پرونده آسیب‌شناسی تئاتر کودک و نوجوان‌

فرسنگ‌ها فاصله با استاندارد جهانی

آغاز سخن: ‌سرشت چند حسی ادبیات نمایشی که همزمان دیدن و شنیدن را با سخن گفتن در می‌آمیزد و صحنه‌هایی از زندگی آدمی را بازسازی می‌کند، از جذابیت فوق العاده‌ای برخوردار است. تئاتر یکی از شاخه‌های مهم هنرهای دراماتیک است که در تمامی مقاطع سنی با ترکیب عناصر طبیعی و خلاقیت‌های فکری و گویش‌های زیبای کلامی، نقش اول را در تعلیم و تربیت و بلکه ایجاد تنوع در زندگی آدمی عهده‌دار است. از آن جهت که تماشاگران تئاتر کودک و نوجوان از چشمه زلال انسانی و شفافیت ذهن و قلب نورانی برخوردارند، باید هنرمندان نقش‌آفرین آن همواره لطافت و ظرافت کودکی توام با حرارت و شور جوانی را درک کنند و خالق آثار زیبای نشاط آفرین، امید بخش و توام با آموزه‌های اخلاقی و انسانی باشند. اما از وضعیت تئاتر کودکان و نوجوانان چه باید گفت؟ باید گفت وضعیت تئاتر کودک و نوجوان در کشور ما در مسیر رسیدن به قله‌های بزرگ موفقیت، تعلیم و تربیت است؟! نبود دانش آکادمیک، بی‌مهری مسوولان و هنرمندان به این‌گونه تئاتری، نبود حمایت لازم و تخصیص ندادن بودجه کافی به عنوان موانعی پیچیده در سر راه رسیدن به این قله، فتح آن را به صورت آرزویی محال در ذهن متبادر می‌کند.
کد خبر: ۲۰۲۶۱۹

باید اذعان کرد پس از گذشت 3 دهه از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران در راه اعتلای هنر نمایش و بخصوص تئاتر کودک و نوجوان، افت و خیزهای فراوانی را شاهد بوده‌ایم که بعضا از شناخت نداشتن برخی سیاستگذاران فرهنگی نشات می‌گیرد و گاهی هم از طرف برخی هنرمندان، آثار بسیار ضعیفی ارائه می‌گردد که باعث تاثیر منفی در این روند می‌شود و در شرایطی که این وضعیت نابسامان به سامانی نرسد، خواهد شد.

 در یک نگاه کلی، برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان، برگزاری جشنواره تئاتر کودک و نوجوان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ایران و برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر عروسکی که بخش عمده آثار ارائه شده در آن در محدوده کودک و نوجوان است، در کمترین بازده عملیاتی باید باعث به وجود آمدن بارقه‌های امید، تحولات مثبت و ارتقای جایگاه این‌گونه تئاتری در کشور باشد. اما با نگاهی واقع‌بینانه آیا می‌توان ادعا کرد که سلسله این تلاش‌ها و جشنواره‌ها توانسته در بیان حداقل همان بارقه‌ها و تحولات مثبت نقش ارزنده‌ای داشته باشد یا خیر؟

در این مقال و صد البته در این‌گونه گزارش‌ها، نوشتار‌ها و تحلیل‌ها نمی‌توان به صورت جامع و کامل به شناخت و توضیح کلیه مباحث آسیب‌شناسی تئاتر کودک و نوجوان پرداخت. پس برای وارد شدن به این بحر ناپیدا در عمق و انتها به یکی از بزرگترین آسیب‌های تئاتر در کلیت و بخصوص ژانر تئاتر کودک و نوجوان که همان نمایشنامه یا سنگ بنای ابتدایی هنر نمایش است، اشاره و سعی خواهیم کرد در این مقال اندک به آسیب‌شناسی نمایشنامه و نمایشنامه‌نویسی تئاتر کودک در ایران از زوایایی متفاوت و نزدیک‌تر به حقیقت، با تمامی تلخی‌اش، نگاه واقع‌بینانه‌تری داشته باشیم. 

در آغاز تنها کلمه بود

 بر این باورم که تئاتر کودکان از بزرگ‌ترین ابداعات قرن بیستم بوده ‌است. این نوع تئاتر، قوی‌ترین معلم اخلاق و بهترین انگیزه به سوی بهزیستی است که نبوغ آدمی آن را آفریده ‌است.

