صادق داوریفر که سال گذشته برنامه «این جا چراغی روشن است» را در ایام ماه مبارک رمضان تولید کرده امسال با «بوی باران» یک بار دیگر تواناییاش را در ساخت برنامههای مناسبتی (آن هم با رنگ و بوی جنگهای شاد و مفرحی که از او سراغ داریم) نشان داد. داوریفر میگوید: «زمانی که برنامه به من پیشنهاد شد، قصدم این بود که تیم و فضای جدیدی را تجربه کنم و شکل اولیهکار با حسین قدیمی، هدی فلاح و قاسم اورنگی در ذهنم نقش بست اما در جلسهای که در گروه جامعه داشتیم، دیدم همه آمدند و خیلی برایم جالب بود که هر کدام از بچهها یک گوشه از کار برنامهسازی را در دست گرفتند و خیلی خوب از عهده کار بر آمدند و درواقع تیم خودش بسته شد.»
بوی باران یک نوستالژیک، تکرار اتفاقی خوشایند و حسی غیرقابل توصیف است. رکن اساسی این برنامه وجودخود باران است و مشتقات آن مثل رعد و برق، ریزش قطرات باران و... چنانچه قبل و بعد تمام بخشهای کارشناسی پالسهای رعد و برق کار میشود که نشان از گذرا بودن و حسی از زود آمدن و زود رفتن ر به شنونده القا میکند.
اما یکی از المانهای اصلی در برنامه بوی باران طنین صدای استاد شجریان است. صادق داوریفر در این باره میگوید: «امسال یکی از دغدغههای من برای تولید این برنامه استفاده از صدای استاد شجریان بود. ابتدا احساس کردم که امسال هم مثل سال گذشته، نمیخواهم «ربنا...» را در زمان پخش اذان کار کنم ولی در نظر داشتم آیتمی در همین فضا کار کنم. در واقع میخواستم در تمام آرم آنونسها و فضاهای موسیقایی که تهیهکننده کار میکند، حتما از صدای استاد شجریان استفاده کنیم و رنگ اصلی برنامه صدای استاد باشد.»
داوریفر از جمله سردبیرانی است که همیشه فضاهای طنز را چاشنی کارهای رادیوییاش میکند. او اعتقاد ندارد که ماه مبارک رمضان ماه سنگینی است؛ این را میشود در آیتمهای مفرح و طنزگونه برنامه شاهد بود: ازجمله آیتم دیوانه در شهر که هر روز زندگی دیوانهای را روایت میکند که در شهر پرسه میزند و اتفاقاتی که برای او میافتد در قالب طنز بازگو میشود. او فکر میکند آدمهایی که در اطراف خود میبیند همگی دیوانهاند و در تضادها و تعارضهایی که با محیط اطراف دارد، خود را به چشم یک انسان سالم و دیگران را دیوانه میانگارد و در مورد رفتارشان به قضاوت مینشینند. از بخشهای دیگر میتوان به آیتم کاملا فانتزی این جا همه صاحبخانهاند اشاره کرد که هر روز یک مرده از دنیای خودش و آدمها میگوید. آدمهایی که در زندگی او به نحوی تاثیر داشتهاند.
آیتم ناگهان باران نیز در همین راستا طرحریزی شده است و براساس قصه شب رادیو بازگو میشود و برای بچههایی که حالا بزرگ شدهاند قصه میگوید تا بیدار شوند.
اما بخش اصلی و آیتم فیکس برنامه که در قالب تلفنهای شنوندگان پخش میشود، انتخاب یک سوره از قرآن کریم است و شنوندهها توصیف ذهنی خود را از آن سوره و از طریق تلفن مطرح میکنند. بخش دیگر یک ترانه یک حدیث است که هر روز یک حدیث انتخاب میشود و برای آن یک ترانه را طرحریزی میکنند. بخش پیامک برنامه نیز تحت عنوان «لب آب» خوانده میشود کهSMS های شنوندهها به امام زمان (عج) را به صورت یک متن و براساس محتوایSMS ها طراحی میشود.
بخش گزارشی برنامه بوی باران نیز به نام «صعود سقوط» بازگوکننده تفکرات جوانانی است که اعمال دینی را بر طبق حس و حال خودشان و استنباطی که از لزوم وجود این فرایض دارند انجام میدهند. مثلا کسانی که نماز میخوانند ولی حجاب ندارند، روزه میگیرند ولی نماز نمیخوانند و... و در این بخش نظرات و توجیه عملی این افراد پخش میشود.
ماه مبارک رمضان با بوی باران رادیو جوان حس و حال دیگری دارد. شنیدن این برنامه را به شما هم پیشنهاد میکنیم.
آزاده خواجه نصیری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم