برای شروع بگویید ساخت دکورهای ماندگار چقدر در شهرکهای سینمایی جهان رایج است؟
با توجه به تعاملاتی که ما با شهرکهای سینمایی جهان داریم، اساسا آثار آن سوی آب، در شهرکهای سینمایی ساخته میشوند، حتی هالیوود هم عمده تولیداتش را در شهرکهای مختلف سینمایی انجام میدهد.
یعنی در آنجا هم تلاش میشود با مصالح ماندگار دکور بسازند و از آن استفاده کنند؟
بله. اساسا به این دلیل در شهرکهای سینمایی کار میسازند که در جاهای دیگر امکانات نیست. یعنی این امکانات در جای دیگر به این سهولت در دسترس نیست. مثلا طرحی در شبکه 3 سیما قرار است ساخته شود به نام سرزمین نجیبزادگان که فعلا در مراحل اولیه گفتگو هستیم. برای بخشی از این کار باید بهارستان قدیم ساخته شود. الان سر در بهارستان و مجلس قدیم موجود است، ولی چه کسی میخواهد برود آنجا برنامه بسازد؟ در آن شلوغی در آن ترافیک! اصلا آیا به آنها اجازه کار داده میشود؟ آنها راضی شدهاند که تمام آن دکورهای موردنیازشان را در شهرک بازسازی کنند، به این شرط که تحتنظر ما و با مصالح و مواد ماندگار دکورها را بسازند.
اما بحثی که اینجا به وجود میآید لو رفتن بصری این لوکشینهاست. لوکشینهایی که برای سریال هزاردستان طراحی شدهاند برای خود آن اثر فوقالعاده و مثالزدنی بود و خیلی خوب هم جواب گرفت، اما وقتی آثار دیگری در محدوده این لوکیشن ساخته شدند با همه تمهیداتی که به کار رفت باز به ذهن، همان کار اول یعنی هزاردستان را متبادر میکرد در حالی که ممکن است فضای داستانی آثار دیگر با هزاردستان متفاوت باشد. برای این که مخاطب ما احساس همگنی کمتری بین آثار ساخته شده در این لوکشینها بکند، شما چه کردهاید؟
این به هنر تهیهکننده، کارگردان و طراح صحنه برمیگردد. وقتی طرحی به اینجا میآید ما در روند تولید آن دخالت نمیکنیم. این تغییر و تحول به عهده ما نیست. مثلا اگر طرحی بیاید لالهزار قدیم را کار کند، میخواهد یک سردر قدیم را بگیرد قاعدتا این که موجود است را به همین شکل استفاده نمیکند.
حداقل تصحیح و تعدیل را انجام میدهد. مثلا طاقی سردر را برمیدارد و زاویهدار میکند. حتی اگر هیچ کاری انجام ندهد حداقل رنگ آن را تغییر میدهد.
با وجود این مدیریت شهرک غزالی در طول این سالها تمهیدی اندیشیده که این همگنسازی کمتر اتفاق بیفتد و مخاطب احساس کند دارد تصویری تازه میبیند. شما میگویید نقش مهم در این قضیه را کارگردان، تهیهکننده و طراح صحنه دارد ولی احساس میکنم بخشی از این ماجرا به هر حال متوجه شما باشد.
مسوولیت این موضوع به ما برنمیگردد، چون مسوولیت ما تنها ارائه خدمات به طرحهای تولیدی است. دیگر در کیفیت کارها ما دخالت نمیکنیم.
اصلا در این چند سالی که از ساخت شهرک میگذرد، ساخت و سازی از ناحیه شما انجام شده است؟
چون برای شهرک یک مدیریت مستقل در نظر گرفته نشده و به طبع آن تعریف نشده است که یک سری کارها را انجام دهد، آماده کند و در اختیار طرحها قرار دهد. شهرک یک فضای موجود بوده است که از امکانات، به پروژههای در حال ساخت خدمات ارائه میکند. وقتی یک طرح میخواهد دکورش را در یک زمین اجارهای بسازد که قاعدتا ماندگار هم نیست ما پیشنهاد میکنیم آن طرح دکورش را در زمینی که در اختیارش قرار میدهیم، بسازد. اجاره زمین هم نمیخواهیم. به این شرط که نظر ما را تامین و از مصالح ماندگار استفاده کند. بعد هم دوستان هنری و حرفهای این کار، پیگیرند که چنین اتفاقی در شهرک بیفتد. الان متاسفانه یک رویه غلطی که در سازمان طی میشود این است که طرحها متمرکز نیستند.
یعنی چی؟
یعنی اینکه طرحهای مختلف تلویزیونی ملزم نیستند که حتما در شهرک کار کنند. نه اینکه حالا ما از همه طرحها بخواهیم بیایند در اینجا کار کنند، چون این حرف اصلا معقول نیست.
شما تسهیلات دادهاید و آنها نیامدهاند؟
تسهیلات ما این بوده که در حد بضاعتمان اطلاعرسانی کنیم.
پس چرا بعضی طرحها در شهرک ساخته نشدهاند؟
برای اینکه استقلال بیش از حد به شبکهها و گروههای تولیدی داده شده است. الان تهیهکننده طرحی به شبکهها میدهد. پس از تصویب اگر دوست داشته باشد به شهرک سینمایی میآید و اگر نه هم، خب نمیآید!
آخر یک مسالهای هم اینجا هست و آن میزان اجاره شهرک و لوازمی است که در اختیار گروهها قرار میگیرد.
هرجور که شما حساب کنید باز من به شما میگویم به نفع آنهاست که طرحشان را در شهرک تصویربرداری کنند. من از فضای تولید دور نیستم چون شغل تخصصی من تولید است. طرف میرود یک سوله میگیرد بعد در برآوردش میگوید من اینقدر برای اجاره سوله دادهام.
شما اینجا چند سوله برای کار دارید؟
ما سولهای که به عنوان ضبط کار استفاده شود، نداریم. چون باید ببینیم چه تعریفی میخواهیم از امکانات داشته باشیم. ما هیچوقت از برنامهسازان نمیخواهیم بیایند از اینجا برنامه زنده اجرا کنند، مگر موارد استثنا. چون همهچیزها با هم جمع نیست، اما اگر از نظر فنی بخواهیم به موضوع نگاه کنیم باید بگویم شهرک شرایط پخش برنامههای زنده را ندارد.
ولی دکور طرحهایی که در جاهای مختلف ساخته میشود و بعد هم قرار است خراب شود و برآورد آن برفرض 60 میلیون تومان شده، خب اگر این دکور در شهرک ساخته شود، علاوه بر اینکه پابرجا میماند دیگر طرحهای تلویزیونی هم میتوانند از آن استفاده کنند. برای سریال «نردبامی بر آسمان» دکورهای شهر سمرقند، کاشان، رصدخانه و... ساخته شده است.
طرحی که چند ماه صرف دکور زدن آن میشود قاعدتا بهتر است در شهرک انجام شود. به هر حال جزو اموال بیتالمال میشود. در حال حاضر یکی از دغدغههای ما این است که از دکورها خوب محافظت شود تا ما بتوانیم خوب ارائه خدمات کنیم.
در حال حاضر شهرک سینمایی یکجورایی شبیه موزه شده است...
تقریبا همینطور است.
خب آیا این موضوع یعنی موزه شدن شهرک سینمایی، درجاهای دیگر دنیا هم عرف است؟
بله. در همهجا این روال است. در همه شهرکهای سینمایی، یک بخشی به بازدید از روند تولید آثار اختصاص دارد.
این شهرک سالها پیش ساخته شده وضعیت ترمیم و مرمت این آثار به چه شکلی است؟
متاسفانه هیچ هزینهای در این باره در نظر نگرفتهاند، فقط عوامل طرحهایی که در آن کار کردهاند، بنا به ضرورت تعمیراتی نیز انجام دادهاند؛ ولی ما باید به این سمت برویم که برای حداقل حفظ این گونه مکانها هزینه بکنیم.
باید بودجهای برای نگهداری و حفظ اینجا تخصیص پیدا کند. ما کی و کجا میتوانیم دوباره لالهزار را بسازیم؟ برای چی میگویم طرحها اقبال دارند که دوباره در این فضا کار کنند؟ چون چنین مکانی در جای دیگر وجود ندارد.
بزرگترین دلخوری تهیهکنندگان و گروههای تولید از شهرک غزالی به نظر شما چه چیزهایی هست؟ اگر نخواهیم حرف یکطرفه زده باشیم.
معمولا گلایه همیشه هست. از این باب که شرایط برای ساخت یک کار خاص فراهم نمیشود؛ ولی من سعی کردم دغدغه تهیهکنندگان و بازدیدکنندگان را کمتر کنم.
خب آن دغدغهها چه چیزهایی است؟
دغدغههایی که دارند، این است که اطلاعات مناسبی از شهرک ندارند، یعنی ممکن است تهیهکنندهای رفته برای پروژهای هزینه کرده؛ ولی وقتی وارد شهرک و متوجه امکانات آن شده، تازه فهمیده که میتوانسته است با هزینه به مراتب کمتری کار را به فرجام برساند؛ ولی اطلاع نداشته است. همهاش هم مربوط به ما نیست. سازمان و متولیان امر هم به فکر این کار نبودند. حداقلش این است که گروههای تولیدی هر شبکه بدانند در شهرک سینمایی چه امکاناتی وجود دارد. در گذشته اینجا تعدادی مشکلات ساختاری داشته که کاملا طبیعی است.
الان بهتر شده؟
فکر میکنم الان خیلی بهتر شده، چون ساختار جدیدی که برای شهرک تعریف شده، با گروههای فنی و تولیدی سازمان متمرکز شده است که وظیفهاش سرویسدهی به طرحهای تولیدی است. این روند اگر ادامه داشته باشد و سطح اطلاعرسانی مطلوب باشد، فکر میکنم به سمت شرایط ایدهآل حرکت بکنیم.
با توجه به حجم مراجعان مختلف اعم از هنرمندان و بازدیدکنندگان، وضعیت سرویسهای پذیرایی در اینجا چگونه است؟
امکانات رفاهیای که در شهرک وجود دارد، شامل گراند هتل، رستوران و تالار پذیرایی است که حالا به بخش خصوصی واگذار شده و ظهر و شب به مراجعهکنندگان عادی سرویس میدهد و مراسم عروسی، جشن عقد و جشن تولد نیز در این مکانها برگزار میشود.
زمزمههایی شنیده میشد که قرار است شهرک غزالی به جای دیگر منتقل شود.
این حرفها از قبل بوده، ولی در حال حاضر اصلا چنین بحثهایی نیست و تایید حرف من هم این است که در حال حاضر طرحهای خیلی خوبی به اینجا میآید تا کار شود. طرحهایی که شاید تنها تولید دکور آنها یک سال طول بکشد اگر قرار بود این اتفاق بیفتد، جلوی این روند را میگرفتند و دیگر این که این مجموعه به مرکز تولید و فنی سیما منتقل شده است.
این زمزمهها از زمان آقای لاریجانی بود و اتفاقا چند جا را هم برای آن انتخاب کرده بودند، ولی اتفاقی نیفتاد.
آیا این زمزمهها به دلیل پیشنهاد همسایه کناری شما، یعنی شرکت سایپا بود؟
آن اتفاق هم نیفتاد.
چه اتفاقی؟
بحث این بود که شرکت سایپا پیشنهاد خرید این مکان را داده است. من فکر نمیکنم این اتفاق بیفتد، آن هم به این دلیل که شهرک سینمایی در مجاورت مجتمع مسکونی صداوسیما قرار دارد و از طرف دیگر، به انبارهای سازمان و چاپخانه روزنامه جام جم منتهی میشود. اگر بخواهد این اتفاق بیفتد، باید کل این منطقه را واگذار کنند.
هزینههای فعلی شهرک شامل چه چیزهایی است؟
ما تنها هزینههای جاری داریم. اگر هزینههای عمرانی را پیش از این به مجموعه بالاتر از خودمان ارجاع میدادیم که انجام میشد. اما در شکل جدید منتظریم ببینیم دوستان چه تصمیمی برای ما میگیرند. آقای ضرغامی هم طی بازدیدی که از پروژه نردبانی بر آسمان داشتند، قولهای خوبی به ما دادند.
برخی دکورها به دلیل گذشت زمان دیگر قابل استفاده نیستند. سازوکار تخریب این دکورها به چه شکل انجام میگیرد؟
با هماهنگی این اتفاق میافتد. همانطور که گفتم، خرابههای سریال گرگها در اختیار سریال کلاه پهلوی قرار گرفت و آنها در محل خرابهها دکورهای خود را ساختند. یعنی این اتفاق به شکل طبیعی میافتد؛ الان ما چند لوکیشن داریم که دیگر قابلیت استفاده ندارد و لازم است تخریب شود.
اگر همه آثاری که نیامدند در شهرک غزالی، به طور همزمان میآمدند در شهرک سینمایی آیا این شهرک بضاعت این را داشت که پذیرای همه این طرحها باشد؟
همانطور که گفتم، توقع ما این نیست که همه طرحها در اینجا کار انجام دهند. ولی دوستان که در ردههای بالای تولید تصمیمگیری میکنند، کارشناس این کار هستند. آنها باید موقعیت را بسنجند که اگر بر فرض دکوری برای طرحی ساخته میشود، در آینده چقدر امکان دارد ما باز از آن فضا استفاده کنیم. ما در حد بضاعت از طرحها استقبال میکنیم. به وسیله کارشناس و کارگروه میسنجیم چقدر احتمال دارد از آن دکور برای ساخت پروژههای دیگر استفاده شود.
ما باید به این سمت برویم که شهرک سینمایی فقط اسمش شهرک سینمایی نباشد. در یکی از بولتنهای خارجی خواندم که شهرک سینمایی جایی است که شما با فیلمنامه وارد آن میشوید و با حلقههای آماده نمایش فیلم از آن خارج میشوید. ما باید حداقلها را در شهرک سینمایی تهیه کنیم.
الان شهرک غزالی از چند درصد توان و ظرفیتش استفاده میکند؟
شاید 80 درصد. بضاعت ما اندک است، اما استقبال زیاد است.
به عنوان مدیر شهرک سینمایی تا چه اندازه میتواند دغدغههای تهیهکنندگان که بخش عمدهای از آن مالی خواهد بود را کم کند؟
من خودم بتنهایی هیچ جور! یکدست صدا ندارد. من مدیر مجموعهای هستم که امکاناتش مشخص است. من دغدغههای تولید را میدانم. الان مشکل طرحهای سازمان این است که شهرداری دیگر اجازه تصویربرداری در پارک به آنها نمیدهد. وزارت بهداشت اجازه تصویربرداری در بیمارستانها را نمیدهد و نیروی انتظامی نیز تصویربرداری در کلانتریها را ممنوع کرده است. اگر دقت کرده باشید، همه از دکور استفاده میکنند. ما که این دغدغه را میدانیم، چقدر خوب است بیاییم یک شهر امروزی در شهرک بسازیم.
با همه اینها شما چه کاری میتوانید انجام دهید که گروه تولید فشار کمتری را متحمل شوند؟
از نکاتی که من همیشه به آن انتقاد داشتهام، باز بودن بیش از حد دست تهیهکننده است. چرا باید دست یک تهیهکننده اینقدر باز باشد؟ ما الان انبارهای سهگانه لباس داریم که نسبتا کامل است و متعلق به صدا و سیماست اما تهیهکننده ملزم نیست از انبار ما لباسش را اجاره کند، میرود مثلا از انبار فارابی لباس اجاره میکند و تهیهکننده دیگری میرود از دوستش اجاره میکند. ما باید او را ملزم کنیم که در حد بضاعت موجودی و توان ما از وسایل انبارهای ما استفاده کند.
خب شاید قیمتهای پیشنهادی شما با این جاهایی که گفتید متفاوت باشد.
قیمتهای ما در مقایسه با جاهای دیگر بسیار مناسب است.
شهرک غزالی با یک ذهنیت از پیش تعیین شده شکل نگرفت و همه چیز به مرور فراهم آمد و امکانات محدودی دارد که دیر یا زود هم اشباع خواهد شد. نظرتان درباره ساخت یک شهرک سینمایی با استانداردهای روز چیست؟
اگر این اتفاق از ابتدا میافتاد، خیلی بهتر بود غلط مصطلحی که باب شد، این بود که اینجا را به عنوان شهرک سینمایی دیدند، ولی شاید 90 درصد کارهایی که در اینجا ساخته شد، آثار تلویزیونی بود. ما شهرک تلویزیونی سینمایی هستیم. جالب است بدانید هالیوود و بالیوود که بیشترین فیلم دنیا را تولید میکنند، شهرکهای متعدد سینمایی دارند که بیشتر آنها هم خصوصی است. یکی از دغدغههای من حتی پیش از این که مدیر این شهرک شوم، همین بوده که ما به هر حال به یک شهرک سینمایی استاندارد که جوابگوی طرحهای متفاوت باشد، سخت نیازمندیم.
پرکردن خلاء پیکره سینما
حالا دیگر از لوله تفنگ رضا تفنگچی هرمگرمایی برنمیخیزد، شعبان استخوانی به ضرورت روزگار جامه عوض نمیکند و وارد بازیای نمیشود که فرجامش را نمیداند، فرمانفرمای متفرعن دیگر یکباره سر نمیرسد تا نان آجر شده مردم را روی پیشخوان بگذارد و ابوالفتح کتابچی، مسلولی که در اندیشه جامعهای آزاد است، از سنگفرشی که زمانی لوطیان و عیاران از آن میگذشتند عبور نخواهد کرد و علی حاتمی دیگر با توده تصاویری که حالا حکم خاطره گم و از دست رفته همه ما را یافتهاند، ذهنها را مشغول نمیکند؛ اما شاید نسیمی که بوته خاری را از این سوی خیابان لالهزار شهرک سینمایی غزالی به آن سو میبرد شهادت دهد که چه میزان انگیزه و شوق برای ذرهذره آن صرف شده است.
خیابان لالهزار، کوچه ملی، میدان توپخانه، ساختمان شهرداری، گراند هتل، جواهری قازاریان، خشکشویی و... شاید همه آنجاهایی نباشد که هزاردستان را در ذهن ما متجلی کند، اما جزو به یادماندنیترین مکانهایی است که ما از این سریال در خاطره داریم.
زمانی که مرحوم علی حاتمی طرح سریال هزاردستان را به رشته تحریر درآورد خلائی بزرگ در پیکره سینما و تلویزیون نمایان شد و آن چیزی نبود، جز نبود مکانی مناسب که بتوان در آن دکورهای مربوط به زمانها و مکانهای مختلف را به وجود آورد. از همین جا بود که طرح ساخت شهرک سینمایی توسط علی حاتمی و مرحوم ولیالله خاکدان شکل گرفت.
برای این کار ابتدا عکسهایی از خیابانها، محلهها، کوچه پسکوچهها، عمارتها و ساختمانهای مختلف تهران تهیه شد و از آنجا که شهرک سینمایی ایتالیا چینه چیتا از مهمترین شهرکهای جهان بود، مرحوم علی حاتمی عکسها و اسناد گردآوری شده را به آنجا برد و براساس آن طرحها و تابلوها نقشه یک صدم ترسیم و ماکتی ساخته شد و در اسفند سال 1358 کار ساخت دکورهای سریال در زمینهای شهرک مسکونی غزالی شروع شد.
بعدها و با گذشت زمان فیلمسازان دیگر هم رفته رفته پایشان به شهرک باز شد. تهران قدیم، کوفه، اورشلیم، تکیه دولت، قلعه میرقباد، شهر هرات، کاشان، رصدخانه سمرقند و شهر سامان و بازار تهران قدیم از کارهای مختلف باقی ماندهاند.
مهدی غلامحیدری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم