جنگ 21 سال پیش تمام شد. 21 سال هم زمان زیادی است اما تاثیرات جنگ فراموش نشدنی است آن هم جنگی نابرابر که ایرانیها را واداشت با تمام وجود از خود و سرزمین خود دفاع کنند. جنگی که برخلاف تعهدات بینالمللی در آن از سلاحهای شیمیایی استفاده شد و عراقیها با استفاده از غیرانسانیترین سلاحها مردم بیدفاع شهرها و رزمندگان را زیر گلولههای شیمیایی گرفتند. بمبهای شیمیایی خیلیها را در همان زمان شهید کرد اما آنهایی که زنده ماندند هیچ وقت نمیتوانند از اثرات سلاحهای شیمیایی رهایی یابند. آنها تلخترین یادگاران جنگ هستند که نسل به نسل به آیندگان میرسند و باعث میشوند نسل آینده جنگ را بشناسد و با زهر آن آشنا شود.
گروهی معتقدند که جنگ تمام شده است و دیگر نباید به گذشته رفت و پرونده آن را بازخوانی کرد. این گروه معتقدند که بازخوانی پرونده جنگ باعث میشود حس انتقامجویی در نسل آینده زنده بماند و این حس آغازگر جنگهای دیگر خواهد بود. اما این گروه غافل از این هستند که اطلاعرسانی از جنگ و مردان و زنانی که در جنگ شرکت داشتند باعث میشود نسلهای آینده هوشمندانه به سرزمین خود و دفاع از آن فکر کنند. تلخیها همیشه تاثیرگذارتر از شادیها هستند. میگویند آدمی گریههای خود را به سختی فراموش میکند، اما خندههای خود را خیلی زود از یاد میبرد. ایرانیان 8 سال دردناک گریستند و شجاعانه دفاع کردند پس نمیتوان اندوختههای این 8 سال را به سادگی فراموش کرد. نسل امروز و نسل آینده باید بدانند که تجربیات دفاع را چگونه کسب کردهاند، باید این تجربیات را پاس بدارند و در آینده برای اعتلای میهن خود از آنها استفاده کنند.
قصههای جنگ سینه به سینه نقل خواهد شد. آنهایی که از نزدیک جنگ و اثرات آنها را درک کردهاند برای کودکان و نوجوانان میگویند که روزهای جنگ چقدر تلخ و ناگوار بود، اما نسل چهارم و پنجم با جنگ فاصله بیشتری خواهند داشت و تنها چیزی که میتواند این خاطرات را زنده نگه دارد موزههای جنگ، نوشتهها و تصاویر است. دنیای امروز و دنیای فردا دنیای رسانههای تصویری است و کشور ما هم متمایز از این قضیه نیست. ایرانیان هم باید با استفاده از سینما و تلویزیون جنگ و دفاع مقدس را سینه به سینه نقل کنند، همانگونه که جهانیان این کار را کردهاند و با استفاده از سینما هم روایتگر واقعیت جنگ بودهاند و هم انتقادات خود را به آن به تصویرکشیدهاند.
جوانه امید در سینمای دفاع مقدس
هفته گذشته دوازدهمین جشن سینما برگزار شد. فیلم فرزند خاک ساخته محمدعلی آهنگر که داستانی مرتبط با جنگ دارد توانست در این جشن در 12 بخش نامزد دریافت جایزه شود. این تعداد جایزه برای فیلمی جنگی در ایران کمنظیر است و نشاندهنده این است که فرزند خاک توانسته است در بیست و نهمین سال از آغاز جنگ با ایده و داستان بدیع خود نگاهها را به سمت خود و جنگ معطوف کند و بار دیگر جنگ را در سینمای ایران زنده کند و ثابت کند که حرفهای ناگفته از جنگ بسیار است. فرزند خاک قصه شهدای مفقودالاثری است که خانوادههای آنها همچنان منتظر دریافت خبری از آنها هستند. قصه ناب و ناگفته تفحص و پیدا کردن استخوان شهدایی که سالهاست از آنها خبری نیست. فرزند خاک نشان داد که با بیان ناگفتههای جنگ میتوان راز داغ جنگ را در دلها آرامتر کرد.
سینمای جنگ که در ایران با نام سینمای دفاع مقدس معروف است از روز آغاز جنگ تا به امروز فراز و نشیبهای زیادی را پشت سر گذاشته است. سالیانی در اوج بوده و با قصهها و شخصیتهای خود واقعیت جنگ را برای مردم ملموس میکرده و زمانی با کمحوصلگی فقط رفع تکلیف میکرده است. حالا بعد از گذشت 29 سال از جنگ همه با نامهایی چون ابراهیم حاتمیکیا و فیلمهایی چون از کرخه تا راین و بوی پیراهن یوسف، زندهیاد رسول ملاقلیپور و فیلمهایی چون سفر به چزابه، نجاتیافتگان و میم مثل مادر، احمدرضا درویش و فیلمهایی مانند کیمیا، سرزمین خورشید و دوئل، کمال تبریزی و فیلمهایی چون کودک قهرمان و گاهی به آسمان نگاه کن آشنا هستند و میدانند که با مراجعه به آثار این فیلمسازان و سینماگران هم دوره آنها میتوانند به تاریخی تصویری از جنگ دست پیدا کنند.
اما با دیدن فیلم فرزند خاک که دومین ساخته آهنگر است میتوان انتظار داشت که سینماگران ایرانی با قصههای نو درباره جنگ به صحنه آمدهاند فیلمسازانی که پس از گذشت 2 دهه از جنگ و فاصله گرفتن از این اتفاق عظیم با نگاهی متفاوت به آن مینگرند و تلاش میکنند با نقب زدن به لایههای پنهانی جنگ، مردم را با وقایعی آشنا کنند که در جامعه امروزی میگذرد، اما ارتباط مستقیم با جنگ دارد. اتفاقات جنگ سیالوار به تمام لایههای زندگی رسوخ کرده است و بازگو نکردن عمومی آن دلیل بر این نیست که این اتفاقات وجود ندارند. حالا دیگر زمان ساخت فیلمهایی که در میدان جنگ میگذرند و مستقیم به جنگ رزمندگان ایرانی و سربازهای عراقی میپردازد به سر آمده است و مردم بیشتر تمایل دارند از اثرات جنگ باخبر شوند اتفاقی که در سینمای جنگی جهان هم رخ میدهد و برای نمونه فیلمسازان آمریکایی هنوز هم از اثرات جنگ ویتنام بر مردم و سربازانی که در این جنگ شرکت داشتند، فیلمهای مطرح و ماندگاری میسازند. هنوز هم بعد از گذشت حدود 50 سال از جنگ جهانی دوم فیلمسازان آمریکایی و اروپایی درباره این جنگ و اثرات آن بر روحیه و روان مردم در چند نسل بعد از جنگ فیلم میسازند.
در ایران هم فیلمسازان هوشمند که با این رویکرد فیلم میسازند کم نیستند که از میان آنها میتوان به کیومرث پوراحمد اشاره کرد که 2 سال پیش فیلم «اتوبوس شب» را به سفارش تلویزیون ساخت این فیلم هفته گذشته از جشنواره خرس طلایی چین جایزه بهترین کارگردانی و بهترین بازیگری را دریافت کرد فیلمی که هر چند قصه آن در زمان جنگ میگذشت اما درونمایه آنها به تفکر آدمهای مختلف از جنگ میپرداخت و حتی نظرات دشمن را نیز از جنگ بازگو میکرد. خسرو سینایی هم 2 سال پیش با ساخت فیلم «مثل یک قصه» روایتی متفاوت از جنگ ارائه داد. او با قرار دادن دوست و دشمن در کنار هم به این نکته اشاره کرد همه آنهایی که به کشوری حمله میکنند طالبان واقعی جنگ نیستند و گاهی به زور وارد میدان جنگ میشوند و دست به کشتار میزنند.
سال 86 را میتوان سال رونق سینمای دفاع مقدس دانست سالی که علاوه بر فیلمهایی چون «اتوبوس شب» و «مثل یک قصه»، محمدحسین لطیفی هم فیلم «روز سوم» را ساخت که روایتی متفاوت از جنگ بود. فیلم «فرزند خاک» سال گذشته برای سینمای دفاع مقدس آبروداری کرد اما امسال باز هم چراغ سینمای دفاع مقدس کمسو است و هیچکدام از فیلمسازان مطرح جنگ در جشنواره فیلم فجر فیلمی با موضوع دفاع مقدس ندارند. مگر این که همت بالایی در چند ماه مانده به جشنواره دست به تولیدات سینمای جنگ بزند و یا این که جوانانی با افکار نو وارد این عرصه شوند و اثر ماندگار دیگری را به تاریخچه سینمای دفاع مقدس بیفزایند.
تلویزیون و دفاع مقدس
از فردا و با آغاز هفته دفاع مقدس پخش فیلمهایی با این موضوع از شبکههای مختلف تلویزیون آغاز میشود. اکنون نمیتوان درباره این فیلمها قضاوت کرد اما از خبرها و قصههای این فیلمها چنین برمیآید که بیشتر آنها به اتفاقات بعد از جنگ و اثرات آن بر بازماندگان جنگ و بقیه مردم میپردازند. حسین موذنی فیلم «یک گوشه پاک و پر نور» را برای شبکه یک کارگردانی کرده است فیلمی که به زندگی یک جانباز و مشکلات او میپردازد. علیاصغر آزادان هم فیلم «در آرزوی پرواز» را برای شبکه 2 تهیه کرده است. این فیلم قصه بازماندگان جنگ را محور قرار داده است. «قبل از غروب» ساخته جواد کاسهساز هم قصه فرزند شهیدی را به تصویر میکشد که قصد انتقامجویی از یک اسیر عراقی را دارد که به گمان او باعث شهادت پدرش شده است. با نگاهی به داستان این تلهفیلمها میتوان چنین نتیجه گرفت که تلویزیون هم راه خود را در روایت داستانهای جنگ پیدا کرده است و اکنون زمان آن فرا رسیده است که روی ساختار و کیفیت این آثار تامل بیشتری کند.
چند سالی است که شبکههای مختلف تلویزیون در طول سال فیلمهای مستند جنگی را به نمایش میگذارند. این مجموعه فیلمها که با نام «یاد یاران» پخش میشود توانسته است مخاطبان و بخصوص جوانان را با مقوله جنگ و اتفاقات واقعی جنگ آشنا کند. برنامههای ترکیبی و گفتگو محور دیگری نیز در طول سال با موضوع دفاع مقدس از تلویزیون پخش میشوند که نشاندهنده این نکته هستند که مدیران سیما تصمیم دارند مساله جنگ را از قید زمان و هفتههایی مانند هفته دفاع مقدس و هفته بسیج خارج کنند و در طول سال به آن بپردازند.
سریالسازی در زمینه دفاع مقدس یکی از بهترین روشهای انتقال مفاهیم و ارزشهای دفاع مقدس است.
تلویزیون جمهوری اسلامی ایران در پرونده خود سریالهای جاودانهای دارد که به مقوله جنگ میپردازند، سریالهایی چون نبردی دیگر، آتش و شبنم، خاک سرخ، رقص پرواز و... اما در چند سال اخیر رویکرد تلویزیون نسبت به سریالسازی تغییر کرده است و این رسانه فراگیر و تاثیرگذار ترجیح میدهد به جای سریالسازی فیلمسازی درباره دفاع مقدس را تجربه کند. اما با نگاهی به تلهفیلمهای جنگی سیما میتوان به این نتیجه رسید که سریال به دلیل گسترش داستان و زمان پخش زیاد تاثیر بیشتری بر مخاطب دارد.
ازهفته پیش یک مستند دفاع مقدس بعد ازخبر شبکه 1 پخش می شود که تا هفتم مهرماه ادامه دارد و یادآور دلاوری ها و حماسه سازیهای سالهای دفاع مقدس بوده و جوانان امروز را بافداکاری جوانان دیروز بیشتر آشنا می کند.
پاییز امسال پخش سریال «در چشم باد» به کارگردانی مسعود جعفریجوزانی آغاز میشود. چند قسمت پایانی این سریال به موضوع دفاع مقدس میپردازد. حضور کارگردانان خوب سینما در تلویزیون روزبهروز بیشتر میشود کارگردانانی که در زمینه دفاع مقدس هم آثاری را تولید کردهاند و اکنون با برنامهریزی منسجم و حسابشده میتوان از این حضور برای ساخت سریالهای جنگی و ماندگار بهره برد.
سارا بختیاری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم