند پاسخگوی نیاز مخاطب باشد، سوالاتی است که جواب آن را در خلال این گفتگو پیدا میکنید.
اینکه آیا برنامههای مناسبتی حال حاضر رادیو در حد استانداردهای تعریف شده هستند مسالهای است که کمتر به آن توجه شده. آیا این مساله از سوی اصحاب رسانه رادیو در حد قابل قبولی است؟
احمد نادمی: در کل چون ما در جامعهای زندگی میکنیم که مناسبتهای خاص داریم، این تعریف وارد رسانه نیز شده است به این معنا که برنامهها را بصورت خاص و برای مناسبتهای خاص تعیین میکنند و قاعده کلی نیز این است ولی برنامهای مثل برنامه خودم در شبکه فرهنگ، که بصورت روتین، با یک رویکرد مشخص و در یک ساعت مشخص پخش میشود، طبیعی است که وقتی به یک مناسبت خاص میرسیم، از طرف مدیریت و یا شخصا برنامه را با آن ایام و روز خاص هماهنگ میکنم. این مساله پذیرفته شده است و چون خود مناسبت هم تعریف مشخصی ندارد، میتوان گفت بله، در چنین برنامههایی به آنچه مد نظر اصحاب رسانه بوده است، رسیدهایم.
خب این جا 2 مساله مطرح است. یکی برنامههایی که خاص این ایام تولید میشوند و دیگری برنامههایی که با فرارسیدن این ایام رنگ و بوی مناسبتی به خود میگیرند. کدام پذیرفتنیتر است؟
زهره هاشمی: یکسری از برنامهها روتین است و برنامهساز ملزم است که برنامه روتین خودش را در قالب آن مناسبت درآورد. ولی جدول پخش بعضی از برنامهها را خالی میکند و برنامه ویژهای را برای آن مناسبت در نظر میگیرد.
اما مسالهای که هست در مناسبتهایی مثل ایام شهادت گاهی گوینده مجبور است برنامههای غیرمناسبتی مثل برنامههای ورزشی را نیز اجرا کند. برای خود من بارها پیش آمده و این کار را سخت میکند. به نظر من در اینباره سیاستها بایستی عوض شود. حالا نمیدانم دوستان چقدر با صحبتهای من موافق هستند؟
امیر دبیریمهر: البته من میخواهم به یک نکته اشاره کنم آن هم تعریف و تفاوت گذاری است که در مورد شبکههای رادیویی در سازمان اعمال شده. شبکهها به 3 دسته تقسیم شدهاند. شبکههای عمومی مثل ایران یا پیام.
شبکههای اختصاصی که مخاطب اختصاصی دارند مثل شبکه جوان یا تهران و شبکههای تخصصی که به موضوعات تخصصی میپردازند مثل شبکههای سلامت، قرآن، گفتگو و معارف در رابطه با مناسبتها، شبکههای عمومی و اختصاصی بیشتر با قالب و شکل برنامهسازی در کنش هستند و وقتی در مناسبتی قرار میگیرند به تغییر آهنگ و لحن محزون گوینده و یا بیان احادیث یا شعری بسنده میکنند. ولی متاسفانه این جریان، برخورد غالب صدا و سیما با برنامههای مناسبتی است، ولی شبکههای تخصصی در رادیو بویژه رادیو قرآن، معارف و همچنین رادیو گفتگو چون بحث در این رادیوها تخصصی است نه تنها باید در شکل متوقف نمانند بلکه اگر وارد بحثهای محتوایی مناسبتی نشوند، کارشان کاملا ناپسند و مخاطب کاملا ناراضی خواهد بود. عموما در مناسبتها از رادیوهای تخصصی انتظار میرود که مثل یک کلاس درس یا به صورت یک گفتگوی کاملا جدی درباره آن مناسبت صحبت شود.
مثلا در ماه مبارک رمضان که ماه نزول قرآن است مخاطب از این نوع رادیوها انتظار دارد که فراتر از این که صوت قرآن را میشنود به بطون قرآن نیز پی ببرد و تفسیر، شان نزول و اسباب نزول آیات را نیز بداند. من جای این مباحث را در رادیو و تلویزیون خیلی کم میبینم.
مثلا در مورد شبهای قدر نظرات مختلفی وجود دارد. گروهی میگویند 27 رجب، گروهی 19 رمضان، گروهی 21 تا 23 و گروهی 27 رمضان را شبهای قدر میدانند. کمتر در برنامههای رادیو و تلویزیون اقوال بزرگان در این باره مطرح شده است و جریان غالب این بوده که از یک روحانی دعوت میکنند و مردم را به تقوا، اخلاق نیکو و بهرهگیری از این شبها دعوت میکنند. در حالی که شبکههای تخصصی رادیو وظیفهشان این است که وارد این بحثها شوند.
چون وقتی طرح موضوع میشود در حاشیه آن، کل دانش و معرفت از طریق رسانه میتواند به مخاطب منتقل شود. یک علتش این است که شاید کارهای پژوهشی و تحقیقی در رسانه کاملا مهجور است. یعنی ما نیامدهایم در مدیریت، در ساختار، در سازماندهی، در برآوردها و هر چیز دیگری که میتواند عامل انگیزشی باشد معیارهای پژوهشی و تخصصی قرار دهیم.
هاشمی: دقیقا همینطور است. در مناسبتهای مختلف که کنداکتور یا جدول پخش یک شبکه را عوض میکنند، شورایی تشکیل نمیشود تا یک گروه تخصصی به موضوعات بپردازد و جدیدا به کسانی که بتازگی میخواهند وارد رادیو شوند برنامههای مناسبتی میدهند.
نادمی: یک نکته هم من اضافه کنم که هر ساله یک تقویم خاص به صورت بخشنامه برای گروهها میآید که در آن مناسبتها مشخص شده است. با این تعداد برنامه مناسبتی، این سوال مطرح میشود که جایگاه پژوهش در کل برنامههای صداوسیما کجاست؟ مساله دیگر آموزش است. کسانی که برنامهسازی میکنند کدامشان آموزش دیده استاندارد هستند؟
کسانی که میخواهند در رادیو برنامهسازی کنند باید کار خودشان را بلد باشند. در هنر معمولا آموزش نداریم. سیستم هنرمند شدنمان تقلیدی است تا این که به توانایی برسیم و در کارمان نوآوری داشته باشیم. این اتفاق در رادیو هم دارد میافتد. برنامهساز با توجه به تصویری که از یک ژانر خاصی دارد عمل میکند و فرقی نمیکند که برنامهساز تازهکار باشد یا 10 سال کار کرده باشد. ما به دوستانی هم که سابقه برنامهسازی داشتهاند برنامه مناسبتی پیشنهاد کردهایم ولی نتیجه خیلی ضعیف بوده چون هر کس با دید خاص و یک شکل برنامه مناسبتی میزند.
هاشمی: خب من هم میخواهم دقیقا به همین اشاره کنم. این که آموزش چقدر باید کاربردی باشد خیلی مهم است. نیروی تازهواردی هم که من به آن اشاره میکنم به خاطر نبود همین آموزش است. چون برنامهساز از دایره تجربههایش نیز استفاده میکند ولی کسی که تازه آمده همین تجربه را هم ندارد. اکثر مردم اعتقاد دارند که صداوسیما و رسانه ملی در ساخت و پرداخت برنامههای مذهبی موفق نیست. ما اگر میخواهیم فرهنگ دینی را بسط و گسترش دهیم، اگر میخواهیم مردم ما در روزهای مناسبتی رو به سمت ماهواره نیاورند و شعائر اسلامی برجا بماند، اتفاقا در این حوزه باید خیلی قویتر عمل کنیم. ولی ما دقیقا برعکس عمل میکنیم. ضمن این که در حوزه مناسبتهای مذهبی شاد بسیار ضعیف عمل میکنیم. این نظر مردم نیز هست. اگر ادعا میکنیم که در جامعه اسلامی زندگی میکنیم، چقدر میزان موفقیت ما افزایش یافته است؟
دعاگو: درخصوص برنامههای شاد مناسبتی، اگر در مقام مقایسه رادیو و تلویزیون باشیم، میبینیم که رادیو خیلی موفقتر عمل کرده است.
نادمی: در تکمیل صحبتهای دوستان میخواهم بگویم که محتوا و شکل برنامههای مناسبتی در رادیو تعریف شده نیست. در حالی که رادیو کاملا تعریفپذیر است؛ هم از لحاظ عناصر سازنده و هم قالب و محتوای برنامهها. آیا روی این تعاریف درست عمل شده است و پژوهش به عمل آمده؟
دعاگو: البته همیشه برای برنامههای مناسبتی پژوهش لازم نیست. مخاطب از شما در ماه رمضان انتظار دارد که ترتیل پخش کنید. خب این کار به پژوهش نیاز ندارد شما فقط باید سعی کنید که ترتیلهای نو و بدیع پخش کنید. یا دعای افتتاح را از رادیو پخش کنید یا مناجات خمسه عشر را. خب اینها به پژوهش نیاز ندارد یا کسی که برنامههای سحر و افطار ماه رمضان را گوش میکند فقط میخواهد فضای عرفانی سحر و افطار را به او انتقال دهیم. حالا این حس را میتوان با یک مناجات کوتاه یا موسیقی نیز القا کرد.
هاشمی: ما نباید مخاطب را به تفکر وادار کنیم؟
دبیریمهر: من میخواهم درباره این موضوع توضیحی بدهم. خیلی از بحثهایی که مطرح میشود درباره همه برنامهها مصداق دارد. برنامههای مناسبتی هم که چیزی فراتر از برنامههای دیگر نیست. در وهله اول برنامه است که یک صفت مناسبتی را هم پذیرفته. من میخواهم بگویم که ما دچار نوعی مناسبتزدگی در رادیو و تلویزیون شدهایم، از دو وجه: یکی آن وجه ناگزیر کثرت مناسبتهاست که بخشی از آن مناسبتهای دینی است و بخش اعظمی غیردینی و وجه دیگر عیب و نقصی است که همه نخبگان و تودهها و هم برنامهسازان و مخاطبان به آن اذعان دارند ولی باز هم برنامهها در همین حد مانده است و آن هم سطحینگری و کلیشهای عمل کردن است. این مساله در وجه شکلی و محتوایی برنامهها نمود پیدا میکند و در واقع پاسخ به نکتهای است که آقای دعاگو گفتند.
بله اصلا بنابراین نیست که در تمام شبکهها و ساعتها بحثهای سنگین انجام شود. رسانه در درجه اول باید ارتباط برقرار کند. موسیقی، بیان گوینده، ابزارهای مختلف و ... در رسانه رادیو، برای جذب مخاطب موثر است ولی در مناسبتهای مذهبی به نظر من به یک تکرار رسیدهایم. در بحث محتوا هم که کلیشه شدهایم. اینکه همکاران فرمودند ما تیم مناسبتی نداریم، واقعا نکته خیلی مهمی است. یعنی باید کسانی در هر شبکه باشند که آموزشهای لازم را دیده باشند، برای ساخت برنامههای مناسبتی المانهای زیباشناسی و مخاطبشناسی را در نظر بگیرند. حتی المانهایی که در درون دین و مذهب وجود دارد. مثلا در درون فرهنگ دینی هم ما عناصری داریم که جذابتر از دیگر عناصر است. نمیشود با یک روحیه محافظهکارانه بگوییم که همه عناصر دینی ما به یک اندازه جذابیت دارد. عرضم این است که تیمهای مناسبتی باید اینها را خوب بشناسند و به آدمهای حرفهای در این بخشها تبدیل شوند و بتوانند در بعد شکل و محتوایی کار کنند. نکته دوم تخصصی کار کردن است که فوقالعاده در حوزه برنامهسازی بویژه برنامههای مناسبتی مهم است. شما هر چه در حوزه پژوهش و تخصصی شدن جلوتر میروید، مشورت، مطالعه و تحقیق میکنید، خود را بیشتر نیازمند میبینید. اینجاست که میتوانید به نیازها و سوالات مخاطبان هوشمندی که خانم هاشمی گفتند پاسخ دهید. اشکال بزرگ برنامهسازان ما این است که آنی خود را به جای مخاطب میگذارند. فکر میکنند تمام نیازهای مخاطب را تشخیص دادهاند و تمام طیف مخاطب را میشناسند. مخاطبشناسی فرآیندی است که به مرور تکمیل میشود. چون مخاطب نیز دائما در حال تغییر است. ضمن اینکه عرصه رقابتی رسانهها نیز رو به گسترش است.
در حال حاضر در رادیو برنامههای خوبی داریم که از لحاظ پژوهش و شکل نمونهاش را در شکل تلویزیونی آن نداریم. ولی شاید بسیاری از این برنامهها شنیده نمیشوند. این دیگر ربطی به ذائقه ندارد. ولی این عرصه رقابتی باعث شده تا رادیو دچار مشکل شود.
دعاگو: البته نمیتوان از جذابیتهای تصویر گذشت ولی در رابطه با برنامههای سحر به جرات میتوانم بگویم که رادیو رقیب ندارد. این عرفی است که در جامعه ما وجود دارد که در زمان سحر مخاطب همنشین رادیو است.
نادمی: من هم با تعبیر شما موافقم. ضمن این که میخواهم از صحبتهای دوستان استفاده و اضافه کنم که اگر در رادیو با سوالی از سوی شنونده روبهرو شدیم، باید برای پاسخ به آن سوال تلاش و برنامهسازی کنیم و اگر در ساخت کارهای مناسبتی چیزی در چنته داشته باشیم که ارائه دهیم آن وقت میتوان امیدوار بود که در رادیو تحولی رخ داده است.
دبیریمهر: ضمن اینکه مناسبتهای ما هر سال ثابت هستند ولی آن مثلثی که به عنوان نیاز، میل و مصلحت در رسانه وجود دارد، دائم تغییر میکند. ما باید همواره یک مدل پویا و الگوی رسانهای داشته باشیم که بین این مناسبتهای ثابت و این مثلث متغیر یک ارتباط منطقی در برنامهسازی برقرار کنیم به این طریق میتوان مناسبتها را به روز کرده و برای مردم معنادار... و از مناسبتزدگی که خیلی هم خطرناک است جلوگیری کرد.
دعاگو: یک نکته هم که میخواهم اضافه کنم این است که الان هر گروه یک تیم مناسبتی دارد. البته ممکن است به شکل سازمانیافته نباشد. ولی این مساله هم حسن دارد و هم زیان. حسن از این نظر که تجربه بیشتر تیم برنامهساز و درک فضاهای مختلف و درک و دریافت و انعکاس نظرات مخاطبان در برنامههای مختلف باعث میشود که هر سال تجربه تیم برنامهسازی افزایش پیدا کند و زیان از این نظر که اگر مناسبتهای خاص هر سال به یک گروه واگذار شود، کمتر از فکر نو بهره خواهند برد و میتوان گروههای برنامهسازی را هر سال تغییر داد و گروه قبلی به عنوان مشاور تجربیات گذشته را در اختیار فکر نو گروه جدید بگذارد.
هاشمی: به عنوان حسن ختام عرض کنم که رادیو رسانهای قوی است در برنامهسازی. قدرت سخن، موسیقی و ... در رادیو آنقدر زیاد است که میتواند آدمها را منقلب کند و ما گاهی یادمان میرود که چه ابزار و قدرت بزرگی در اختیارمان است.
آزاده خواجه نصیری
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....