 این جمله مارک تواین، نویسنده نامدار کودکان و نوجوانان در خصوص ویژ‌گی و اهمیت تئاتر کودک حقیقتی انکارناپذیر است. بسیاری از بزرگان عرصه هنر و ادبیات و حتی صاحب‌نظران مسائل تربیتی و روانشناسی کودکان و نوجوانان به آن واقف‌اند و همواره مقوله تئاتر کودک را به عنوان عرصه‌ای برای بروز و رشد استعدادها و خلاقیت‌های کودکان و فرصتی برای نقش‌آفرینی و کسب آمادگی به منظور ورود به اجتماع و درعین‌حال مجالی برای زدودن رفتارها و آداب ناپسند و برطرف کردن ضعف‌ها و معایب دوران کودکی مورد توجه قرار داده‌اند.

سیدحسین فدایی‌حسین، نمایشنامه‌نویس و پژوهشگر هنر نمایش در ارتباط با این کار ویژگی بزرگ نمایشنامه ‌نویسی کودک می‌گوید: به اعتقاد بسیاری از صاحب‌نظران، هرگونه سرمایه‌گذاری مادی و معنوی و برنامه‌ریزی عمیق و دراز مدت، برای رشد و اعتلای جامعه، ‌باید با کودکان آغاز شود؛ کودکانی که وارث و حافظ تمدن آینده‌اند. پس با عنایت بر این پیش فرض، هرقدر نمایشنامه‌نویسی کودکان از نظر بار معنایی در جهت رشد ذهنی و ادراک معنوی، غنی و پربار شود، در حقیقت تمدن انسان از سوی میراث‌بران خلف خود پربار می‌شود.

وی در ادامه به این نکته اشاره می‌کند: با این وصف، توجه به مقوله تئاتر کودک و نمایشنامه‌نویسی آن به عنوان قوی‌ترین و موثرترین ابزار آموزش و پرورش جسم و روح کودکان و نوجوانان، به معنای توجه به اعتلای جامعه و تلاش برای ساختن تمدن انسان آینده خواهد بود.

نویسنده مقاله  بررسی وضعیت تئاتر کودک و نوجوان در ایران، با ابراز تاسف از بی‌توجهی مسوولان و هنرمندان به این نکته مهم که موثرترین و اصلی‌ترین کلید موفقیت متن نمایشی کودک و نوجوان است می‌گوید: حدود نیم قرن از شکل‌گیری تئاتر کودک و نوجوان در ایران می‌گذرد. اما متاسفانه این جریان نمایشی جز در مقاطعی کوتاه، هرگز مورد توجه دست‌اندرکاران، متولیان و مسوولان امر قرار نگرفته‌است. پس نمی‌توان هم انتظار داشت که با این بی‌توجهی با کلیدی‌ترین عامل موفقیت، ما شاهد قوت نمایشنامه‌های مرتبط با کودکان و نوجوانان باشیم.

تعریف درستی از نمایشنامه کودک نداریم‌

در یک بیان ساده و البته دارای بن‌مایه علمی برای تعریف تئاتر کودک می‌توانیم بگوییم: تئاتر کودک، تئاتری است دراماتیک، با تمام چیزهایی که در تئاتر بزرگسال هست؛ مثل گره‌افکنی، تحول شخصیت و گره‌گشایی. اینها چیزهایی است که همواره برای بچه‌ها جذاب است.

منصور خلج، نویسنده، کارگردان و پژوهشگر نمایش کودک تئاتر کودک و نمایشنامه‌اش را در تعریف نمای کلی هم‌سنگ با تئاتر بزرگسال می‌داند اما در تعریف دقیق، آن را دارای مولفه‌هایی بیان می‌کند که با اتکا بر آنها بسیار مشکل‌تر، حساس‌تر و دقیق‌تر از تئاتر بزرگسال به حساب می‌آید و می‌گوید:  یک نمایشنامه خوب کودک، دقیقا همان مشخصات نمایشنامه بزرگسال را دارد، به اضافه این‌که باید در فرصتی کوتاه به انجام برسد و موجز باشد تا کودک را جذب کند. باید سرگرم‌کننده هم باشد و به لحاظ تربیتی، چیزهایی برای ارائه به او داشته باشد.

از سوی دیگر، بهروز غریب‌پور، نویسنده و کارگردان تئاتر کودک و نوجوان، تعریف موجود این‌گونه تئاتری را در ایران بسیار دورتر و غیرعلمی‌تر از تعریف جهانی آن می‌داند و همین ضعف تعریف را سرمنشا تمام کجروی‌های این ژانر و توفیق نداشتن آن در تئاتر ایران می‌داند. وی تعریف دقیق نمایشنامه کودک را، آن‌گونه که در دنیا شناخته می‌شود این طور بیان می‌کند: ویژگی درام برای کودکان و نوجوانان، ارتباط با عقل تماشاگر و به فعالیت درآوردن خرد کودک است. جوهر فکری درام کودک را در یک کلام می‌توان حل مشکلات قهرمان به یاری عقل کودک دانست. مهم‌ترین ویژگی تئاتر کودک و نوجوان و نمایشنامه‌های این ژانر تعلیم دادن نیست، بلکه کشف کردن است. این تعریف درست در نقطه مقابل تعبیر تئاتر کودک در ایران است؛ چرا که در ایران درام کودک را درام پند و اندرزی، آموزشی و تعلیمی بیان می‌دارند. این نکته‌ای است که کودک به جای حس همراهی و همذات‌پنداری با اثر، در برابر آن گارد می‌گیرد و به جای رعایت آموخته‌های اثر نمایشی به این دلیل که برای تخیلات و احساسات او ارزشی قایل نشده است، به این نکته اهتمام می‌ورزد که هیچ یک از آن نکات را رعایت نکند.

با عنایت به گفته‌های بالا و واضح و مبرهن بودن این نکته که یک نمایشنامه درست و حساب‌شده زمانی شکل می‌گیرد که از یک سو تعریف آن با توجه به اصول علمی، تجربیات حاصل شده و همزیستی با فرهنگ و آداب هر جامعه منطبق باشد و از سوی دیگر، تئاتر کودکان و نوجوانان تئاتری است مبتنی بر مسائل مبتلا به کودکان و نوجوانان که از سوی بزرگسالان و یا خردسالان به اجرا در می‌آید، پس طبیعی است که این نوع تئاتر، همواره تفاوت‌های اساسی با تئاتر بزرگسالان را داشته باشد.

پس با توجه به نبود هیچ کدام از این مفاهیم ساده و در عین حال مهم بیان شده، براحتی می‌توان نتیجه گرفت که ما در راه فتح همان قله‌ای که از آن در ابتدای این گزارش یاد شد، هنوز به شناخت دقیقی نرسیده‌ایم یا شاید بهتر بتوان گفت که ما آن قله را در سطح تپه‌ای کوچک و ناچیز می‌بینیم! و شاید اصلا همان تپه را نیز نمی‌بینیم! که فرسنگ‌ها با تعاریف جهانی و استاندارد اولیه این ژانر فاصله داریم.

کلید موفقیت نمایشنامه کودکان‌

در میان نمایشنامه‌نویسان ایرانی کمتر کسی است که فقط در حیطه نمایشنامه‌های کودکان و نوجوانان قلم بزند و ادبیاتی نمایشی را برای صحنه تئاتر کودک و نوجوان بنویسد.

محمود فرهنگ، نویسنده و کارگردان فعال حوزه نمایشی کودک و نوجوان حوزه هنری در تعریف نمایشنامه موفق کودک و نوجوان، می‌گوید: موفقیت در ارتباط با این گروه سنی نیاز به شناخت دنیای کودک، روان‌شناسی صحنه و روان‌شناسی کودکان و نوجوانان دارد. نمایشنامه‌ای که برای کودکان نوشته می‌شود، هیچ وقت به آثاری تاثیرگذار و موفق تبدیل نخواهد شد، مگر این که به ارتباط درست با مخاطبان کودک و نوجوان خود منجر شود.

کارگردان نمایش فیل کوچولو، در بیان عوامل موفقیت در ارتباط صحیح نمایشنامه‌نویس با کودک و دنیای پر رمز و رازش به نکات قابل تاملی اشاره می‌کند و می‌گوید: به نظر می‌رسد برای نوشتن نمایشنامه‌ای خوب و جذاب برای کودکان و نوجوانان، باید به نحوه انتقال پیام و قانون آموزش غیرمستقیم توجه ویژه‌ای داشت. در واقع در تئاتر کودکان باید دو بعد تربیتی و آموزشی و همچنین منتقل کردن پیام اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی و هنری را در نظر گرفت. زمانی که نمایشنامه‌نویسان کودک و نوجوان برای این گروه سنی خاص دست به کار می‌شوند، باید به نقش آموزشی و تربیتی در کنار ویژگی سرگرم‌سازی متن هم توجه اساسی مبذول کنند.

اما با نگاهی ساده به متون نمایشی و نمایش‌های کودکان و نوجوانان، و نیز نقدهای موجود بر این آثار نمایشی، چه از دید هنرمندان و منتقدان و چه اولیای ایشان، غالب نمایشنامه‌های کودکان نه تنها از حیث ابعاد آموزشی کمرنگ هستند، بلکه برای کودکان و نوجوانان بدآموزی نیز داشته‌اند. همه اینها به سطح پایین علم نمایشنامه ‌نویسی، نشناختن دنیای کودکان و سرسری گرفتن آموزش از طریق نمایشنامه‌نویسان به این نسل آینده‌ساز کشور باز می‌گردد؛ چرا که نظارت کیفی بر تولید آثار نمایشی چه در سطح کلان و چه تئاتر کودک یا وجود ندارد یا با استانداردهای تعریف شده فاصله فراوانی دارد.

 نمایشنامه‌های فاقد صداقت‌

تئاتر کودک و نوجوان به دلیل نبود دانش به روز و کار آمد و نیر متون آموزشی تالیفی و یا ترجمه آنچنان دچار انزوا و گوشه‌گیری شده است که در بهترین و ایده‌آل‌ترین شرایط می‌توان به آن لقب تئاتر فراموش شده را داد. نیازهای ضروری این هنر مانند آموزش، دانش و به روزرسانی از طریق نهضت ترجمه، می‌توانند عواملی باشند برای گریز از تکراری که تئاتر کودک و نوجوان به آن دچار شده است. اما چرا کودکان به تئاتر مخصوص خودشان نیاز دارند؟ این پرسش مهمی است. تولید تئاتر باکیفیت برای بچه‌ها از آن جهت با ارزش است که می‌‌تواند دنیای جدیدی از هیجان و تخیل را برای آنها بسازد. با دقت در این جمله که: <اجرای تئاتر باکیفیت، نشان‌دهنده یک جامعه متمدن است.> بوضوح این معنی را در خاطر متبادر می‌کند که کودکان به‌عنوان بخش مهمی از افراد جامعه، باید تئاتر ویژه خود را داشته‌ باشند.

جواد ذوالفقاری، نویسنده و نماینده یونیما (اتحادیه بین‌المللی نمایشگران عروسکی) در ایران راجع به این مساله می‌گوید: در تئاتر کودکان، مخاطب، عامل اصلی موفقیت یا شکست یک نمایشنامه است، بنابراین، اگر هنگام تهیه یک نمایش‌ یا برنامه برای کودکان، مخاطب را به‌ عنوان عامل اصلی در نظر نگیریم، اشتباه بزرگی مرتکب شده‌ایم. تئاتر در جهت آموزش می‌‌تواند به تمام عناوین آموزشی معنا دهد و در مقایسه با استفاده مکرر از کتاب درسی، یادگیری از طریق مشارکت، بسیار جدیدتر و دلنشین‌تر خواهد بود. هرچند چنین استفاده‌ای از تئاتر، به ‌لحاظ آموزشی باارزش است، اما نباید جایگزین تماشای تئاترهای خاص کودکان با حضور بازیگران حرفه‌ای شود. از آن گذشته کودکان حتی می‌‌توانند فقط برای سرگرمی و تفریح به تئاتر بروند، چرا تئاتر کودکان همیشه باید آموزشی باشد؟ همان گونه که بزرگسالان با تماشای نمایش‌های خنده‌دار، فیلم‌های پلیسی یا کمدی‌ها و نمایش‌های موزیکال به آرامش می‌‌رسند، کودکان نیز به این آرامش نیاز دارند. کیفیت در یک اثر نمایشی مهم‌ترین نکته است. بنابراین، باید در حد توان به کودکان بهترین‌ها را ارائه دهیم و با این اعتقاد نادرست که «چون برای بچه‌هاست مهم نیست» مبارزه کنیم.

بدیهی است هدف تئاتر کودکان، برخورد صادقانه با کودک است؛ اما باید به این نکته مهم توجه داشت که اهداف نمایش‌های گوناگون در گروه‌های سنی مختلف، متفاوت است.

داوود کیانیان، نویسنده و مدرس تئاتر کودکان در این باره می‌گوید: هدف نویسنده نمایش برای کودکان و نوجوانان، گشودن راهی است که تئاتر ویژه این گروه سنی به جریان اصلی تئاتر بپیوندد نه آن که تنها به ‌عنوان قالب هنری ویژه‌ای برای کودکان شناخته‌ و نادیده گرفته شود. تفاوت این دو در آن است که فقدان مربی متخصص در زمینه تئاتر کودک، بیش از هر چیز منجر به بروز مشکلات و سو‌ءتعبیرهای موجود شده‌است. بسیاری از دست‌اندرکاران تئاتر کودک، تماشاگران خود را نمی‌‌شناسند و نمی‌‌دانند چه برنامه‌هایی تهیه کنند که مخاطب، مشتاقانه آنها را تماشا کند. زبان و ساختار نمایشنامه‌ها اغلب فاقد شفافیت و دقت لازم است یا از مخاطب، توقع بیش‌ از اندازه دارد یا بدتر از آن، مخاطب را بسیار دست‌کم می‌گیرد.

کیانیان همچنین بازیگران و کارگردانان آثار نمایشی تئاتر کودک و نوجوان را در این سیر نزولی تئاتر کودک بی‌تقصیر نمی‌داند و می‌گوید: در مورد بازیگر‌ها نیز معتقدم جنس بازیشان اغلب صادقانه و درست نیست. بعضی بازیگرها گمان می‌‌کنند کودکان تنها به شادی مدام و اشتیاق سطحی نیاز دارند تا ارتباط عمیق و صادقانه. همچنین بسیاری از کارگردان‌ها، برداشت بزرگسالانه خود از متن نمایشی را به ‌کار می‌‌گیرند و بدون تغییر و تبدیل آن‌ را با تئاتر کودکان تلفیق می‌‌کنند؛ در نتیجه اجرای آنها تفریح، هیجان و انرژی لازم برای نمایش بچه‌ها را از دست می‌دهد.

در نتیجه این نگرش‌های کلی درباره تئاتر کودکان و سازندگان آن سبب شده است این قالب هنری در کشور ما از لحاظ کیفیت و حتی کمیت در سطح دوم و حتی پایین‌تر نگه‌داشته شود و بر ترویج و تثبیت این تفکر نادرست دامن زده است که هنوز تئاتر کودکان در ایران را به‌عنوان یک قالب هنری جداگانه نمی‌‌شناسیم.

پایان سخن‌

نوشتن نمایشنامه برای کودک و نوجوان نیاز به آگاهی و شناخت نمایشنامه‌نویسی برای کودکان دارد و نیز ساده‌نویسی و ساده روایت کردن یا ساده مطرح کردن قصه هم ازجمله عوامل ضروری دیگری در این خصوص محسوب می شود. جی هیلیس میلر در مقاله‌ای درباره روایت برای کودکان و نوجوانان می‌گوید: زبان‌شناسان توانایی روایت کردن را همچون معیاری برای سنجش توانایی زبان پیشرفته به کار می‌برند، بنابراین ضرورت نوع روایت کردن نشان می‌دهد نمایشنامه چقدر می‌تواند در ارتباط با مخاطب موفق باشد یا نباشد.

وقتی قرار است برای مخاطب گروه سنی کودک و نوجوان قصه‌ای را در قالب نمایش روایت کنیم، باید به شکل نحوه روایت و نوع استفاده از واژه‌ها و کلمات توجه و دقت اساسی کنیم، زیرا استفاده از عبارات و کلمات ثقیل یا مفاهیم سخت و پیچیده در نمایشنامه‌های کودکان و نوجوانان سبب خستگی تماشاگر از نمایش و دلزدگی او می‌شود. در واقع نه تنها موجب انتقال پیام و تربیت غیرمستقیم آنها نمی‌شویم، بلکه کارکرد عکس پیدا می‌کند.

علاوه بر این، مکانیسم روانی بازی توسط بازیگران و بازی‌سازان در میزان تاثیر و ارتباط با کودکان و نوجوانان هم رابطه دارد؛ زیرا یک حرکت ناپسند یا یک بیان نادرست منجر به تاثیرات نامطلوب بر کودکان و نوجوانان می‌شود. نوشتن برای کودکان و نوجوانان یا درباره کودکان و نوجوانان نیاز به تخصص در روان‌شناسی صحنه، روان‌شناسی تئاتر کودک و روان‌شناسی دنیای کودک و نوجوان دارد. فقط همتی از سوی اهل فن بخصوص نمایشنامه‌نویسان را می‌طلبد که به چنین کاری اقدام کنند، زیرا آنها با دنیای کودک و نوجوان بیشتر سروکار دارند.

امین خرمی
کارگردان، مدرس دانشگاه و رئیس انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها