افطاری میدهی شاید از ثواب روزهداران بهرهای ببری سفارش اسلام به مهمان و مهماننوازی هم که دیگر گفتن ندارد. اما مگر غیر از این است که پیامبر سفارش کرده کافی است تنها با یک خرما روزه برادرت را باز کنی؟ با خودت فکر میکنی خوب دهن مردم را که نمیشود بست، شاید فکر کنند با ساده گرفتن قصد بیاحترامی داشتهای. اصلا جواب حرف و حدیثهای دیگران را چطور بدهی؟
هیچ میدانی در جایی نهچندان دور شاید هم در همسایگیات سفرهای پهن است که تنها با چند دانه خرما آذین بسته شده، مادر و فرزندانی که چند لقمه نان و شیر میشود افطاریشان؟ او هم افطاری میدهد، مثل تو. اما او این روزها که دلایل فرار از دور هم جمع شدن، کم نیستند، برای نزدیکی قلبها دنبال دلیل نمیگردد.
مثل تو لازم نیست با غذاهای رنگارنگ سردی روابط را معتدلتر کند. گرچه سر سفرهاش جای خیلی چیزها خالی است. گاهی شادی باهم بودن دلچسبتر از بهترین افطاریهاست چه کسی از گشادهدستی و بخشندگی بدش میآید، به شرطی که سنگی جلوی پای باهم بودنمان نشود. شاید اگر تو هم دنبال احیای محبت و عاطفه از دست رفته امروز میبودی، شاید اگر بخش کوچکی از سفره رنگارنگ، زینتبخش چند سفره ساده دیگربود، شاید اگر باور داشتی برای ثواب افطاری، سفرههای رنگارنگ و پرزرق و برق لازم نیست. شاید اگر میدانستی به گفته امام صادق هر چه پر بار شدن سفرهات به قیمت خالیتر شدن سفره نیازمندان است، خودت را در زندان تجملات اسیر نمیکردی. باور میکردی این افطار یا همهاش بهانه است. بهانهای برای با هم بودن و دور هم جمع شدن و خیلی چیزها که دیگر کمکم فراموش کردهایم.