در صبح باور و باران قدر ولیشناسان عاشق با سید مصطفی موسوی که از مجریان و تهیهکنندههای باسابقه برنامههای معارفی و اجتماعی سیماست، همراه شدهایم.
موسوی، سال 1340 درآغاجاری (استان خوزستان) به دنیا آمده و اصالتا اصفهانی است. وی کارشناس مدیریت میباشد و یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دعوت یکی از مدیران سازمان که از قبل با توانمندیها و فعالیتهای او در زمینه فن بیان و مشاعره، آشنایی داشت به تلویزیون دعوت شده و اول فروردین 1384 پس از 25 سال خدمت در بخشها و قسمتهای مختلف رسانه ملی، با عنوان ارزیاب پخش به افتخار بازنشستگی، نائل آمده است اما همچنان پر تلاش و خستگیناپذیر در کنار مخاطبان و همراهان همیشگیاش، تهیه و اجرای برنامههای مختلف را به صورت پیمانی، عهدهدار است.
در شبهای آسمانی و هزار ماه قدر، نازها نیاز میشوند؟
نیازها، جواب میگیرند.
پرستوی دلتان در کنار کدام دعای شب قدر لانه میکند؟
دعا و قرآن که وقتی درماندهتر از همیشه، زیر کسای متبرک قرآن قرار میگیریم، به واسطه آن پروردگار را به چهارده نور مقدس، قسم میدهیم. اللهم انی اسئلک بکتابک المنزل...
باپروبال شکسته هم میتوان پرواز کرد؟
باید بال و پرت بشکند تا بال و پر بگیری.
در قفس که نیست؟ پرستوی دلتان را میگوییم.
نه، در قفس نیست اما گاهی فشارهای زندگی، بال و پرش را میشکند.
باید به آسمان نگاه کرد و مددی خواست تا به آدم، بال و پر بدهند.
میگویند در شبهای عزیز قدر، خدا به مهمانی دلها میرود. دیشب، دلتان مهمان داشت؟
خدا همیشه مهمان دلهاست اما در شبهای قدر این مهمانی خاصتر میشود و شاید هم جای مهمان و میزبان تغییر میکند.
با چه پذیرایی میکنید؟
این شبها، نبض شهر با ضربان «العفو> مهمانان ماه خدا، جان میگیرد... با عبودیتم، با دلم.
خدا به اشکهای شب قدر ما لبخند میزند؟
شاید اشکهای شب قدر باعث شود نگاه ویژهای به ما بکند. خدا، همیشه لبخند میزند.
شب زیبایی قدر، لحظه دیدار با خداست؟
بستگی به ظرفیتمان دارد اما قطعا لحظه ارتباط با خداست.
برای شما دیدار است یا ارتباط؟
ارتباط، فکر نمیکنم ظرفیت دیدار را داشته باشم.
بیواسطه به خدا، سلام میکنید؟
سلام من از طریق حجتهای خدا که ارادت زیادی خدمتشان دارم، به خدا میرسد.
جواب سلامتان را میشنوید؟
حتما شنیدهام.
باران اجابت میبارد؟
قطعا همین طور است.
نمنم یا شرشر؟
بستگی به نیاز آدمها دارد، امیدوارم امسال، شرشر ببارد.
پس امسال خیلی نیازمندید؟
خیلی.
مثلا؟
حالا...
اگر نتوانیم زیر بارانش برویم؟
آن باران، رحمت واسعه است. کافی است پنجره دلتان را باز کنید و دست نیازتان را به درگاهش برآورید، حتما زیر بارانش، خیس خواهید شد.
و پاداش باران خوردهها؟
هر چه کرم خودش و ظرفیت ما باشد.
هر چه بخواهیم، نمیدهد؟
بعید است چون صلاح و ظرفیت ما را بهتر میبیند و میداند.
شب قدر، خدا مهمانهایش را صدا میکند یا مهمانها خدا را؟
گفت و شنود دوطرفه است. میگوید و میشنود، میشنود و میگوید.
اگر صدای خدا را نشنویم؟
باید فکری به حال گوشمان بکنیم.
قدر شبهای قدر؟
به اندازه تمام لحظههای زندگیمان.
خوشتر از سخن عشق در این شبهای پر قبله؟
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر.
دلهای پشیمان را با اشک فرشتهها غسل میدهند؟
میگن فرشته روزهشو با گریه افطار میکنه
فرشته میدونه که نور، ظلمت بیدار میکنه
فرشتهها فقط وسیلهاند. ارزش اشک توبه و انابه دلهای پشیمان، از فرشتهها بیشتر است.
سادگی خاک خورده در تکلف اجرا؟
آن چه در اجرا برای بیننده خیلی مهم است و حرف اول را میزند، سادگی و صداقت مجری و گوینده است. مخاطب، فورا در ضمیر ناخودآگاهش متوجه میشود ارتباط این مجری، ساده و صمیمانه هست یا خیر بنابراین اگر رنگ و بوی صداقت را درکلام مجری، احساس نکند ارتباطش را قطع خواهد کرد.
شما تکلف در اجرا را چطور معنا میکنید؟
به نظر من تکلف به این معناست که مجری خودش را بگیرد.
از کجا به کجا رسیدهاید؟
از جایی به جایی نرسیدهام، دارم زندگیام را میکنم و امیدوارم در مسیری که برایم ترسیم شده، درست حرکت کنم.
یعنی نه مقصد دارید و نه مبدا؟
مبدا و مقصد دارم. قطعا آن مجری 28 سال پیش نیستم. در مسیر اجرا به تجربه و تخصصهایی رسیدهام که در ارتباط با مخاطبم از آنها بهره میگیرم.
پس میتوان گفت از خامی به پختگی رسیدید؟
اصلا هدف ما پخته شدن در راهی است که انتخابش کردهایم یا برایمان انتخاب کردهاند، اما این پختگی، هیچ گاه کامل نمیشود. زندگی و اجرا در مسیری حرکت میکنند که هر لحظه باید در فکر به دست آوردن تجربههای بیشتر بود.
میتوان در باغ اندیشه اجرایتان قدم زد؟
بستگی دارد چه کسی و چه جوری بخواهد قدم بزند [با خنده]، اما سعی کردهام ارتباطم با بیننده طوری باشد که هم او بداند میخواهم چه بگویم و هم خودم بدانم چه میگویم.
بعد از ربع قرن حضور در اجرا، خودتان را یک مجری تمامعیار میدانید؟
تجربههایی در زمینه اجرادارم، اما مجری آنچنانی نیستم. در این سالها تلاشم این بوده که بنا بر اعتقادی که دارم در بعضی از مقاطع مثل شبهای قدر، ایام محرم، اعیاد و مناسبتها و... خوب اجرا کنم و خاصتر عمل نمایم.
بنابراین یک مجری صرفا مناسبتی هستید؟
بله، در مناسبتها اجرای خاصتری دارم البته اجراهای اجتماعی هم داشتهام الان هم در برنامه «و خدایی که در این نزدیکی است> که این شبها از شبکه دوم سیما پخش میشود، نگاهی اجتماعی داریم.
چرا نامی لطیف و شاعرانه را برای برنامهتان در نظر گرفتید؟
برنامه ما به بررسی بحرانها و چالشهایی که در زندگی افراد به وجود میآید، میپردازد. تحقیقات نشان میدهد هر جا حضور خدا کمرنگتر میشود، بحرانها به اوج میرسد. یکی از دلایل اصلی و پررنگ مسائلی چون طلاق، خشمهای هیجانی، اعتیاد و... که این شبها با حضور کارشناسان برنامه به آنها پرداختهایم، کمبود معنویت است.
به همین دلیل عنوان «و خدایی که در این نزدیکی است> را برایش برگزیدیم تا با حال و هوای برنامه، همخوانی داشته باشد.
مجری شدید تا بگویید هستید؟
نه، شرایط ابتدای انقلاب و نیازی که آن روزها احساس میشد مرا به این عرصه کشاند وگرنه علاقه زیادی به اجرا ندارم و بسیاری از پیشنهادها را نمیپذیرم. برای اجرا به چارچوبی معتقد هستم که متاسفانه به دلیل فرصت کم و مشغلههایی که به عنوان یک تهیهکننده دارم نمیتوانم رعایت کنم و آن، مطالعه مستمر و مداوم است. مجری برای اجرای یک برنامه باید خیلی مطالعه داشته باشد. شرایط اجرا، مطالعه است و متاسفانه مجریان، کمتر به این مهم توجه دارند... اجرای برنامه «و خدایی که در این نزدیکی است> را هم به این دلیل بر عهده گرفتم که تهیهکننده، خودم هستم و توانستهام تا حدودی مطالعه داشته باشم. اجرا شرایطی را میخواهد که شاید من نداشته باشم.
بنابراین همیشه اجرا نمیکنم.
نوع نگاه رسانه ملی به ماه مبارک رمضان و شبهای پربرکت قدر را طی سالهای اخیر، چطور ارزیابی میکنید؟
در ایامی مثل شبهای قدر یا محرم، رسانه خیلی خوب عمل میکند. این شبها احساس و ارتباط دلی خیلی تاثیرگذار است. رسانه ابتدا مقدمهای برای تفکر در موضوع مورد بحث ایجاد میکند و آرام آرام به اوج میرساند و سپس خیلی دقیق و حساب شده، احساس را در جامعه، جاری مینماید.
در شبهای قدر، حجم زیادی از برنامههای تلویزیون به ارتباطات زنده تصویری با اماکن متبرکه، حسینیهها، مساجد و... محدود میشود. آیا این به آن معنا نیست که رسانه از نظر ارائه برنامه در شکل مطلوب دچار مشکل شده است؟
در ایام احیا و شبهای قدر در کنار ارتباطات زنده تصویری، برنامههای استودیویی ترکیبی و گفتگومحور نیز پخش میشود. این شبها همه دوست دارند در حسینیهها، تکایا و اماکن مقدس باشند. تجربه نشان داده که برقراری این ارتباطها برای کسانی که به دلایل مختلف نمیتوانند در این مکانها حضور داشته باشند و هم میهنانی که در خارج از کشور به سر میبرند، خیلی قشنگ و زیباست. به نظر من نقطه اوج فعالیتهای صداوسیما در این ایام، همین ارتباطهای زنده است.
چرا در ماه مبارک رمضان با ماراتن تولیدات مذهبی و مناسبتی در قالبهای گوناگون روبهرو هستیم، اما در سایر ایام سال، آنتن شبکهها از چنین برنامههایی تقریبا خالی است؟
برنامههای مذهبی در شبکههای مختلف به فراخور حال، تولید و پخش میشود، اما فضای خاص مناسبتها سبب می گردد تا بیننده رغبت و میل بیشتری به چنین برنامههایی داشته باشد و ارتباط بهتری برقرار کند به همین دلیل در ماه مبارک رمضان، دهه اول و دوم محرم و ... برنامههای مذهبی و مناسبتی، اوج میگیرد و این خیلی خوب است. در سایر ایام سال هم کارهای ارزشمندی ارائه میشود ، اما اگر به این گستردگی باشد، شاید ارتباط کمتری ایجاد کند چرا که اگر همه شب، شب قدری بودی، شب قدر بیقدر بودی.
آیا برنامههای مناسبتی معمولا در ساعتی مناسبی پخش میشود؟
در این ایام، برنامههای ماه رمضان آخر شبها مخصوصا در شهرستانها، بیننده خاص خودش را دارد. پیامکهایی که برای برنامه خود ما در این شبها ارسال میشود و حجم بالای تماسها که تمام تلفنهای شبکه را اشغال میکند نشان دهنده مخاطب زیاد و برقراری ارتباط لازم است البته اقتضائات سازمان را هم باید در نظر گرفت مثلا شبکه دوم سیما زمان دیگری ندارد و به نظر من در ماه مبارک رمضان، بهترین زمان، بعد از گفتگوی ویژه خبری است که به برنامه ما تعلق گرفته است. غیر از ماه مبارک رمضان هم نیازسنجی سازمان در این قضیه دخیل است. جامعه ما جوان است و شاید لازم باشد تا با زبان دیگری غیر از بیان مستقیم در مورد مسائل مختلف دینی و مذهبی با آنها صحبت شود. در حال حاضر تاثیر سریالهای مناسبتی در بیان مسائل مختلف از یک برنامه زنده گفتگومحور خیلی بیشتر است و آمار نشان میدهد مخاطبان نیز استقبال خوبی از آنها داشتهاند.
سریالهای بعد از افطار را دنبال میکنید؟
با توجه به اینکه درگیر برنامهسازی هستم، نتوانستم سریالها را دنبال کنم، اما سریالهای سال گذشته شبکه اول و دوم سیما مسائل اساسی و خوبی را در زمینههای مذهبی و اجتماعی بیان کرد که شاید اگر ما میخواستیم در برنامههایمان آنها را بیان کنیم با اقبال کمتری مواجه میشدیم.
آیا پخش زنده برنامههای مناسبتی، بهانهای برای کاهش هزینههای تولید است؟
البته ممکن است این هم باشد؛ به هر حال سازمان هم به خاطر پارهای از کمبودهای مالی باید از همه راهها استفاده نماید تا هم برنامه خوبی را تولید و پخش کند و هم در صورت امکان، هزینه کمتری پرداخت نماید و این خیلی خوب است، اما علت اصلی اقبال از برنامههای زنده در سازمان، ارتباط دوسویهای است که بین مخاطب و برنامه ایجاد میشود.
نجوای این شبهای شما با پروردگار خوبیها؟
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
میلاد و شیما کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم